Sep 10, 2007

بسیج فرهنگیان مسئول سرکوب"اعتراضات"معلمان شد/کانون دفاع از زندانیان سیاسی در تبعید


معاون اطلاعات نیروی مقاومت بسیج همچنین با اشاره به آنچه «سرمایه‌گذاری دشمن بر اختلافات در حوزه‌های مختلف درباره برخی اختلافات صنفی» خواند، گفت: برخی کانون‌های صنفی صرفا با هدف سیاسی تشکل شده و ربطی به مسائل صنفی ندارد؛ چرا که کانونهای صنفی به دنبال اغتشاشات صنفی هستند. وی همچنین با اشاره به دستگیری برخی اعضای کانون صنفی معلمان در سال گذشته و طرح این ادعا كه«معلوم شد یکی از آنها با منافقان ارتباط داشته است»، گفت: این کانون تمامی چالشهای آموزش و پرورش را برای ایجاد بحران به طور جدی در کشور دنبال می‌کند. معاون اطلاعات نیروی مقاومت بسیج همچنین با اشاره به وجود چالش‌هایی در آموزش و پرورش گفت: برخی مطالبات هنوز پرداخت نشده است.



وی خطاب به روسای کانون‌های بسیج فرهنگیان گفت: حوزه فرهنگیان به شما بسته است؛ چرا که باید اوضاع را رصد و حوزه استحفاظی خود را کنترل کنید و اگر با عاملان برخورد جدی شود، قشر فرهنگی قشر شریفی است. چنانکه در تجمعی که با حضور 4 هزار نفر در تهران داشتیم، 5 درصد جمعیت هم از شعارهای سیاسی تبعیت نکردند؛ چرا که بیشتر آنها برای حل مشکلات اقتصادی آمده بودند. وی مدعی شد: در اكثر استانها گروههای رقیب سیاسی به کانون وصل شده بودند كه برنامه‌ها و جلسات هفتگی‌شان را توسط گروههای رقیب اجرایی می‌كردند.

مدافعان حقوق برابر در اعتراض به لایحه جدید خانواده/گزارشگران

طومار امضای بیش از 2000 تن از مدافعان حقوق برابر در اعتراض به لایحه جدید خانواده : این لایحه را از دستور خارج کنید



مجلسیان ! این لایحه را از دستور خارج کنید

با آغاز سومين سال فعاليت دولت نهم، هيئت دولت لايحه اي را تحت عنوان "حمايت از خانواده" به منظور بررسي و تصويب به مجلس شوراي اسلامي فرستاده است. اين لايحه بنا به ادعای ارائه دهندگان اش به دليل «لزوم تطبيق قوانین جاری با مسائل روز» و «رفع كاستي ها و نواقص در قوانين موجود ِ حاكم بر نهاد خانواده» پيشنهاد شده است، حال آن که مواد مندرج در لایه چنین ادعایی را رد می کند. این لایحه نه تنها تطبيقي با واقعيات زندگي زنان امروز ايراني ندارد بلكه قوانین پیشنهادی آن عقب گردي 42 ساله را به نمایش می گذارد.

در شرايطي كه جامعه ایران بیش از گذشته بر ضرورت استقرار قوانین عادلانه و انسانی تاکید دارد و در حالی که زنان و مردان عدالت طلب بسیاری حول حرکت های دسته جمعی (از جمله کمپین یک میلیون امضاء) برای تغییر قوانین تبعیض آمیز تلاش می کنند و به قوانين نابرابر و ظالمانه ای چون ديه، ارث، شهادت اعتراض دارند و خواهان وضع قوانین عادلانه و برابر در ازدواج، طلاق، سرپرستي فرزند، تابعيت، خروج از كشور و نیز لغو چند همسري (تعدد زوجات) هستند، متاسفانه ماده 23 اين لايحه پيشنهادي، نه تنها به شان و كرامت انساني زن توجهي نكرده و خواستار منع تعدد زوجات نشده است بلكه در عملي تعجب برانگيز یک گام هم به عقب برگشته و حق اجازه همسر در ازدواج مجدد مرد را که پیش از آن در قانون وجود داشته از زن سلب كرده و انجام آن را تنها منوط به تمكن مالي مرد و تعهدی «بدون ضمانت اجرایی» از سوی مرد بر اجراي عدالت بين همسران دانسته است!

لایحه نویسان قانون خانواده به واقع این لایحه را برای مردان نوشته اند نه زنان، چرا که چنانچه مجلس شوراي اسلامي لايحه پيشنهادي دولت را تصويب كند مردان فرصت طلب براحتی می توانند تنها با پرداخت مهريه همسر خود، و سپردن تعهدي ضمني بر اجراي عدالت بين همسران، زن ديگري اختيار كنند در حالي كه هنوز ازدواجي رخ نداده است و معلوم نيست قاضي از چه طریق قرار است پي به عادل بودن مرد ببرد. این درحالی است كه در شهرهاي كوچك و دور افتاده و روستاها به دليل تسلط مردان بر زندگي زنان و ناچيز بودن مهريه آنان، مرد مي تواند به راحتي مهريه را پراخت كرده و زن مجبور است بدون داشتن حق طلاق و حتي حق اعتراض، به زندگي تحقیر شده خود ادامه دهد. به راستی دولت مردان بر اساس كدام منطق و عقلانيتي چنين لایحه ای را در جهت «تحكيم بنيان خانواده» و «تطبيق با واقعيات روز» دانسته اند؟ به واقع، این چه لایحه ای است که معیارهای انسانی را با میزان های مالی شوهران می سنجد و به جای آنکه برای کاهش پیامدهای بی حقوقی زنان مثلا در نداشتن حق طلاق، تدبیری بیاندیشند دغدغه افزایش حقوق غیرانسانی مردان را دارد؟!

لايحه ی به واقع " حمایت از مردان خانواده" نواقص متعدد ديگري هم دارد. از جمله در ماده 25 آن ذكر شده است وزارت اقتصاد و دارايي موظف است سالانه مبلغي را به عنوان مهريه متعارف اعلام كند و از مهريه هاي بالاتر از حد معمول در هنگام ثبت ازدواج، به صورت تصاعدي ماليات وصول نمايد. اين بدان معناست كه از اين پس عروسان جوان در مقابل نداشتن حق طلاق و اجازه ازدواج های مجدد و بی قید و شرط برای مردان، مجبور خواهند بود براي مهريه اي كه هنوز دريافت نكرده اند و معلوم هم نيست تا پايان زندگي مشترك آن را دریافت خواهند کرد یا نه، در زمان عقد، ماليات مهريه خود را به دولت پرداخت نمايند.

ماده 2 اين لايحه حضور سه قاضي را در دادگاه خانواده الزامي و حضور قاضي زن را «حتي المقدور» دانسته است در نتيجه زنان تحقیرشده و رنج كشيده در دادگاه مجبور خواهند بود در مقابل سه قاضي مرد از دردها و انواع فشارهاي زندگي مشترك خود سخن گويند و از شخصي ترين مسائل زندگيشان پرده بردارند تا شايد بتوانند در مقابل مردان قاضي از حق خود دفاع كنند. از این رو پرسش این است که چگونه مي توان به سادگي از كنار تمام ناگفته هاي سر به مهر اين زنان مظلوم و بي دفاع در دادگاه گذشت و ادعاي عدالت و قضاوت داشت؟

براساس ماده 22 لايحه پيشنهادي، ثبت ازدواج موقت (صیغه) كماكان الزامي نيست و تابع آيين نامه اي خواهد بود كه موکول به تصویب وزیر دادگستری در آينده ای نامعلوم است. آيين نامه اي كه معلوم نیست چيست و حداقل تا زمان تصویب همچنان شاهد گسترش تعداد هرچه بیشتر زنانی خواهیم بود که هیچگاه نمي توانند ثابت كنند همسري دارند و نیز زندگی پررنج كودكاني را نظاره خواهیم کرد كه شناسنامه نخواهند داشت و البته مرداني را خواهیم دید كه بی رحمانه و بدون هیچ بازخواستی زندگي زنان را به آتش مي كشند.

متاسفانه در نظام حقوقي موجود كشور ما، واحد انسانی مرد است و حق و حقوق انساني زن نيمي از حقوق يك مرد تعريف شده است. سایه اين قوانين تبعیض آمیز در زندگی زنان جامعه پهناورمان از قوميت ها، زبان ها و مذاهب مختلف گسترده است و بحران آفرین، و خانواده های بسیاری (به ویژه از طبقات محروم) را متلاشی کرده و می کند. با این وجود دولتمردان ایرانی به جای راه حل منطقی و عادلانه برای بهبود این وضعیت نابسامان، با ارائه لایحه ای غیرانسانی به مردان صاحب ثروت و قدرت امکان بهره گیری از این اختیارات غیرانسانی اما قانونی را داده اند و گویی مصمم شده اند که حرمت و کرامت زنان و مادران سرزمین خود را تا آن جا که می توانند به خفت و حقارت بکشانند، انگار قانون تعدد زوجات کنونی که خود تحقیر مکرر زنان است کافی نبوده که دولتمردان ما آستین همت برای تشدید این تحقیر بالا زده اند. این درحالی است که انتشار خبر این لایحه در افکار عمومی چنان وحشت و سردرگمی در میان خانواده ها باعث شده که از هم اکنون زنگ خطر را برای هر ایرانی آزاده و مدافع حقوق برابر، به صدا درآورده است.

از این روست که ما امضا كنندگان اين بيانيه ضمن اعلام اعتراض شديد خود به وجود قوانين تبعيض آميز به ویژه قانون تعدد زوجات، خواستار لغو بدون هیچ قيد و شرط این ماده قانونی هستيم و اعلام مي كنيم چنانچه مجلس شوراي اسلامي لايحه جدید پيشنهادي را از دستور كار خود خارج نكند، دست به اقدامات جدي تري خواهيم زد. اگر روزی این لایحه در صحن مجلس مطرح شود، بی شک نمایندگان مجلس بدون حضور و صدای عدالت طلبانه ما در مقابل مجلس، آن روز را نخواهند گذراند.

اسامی به ترتیب حروف الفبا (بر اساس نام کوچک):

آبتين صراحي‌طلب / آتنا گرگانی / آتوسا قرابیگلو / آتوسا مجتهدی / آتیه لیاقی / آذر اسدی کرم / آذر حسين دخت / آذر دهقانی / آذر شاه مرادي / آذر عطاري / آذر محرابی / آذرمیرزا پور / آرارات راطوسيان / آرزو صادقي / آرزو مختاريان / آرزو مدنی / آرزو مهیمنی / آرش اكبري نيا / آرش بهمنی / آرش بیژن زاده / آرش پرويز / آرش حسن‌نيا / آرش خاندل / آرش شکرلو / آرش قهقايي / آرش كريمي / آرش مولانایی / آرش هشت رودي / آرش کاویانی / آرش یدالهی نیا / آرشام پارسي / آرمان شفیعی / آرمان ميهن دوست / آرميتا بيات / آرمين امير لو / آريا عبيدي / آزاد روشنی / آزاده بکاهی / آزاده ثبوت / آزاده حبيبي / آزاده حسن‌نيا / آزاده حمدحسين / آزاده رحماني / آزاده رحيمي تهراني / آزاده سرودی / آزاده محمديها / آزاده مولوی / آزاده کراری / آسیه امینی / آفاق نصر / آفرين علوي / آماندا ميهن دوست / آمنه شيرافكن / آناهيتا آقاخاني / آناهيتا آقايي / آناهيتا پاشاپور اميري / آناهيتا رحيمي / آناهيتا يار محمدي / آناهیتا رزاق / آناهید رمضی / آوا توفیق / آوا نوايي / آویده طباطبایی / آيتك جراحي طلب / آيدا اخوان / آيدا رحمانيان / آيدا رحمانيان / آيدين سالك / آينده آزاد / آیدا روشنفکر / آیدا سعادت / آیدین جهانبخش/ آرش علایی

ابراهيم اميني / ابراهيم مددي / ابراهيم باي‌سلامي / ابوالقاسم کیا / احترام شادفر / احسان الله طهماسبی / احسان تهامی / احسان رمضانيان / احسان صلح جو / احسان قاسمی / احسان كاهه / احسان ملک پور / احسان مهرابي / احسان نوروزي / احمد احمدی / احمد تقوايي / احمد حیدری / احمد رضا حائري / احمد رفيعي / احمد زيدآبادي / احمد فندرسک / احمد قشمي / احمد ملكي / احمد ملكي / اردشیر استاد / اردلان حسيني / ارژنگ شکرلو / ارژنگ علي آبادي / ارشيا خوشفرد / ارشیا نوری / ارمغان سقراط / اسماعيل اسماعيل زاده / اسماعيل شبان / اسماعيل ناطقي / اسماعیل آزادی / اسماعیل ساوری / اشرف خسروی / اشکان دوستی / اصغر نعمتی / اعظم ابطهی / اعظم السادات هاشمی / اعظم خاتم / اعظم خطیبی / اعظم عفتي / اعظم مرادی / افرا شکرلو / افروز مغزی / افسانه افزونی / افسانه برزویه / افسانه بلوچي / افسانه جمشيد لو / افسانه رحيمي زاده / افسانه رستمی / افسانه زند مير الوند / افسانه شيرزاد / افسانه مدبر / افسانه نوذری / افسانه وفائي / افسر جودکی / افسون ستایش / افشین جمالی / اقبال اقبالي / اقدس اميني / اقدس مرعشی / اقدس مومنی / اكبر اميني / اكبر عطري / اكبر گنجي / اكبر ناصر بخت / اكرم حسني / اكرم دادخواه / اكرم رحيم اف / اكرم زندي / اكرم لطفي زاده / اکرم اسانلو / اکرم اقبالی / اکرم السادات خدیو / اکرم بیگی / اکرم حاج امینی / اکرم عزیزی / اکرم موقری / اکرم مینویی / البرز انواری / المیرا علی حسینی / الناز انصاري / الناز مظاهري / الناز ناطقي / الهام اسماعیلی / الهام اشرفپور / الهام الله يارغني / الهام امیری / الهام ايلامي / الهام بافتی / الهام برنجيان / الهام ثبوت / الهام جابري / الهام حاج صادقی / الهام زارع زاده / الهام صمد اصفهاني / الهام طاهري / الهام عابديني / الهام غني پور / الهام قيطانچي / الهام كاهه / الهام محمدي / الهام محمديان / الهام محمدپور / الهام ملک پور / الهام وطن خواه / الهام يزدانيان / الهه اخوان / الهه امانی / الهه اکبری / الهه بشيري نژاد / الهه سجودي / الهه سروش نیا / الهه شريف پور (هيكس) / الهه صادقي / الهه صدر / الهه ضيائي پور / الهه عصاران / الهه مبيني / الهه موسی اکبری / اليرا فرهنگي / الیاس خلج / الیز ساناساریان / اميد ايران مهر / اميد سرخي / اميد مدني / امير ابراهيمي / امير اميرقلي / امير راعي‌فرد / امير رضا يوسفي / امير عليزاده / امير گائيني / امير محمد فرهادي / امير مسعود كرماني / امير نورمندي / امير يعقوبعلي / امينه كلاهي / امید مدنی / امید نعمتی / امیر پورنصر / امیر حسین ایرجی / امیر خالقی / امیر شیخ / امیر یوسفی / امیرحسام صلواتی / امیرعباس نخعی / انسيه ساكتي / انسیه محرمانی / انوشه اخوان / انوشه واعظی پور / ایران سلطانی / ایراندخت فامیلی / ایرج زرکلامی / ایمان معمار / ايرج جواهری / ايلقار صمد زاده / ایثار پوراسلامی / ايمان احمدي / ايمان خسروي

بابک احمدی / بابک احمدی پور / بابك بيات / بابك خدرلي / بابك سليماني / بابك ميهن دوست / باربد گلشيري / باقر صارمی / بتسابه پسنديده / بتسابه نبي ييان / بدرالسادات مفيدي / بدري وليان / برسابه یزدان پناه / بتول دولتخواه / بتول رکاب دار / بتول غني ور / بنفشه آزادي نژاد / بنفشه بندعلي / بنفشه حجازي / بنفشه رمضاني يگانه / بنفشه فقير / بنيامين ميهن دوست / بهار حسيني / بهاران نوذری / بهارك رمضاني يگانه / بهاره ابراهيمي / بهاره اميري / بهاره امین / بهاره فامیلی / بهاره مرادی / بهاره مهاجری / بهاره میرزاحسین / بهاره آزادي / بهارک کشاورز / بهجت حاج حسيني / بهجت داداشی / بهداد بردبار / بهدخت آشوری / بهرام امیری / بهرام دزكي / بهرام سپاسگزار / بهرام فیاضی / بهرام واحدی / بهروز توکلی / بهزاد اسلامي مسلم / بهزاد توفیقیان / بهزاد لاهور پور / بهزاد مهراني / بهزاد مهیمنی / بهشته فارغی / بهمن آزادي / بهمن امير حسيني / بهمن ایرانی / بهمن قهرمانی / بهمن محمدي / بهمن نيرومند / بهناز مختارطرقی / بهناز مختاری / بهناز مهرانی / بهنام دارايي‌زاده / بهنام کیانی / بيتا طاهباز / بيژن پيرزاده / بيژن مشاور / بيژن نعيمي / بیزن مسجدی / بیژن امیری

پارسا سرمدي / پارسا كرمانيان / پدرام يوسفي / پرتو نوری علا / پرستو اله ياري / پروانه پرهيزكار / پروانه تنگ شکر / پروانه راد / پروانه ناطقی / پروانه وحيد منش / پروشات شکرلو / پروین اردلان / پروین اشرفی / پروین دخت سرجویی / پروين شوكت / پروین ضرابی / پروين قائم مقامي / پری صادقی / پور پريا حيدري / پریا رضایی / پريسا اديب زاده / پریسا روشنفکر / پریسا کاکایی / پریسا مرعشی / پریسا نوذری / پريش پهاكين / پریشاد تهرانی / پريناز اتابكي / پریناز بهبهانزاده / پریوش نوروز / پژمان خرسند / پگاه سجادی / پويا پويايي / پویان تحویلداری / پويش عزيزالدين / پویه مددي / پيام ابوطالبي / پیمان سید حسینی / پیمان مجتهد پور / پیمان محتشمی / پيمان مقدم / پیمان میدانی / پیمانه خدابنده لو / پارسا سرمدي / پانته آ نظران / پانته آ كرد / پرن قجاوند / پرنيان تاييدي / پرویز نعیمی / پروين بهمني / پروين بيك / پروين حسين زاده / پروين دانا / پروين شاطري / پري اينانلو / پري سبحان / پري مقدم / پری ناز نعیمی / پریا نعمتی / پروانه نعمتی / پریسا بیانی / پريسا ديوان دره اي / پریسا رضوی / پریسا وحیدی راد / پرين كريم زاده / پريوش جام جم / پژهان مختاري / پگاه آهنگراني / پگاه عسگري عراق / پوپك كريمي / پوپك مهاجر / پوريا خسروي / پویا نعیمی/ پويا مددنژاد / پيمان لقايي / پيمان وليزاده

تارا سپهري فر / تارا نجداحمدی / تارا نيازي / تانيا زند مير الوند / ترانه بني يعقوب / ترانه راد / ترانه روستا / ترانه بهرامی / ترانه زنده رودی / ترانه ساسانی/ ترانه تبریزی / تهمينه دولتشاه / تينا چوبين / تورج پارسى / تهمينه سنجري / تينا سلطاني /ترانه امین/ ترانه امیر تیموری

ثريا عزيز پناه / ثريا فاخته / ثريا فلاح / ثریا یعقوبی / ثریا بهرامی/ ثریا باباخانی / ثمانه صفريان / ثمانه قدرخان / ثمره رضايي شيرين / ثمين نورمحمدي / ثمينا رستگاری /

جادی میرمیرانی / جاوید پاینده / جعفر پناهي / جعفر شرف / جعفر منیعی / جلال سجادی / جلوه جواهري / جمال جمشيدي / جمشيد صفايي / جمشيد عرفاني / جمشيد قراجه داغى / جميله صفري / جواد دليري / جواد صفوی زاده / جواد غارايي / جواد لگزيان / جواد موسوی خوزستانی / جوانه جواهری / چيدن وثيق

حامد بذر افکن / حامد توفيق / حامد صابری / حامد قهرمانیان / حامد مصطفوی / حبيبه پارسا منش / حديث جاوداني / حديث قاسمي / حسام روحاني زاده / حسام فيروزي / حسام محمد حسيني / حسن اسدی / حسن اكبري نيا / حسن بهزادي / حسن درويش‌پور / حسن راستین / حسن رودگر / حسن ظهوري / حسن عرب زاده حجازي / حسن يوسفي‌اشكوري / حسين باستاني / حسين باقر زاده / حسين خانجانخاني / حسين رمضاني / حسين شيبان / حسين كبير / حسين مطلبي / حسين منتظر حقيقی / حسین خسروی مقدم / حسین قاضیان / حسین نامی / حشمت عصاره / حميد افضل / حميد برومند / حميد چمن / حميد رضا اميني / حميد فريد / حميد كاوندي / حميد مقدم / حميد يعقوبي / حميدرضا ابراهيم زاده / حميده آزاد / حميده نظامی / حمید رستمی / حمید شاطری / حمید قهوه چیان / حمیدرضا حسیني / حمیده صمدی / حمیده فرهمندیان / حنیف یزدانی / حوریه حسینی / حوریه خسروشاهی / حوریه میرحسینی / حوریه بهروزی

خجسته دشتستانی / خديجه اسمار / خديجه مهدوي / خديجه مومني / خدیجه داوری / خدیجه شعبانی / خدیجه مقدم / خدیجه شیخ الاسلامی / خدیجه بهرامی / خسرو نسيم پور / خشایار دیهیمی / خورشید عابدین / خيرالله لقايي

داراب حوری / داريا زينال زاده / داريوش تهراني / داریوش اسفاری / داریوش شکرایی / دامون گلريز / داود بادامچی / داود محمدپور / داوود رضوي / داوود مایلی / داوود کرمي حشمت / دل آرام علي / دلارام سيد روهينا / دلارام پورحسن/ دلاور توکلی / دنيا بيگلري / دنیا راد

راحله حسینی / راحله عسگري زاده / راحله ميثم / راحله وکیلی / راضيه لقماني / راضیه غفاری راضیه محجوبی / راضیه مرادی / راضیه میرصفایی / راضیه مهندسی / رامتين كرچكي / رامين اسدي / رامين كريمي / رامین اخلومدی / رامین مسلمیان / رامین موتاب / ربابه جلالی / ربابه گلمکانی / ربابه میرشکاری / ربابه ندري / رجا احمدی / رحمان‌قلي قلي‌زاده / رحيم دانايي / رحیم قابل نژاد / رزا بهمن پور / رزا قراچورلو / رزيتا شهباز كشوري / رزیتا کیا / رسول انجمني / رشيد اسماعيلي / رضا آشفته / رضا بصیری / رضا تهراني / رضا دلبري / رضا رحيم پور / رضا سامانی / رضا سیدی پور / رضا شجاعيان / رضا عارفي / رضا علیزاده / رضا گوهرزاد / رضا مبشري / رضا محموديان / رضا ميمند / رضا والی / رضا کاکاوند / رضا خندان / رضاسرهنگی / رضوان پاشازاده / رضوان مقدم / رضوانه حقيري / رفعت رمضاني / رقيه آبگون / رقيه رزمي / رها بيگ محمدي / روجا بندری / روح الله كلانتري / روح انگيز واهي / روحی افسر / رودابه دولتشاه / روزبه درنشان / روزبه رياضي / روزبه زندی فر / روزبه شفيعي / روزبه ملكي / روزبهان اميري / روزيتا بصيري / روشنک قریشی / رومينا ملكي / رومیصا رهبر / روناك عزيزي / رويا برومند / رويا بهمن پور / رويا سلامتي / رویا صادقي / رويا طحان / رویا پورمجد / رویا حسینی / رویا رهبر / رویا صحرایی / رویا طلوعی / رویا محمدی والا / ريحانه تورنجي / ريحانه قهرمان لو / رکسانا ستایش / ریحانه حقیقی / ریحانه نامدار

زارا امجديان / زانيار احمدي / زري طبائي / زرين كشاورز / زری سالاری / زری شکاری / زری طالبی / زری عرفانی / زكيه مراد / زکیه مستوری / زلال يوسفي / زهرا آذر / زهرا استادعلي / زهرا اسکندریان / زهرا آقایی / زهرا بايرامي / زهرا بيگدلي / زهرا جعقري / زهرا جلالی / زهرا جمالزاده / زهرا جواهری / زهرا خضاب / زهرا درياني / زهرا ربيعي / زهرا زمانی / زهرا سبزه سلطانی / زهرا سلماسی / زهرا سوق / زهرا شعبانی / زهرا صادقي / زهرا طلایی / زهرا علي‌زاده / زهرا علی کردی / زهرا قائم مقامي / زهرا قنبري / زهرا مالکی / زهرا محمدي / زهرا موسی وند / زهرا میرهاشمی / زهرا مینویی / زهرا نجفی / زهرا احمدی / / زهرا هاشمی / زهرا واحد / زهرا ياوري / زهره ارزني / زهره اسد پور / زهره اميني / زهره خوش نمک / زهره رایج / زهره صادقي / زهره عبدالله زاده / زهره عراقي / زهره عطاري / زهره قاسمي / زهره كلانتري / زهره مقدم / زهره مقصودي / زهره مهدوي / زهره نصر الله زاده / زهره ولیدابادی / زيبا گلشني / زينب پيغمبر زاده / زينب روحاني / زينب عباسي / زينت رفتاري / / زیبا لاهیجی / زینب آزیراک / زینب ایزد پناه / زینب چاوشی / زینب نادرلو / زینب کوه گرد/ زهرا صنعیم نیا

ژاله احمدی / ژاله بهنام / ژاله سالاری / ژاله شادي طلب / ژيلا بني يعقوب / ژیلا حسینی / ژیلا مدنی / ژینوس قنبری/ ژانت آفاری

ساجده شریفی / ساچلي افلاكي / سارا اسمي زاده / سارا اكبري / سارا ایمانیان / سارا بیگ محمدی / سارا تاوان / سارا حقيقي / سارا حلم زاده / سارا داودي / سارا داووديان / سارا رضواني / سارا روشن / سارا سعیدی / سارا صادقي / سارا كرمانيان / سارا لقايي / سارا لقماني / سارا محمد زاده / سارا معصومي / سارا معمار نظری / سارا احمدزاده / ساره جهان بین / ساسان آقايي / ساقي حيدري / ساقي لقايي / سالومه حميدي / سامان رسول پور / ساناز الله بداشتي / ساناز اميرختايي / ساناز حيدري / ساناز دهدشتی / ساناز مستوفي / ساناز مهینی / سايه موسوي / سبیکه خورشیدی / سپیده اعلمی / سپهر شکوهی / سپهر لقايي / سپيده بردبار / سپيده خدابنده / سپيده سلامي / سپيده عزيز آبادي / سپيده قدرت / سپيده مجدفريدي / سپیده پورآقایی / سپیده پورموسی / سپیده علمی / سپیده گیلاسیان / سپیده موسوی / سپیده یعقوبعلی / ستار امینی / ستاره حجتی / ستاره سجادی / ستاره هاشمي / سجاد سالك / سجاد شجاعي / سجاد نیکنام / سحر ابراهيمي پور / سحر ابوالقاسمي / سحر احمدي / سحر افاضلي / سحر آیین دار / سحر بني اسدي / سحر روان / سحر سجادی / سحر سعيدا / سحر سيدي / سحر صنیعی / سحر طالبی / سحر غلامي / سحر مرانلو / سحر مفاخري / سحر واثقی / سحرناز سماعی‌نژاد / سرور صاحبي / سروش آریا / سروش مظفر مقدم / سروش نديمي / سروه آقایی / سروه مرادويسي / سعيد احمد زاده اردبيلي / سعيد امامي / سعيد ترابيان / سعيد حبيبي / سعيد شعب الدين طباطبايي / سعيد لنگرودي / سعيد موسوي / سعيد نعيمي / سعيده اسلامي / سعيده اسمي زاده / سعيده اصغري / سعيده بهنام / سعید درویش / سعید رضوانی / سعید نعیمی / سعید کلانکی / سعیده اسدی پور / سعیده اسلامی / سعیده شادابی / سفر سعيد / سكينه بيات / سكينه قنبري / سكينه نور محمدي / سلما شمس / سلماز مقدم / سلمان سیما / سلمان مفخمی / سلمان یگانیه / سليمان محمدي / سلیمان جواهری / سمانه اكبري / سمانه جاویدان / سمانه حسینی / سمانه رشيدي / سمانه شاكري / سمانه فدايي / سمانه فريد / سمانه گلاب / سميرا اكبري / سميرا شمالي / سميه احمدي / سميه جواهري / سميه رضايي / سميه فريد / سميه همتي /سمیرا داداشی / سمیرا مقدم / سمیرا کلهر / سمیه جهان بین / سمیه جواهری / سمیه صفری / سمیه نصیری / سمیه وکیلی / سهراب مهدوی / سهره لاری / سهند عارف / سهيل صديقي / سهيل عقدائي / سهيلا اميني / سهيلا رفيعي / سهيلا مكاري / سهيلا ميرفخرايي / سهيلا وحدتي / سهیل باقری / سهیلا بسکی / سهیلا تنباکوزاده / سهیلا ستاری / سهیلا فیاض پور / سودابه آزاد / سودابه دریا / سودابه سیرجانی / سودابه صادقي / سودابه فرقاني / سودابه قیصری / سودابه كاظم زاده / سوسن سليمي / سوسن طهماسبي / سوسن مستقيم / سوگل اميني / سوگل پوررجب / سولماز تاج محمدي / سولماز حسيني / سولماز خياطي / سولماز دهقاني / سولماز شریف / سولماز صانعی / سونیا احمدی / سونیا غفاری / سيامك طاهري / سياوش باراني / سياوش سعادتيان / سياوش مؤمني / سياوش منتظري / سيد حسين روحاني / سيد سعيد جليلي / سيد فريد حسين زاده / سيلانه علوي / سيما حسين زاده / سيما خانه عنتا / سيما مرتضوي / سيمين حق خواه / سيمين درگاهي / سيمين گرگي / سکینخ خالی فقیلی / سکینه متاعی / سکینه مفخمی / سیاوش حاتم / سیاوش حیدری / سیاوش خاموشی / سید حسن کاظم زاده / سید مهدی احمدپناه / سیدرضی موسوی / سیروس حسینی / سیمین امینی / سیمین بهبهانی / سیمین دها / سیمین مرعشی / سیمین وخشوپور / سیمیندخت فامیلی / سرورمنشی زاده/ سیما یایچی/ سمیه کراری

شادي آزادي / شادي ايماني / شادی شیرازی / شادی صدر / شاهد حلاج نيشابوري / شاهد خلیلی / شايا شهوق / شايسته قدس / شایسته ضعیف السادات / شبنم ابراهيم زاده / شبنم ابراهیمی / شبنم بهرامی / شبنم خرسندي / شبنم فتحي / شبنم فكور / شبنم مفخم / شراره رضایی / شراره فرتوسی / شراره محمدي ميري / شروين آريان فر / شعله شاهرخی / شقايق درنشان / شقايق طيبي / شقایق علیپور / شكوفه صدر / شكوفه فراشي / شكوفه منتظري / شمسي جاويدان / شمسی اکبری / شمسی علیزاده / شهاب آزادی / شهاب الدین شیخی / شهاب فیضی / شهاب ميرزايي / شهرام آقامیر / شهرام شیدایی / شهرام لقايي / شهرام هشت رودي / شهربانو سبزی / شهرزاد افتخار / شهرزاد الياسي / شهرزاد باقری / شهرزاد كاظم‌زاده / شهرزاد هادیان / شهرزاد هاشمی / شهره خليلي / شهره موحدی / شهريار تاري / شهلا ابقاري / شهلا انتصاري / شهلا پور رجب / شهلا جعفریان / شهلا حائري / شهلا حيدري / شهلا شفيق / شهلا شفیعی / شهلا لاهیجی / شهلا مبینی / شهلا محسنی / شهلا مرئی / شهناز زبردست / شهير نجفپور / شهين توانا / شهين حسيني / شهين زينعلي / شهین بایزیدپور / شهین بهبهانی / شهین رضائی / شهین شکاری / شوكت كمالي / شوكت محمد پور / شيده فتحي / شيرين اردستاني / شيرين شاه حسيني / شيرين عنايت نژاد / شيرين مظاهري / شيما اميدي / شيما تاجعلي / شيما شهرابي / شيما فرزاد منش / شيما قاسميان / شيوا آبا / شيوا بديهي نژاد / شيوا طحان / شيوا ملا علي / شکوفه جواهری / شکوه رضوانی / شیدا پورمند / شیدا نیک انجام / شیرانا بهروزی / شیرین حاجیلو / شیرین عبادی / شیرین لواسانی / شیرین محجوبی / شیرین موسوی / شیرین مومنی / شیرین ناجی / شیما خاکی / شیوا دولت آبادی / شیوا متین فر / شیوا نظرآهاری/ شهلا اعزازی

صادق خاموشی / صادق نوابي / صادق نیا / صالح امیری / صالح حسيني لاريجاني / صالح صادقی / صبا روحانی زاده / صبا شکوهی / صدرا عبدالهی / صدرالدین زاهد / صديقه دوشا / صديقه كبريايي / صديقه محمدي / صديقه مددي / صديقه نعمتي / صدیقه دبابی / صدیقه رفيعي نژاد / صدیقه علیمردانی / صدیقه مقدم / صدیقه کاتبی / صدیقه کشاورز / صغرا خضاب / صغرا عقیلی / صغري بيات / صفا پوينده / صفا سراج / صفا طیبی / صفت الله جواهری / صنم دولتشاهی / صنم رشیدی / صنم نیلفروشان / طاهره امجدي / طاهره تقي زاده / طاهره توسکی / طاهره خسروشاهی / طاهره ملكي / طلعت تقی نیا / طنین زارعی / طيبه مصدق / طیبه رحیم بیگی

عادل حسن زاده / عادله رهبر / عادله فرحي / عاطفه اكبري / عاطفه پهلوان / عاطفه گندم آبادی / عاطفه معرفت / عاطفه مغزی / عالیه مرادی / عباس آقايي / عباس صرافی / عباس عبدالله زاده / عباس عبدي / عباس مخبر / عباس ملكي / عبدالرضا تاجیک / عبدالرضا دولتشاه / عبدالعلي رضايي / عبدالله مومني / عبدالله وطن خواه / عذرا فراهانی / عذرا محمدپور / عذرا محمدي / عذرا مشهدي مراد / عذرا ملكي / عرفان ایرانی / عرفان قانعی فرد / عزت خیرابادی / عزيزالله ملکي قهفرخي / عسگر داوودي / عسل اخوان / عسل افشاری / عسل پيرزاده / عصمت محمد پور / عطيه بختياري / عطيه محب علي / عطيه يوسفي / عطیه صابری / عطیه واعظی پور / عطیه وحید منش / عفت اميني / عفت جودکی / عفت ماهباز / عفت محمدپور / علي اتحاد / علي اخوان / علي اصغر ذوالقدر / علي افشاري / علي اكبر ملكي / علي اكبر مهدي / علي پور علي / علي حاج قاسمي / علي حكمت / علي دهقان / علي رضا جباري / علي رضا رنجي پور / علي سعيدي / علي صادقي / علي ضيايي / علي عبادي / علي قديمي / علي كلايي / علي محمد صالحي / علي محمد ملكي / علي مساعديان / علي معظمي / علي مغازه / علي نيكويي / علي وفقي / عليرضا افشار / عليرضا جباري / عليرضا شفيع زاده / عليرضا علوي‌تبار / عليرضا فاميل دردشتي / عليرضا محمدپور / علی احمدی / علی اکبر خسروشاهی / علی جباری / علی حاجی آقا / علی حسین نیا / علی رضا رجایی / علی روزبهانی / علی سلماس / علی شاملو محمودی / علی شاه محمدی / علی صادقی / علی صارمی / علی عبدی / علی فتوتی / علی قائدی / علی لاریمیان / علی ملیحی / علی نوذری / علی نیکونسبتی / علی واحد / علی واعظی پور / علیرضا ارشادی فر / علیرضا بوربور / علیرضا خادمی / علیرضا عسگری / علیرضا موسوی / علیرضا کرمانی / عيسي رنجبر / عيسي سحرخيز / عيسي قاسمي / عیسی آزاد / عشرت عبدالهی

غزال يوسفي / غزاله فلاح نژاد / غزاله مولوي / غزالی محجوبی / غزل آیتی / غزل دادور / غلام ملكي / غلام‌حيدر ابراهيم باي‌سلامي

فائزه جمالی عالم / فائزه شريف گلريز / فائقه كريم الديني / فاطمه آبگون / فاطمه اخلاقي / فاطمه آشتياني عراقي / فاطمه اكبري / فاطمه امين زاده / فاطمه باقری / فاطمه بايندر / فاطمه بيات / فاطمه پیغمبرزاده / فاطمه جبارزاده / فاطمه جواهری / فاطمه خضاب / فاطمه خلیلی / فاطمه خوشرو / فاطمه دهدشتي / فاطمه دولتی / فاطمه سبزه سلطانی / فاطمه سعيدي / فاطمه شاه نظري / فاطمه شهشهاني / فاطمه فرهنگ خواه / فاطمه گلزار / فاطمه گوارايي / فاطمه مسجدی / فاطمه مقدم / فاطمه نصرتي / فاطمه نصيري / فاطمه نظری / فاطمه واحد / فاطمه واقف / فاطمه کریم زاده / فتانه عباسي / فتانه کیان ارثی / فخری نامی / فخری شادفر / فراز افراشته / فراز یکیتا / فرانك فرزانگي / فرانک بدولی پور / فرانک فرید / فرح خدابخش / فرح طاهری / فرح كلانتري / فرخ آشوری / فرخ بزی / فرخ سلوكي / فرخنده اصفهانی زاده / فرخنده جبارزادگان / فرخنده غني پور / فرخنده مهجوران / فرزاد جاسمی / فرزاد رحيم پور / فرزانه راجي / فرزانه سلطاني / فرزانه شادفر / فرزانه طاهر خاني / فرزانه طاهري / فرزانه فرزاد / فرزانه قاسمي / فرزانه مرادی / فرزانه موثق نژاد / فرشاد خلعتبري / فرشاد شهسواري / فرشاد مرادی/ فرشته ابوالفتحي / فرشته اسدی / فرشته حيدري / فرشته صفري / فرشته مدبر / فرشته مولوي / فرشته ميهن دوست / فرشيد اسماعيلي / فرناز جمشيدي / فرناز سيفي / فرناز فاروغي زاده / فرناز ملكي / فرناز ناصر شريعتي / فرناز نصرتی / فرنگيس محمدي / فرنوش اشتری / فرنوش الله وردي / فرنوش تهراني / فرنوش سعيد پور / فرهاد روشن / فرهاد سلمانيان / فرهادداودی / فرهنگ سلامي / فروزان ثابتي / فروغ دهدشتی / فروغ شامی / فروغ قره داغی / فروغ لطفي / فروه اميني / فريال كاظمي / فريبا اسدي / فريبا داوودي ‌مهاجر / فريبا شادفر / فريبا عجم / فريبا مجد / فريبرز فرهادي / فريد فرهاديان / فريد مبصر / فريد هاشمي / فريده پورعبدالله / فريده جلالي / فريده رضایي / فريده غائب / فريده ملكي / فرين حسين روحانيان / فریبا آزاد / فریبا مرادی / فریبا یگانه / فریبرز رئیس دانا / فرید قاسملو / فریده اسدی / فریده خسروشاهی / فهيمه خضر حيدري / فهيمه محسني / فهیمه مازندراني / فهیمه مظاهری / فواد مجیدی / فيروز بختياري / فيروزه مهاجر / فیروزه فروردین/ فرناز مستفید

قاسم سينكي / قاسم شكاري / قاسم عباس زاده / قمر فلاح / قاسم روزبهانی

كامران طاهباز / كامران قهرمان / كاوه رضايي / كاوه شجاعي / كاوه كرمانشاهی / كاوه مظفري / كبري شاه چيني / كبري ملكي / كتايون خليلي / كتايون عنايت نژاد / كريم غلام زاده / كوهزاد رنجبر / كوهيار ميرزاد / كيانوش سرابي / كيانوش سنجري / كيوان سيار / كيوان صميمي / كيوان مهرگان / کاظم علمداری / کاظم متولی / کامبیز نوروزی / کامران طاهباز / کاملیا روشن / کاوه بوئیری / کاوه ستایش / کبرا شعبانی / کبرا نظری / کبری احمدپور / کبری نجفی / کژال عبدالغفور / کوروش جنتي / کوهیارگودرزی / کیان بقائی / کیانوش مهاجر / کیوان شجاعی / کیومرث بالیوند / کیومرث حکیم / کیومرث صابغی / کیومرث کاویانی

گراناز موسوي / گرجين مرزبان / گل اندام زنده رودی / گلاله بهرامي / گلناز ملک / گلناز مرادی / گلنوش اشتری / گوروش جنتی / گوهر بيات / گوهر شمیرانی / گوهر معصومی / گيتا احمدي / گيتا طاهباز / گيتي سلامي / گيتي عدالتي / گيلان نصيری / گیتا هاشمی / گیتی پرویزی / گیسو خوشه چین

لادن اریسیان / لادن يوسفي / لادن کریمی / لاله اميني / لاله امين زاده / لاله رشيدي / لاله سليمي / لبلا بهروزي / لقا دهدشتی / لي لي مظاهري / ليدا جواد پور / ليلا اسفندياري / ليلا اليكايي / ليلا انصاري / ليلا خمسه / ليلا دولتشاه / ليلا رفيعي / ليلا سميعي نژاد / ليلا شريفي فرديد / ليلا علي پور / ليلا فروغي نيا / ليلا كاظمي / ليلا كفاشزاده / ليلا مصطفوي / ليلا منصور / ليلا نظري / ليلي اسلامي / ليلي سياره / ليندا ملكي / لیدا کریمی / لیلا اصلان / لیلا حسن پور / لیلا حکمی / لیلا خلج زاده / لیلا رنجبرخواه / لیلا سیفی / لیلا شمس / لیلا صادقی / لیلا طلعتی / لیلا ظهوری / لیلا قاسمزاده / لیلا مانی / لیلا مفخمی / لیلا موری / لیلی خضاب / لیونا عیسی قلیان / لیلا ارشد

مائده عظيمي / مائده گیوه چین / مارال فرخي / مازيار اتوكش / مازيار سميعي / ماشالله شمس الواعظین / مانی حکیم / مانی صفار / ماهرخ صادقی / ماهور پورمقدم / ماهی حجتی / مجتبا پورمحسن / مجتبي موسوي / مجتبی رزمی / مجتبی نجفی / مجد مهین اسرانی / مجيد تولايي / مجيد رحمتي / مجيد ملكي / مجيد موسوي / مجید اعزازی / مجید هادیان / محبوبه اسلامي / محبوبه حسين زاده / محبوبه خوارزمی / محبوبه رمضاني / محبوبه سعيدي / محبوبه فخرآبادي / محبوبه محبی / محبوبه مرادی / محبوبه مسگری / محبوبه کرمی / محترم بیات / محدثه قافله باشي / محرم دولتشاهي / محسن حکیمی / محسن سازگارا / محسن صارمی / محسن عامري / محسن كديور / محسن كسايي / محسن مالجو / محسن موسوي / محمد ابراهیمی / محمد ابوالفتح / محمد احسانی / محمد آدينه وند / محمد آزاد / محمد اسدی / محمد آشور / محمد اصلاحي / محمد بهرامي آشتياني / محمد بهزادي / محمد بيكي / محمد جمشيدي / محمد حداد / محمد حیدری / محمد دادفر / محمد رادنیا / محمد رستمی / محمد رضا يزداني / محمد رضوانی / محمد زهرايي معتمدي / محمد زینالی / محمد سيف‌زاده / محمد شوراب / محمد شيخي / محمد صابر مقدم / محمد صابری / محمد صادقی / محمد صفوي / محمد علي بوذري / محمد فلاح زاده / محمد فلاح نيا / محمد محجوبی / محمد مفخمی / محمد ملكي / محمد ملكي / محمد ملک زاده / محمد ميلاني / محمد نوشيرواني / محمد هادي موسوي / محمد هاشم نسب / محمد هاشمی / محمدجواد مظفر / محمدحسين كتابعلي / محمدرضا امینی / محمدرضا ترابی / محمدرضا زهدي / محمدزمان ساوري / محمود حيدري / محمود شكارچی / محمود شكاری / محمود طبرسي / محمود فراستچي / محمود كمالي / مراد حسینی / مرتضي كاظميان / مرتضي موسوي / مرتضی دینی / مرتضی صفا / مرتضی طلاکوب / مرتضی مدنی / مرجان بزرگ / مرجان فولادوند / مرجان نمازی / مرجان نياكي / مرسده آزاده / مرسده صالح پور / مرضيه بخشایشی / مرضيه بخشي زاده / مرضيه زاهدي / مرضيه صادقيان / مرضيه محجوبه / مرضیه السادات همتی / مريم اردلان / مريم اسدي / مريم اكبري / مريم بردبار / مريم بقايي / مريم بهرمن / مريم بهروزي / مريم پاپي / مريم تيموريان / مريم جمشيدي / مريم جهانبخش / مريم حسين خواه / مريم خسرو شاهي / مريم خياباني / مريم رضائي فر / مريم رضايي / مريم رفيعي / مريم زينعلي / مريم سادات سيدي / مريم شصتي / مريم شفيعي / مريم شكاري / مريم شهباز سلطانی / مريم شهبازي / مريم ضيا / مريم ضيایی فر / مريم طيبي / مريم فيروزي / مريم قاجار / مریم کافی / مريم كبيري / مريم كراري / مريم لكاندار / مريم محسني / مریم مرادی / مريم ملك زاده / مريم موسوي / مريم ميرزا / مريم ميرزايي / مريم مينابي / مريم ميهن دوست / مريم نخوديان / مريم يوسفي / مریم افشاری / مریم بزرگ / مریم بیگدلی / مریم تقی دوست / مریم چاوشی / مریم چوپانی / مریم خاوری / مریم خسروشاهی / مریم رضائی / مریم زندی / مریم سارویی / مریم سیدکریمی / مریم شجاعی / مریم صبا / مریم طالبی نیا / مریم فرازفرد / مریم قالیچی ها / مریم گلزار / مریم مالک / مریم محبوب / مریم مکی نژاد / مریم نظری / مریم نوری / مریم واحد / مریم کراری / مریم کسایی / مریم یگانه فر / مزدك بلوك / مزدك موسوي / مزدک بامدادان / مزدک پاکزاد / مژده گرشاسبي / مژده گرشاسب منش / مژده موسوی / مژده نوروزي / مژگان آشوری / مژگان اصغری / مژگان اكبر / مژگان ایروانی / مژگان تقی نیا / مژگان ثروتي / مژگان جعفریان / مژگان چراغچي / مژگان طباطبايي / مژگان عبدي / مژگان قنبر زاده / مژگان كعبه / مژگان محمدزاده / م‍‍ژگان ملكيان / مژگان میرفخری / مژگان نعيمي / مژگان ورز / مستوره برادران نصيري / مستوره محسني / مسعود امیدی / مسعود باستانی / مسعود بهنود / مسعود جمالی / مسعود حبيبي / مسعود شکوری / مسعود عسگرپور / مسعود غفاري / مسعود هاشمی / مصطفي تنها / مصطفي كاردان / مصطفی سبطی / مطهره محمودی / مطهره کیانیان / معصومه اتابكي / معصومه بهادري / معصومه بیات / معصومه تهراني / معصومه تکلو / معصومه حسن پور / معصومه حق شناس / معصومه خلفي / معصومه رحيمي / معصومه رضايي / معصومه شفيعي / معصومه صالحي / معصومه عقیلی / معصومه فراهاني / معصومه فراهانچی / معصومه قرباني / معصومه قلي‌زاده / معصومه قلی نژاد / معصومه لقماني / معصومه لكاندار / معصومه مرادی / معصومه واحد / معصومه وطني / معصومه ولیدابادی / معصومه وکیلی / ملوك صالحي / ملوک عزیززاده / مليحه پويا بهار / مليحه تيره گل / مليحه رستمي / مليحه سبطي / ملیحه بشنوایی / ملیحه رزازان / ملیحه مرادی / ملیحه فراهانی / منصور بيات زاده / منصور بياتی / منصور حيات‌غيبي / منصور راسخ / منصور رهبر / منصوره شجاعی / منصوره صدیقی / منوچهر خوش بین / منوچهر قلم چي / منوچهر كديور / منوچهر فاضل / منيره عابدين نژاد / منيره كاظمي / منيژه حكمت / منیره برادران / منیره مقدم / منیژه جعفری / منیژه گازرانی / منیژه مرعشی / مه لقا جدي / مهتاب دولتشاه / مهدي ابراهيمي / مهدي احمدي / مهدي آدينه سردار / مهدي تاجيك / مهدي ساقي / مهدي سعيد پور / مهدي سعيدزاده / مهدي سفريان / مهدي شفيعي / مهدي فخرزاده / مهدي فرهادي / مهدي قائمي / مهدي كاظمي / ﻣﻬﺪﻯ ﻣﻭﻣنی / مهدي يعقوب علي / مهدي يوسفي / مهدي يوسف زاده / مهديه اسمي زاده / مهديه قافله باشي / مهدی ابراهیمی / مهدی آذر / مهدی افشارنیک / مهدی جواهری / مهدی ستایش / مهدی سیف / مهدی صابری / مهدی عربشاهی / مهدی فراحی / شاندیز / مهدی فیاض / مهدی مجتهدی / مهدی همایون سیرت / مهدیس جعفری / مهدیس رهبر / مهر انگيز كار مهرانگیز کسایی / مهران اميني / مهران انصاري / مهران حسینی / مهران حيدري / مهران قاسمي / مهرانگیز میرزائی / مهراوه خندان / مهراوه خوارزمي / مهرداد بزرگ / مهرداد حجتی / مهرداد حمزه / مهرداد درویش پور / مهرداد شهلایی / مهرداد عرفانی / مهرداد مشایخی / مهرداد ملكي / مهرناز فاروغي زاده / مهرناز گلسرخي / مهرنوش زنوزی / مهرنوش عبداللهي / مهرنوش محمدیان / مهري علي زاده / مهسا امر آباديان / مهسا جزینی / مهسا شوراب / مهسا طاهران / مهسا مهدوی / مهسا مهرداد / مهسا ميهن دوست / مهسا وحدت / مهسا ولد بيگي / مهسان بهنود / مهسان بهمنش / مهسان كوكبي / مهستی وطن خواه / مهشاد شمس / مهشيد پگاهي سينا / مهشيد محمدعليها / مهشید راستی / مهشید گودرزیان / مهنا مرادی / مهناز سجادي / مهناز شمس / مهناز عادلي / مهناز قادری / مهناز وکیلی / مهوش آزاد / مهوش زارع زاده / مهوش نوابي / مهوش نوادری / مهيا زارعي / مهين خديوي / مهين علي‌بابايي / مهین پوری / مهین رضائی / مهین هنرپور / مولود بشنوایی / مونا سعيدي پور / مونا عليزاده / مونا قائنی / مونا قاسميان / مونا محمدزاده / ميترا آزاد فر / ميترا حيدري / ميترا خضرايي شكر فر / ميثم كاظمي / ميرمحمود يگانلي / ميلاد صابري / مينا جهان بخش / مينا ربيعي / مينا كاظمي / مينا كريمي / مينا محمدي / مينو شفيعي / مينوش صدوقيان‌زاده / میترا جانبخشی / میترا صالح / میترا نظری / میثم قهوه چیان / میرا قربانی فر / میلاد اسدی / میلاد حسینی / مینا افتخاری / مینا بدیهی / مینا بهمند / مینا صفار / مینا محمد / مینا میرزاحسین / مینا نجفی / مینا کشاورز / مینا یایچی/ محمد حسن علیپور

نادر احمد زاده / نادر ساده / نادر صديقي / نادر نصيري / نادرحاجی محسن / نازلي فرخي / نازنين چنگيزيان / نازنين شاه مرادي / نازنين فخري زاده / نازنين فرهودي / نازنین محکمی / نازنین کاظمی / نازيلا ملا محمدي / نازیلا آقابیکپور / ناصر اشجاری / ناصر مهاجراني / ناهيد ثروتي / ناهيد حيدريان / ناهيد خيبري / ناهيد رمضاني اوزينه / ناهيد فرازنده / ناهيد مقدم / ناهيد موسوی / ناهيد ميرحاج / ناهید تقوی / ناهید توسلی / ناهید جباری / ناهید جعفری / ناهید جودکی / ناهید خضاب / ناهید خیرابی / ناهید زمان / ناهید قادری / ناهید همت خواه / ناهید کشاورز / نجمه توانا / نجمه خاکباز / نجمه زارع / نجمه مجتهدی / نجمه محبي / نجمه نورياني / نجيبه جواهري / ندا آزاد / ندا پیش یار / ندا حرمتي / ندا فراهي / ندا محبي / نرگس احميدی / / نرگس اعلایی / نرگس جودكي / نرگس خسرو شاهي / نرگس رشیدی / نرگس سمیرمی / نرگس سید حسیني / نرگس شريفي / نرگس شفيعي / نرگس طیبات / نرگس عظيمي / نرگس فلاحي / نرگس محمدی / نرگس مولودي / نرگس ولیدآبادی / نریمان رحیمی / نسترن خسروی مقدم / نسترن ساوری / نسترن سید حسینی / نسترن شمس / نسترن صادقی / نسترن صالحي / نسترن گلها / نسترن مهدي پور / نسرين بصيري / نسرين جمشيد لو / نسرين چنگيزيان / نسرين زميني / نسرين فرهومند / نسرين محمدي / نسرین اردلان / نسرین خضاب / نسرین ستوده / نسرین شیرازی / نسرین ناطقی / نسيم بني‌كمالي / نسيم تنها / نسيم سرابندي / نسيم عبدي / نسيم مجيدي / نسيم ملكي / نسیم خسروی / نسیم خسروی مقدم / نسیما شریعت / نصیر بنگشت / نصیر مستوفی / نعیمه دوست‌دار / نعیمه ملایی / نغمه حسام / نغمه كيساندخت / نفيسه آزاد / نفيسه روزبان / نفيسه محمدي / نگار انسان / نگاررجبی / نگين انجمني / نگين حق شنو / نگین حسین مرادی / نوش افرين طاهر / نوشابه اميري / نوشين رازي / نوشين مرادي / نوشین احمدی خراسانی / نوشین جعفری / نويد نوري / نوید نوری فر / نيره توحيدي / نيكي ايراني / نيلوفر مهديان / نيما فراستچي / نيما مولاني / نينا مرتضوي / نيوشا نوشادي / نيوشا يوسف زاده / نیلوفر انسان / نیلوفر کشمیری / نیما احمدی / نیما راشدان / نیما صفار / نیوشا درخشان / نیوشا فدایی / نیکا سعیدی / نهاله نوروزی فر/ نیلوفر گلکار

وجيهه فاطمي / وجیهه مقدم / وحيد دوست محمدي / وحيد روحي / وحيده غفاري / وحيده مولوي / ونوشه آذری / ويدا خبازي مشوق / ويدا محمد خاني / ویدا بیگلری / ویدا خسروی / ویدا کریمی

هاجر کبیری / هادي ابراهيمي / هادي حيدري / هادي يوسفي / هادی خسروی مقدم / هادی فرنود / هادی ناصری / هادی نیلی / هاشم آقاجري / هاشم باروتی / هاله آگنج / هاله سينكي / هاله صفرزاده / هانا دارابی / هانيه سليمي / هانیه حشمتی / هانیه نعمتی / هايده تابش / هدا ایزدی / هدا به نژاد / هدا بيت مشعل / هدا كياني راد / هژبر عصاره / هژير پلاسچي / هژیر رحمان داد / هستي خزراوي / هستی خضروی / هلن منشی زاده / هما بزی / هما خداوردي / هما رستگار / هما عزيزي / هما مداح / هما سنگلجي / هما هودفر / همايون عسكري سيريزي / همایون نامی / هنگامه سينكي / هنگامه شهیدی / هنگامه يزدان پناه / هوشنگ بيات / هوشنگ بيات / هومن آقاسي بيگ / هومن اولايي / هومن سينكي / هومن همداني / هيوا كارگرزاده/ هما یایچی

ياسمن احمدي / ياسمن دادور / ياسمن شهرابي / ياسمين داداشي / ياشار كمالي / ياشار گرمستاني / يگانه قهرمان لو / یاسمن تورنگ / یاسمن نیلفروشان / یاور خسرو شاهی / یلدا ایرانی / یوسف حسینی / یوسف مجاب

نتايج بررسی خشونت عليه دانش‌آموزان دختر تهرانی/ایران پرس نیوز

مديركل دفتر امور زنان آموزش و پرورش با اشاره به اين كه نتايج طرح بررسي ميزان بازماندگي دختران دانش‌آموز از تحصيل 100 منطقه محروم در مقطع متوسطه، مهر ماه سال جاري اعلام مي‌شود، گفت: هم اكنون 9 هزار و 368 دانش‌آموز دختر در 63 منطقه آموزشي 11 استان كشور بازمانده از تحصيل هستند.
مهري سويزي صبح روز شنبه در يك نشست مطبوعاتي كه در ساختمان مركزي وزارت آموزش و پرورش برگزار شد، با اشاره به اين كه وزارت آموزش‌وپرورش با پوشش‌دهي 540 هزار زن فرهنگي داراي بيشترين شاغل زن در بين دستگاه‌هاي دولتي است، اعلام كرد: حدود 120 مشكل در حوزه زنان و جمعيت هفت و نيم ميليون نفري دختر دانش‌آموز در 12 محور مختلف با تعامل سازمان‌هاي آموزش و پرورش سراسر كشور شناسايي شده است كه متاسفانه پاسخگويي منطقي به اين مشكلات با سيستم موجود تا حدي دچار مشكل مي‌شود.
وي با اشاره به اجراي طرح بررسي بازماندگي از تحصيل دانش‌آموزان دختر گفت: پيش‌بيني مي‌شود كه رقم كنوني يعني بازماندگي از تحصيل 9 هزار و 368 دانش‌آموز دختر در مقطع متوسطه با بررسي 37 منطقه آموزشي محروم ديگر به 13 هزار نفر برسد، كه تاكنون استان‌هاي كهگيلويه و بويراحمد با 4 هزار و 126 نفر، گيلان با يكهزار و 28 نفرو خراسان رضوي با 796 نفر بيشترين سهم را در بازماندگي از تحصيل دانش‌آموزان دختر در مناطق محروم داشته‌اند.
تشكيل شوراي بهبود وضعيت زنان در سطح عالي وزارت آموزش و پرورش
تاسيس‌1226 مركز شبانه‌روزي دخترانه در سراسر كشور و تجهيز نيمي از آنها به تجهيزات ورزشي
مدير كل دفتر امور زنان آموزش و پرورش از تشكيل شوراي بهبود وضعيت زنان در سطح عالي وزارت آموزش و پرورش خبر داد و افزود: اين اقدام تصميم‌گيري براي حل مشكلات زنان شاغل در آموزش و پرورش را آسان‌تر مي‌كند.
وي در ادامه به بخشي از برنامه‌هاي انجام شده در راستاي شناخت محروميت‌هاي دختران دانش‌آموز اشاره و بيان كرد: متاسفانه هنوز بسياري از خانواده‌ها به ويژه در استان‌هاي محروم كشور تصور مي‌كنند كه صرف هزينه تحصيلي براي دختران آنها بازگشت مالي ندارد و اين امر افت تحصيلي شديد و بازماندگي از تحصيل را به ويژه‌ در مقطع متوسطه براي دختران آنها به همراه داشته است كه در اين راستا يكهزار و 226 مركز شبانه روزي براي كاهش محروميت تحصيلي اين دانش‌آموزان دختر احداث شده است.
سويزي با اعلام اين كه هم اكنون 630 مركز از اين تعداد با اختصاص 190 ميليون تومان اعتبار به تجهيزات ورزشي براي كاهش محروميت‌هاي عاطفي دانش‌آموزان دختر در 17 استان كشور تجهيز شده‌اند، اضافه كرد: در سال تحصيلي 86 همه مراكز شبانه‌روزي دخترانه در 14استان باقيمانده كشور به تجهيزات ورزشي لازم مجهز مي‌شوند.
جزئيات بررسي خشونت عليه دانش‌آموزان دختر با مطالعه بر روي1800 نفرمهر ماه اعلام مي‌شود
قوانين آموزش و پرورش با رويكرد جنسيتي بررسي مي‌شوند
مدير كل دفتر امور زنان آموزش و پرورش همچنين به طرح بررسي وضعيت خشونت عليه دختران دانش‌آموز شهر تهران با پوشش دهي حدود يكهزار و 800 نفر با سه مولفه مدرسه، جامعه، خانواده اشاره و اظهار كرد: متاسفانه اين طرح به دليل كمبود اعتبار فقط در شهر تهران انجام مي‌شود كه نتايج اين تحقيق نيز مهر ماه امسال اعلام خواهد شد.
سويزي همچنين از بررسي قوانين و مقررات آموزش و پرورش با رويكرد جنسيتي به عنوان يكي از برنامه‌هاي اصلي دفتر امور زنان آموزش و پرورش در سال تحصيلي جديد خبر داد و اعلام كرد: نتايج اين طرح نيز اسفند ماه اعلام خواهد شد.
نرخ مديريت زنان در ايران تنها 7/2 درصد
زنان بايد توانمندي‌هاي خود را اثبات كنند و مردان تنها اظهار
مدير كل دفتر امور زنان آموزش و پرورش با اشاره به اين كه متاسفانه هم اكنون نرخ مديريت زنان در ايران 7/2 درصد در مقابل سهم 3/97 درصدي مردان است، اين امر را به شدت نامتناسب با دانش، مهارت و توانمندي‌هاي زنان خواند و تاكيد كرد: متاسفانه مردان تنها بايد توانايي‌هاي خود را اظهار كنند اين در حاليست كه زنان بايد توانمندي‌هاي خود را اثبات كنند تا بتوانند نقش مديريتي ايفا كنند و لذا در حوزه مديريت زنان با يك سري قوانين نانوشته مواجهيم؛ براي مثال اگر يك مدير زن خطا كند جامعه زنان زير سؤال مي‌رود اما اگر يك مدير مرد خطا كند تنها خود او مورد بازخواست قرار مي‌گيرد.
وي با اذعان به اين كه زنان در حوزه مديريتي به دليل نگرش افرادي كه روبروي آنها قرار دارند، با چالش جدي مواجه هستند اعلام كرد: در حال حاضر از 38 اداره كل وزارت آموزش و پرورش سرپرستي سه اداره كل بر عهده زنان قرار دارد و 45 هزار مدير زن نيز در آموزشگاه‌ها، مدارس و مراكز تربيت معلم فعال هستند، كه به نوعي اين رقم بالاتر از ساير دستگاه‌هاي دولتي است.
سويزي در ادامه اذعان كرد: متاسفانه هم اكنون در سيستم مديريتي بايسته سالاري حاكم است نه شايسته‌ سالاري؛ بدين مفهوم كه واجدين شرايط براي اتخاذ مسووليت‌هاي مديريتي تنها از بين مردان اتخاذ مي‌شوند در حالي كه اين واجدين شرايط بايد با در نظر گرفتن شايستگي و توانمندي زنان در سطح مديريتي از بين هر دو جنس انتخاب شوند.
وي در اين راستا از اجراي طرح «مهيا» در وزارت آموزش و پرورش يعني شناسايي 40 مدير زن برجسته و تحت آموزش قراردادن آنها در دوره‌هاي عالي مديريتي خبر داد.
حق مساوي زنان فرهنگي در اعزام به خارج از كشور ناديده گرفته مي‌شود
به گزارش ايسنا مديركل دفتر امور زنان آموزش و پرورش يكي از شاخص‌هاي تحول بنيادين در آموزش و پرورش را تحول در نحوه نگرش به توانمندي‌هاي زنان شاغل در سطح اين وزارتخانه خواند و در خصوص برخي قوانين تبعيض آميز موجود براي زنان شاغل در آموزش و پرورش،عنوان كرد: در نظر نگرفتن حق مساوي زنان فرهنگي در اعزام به خارج از كشور كه واجد شرايط بودن آن‌ها به دليل شغل همسرانشان در نظر گرفته نمي‌شود و حق تحصيلات تكميلي و آموزش ضمن خدمت برابر براي مردان و زنان فرهنگي از جمله مواردي است كه حقوق مساوي زنان با مردان در آن‌ها در نظر گرفته نشده است.
مدير كل امور زنان آموزش و پرورش يكي از مشكلات ديگر موجود در حوزه زنان را در نظر نگرفتن حق متفاوت بودن زنان با مردان در نظام اداري استخدامي كشور خواند و افزود: يكي از مشكلات در قوانين موجود در نظر نگرفتن حق متفاوت بودن زنان شاغل فرهنگي است كه فرزند معلول دارند.
دختران دانش‌آموز نيازمند اختصاص تسهيلات ويژه در زمينه IT هستند
وي در ادامه تشكيل بانك اطلاعاتي زنان فرهيخته و فرهنگي با پوشش دهي همه زنان فرهنگي در سراسر كشور، اجراي طرح پيام آوران فرهنگ و بهداشت براي دختران عشاير و حل مشكلات بهداشتي موجود بين مادران آنها با توزيع سه سري كتاب اعم از روانشناسي و بهداشتي و همچنين اجراي طرح شناسايي فاصله دانش فن‌آوري بين دختران و پسران دانش‌آموز با پوشش دهي 4 هزار و 500 نفر در 10 استان را از ديگر برنامه‌هاي در دست اجراي دفتر امور زنان آموزش و پرورش خواند.
سويزي درصد محروميت دختران دانش‌آموز از دانش روز فن‌آوري اطلاعات به دليل در دست داشتن مالكيت كامپيوتر در اكثر خانه‌ها از سوي پسران را بسيار عميق دانست و تاكيد كرد: دختران دانش‌آموز نيازمند اختصاص تسهيلات ويژه در زمينه IT هستند.

استمداد خانوادۀ یک زندانی برای متوقف کردن اجرای حکم اعدام فرزندشان

بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهردشت کرج آقای علی بذلی یکی از زندانیان که محکوم به اعدام است و چندین سال در بند 2 زندانن گوهردشت زندانی است. او به اتهام قتل پسر دائی اش دستگیر وزندانی شد ودر یک دادگاه محکوم به اعدام شده. این در حالی است که خانواده مقتول که دائی اوست معتقد که آقای بذلی قاتل فرزندش نمی باشد و از این مسئله دادگاه هم اطلاع دارد. علیرغم این مسئله در روزهای اخیر حکم اعدام او توسط دیوان عالی رژیم تایید گردیده و دادستان اعلام کرده که حکم اعدام او در روزهای آینده اجرا خواهد شد.در ما های اخیر موج اعدام های دست جمعی در سرتاسر ایران به صورت بی سابقه ای افزایش یافته .هدف از اعدامهای اخیر ایجاد فضای رعب و وحشت در بین مردم می باشد تا آنها را از پیگیری خواسته هایشان باز دارند. خانوادۀ آقای بذلی از تمامی سازمانهای حقوق بشری برای متوقف کردن حکم اعدام فرزندشان استمداد می طلبند. فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، خواستارملقا شدن حکم اعدام در ایران است و همچنین از تمامی سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامت عملی برای پایان دادن به موج اعدام ها در ایران و به خصوص متوقف کردن حکم اعدام اقای علی بذلی است. فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 19 شهریور 1386 برابر با 10 سپتامبر 2007 موارد فوق به سازمانهای زیر گزارش شده: -شورای حقوق بشر سازمان ملل - سازمان عفو بین المل - دیدبان حقوق بشر http://pejvakzendanyan.blogfa.com

نامه چند تن از کارگران بازداشت شده در مراسم اول ماه مه سنندج به رئیس قوه قضاییه

درپی صدور حکم زندان از سوی دادگاه عمومی و انقلاب سنندج برای چند تن از کارگران سنندجی به نام های اقبال لطیفی، طیب مولایی، صدیق کریمی، طیب چتانی، خالد سواری، شیث امانی، یدا... مرادی، حیب ا... کلکانی وعباس اندریاری، نامبردگان طی نامه ای به رئیس قوه قضاییه و نمایندگان مجلس ضمن ناعادلانه خواندن احکام صادره ، خواستار پیگیری پرونده از جانب آنان و تغییر این احکام شده اند. گفتنی است این کارگران 11 اردیبهشت ماه سال جاری حین برگزاری مراسم روزجهانی کارگر در سنندج ، توسط نیروهای انتظامی دستگیر و بازداشت شدند. متن کامل این نامه به شرح زیر می باشد: نامه ده نفر از کارگران بازداشت شده در مراسم اول ماه مه سنندج به نمایندگان مجلس شورای اسلامی و رئیس قوه قضائیه به ریاست قوه قضائیه جناب آیت ا... شاهرودی و نمایندگان مجلس شورای اسلامی رونوشت به: نمایندگان استان کردستان در مجلس شورای اسلامی و کمیسیون حقوقی مجلس شورای اسلامی احکام صادر شده بر علیه ما کینه ورزی با کارگران است ما امضا کنندگان این نامه کارگرانی هستیم که در 11 اردیبهشت ماه امسال در شهر سنندج حین برگزاری مراسم این روز از سوی نیروهای انتظامی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از 10 روز تا 42 روز را در بازداشت بسر بردیم و پس از آزادی مورد محاکمه قرار گرفته و یازده نفر از ما هر کدام به 91 روز زندان و 10 ضربه شلاق و دو نفر دیگر هر کدام به دو سال و نیم زندان محکوم شدیم. از نظر ما احکام صادر شده بر علیه ما با هیچ معیار قضایی خوانایی ندارد و ما این احکام را حکمی کینه توزانه بر علیه خود میدانیم. چرا که: 1- ما در شهر سنندج اقدام به برگزاری مراسمی آرام به مناسبت روز جهانی کارگر کردیم. ما با توجه به تعطیلی این روز در قانون کار و با توجه به حقوق شناخته شده بین المللی کارگران که دولت جمهوری اسلامی متعهد به اجرای آنها شده است(مقاوله نامه 87 و 98) و با توجه به حقوق انسانی خود، همانند دیگر اقشار جامعه که هر ساله به مناسبت های مختلفی اقدام به برگزاری مراسم میکنند و در برخی موارد حتی هزینه های گرامیداشت آن از طریق دولت تامین میشود، برگزاری مراسم روز جهانی کارگر را حق مسلم خود میدانیم. اما در این رابطه نه تنها هیچ مساعدتی برای برگزاری این روز از طرف نهادهای دولتی همچون نیروی انتظامی که باید حافظ امنیت ما در برگزاری مراسم این روز باشد، نشده و نمیشود بلکه به جای تامین امنیت ما، فرمان حمله به مراسم آرام ما صادر شده و اقدام به بازداشت کارگران همراه با ضرب و شتم میکنند و در نهایت احکام نا عادلانه ای را با زدن انواع اتهامات واهی بر علیه ما صادر میکنند. 2- ما امضا کنندگان این نامه اکثراً کارگران کارخانه های شهر سنندج هستیم که بنا بر حقوق شهروندی و انسانی خود اقدام به گرامیداشت روز خود کردیم، ما گرامیداشت این روز را با توجه به قوانین موجود که فوقا به آنها اشاره شد و با توجه به حقوق انسانی مان کاملا قانونی میدانیم. اما اگر بر فرض محال برگزاری مراسم این روز و شرکت در آن جرم تلقی شود که هیچ ماده قانونی نیز برای جرم بودن آن وجود ندارد، مگر نه اینست که محاکمه و محکومیت افراد به لحاظ وارد شدن اتهامی بر آنان، ابتدا به ساکن باید از اصل برائت پیروی کند و مگر نه اینست که احکام قضایی در مورد افراد ضمن پیروی از اصل برائت، از طرف دیگر باید متکی بر دفاعیات افراد باشد. اما کمی تعمق در مورد احکام صادره بر علیه ما، آشکارا حکایت از این دارد که این احکام نه تنها هیچ سنخیتی با حتی عقب مانده ترین قوانین قضایی ندارد بلکه احکامی است که بصورت فله ای و از روی کینه توزی با کارگران صادر شده است. یازده نفر از ما دارای اتهام مشابهی هستیم، اما هم در بازجویی ها و هم در دفاعیات مان در حین محاکمه تعدادی از ما اعلام کردند که در حال عبور از محل برگزاری مراسم بودند و تعدادی نیز سکوت کرده و برخی از ما نیز بنا بر قوانین موجود، شرکت در مراسم روز کارگر را حق انسانی و قانونی خود اعلام کردیم. اما اگر شما نگاهی به احکام صادره شده بیافکنید خواهید دید که بلا استثنا برای همه ما که دفاعیات و اظهارات متفاوتی داشتیم حکم 91 روز زندان و 10 ضربه شلاق صادر شده است. آیا واقعا میتوان گفت که این احکام، احکامی قضایی هستند که حتی با عقب مانده ترین قوانین قضایی در سطح جهان مطابقت داشته باشند؟! 3- این احکام بنا به دلایل دیگری نیز نه احکامی قضایی، بلکه احکامی کینه توزانه بر علیه ما کارگران است. جهت اطلاع شما باید بگوئیم که آقای شیث امانی سالها نماینده کارگران نساجی کردستان و آقای خالد سواری سالها نماینده کارگران کارخانه شاهو بوده اند که در مراجع قانونی از حقوق همکاران خود دفاع کرده اند. آقای شیث امانی به عنوان نماینده و وکیل قانونی 332 نفر از کارگران اخراجی نساجی کردستان، سال گذشته موفق شد حکمی را به نفع این کارگران از مراجع قانونی بگیرد. اما این حکم نه تنها تا به امسال مسکوت مانده و به اجرا در نیامده است، بلکه امروز شاهدیم که به جای اجرای آن حکم، شیث امانی را با اتهامات واهی به دو سال و نیم زندان محکوم میکنند. به نظر شما چه نیتی بجز ستیزه جویی محض با کارگران در پس این حکم میتواند نهفته باشد؟ 4- آیا به نظر شما ما کارگران که اکثریت عظیم آحاد این جامعه را تشکیل میدهیم هم باید با قراردادهای موقت سفید امضا، دستمزدهای زیر خط فقر و اخراج سازیها که زندگی را به جهنمی برای ما و خانواده هایمان تبدیل کرده است بسازیم و هم باید لب به اعتراض نگشائیم و از بدیهی ترین حقوق اجتماعی خود همانند گرامیداشت روزمان صرف نظر کنیم و اگر اقدام به گرامیداشت آن کردیم باید شلاق بخوریم و روانه زندان شویم؟! بدیهی است که هیچ انسانی منجمله خود شما، تاب تحمل چنین وضعیتی را نمی آورید. 5- خواست لغو بی قید شرط کلیه احکام صادر شده بر علیه ما، نه تنها خواست ما، بلکه خواست کارگران شهر سنندج و سایر کارگران نیز هست که طی طوماری خواهان لغو این احکام شده اند و ما آنرا به همراه احکام صادره، ضمیمه این نامه کرده ایم. بدیهی است که در صورت عدم دخالت شما و اصرار قاضی پرونده بر اجرای این احکام که به نظر ما هیچ چیزی جز کینه ورزی و دامن زدن بر بی حقوقی مطلق کارگران در پس آن نیست، کارگران در مقابل شلاق خوردن و به زندان رفتن همکاران و نمایندگانشان سکوت نخواهند کرد و این وضعیت بیش از پیش بر انزجار میلیونها کارگر از وضعیت موجود خواهد افزود. با احترام 1- اقبال لطیفی 2- طیب مولایی 3- صدیق کریمی 4- طیب چتانی 5- خالد سواری 6- شیث امانی 7- یدا... مرادی 8- حیب الله کلکانی 9- طیب چتانی 10- عباس اندر یاری 16/6/1386 http://www.mukriannews.blogfa.com/

شکايت دو سازمان بين المللی کارگری از ايران درباره اسانلو/سیروس نیوز

دو سازمان بين المللی کارگری به سازمان بين المللی کار، (ILO) در مورد ادامه بازداشت منصور اسانلو، رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، شکايت کرده اند. در عین حال گزارش های رسیده حاکی است که دو تن از اعضای اين سنديکا در روزهای گذشته از زندان آزاد شده اند. در شکايت نامه فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل و کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری، با اشاره به آنچه که «ربوده شدن آقای اسانلو در ۱۹تيرماه» ناميده شده، آمده است:«بازداشت کنندگان بدون آنکه مجوزی برای بازداشت اين فعال کارگری داشته باشند، اقدام به اين کار کردند.» اين دوسازمان بين المللی کارگری نوشته اند: خانواده رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در دو ماهی که از بازداشت او می گذرد، تاکنون امکان ملاقات با اين فعال کارگر زندانی را نيافته اند. در این نامه آمده است: فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل و کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری، که نگران سلامت جسمی و روحی آقای اسانلو بودند، از يک سو، بويژه به خاطر نداشتن هيچگونه حق ارتباط او با دنيای خارج و محروم بودنش از حق گرفتن کمک قانونی و حق ارتباط با وکلای مدافع خود، و از سوی ديگر، به خاطر زيرپا گذاشته شدن حقوق سنديکايی در ايران، از تمام سازمان های وابسته به خود در سرتاسر دنيا خواستند که به روز اقدام بين المللی در همبستگی با کارگران ايران، در روز نهم اوت، بپيوندند. «در طول دو ماه گذشته، همسرم تنها دو بار، آنهم کمتر از دو دقيقه، موفق به برگزاری تماس با ما شده است تا از سلامتی خود خبر بدهد.» پروانه اسانلو در اين نامه با شرح اقدامات انجام گرفته در روز اقدام بين المللی در همبستگی با کارگران ايران در ۳۴ کشور در پنج قاره جهان اشاره شده است که «سفارتخانه های ايران در استراليا، بلژيک، فرانسه، آلمان، مالزی، تايلند و بريتانيا از پذيرفتن نمايندگان اتحاديه ها و يا حتی قبول نامه های حاوی مطالبه آزادی آقای اسانلو و ديگر فعالان کارگر زندانی خودداری کردند.» در اين ميان، در بلژيک مقامات سفارت ايران به تلويزيون بلژيک گفتند که آنها تظاهرات اتحاديه های بين المللی را در آن روز در مقابل سفارتخانه خود در بروکسل، «غيرقانونی» می دانند. فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل و کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری، در نامه خود گفته اند که «تمديد بی سرو صدای مدت بازداشت منصوراسانلو پاسخی از سوی دولت جمهوری اسلامی ايران به روز اقدام بين المللی در همبستگی با کارگران ايران است.» در اين شکايت نامه با اشاره به مصاحبه قاضی حداد با خبرگزاری ايسنا، در مورد آنچه که وی «توافق ها» با آقای اسانلو و «غيرقانونی» بودن سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه خوانده، آمده است:«اين سخنان به روشنی اين موضوع را بيان می کند که اين مقام قضايی امنيتی قصد مغشوش و منحرف کردن افکار عمومی را دارد و می کوشد حمايت عمومی آشکار در ايران را از منصور اسانلو ناديده بگيرد و کارگران را از متشکل شدن و پيوستن به اتحاديه های مستقل دلسرد کند.» ابراز نگرانی همسر اسانلو از وضعیت وی در همين حال، پروانه اسانلو، همسر رييس سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، در گفت و گو با روزنامه اعتماد ملی، با ابراز نگرانی از وضعيت همسر زندانی خود اعلام کرد که «هنوز موفق به ملاقات با او نشده است.» او گفت:«در طول دو ماه گذشته، همسرم تنها دو بار، آن هم کمتر از دو دقيقه موفق به تماس با ما شده است تا از سلامتی خود خبر بدهد.» دو تن از اعضای سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به نام های داوود رضوی و همايون جابری از زندان آزاد شده اند.خانم اسانلو اشاره کرد که بارها برای ملاقات با مسئولان پرونده مراجعه کرده و با وجود آنکه آيت الله شاهرودی، رييس قوه قضاييه، ملاقات های مردمی هم دارند، اما اجازه ديدار با او داده نشده است و هيچکس برای پاسخگويی وجود ندارد.» همچنين يوسف مولايی، يکی از وکلای منصور اسانلو، به روزنامه اعتماد ملی گفت:«بعد از اين همه سال وکالت، واقعا نمی دانيم چه بايد بکنيم و چه مسيری را طی کنيم تا بتوانيم از حقوق موکل خود دفاع کنيم. بارها برای ديدار با آقای حداد مراجعه کرده ايم و ايشان هم سرشان شلوغ است . به دفترشان می رويم، ساعت ها می نشينيم و باز دوباره دست خالی بر می گرديم. همه چيز بر اساس شانس است و متاسفانه هيچ زمان مشخصی هم برای ديدار وکلا در نظر گرفته نشده است و به اين ترتيب، امکانی هم برای ملاقات موکلمان با خانواده اش فراهم نمی شود.» آزادی دو عضو سندیکا از سويی، گزارش ها از ايران حکايت از آن دارد که دو تن از اعضای سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به نام های داوود رضوی و همايون جابری از زندان آزاد شده اند. اين دو به همراه سه تن ديگر از اعضای اين سنديکا به نام های ابراهيم مددی، ابراهيم گوهری و يعقوب سليمی و دو تن ديگر به نام های فاطمه حاجيلو و طاهر صادقی در روز ۱۸ مرداد، نهم اوت، بازداشت شدند. آنها در حالی که قصد داشتند برای ابراز همدردی و همبستگی با خانواده آقای اسانلو، به منزل او بوند، توسط نيروهای امنيتی بازداشت شدند. بر اساس گزارش ها، پيش از آقايان رضوی و جابری، خانم حاجيلو و آقايان صادقی و گوهری آزاد شده بودند. در اين ميان گفته شده است که داوود رضوی و همايون جابری با وثيقه های ۵۰۰ ميليون ريالی آزاد شده اند. اين در حاليست که ابراهيم مددی، نايب رييس سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، روز ۱۸ شهريور ماه به «اندرزگاه هشت زندان اوين» منتقل شده است.

ادامه بازداشت شهناز غلامی و بی اطلاعی نسبت به شرایط وی/سیروس نیوز

شهنازغلامی از کوشندگان جنبش زنان در تبریز که 20 روز پیش توسط نیروهای اطلاعات تبریز بازداشت شده بود، همچنان در شرایط بلاتکلیفی در زندان به سر می برد. غلامی که به تازگی به همراه تعدادی دیگر از فعالان زن در تبریز سایتی را در مورد مسائل زنان راه اندازی کرده بود، روز 29 مرداد ماه، توسط نیروهای لباس شخصی در منزلش در تبریز بازداشت شد و تاکنون هیچ گونه اطلاعی در مورد وضعیت نگهداری وی به نزدیکانش داده نشده است. شهناز غلامی که عضو انجمن روزنامه نگران زن ایران( رزا) نیز می باشد، پیش تر در دهه شصت به مدت 6 سال در زندان به سر برده بود. وی تاکنون چندین مقاله با عنوان " چشم انداز مشارکت سیاسی – اجتماعی زنان" ، " فقر زنانه" و " همسران خدمتکار یا کار خانگی زنان" را منتشر کرده است. گفتنی است در طی هفته های گذشته موج برخورد با زنان فعال در تبریز شدت گرفته است، و به جز شهناز غلامی، لیلا حیدری -همسر بهروز صفری- نیز پس از مراجعه به اداره اطلاعات برای ملاقات با همسرش بازداشت شده است. همسر سعید متین پور و عباس لسانی ،
دیگر زنانی هستند که در روزهای گذشته از سوی نیروهای امنیتی تهدید به بازداشت شده اند
کمیته دانشجوئی گزارشگران .

بازداشت و احضار معلمان فعال در شهرضا و کرمانشاه

17 شهریور 1386 رادیو فردا
گزارش های رسیده به رادیو فردا حاکی است که در دو روز گذشته، دو تن از معلمانی که در اعتراض های اواخر سال گذشته در شهرضا دست داشتند بازداشت شده اند و دو تن از فعالان حقوق معلمان نیز در کرمانشاه به دادگاه احضار شده اند. معلمان در آخرین اعتراض های خود با برپايی تجمعاتی مقابل مجلس، خواستار تحقق خواسته هایشان شامل «تسريع در تصويب لايحه نظام پرداخت هماهنگ» و «رفع تبعيض»شده بودند. بازداشت در شهرضا خبر بازداشت دو تن از معلمان در شهرضا توسط سايت کانون صنفی معلمان ايران، نیز تایید شده است. یکی از بازداشت شدگان، حميد رحمتی نام دارد که بعد از ظهر روز پنجشنبه، ۱۵ شهريور درمنزل خود توسط نيروی انتظامی بازداشت وبه نقطه نامعلومی انتقال داده شده است. همسر آقای رحمتی در اين ارتباط به وب سایت کانون صنفی معلمان گفته است: «حميد به اين خاطر که ماموران نيروی انتظامی حکم جلب در دست نداشتند، ازرفتن خودداری می کرد، اما ماموران قول دادند که حميد پس ازمراجعه به نيروی انتظامی پس از مدت کوتاهی در همان روز به منزل برگردانده خواهد شد، اما از آن ساعت تاکنون وی به منزل بازنگشته و مسئولين می گویند که ازمحل نگهداری حميد هيچ اطلاعی ندارند.» وب سايت کانون صنفی معلمان ايران از بازداشت، انفصال از خدمت، تبعيد، کاهش دستمزد و يا جريمه نقدی بيش از ۸۰ تن از معلمانی که در ماه های پايانی سال گذشته خورشيدی در اعتراض های صنفی شرکت کرده بودند، خبر داده است.همچنين ۲۰ تن از نيروهای امنيتی شهررضا، روز جمعه ۱۶ شهريور، وارد منزل حميد رحمتی شدند و يکی از ميهمانان آنان به نام خاتون بادپر، عضو کانون صنفی معلمان ايران، را پس از تفتيش کيف شخصی بازداشت کردند و به نقطه نامعلومی بردند. احضار در کرمانشاه علاوه بر اين، روز سه شنبه ۱۳ شهريور، اسدالله حیـرانـی و محمد توکلی، دوتن ازاعضای شورای مرکزی کانون صنفی معلمان کرمانشاه، که درروزهای پايانی سال ۱۳۸۵ دربازداشت بودند، به دادسرای انقلاب کرمانشاه احضار شدند. فعالان حقوق معلمان در کرمانشاه می گویند که فرمانداری کرمانشاه در تلاش است تا کانون صنفی معلمان را در این شهر منحل کند. گزارش دیگری از وضعیت فعالان حقوق معلمان حاکی است که دادگاه محمد تقی فلاحی، عضوهيات مديره کانون معلمان تهران که قرار بود روز چهارشنبه ۱۴ شهريور، دردادگاه انقلاب در خيابان معلم تهران، برگزار شود، به دليل حضور نداشتن قاضی پرونده، به زمان دیگری موکول شده است. آقای فلاحی درفروردين ماه نزديک به يک ماه دربازداشت به سربرده بود. در اين ارتباط منيژه محمدی، يکی از وکلای کانون مدافعان حقوق بشر و وکيل مدافع محمد تقی فلاحی، اتهام «اقدام عليه امنيت کشور» را که موکلش رو به رو است، رد کرده و گفته است: «در لوايح دفاعيه به دادگاه توضيح داده شده است که کانون صنفی معلمان، محل تجمع افراد ضد انقلاب نيست، بلکه اين کانون کاملا قانونی تاسيس شده است ودرچارچوب موازين و مقررات فعاليت می کند.» وی همچنين گفته است: «در مورد تجمع غير قانونی که در بازجويی ها مطرح شده است، بايد با استناد به اصل ۲۷ قانون اساسی، آن را مشروع وقانونی دانست و حضور در مقابل خانه ملت، که همانا مجلس شورای اسلامی است، چگونه می تواند جرم تلقی شود؟» «موج سرکوب» در همين حال، وب سايت کانون صنفی معلمان ايران با انتشار آماری از احکام بازداشت، انفصال از خدمت، تبعيد، کاهش دستمزد و يا جريمه نقدی بيش از ۸۰ تن از معلمانی که در ماه های پايانی سال گذشته خورشيدی در اعتراض های صنفی شرکت کرده بودند، از موجی گسترده در برخورد با معلمان خبر داده است. معلمان در آخرین اعتراض های علاوه بر اعتراض به دستمزدهایشان خواستار پيگيری استيضاح وزير آموزش و پرورش از سوی نمايندگان مجلس شورای اسلامی و معرفی مشاور وزير در امور تشکل های فرهنگيان، ايجاد شورای برگزيدگان نمايندگان معلمان در مدارس شدند. اما اين درخواست ها، تحقق نيافت. در همين ارتباط، کانون صنفی معلمان ايران در اوايل شهريور ماه، با ارسال نامه ای به آيت الله محمود هاشمی شاهرودی، رييس قوه قضاييه ايران، خواستار انجام ملاقات و گفت وگوی مستقيم نمايندگان معلمان با او و تجديد نظر در «برخوردهای قهرآميز» با فرهنگيان و اقدامات لازم برای پيگيری تخلفات صورت گرفته در زندان شد. با اين حال، تاکنون از پاسخ رييس قوه قضاييه به اين نامه، خبری منتشر نشده است.

فراخوانی برای توجه به کارنامه سیاه حقوق بشر در ایران

18 شهریور 1386 خبرنامه گويا
، گفتگوی ميترا شجاعی با عبدالکريم لاهيجی، صدای آلمان فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشر، طی فراخوانی از کلیه نهادهای حامی حقوق بشر درخواست کرده تا از مدافعان ایرانی حقوق بشر حمایت کنند. گفت‌وگویی با دکتر عبدالکریم لاهیجی نایب رئيس این فدراسیون در باره جزئیات این فراخوان. دویچه‌وله: فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشر فراخوانی برای حمایت از مدافعان حقوق بشر در ایران داده است. این فراخوان دقیقا روی چه مواردی از نقض حقوق بشر در ایران دست گذاشته است؟ عبدالکریم لاهیجی: این فراخوان دو سر فصل کلی دارد. اول فشار و سرکوبی‌ست که متاسفانه طی ماههای اخیر درباره‌ی جامعه مدنی اعمال می‌شود. وضعیت زن‌ها به‌خصوص پس از کمپین جمع‌آوری یک میلیون امضا که می‌دانید منتهی به تعقیب بیشتر از ۴۰ تن از کسانی که در این نهضت شرکت داشتند شده است. تعدادی محکوم به زندان و شلاق شدند و محاکمه‌ی عده‌ای هنوز شروع نشده. دانشجویان که می‌دانید سه تن از آنها همچنان در زندان‌اند و زیر شکنجه بوده‌اند و متاسفانه دیدید که رییس دادگاه انقلاب گفت که محاکمه‌شان هم بدون حضور وکیل و به‌طور غیرعلنی برگزار خواهد شد. سندیکالیست‌ها، وضعیت اسانلو و دیگر کسانی که در اتحادیه شرکت واحد و اتحادیه‌های دیگر متاسفانه نمی‌توانند حقوق خودشان را مطالبه بکنند که هیچ، و می‌دانید که به زندان هم می‌افتند. قسمت دوم در مورد مجازات اعدام است. وضعیت اعدام طی ماه‌های اخیر به شکل بی‌سابقه‌ای در ایران وخیم‌تر شده است. طی ده ماه گذشته بیشتر از ۱۵۰ نفر در ایران اعدام شدند. دیدید که فردای انتشار فراخوان ما هم متاسفانه باز ۱۸ نفر در خراسان و در فارس اعدام شدند و ما با این فراخوان خواسته‌ایم جامعه بین‌المللی بیشتر در جریان مسایل، یعنی وضعیت حقوق بشر در ایران باشد و واقعا به کمک مدافعان ایرانی حقوق بشر چه در ایران و چه در خارج بربیاید. ­ آیا این فراخوان فقط برای جلب افکار عمومی‌ست یا قصد دارید آن را به سطح دولت‌ها هم منتقل کنید؟ می‌دانید که در فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشری ۱۵۵ عضو هست، یعنی از کشورهای مختلف دنیا! وقتی که خواستیم از ما حمایت بکنند، یعنی در کشورهای خودشان هم با مقامات کشورهایشان تماس بگیرند، بگویند که وضع حقوق بشر در ایران به چه وخامتی هست و از آنها هم بخواهند که دخالت بکنند. و به‌خصوص توجه می‌دهم که طی هفته‌های آینده شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو کار خودش را آغاز خواهد کرد و می‌دانید در این شورا دولتها عضویت دارند و بنابراین از جامعه‌های حقوق بشر که عضو فدراسیون هستند ما می‌خواهیم که در جریان این شورا هم، با توجه به این کارنامه‌ی بسیار سیاهی که از وضعیت حقوق بشر ما ارائه داده‌ایم، از دولتهایشان بخواهند که وقتی پرونده‌ی ایران مطرح می‌شود، رای بر محکومیت جمهوری اسلامی صادر کنند. اصولا راهی برای اقدام عملی در مورد کشورهای ناقض حقوق بشر پیش روی فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشر هست یا خیر؟ فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشر همچنان دیگر سازمان‌های بین‌المللی تنها راهشان توسل به مکانیزم‌هایی‌ست که در سازمان ملل وجود دارد، گزارشگران ويژه، گزارشگر اختصاصی برای ایران که متاسفانه بیش از چهارسال است که دیگر وجود ندارد و بالاخره درخواست صدور قطعنامه از سوی شورای حقوق بشر یا مجمع عمومی سازمان ملل. این مکانیزم را ما سال‌هاست که تعقیب می‌کنیم و با توجه به اینکه مجمع عمومی سازمان ملل هم کار خودش را آغاز خواهد کرد و شورای حقوق بشر هم طی هفته‌های آینده، این است که ما از این مکانیزم‌ها سعی می‌کنیم که فشار لازم بر جمهوری اسلامی آورده بشود، برای اینکه دست از این وضعیت بسیار وخیمی که متاسفانه طی ماه‌های اخیر حقوق بشر در ایران پیدا کرده است بکشد. با توجه به وضعیت وخیم حقوق بشر درایران، که به آن اشاره کردید، اینبار چقدر امیدوار هستید که این فراخوان منجر به صدور قطعنامه‌ی شورای حقوق بشر علیه ایران بشود؟ در آخرین نشست شورای حقوق بشر که متاسفانه می‌دانید که نه پرونده‌ی ایران و نه دیگر کشورها مورد رسیدگی قرار گرفت، با تلاش‌ها و کوشش‌هایی که ما با رییس شورا کردیم و بعد هم با خانم لوییز آربور کمیسار حقوق بشر سازمان ملل، این امید به ما داده شده است که در اجلاس آینده‌ی شورا، پرونده‌ی ایران مطرح و رسیدگی خواهد شد. آیا همزمانی این فراخوان با سفر کمیسار عالی حقوق بشر سازمان ملل در ایران اتفاقی بوده، یا اینکه این همزمانی به نظر شما می‌تواند تاثیر مثبتی روی نتیجه‌ی این فراخوان بگذارد؟ می‌دانید که سفر خانم آربور فقط بعنوان شرکت در کنفرانس وزارت خارجه‌ی کشورهای غیرمتعهد بود، و نه اینکه ایشان بعنوان کمیسار حقوق بشر برای رسیدگی به وضع حقوق بشر به ایران برود. نه! تنها کاری که ما در ارتباط با سفر خانم آربور کردیم این بود که با تماسی که من با ایشان گرفتم، از ایشان خواستم که در ایران با شیرین عبادی و دیگر مدافعان حقوق بشر ملاقات و گفت‌وگو بکند و خوشبختانه این موضوع صورت گرفت.

حمایت جهانی از کارزار همبستگی ملی


ازسوی کمیته هماهنگی همبستگی ملی بیانیه ای درخصوص حمایت ازکارزارآزادی زندانیان سیاسی منتشر شد . متن این بیانیه بدین شرح می باشد این روزها اخبار نگران کننده ای از وضعیت زندانیان سیاسی، غیر سیاسی و تداوم فشارها بر مدافعان حقوق دمکراتیک انسانها و فعالان مدنی به گوش می رسد که حکایت از تشدید روند سرکوب در داخل کشور و بی توجهی به خواسته های بحق مردم ایران دارد. نظام جمهوری اسلامی ایران، با افزایش اعدام ها و جتایت ها علیه بشریت، دستگیری فعالان دانشجویی، کارگری، زنان و سیاسی، شکنجه و ضرب و شتم زندانیان و دستگیر شدگان، ایجاد محدودیت برای جوانان و افزایش تورم و فشارهای اقتصادی بر مردم و موارد دیگری از نقض حقوق بشر، می رود که مردم ایران را با بحران ها و فشارهای تازه ای روبرو سازد. در همین حال عده ای از زندانیان سیاسی و مدافعان آزادی ، دمکراسی و عدالت در داخل کشور در اعتراض به روند موجود و گسترش سرکوب ها و به منظور حمایت از دانشجویان، زنان، کارگران، معلمان و زندانیان سیاسی و مبارزان سیاسی و اجتماعی، اقدام به راه اندازی کارزار جهانی همبستگی ایرانیان کرده اند. در همین راستا زندانیان سیاسی عملا با اعلام اعتصاب غذای چند روزه خود، خواستار اعتراض مردم ایران به وضع موجود شده و همچنین درخواست کرده اند با گسترش کارزار همبستگی، ندای آزادیخواهی را به گوش جهانیان برسانند. به همین مناسبت، ما جمعی از دانشجویان، فعالان سیاسی، فرهنگی و ایرانیان برون مرز، در نظر داریم به منظور اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران و گسترش کارزار همبستگی، گردهمایی هایی به صورت هماهنگ در شهرهای مختلف جهان برگزار کنیم. این گردهمایی ها و تجمعات در شهرهایی مانند ؛ لس آنجلس، آتلانتا، واشنگتن دی سی، تورنتو، ونکوور، مونتریال، لندن، اسلو، مالمو، استکهلم، نیکوزیا، بروکسل، فرنکفورت، ژنو، آمستردام و ... در روزهای شنبه و یکشنبه 29 و 30 سپتامبر – 7 و 8 مهر ماه - برگزار خواهد شد. ما از همه هم میهنان گرامی، در سراسر جهان می خواهیم در این حرکت سراسری ، به یاری زندانیان و فعالان درون مرز بشتابند و در گسترش همبستگی ملی بین کلیه نیروهای آزادیخواه و دمکرات سهیم باشند.

بازداشت همسر یک زندانی سیاسی در زنجان

برگرفته از سیروس نیوز
با گذشت بیش از یک هفته از بازداشت علیرضا متین پور و لیلا حیدری، مقامات قضایی زنجان هنوز اتهامات این افراد را عنوان نکرده اند و پیگیری خانواده های آنان برای اطلاع از سرنوشت فزندانشان بی نتیجه بوده است.
گفتنی است ماموران اداره اطلاعات زنجان هفته گذشته در تماسی با پدر لیلا حیدری اعلام کرده بودند که وی می تواند برای ملاقات با همسر زندانیش - بهروز صفری- روز دوشنبه 6/6/86 به اداره اطلاعات مراجعه نماید. اما پس از حضورلیلا حیدری در موعد مقرر در اداره اطلاعات ، مأموران اقدام به بازداشت وی نمودند.
همچنین علیرضا متین پور ( برادر سعید متین پور ) نیز همزمان با بازداشت خانم حیدری، در محل کارش دستگیر و به زندان اطلاعات زنجان منتقل شده است.
هم اکنون پنج تن از هویت طلبان زنجان به نامهای سعید متین پور، جلیل غنی لو، بهروز صفری، لیلا حیدری و علیرضا متین پور در بازداشت بسر می برند.
لازم به ذکر است سعید متین پور، جلیل غنی لو و بهروز صفری بیش از 3 ماه است که در بازداشت به سر می برند و بنا به اظهارات یک مقام قضایی قرار بازداشت موقت آنها باز هم تمدید شده است.
صفری ، غنی لو و برادران متین پور دوم اسفندماه سال گذشته در مراسم بزرگداشت روزجهانی زبان مادری نیز بازداشت شده بودند.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

Sep 7, 2007

محدوده های اتحاد برای دموکراسی از همایون مهمنش

امید به پایان یافتن دوران طولانی پراکندگی گروه های سیاسی قوت گرفته و این سوال مطرح شده است که چرا در این اوضاع حساس و خطرناک تشکل های سیاسی برای مقابله با دیکتاتوری متحد نشده و متحد عمل نمی کنند. معیار دست یافتن به یک اتحاد فعال و کار آمد نزدیکی برداشت ها از اهداف مشترک و اعتماد متقابل گروه های سیاسی است. گروه هائی که برداشت های متفاوتی مثلا از دموکراسی دارند و یا به هر دلیل اعتماد لازم به یکدیگر را ندارند طبیعتا اتحاد موفقی هم نخواهند داشت و حتی اگر اتحاد صورت هم بگیرد، کمک چندانی به مبارزه نخواهد بود. متاسفانه اخیرا بعضی گروه ها هم که ظاهرا امید خود را به اتحاد از طریق صحبت، دیالوگ و جلب اعتماد متقابل از دست داده اند، کوشش میکنند در رسانه ها از شعار اتحاد استفاده ابزاری کرده و توسط آن برای خود بازار گرمی کنند. در این شرائط بررسی عملی بودن، هدف گیری و روشن کردن محدوده های اتحاد گروه های سیاسی اهمیت مییابد. نگارنده سال هاست که برای اتحاد گروه های سیاسی با هدف تحقق دموکراسی کوشیده است و مطلب حاضر نوعی نتیجه گیری مرحله ای از این تجربیات است. بر خلاف آنچه که گاهی تصور میشود، اتحاد گروه های سیاسی (نه افراد، که در اینجا مورد بحث نیست) برای فعالیت مشترک و کارآمد، ساده نیست. اتحادی که پس از صورت گرفتن حرکتی نداشته باشد طبعا مورد نظر ما نیست. یک اتحاد موفق بعید است با امضا در انترنت و یا شرکت در یک جلسه صورت گیرد. حتی اگر متحد شوندگان نردیکی های فکری و اعتماد متقابل را هم در سطح لازم داشته باشند، بازهم مدت زیادی بحث، استدلال، وقت، کوشش و ثبات قدم لازم است تا اهداف و ساختارهای فعالیتی اتحاد تعیین شود. تازه این هنوز به معنای موفقیت نیست. اتحاد زمانی با موفقیت توام است که متحدین بتوانند همکاری اثر بخش داشته باشند. به عبارت دیگر برای گروه هائی که نزدیکی های فکری لازم بر سر اهداف اتحاد و یا اعتماد به یکدیگر را دارا نیستند بهترین راه، تحلیل واقعی از وضعیت همراه با کوشش برای برقراری دیالوگ، ادامه آن و جلب اعتماد متقابل است. اتحاد گروه های اپوزیسیون سیاسی پایان کار نیست و تازه آغاز آن است. با اتخاذ سیاست های درست، گسترش و تداوم کار و از همه مهمتر جلب اعتماد روشنفکران و مردم است که یک اتحاد نیروی لازم برای ایجاد تحول در جامعه را پیدا میکند. وقتی مردم پیشنهادات نیروهای سیاسی را برای تغییر شرائط و نحوه اداره کشور بپذیرند و این پذیرش را در عمل نیز نشان دهند، اپوزیسیون باز یک قدم دیگر به اهداف خود نزدیک شده است. اتحاد با چه هدف؟ هر بخش شرکت کننده در اتحاد حتی وقتی در مورد آن صحبت نشود، از شرکت در اتحاد هدفی دارد. تجربه اتحاد "همه با هم" با خمینی که در واقع "همه با خمینی" بود نشان میدهد که اهداف اتحاد لازم است نه فقط به صورت نفی و سلبی بلکه بطور مثبت و ایجابی نیز تعریف و از همان آغاز معین باشد. مضافا اینکه شرکت کنندگان در اتحاد درک کم و بیش مشابهی از آن داشته باشند. برای مثال ممکن است گروهی از دموکراسی، دیکتاتوری پرولتاریا را بفهمد که در تضاد کامل با دموکراسی مورد نظر است. اتحاد با هدف نفی دیکتاتوری بدون اینکه روشن کنیم پس از آن چه حکومتی را می خواهیم، لزوما به دموکراسی منجر نمیشود. دوستانی که صحبت از جنبش ملی میکنند باید توجه داشته باشند که با نام گذاری "جنبش ملی" هدف هنوز روشن نشده است. نتیجه اتحاد صرفا با هدف نفی دیکتاتوری را در گذشته تجربه کرده ایم. هر گونه هدف گزاری نا مناسب دیگر میتواند به صرف نیرو در راه های فرعی، و در بهترین حالت اتلاف انرژی اتحاد کنندگان و محروم کردن جامعه از همکاری آنان برای اقدامات درست باشد. هدف از اتحاد برای دموکراسی، اتحادی است که بدیلی دموکراتیک به جامعه ارائه دهد، برای جلب پشتیبانی وسیع روشنفکران و مردم از این بدیل کوشش کند، در استقرار دموکراسی بکوشد و پس از استقرار، همواره نیروی حامل دموکراسی باشد. اتحاد برای دموکراسی مبارزات مردم ایران از دوران مشروطیت تا به امروز برای به دست آوردن حق حاکمیت ملی یا دموکراسی بوده است. آزادی، استقلال، تمامیت ارضی و جدائی دین از حکومت، حکومت قانون و رعایت حقوق بشر و عدالت اجتماعی مفاهیمی در ارتباط با یکدیگرند که تحقق آنها تا کنون از همه بهتر در دموکراسی ها ممکن شده است. امروز گرایش روشنفکران ایران به دموکراسی و جدائی دین از حکومت غیر قابل انکار است. مردم ایران فجایع حاصله از دخالت دین در حکومت را تجربه کرده اند. همچنین نتیجه کار حکومت های کمونیستی به روشنفکرانی که عدالت اجتماعی بدون آزادی را ممکن میدانستند نشان داد، که عدالت اجتماعی در فقدان آزادی ممکن نیست و کارگران سندیکاهای کارگری آلمان که در ربع سوم قرن نوزدهم سرود "آزادی نان است و نان آزادی است" را سر میدادند، آگاهانه و هوشیارانه عمل میکرده اند. اگر دموکراسی مضمون اصلی مبارزات مردم است پس تحقق دموکراسی نیز، مناسب ترین هدف برای اتحاد نیروهای آزادیخواه میباشد. اگر چنین اتحادی پا بگیرد میتواند به فعالیت ها در سطوح دیگر مثلا پشتیبانی از مبارزات گروه های اجتماعی و رعایت حقوق بشر نیز دینامیک بیشتری بدهد. طرفداران دکتر محمدمصدق، نهضت ملی و سازمان آن جبهه ملی همواره نقش مهمی در دفاع از آزادی ها و دموکراسی دارا بوده و هستند. در اینجا لازم است از دکتر شاپور بختیار که با تمام امکانات کوشش کرد جلوی فاجعه و پاگرفتن دیکتاتوری کنونی را بگیرد و همواره با تاکید بر اهمیت دموکراسی سال ها در رهبری نهضت مقاومت ملی ایران پرچمدار مبارزه برای دموکراسی بود و در این راه جان خود را نیز گذاشت، یاد کنم. امروز دموکراسی از طرف غالب گروههای سیاسی به عنوان اصل، مورد قبول واقع شده و گروه های اجتماعی مانند زنان، جوانان، معلمان، کارگران، دانشجویان، روزنامه نگاران، اصناف و گروه های مدافع حقوق بشر تا آنجا که میدانم بدون استثنا، ضمن مبارزه برای اهداف خود به اهمیت آزادی، رعایت حق حاکمیت مردم و اهمیت قانون متکی به اراده مردم تاکید دارند. بعضی از فعالین سیاسی، جمهوری خواهی را به عنوان هدف اتحاد به جای دموکراسی پیشنهاد می کنند. پیشنهاد آنان دو جنبه دارد: اول جمهوری در مقابل "سلطنت" برای ابراز طرفداری از حکومتی که بر خلاف پادشاهی یا نظام ولایت فقیه کلیه مسئولین آن انتخابی و در مقابل مردم پاسخگو باشند که این عامل مهمی برای تحقق یک دموکراسی پایدار است و دوم جمهوری با مفهوم دموکراسی در مقابل "حکومت اسلامی". به نظر نگارنده مفهوم اول که مربوط به شکل نظام است بهتر است به صورت یک استدلال جدا از دموکراسی طرح شود. به این جهت به علت دوگانگی مذکور و روشن تر بودن مفهوم، دموکراسی به عنوان هدف اتحاد مناسب تر به نظر میرسد. پس اتحاد برای دموکراسی امری ممکن است و اگر کوشش برای صورت گرفتن چنین اتحادی با سیاست ها و اقدامات درستی همراه شود، اقدامی در جهت تقویت و اعتلا کل جنبش سیاسی ایران خواهد بود. محدوده های فکری و سیاسی اتحاد برای دموکراسی اگر اتحاد برای دموکراسی را درست، ضروری و منطبق با خواست و مبارزات مردم ایران بدانیم، آنوقت لازم است به بعضی نکات و محدوده های فکری موجود در راه ایجاد چنین اتحادی نیز برخورد کنیم. 1. افراد و یا سازمان هائی هستند که از یک طرف مدافع خمینی، ولی فقیه، استالین و یا در سطح دیگری، محمد رضا شاه هستند ولی همزمان خود را مدافع دموکراسی نیز میدانند. روشن است که ادعای این گروه ها به دفاع از دموکراسی یا از روی عدم شناخت اصول آن و یا کاملا مغرضانه است. 2. نمونه دیگر روشنفکران مذهبی هستند. بعضی از آنان امروز قاطعانه به نفع دموکراسی و ضرورت جدائی دین از حکومت موضع گرفته اند. ولی برخی دیگر هنوز از "دموکراسی دینی" صحبت میکنند و حتی از اتحاد برای دموکراسی هم این درک را دارند که مسئولین چنین اتحادی نیز باید از طرفداران جمهوری اسلامی باشند. آنها تضاد بزرگ بین "آزادی" و "دین حکومتی" یا "دین اجباری" را نمی بینند. بنابراین در این طیف با یک نظر مشخص روبرو نیستیم و اتحاد برای دموکراسی فقط با آن بخش ممکن است که به ضرورت جدائی دین از حکومت اعتقاد داشته باشد. 3. در طیف سیاسی چپ نیز با نظرات متجانسی روبرو نیستیم. بعضی فعالین چپ به ویژه تحت تاثیر حمله نظامی آمریکا به عراق و فجایعی که این حمله باعث شده است، به دنبال ایجاد اتحادهائی با هدف "مبارزه علیه امپریالیسم" و یا اهدافی مشابه هستند. اگر "مبارزه علیه امپریالیسم" بجای دموکراسی مضمون مبارزات آنها باشد، ممکن است تا آنجا بروند که برای مثال اقدامات تروریست های عراق را که کوچکترین ارزشی برای جان انسان و هموطنان خود قائل نیستند و در عمل های انتحاری خود صدها تن را برای ایجاد وحشت و مخالفت با آمریکا از دم تیغ میگذرانند و یا حتی از اقدامات احمدی نژاد تحت این عنوان که او دارد علیه امپریالیسم مبارزه میکند به نوعی دفاع کنند. بخش دیگری از این روشنفکران هنوز هم به دنبال مبارزه برای قوم گرائی تا سرحد جدائی، انقلاب سوسیالیستی نوع لنینی و غیره اند. لازم به توضیح نیست که با صاحبان چنین افکاری نمیشود برای رسیدن به دموکراسی همکاری کرد. خوشبختانه طرفداری از آزادی و دموکراسی در بخش مهمی از فعالین چپ امروز گسترده است. 4. چند سال پس از انقلاب عده ای تحت عنوان "مشروطه خواهی" بدون برخورد انتقادی به گدشته سردمداران خود که اغلب عاملین اصلی تعطیل مشروطه در گذشته بوده اند ظاهر شدند که متاسفانه مرتبا با اعمال خود نشان میدهند که "مشروطه خواهی" آنان فقط یک نامگذاری است و از گذشته چیزی نیاموخته اند. برای مثال آنها هنوز هم قبول ندارند جریانی که ده ها سال بر این کشور حکومت رانده است مسئول پاگرفتن دیکتاتوری کنونی است، نه اپوزیسیونی که هیچ نقشی در اداره کشور نداشته است. آنها در عوض قبول اشتباهات و برخورد روشن، قاطع و غیر قابل بازگشت به گذشته خود، گاهی مردم را به فراموش کردن آن فرا می خوانند ولی زمانی هم که محیط را مناسب ببینند، با طرح فجایع رژیم کنونی، تازه از روشنفکران و مردم طلبکار هم میشوند. مسلما این بخش با خصوصیات کنونی اگر خطری برای دموکراسی نباشد کمکی نیز برای آن نخواهد بود. خلاصه میکنم: مناسب ترین اتحاد میان گروه های مختلف اپوزیسیون، اتحاد برای دموکراسی است. یک اتحاد موفق میان گروه هائی که برداشت های نزدیکی از اهداف آن داشته و از اعتماد لازم به یکدیگر برخوردارند، ممکن به نظر میرسد ولی همکاری با گروه هائی که در حرف یا در عمل دموکرات نیسنند، کمکی به پیشبرد دموکراسی نمیکند. تا بوجود آمدن چنین اتحادی، ادامه بحث و دیالوگ میان گروه ها برای راهیابی و پیدا کردن امکانات همکاری برای مثال در دفاع از حقوق بشر ضروری است. همایون مهمنش 12 شهریور 1386 برابر 3 سپتامبر 2007 hmehmaneche@t-online.de www.homayoun.info

جنگ، شكست‌گرایی اصلاح‌طلبان، و اپوزیسیون دموكرات

ایران در خطر است. در داخل حكومت نقطه امیدی‌ برای جلوگیری از این خطر به چشم نمی‌خورد. احمدی‌نژاد/خامنه‌ای كوچكترین انعطافی برای دفع این خطر از خود نشان نمی‌دهند. اصلاح‌طلبان كاره‌ای نیستند و با شكست‌گرایی امید خود را از دست داده‌اند. اگر راهی‌ برای دفع این خطر باقی مانده باشد، این كار فقط از اپوزیسیون دموكرات بر می‌آید. حسين باقرزاده سه شنبه 13 شهریور 1386 – 4 سپتامبر 2007 hbzadeh@btinternet.com طرفین مخاصمه بر سر مسئله اتمی ایران، یعنی‌ رژیم جمهوری اسلامی و غرب به رهبری آمریكا، گام به گام به برخورد نظامی نزدیك‌تر می‌شوند. مطبوعات غربی، به خصوص در آمریكا و بریتانیا در چند روز گذشته از آمادگی‌های نظامی‌ آمریكا برای یك حمله «سریع و برق‌آسا» خبردادند و حتا به نقل از منابع نظامی و اطلاعاتی جزئیاتی از برنامه حمله مورد نظر را پخش كردند. به گفته برخی از این منابع اكنون دیگر سؤال «آیا» مطرح نیست و بلكه سخن از «كی» می‌رود. در سوی دیگر مخاصمه، رژیم ایران هم‌زمان با ادامه رجزخوانی‌های خود به تغییراتی در مهمترین سازمان نظامی خویش یعنی‌ سپاه پاسدران دست زد تا آمادگی‌های «دفاعی»‌ آن را افزایش دهد. از نظر سیاسی نیز با سلطه روحیه «شكست‌گرایی» بر اصلاح‌طلبان، در ایران و جهان امید به تغییر سیاست اتمی رژیم ایران و حل مسالمت‌آمیز آن به شدت كاهش یافته است و از دید بسیاری كابوس حمله مرگبار نظامی آمریكا به ایران به تدریج به یك واقعیت «اجتناب‌ناپذیر» نزدیك می‌شود. حكومت ‌امام زمانی آقای احمدی‌نژاد چهار اسبه به سوی دره جنگ پیش می‌راند، و كسی هم ظاهرا جلوگیر آن نمی‌تواند بشود. البته سخن از نقشه‌های آمریكا برای ایران در قالب طرح «خاورمیانه بزرگ» تازه نیست، و دست كم از سال 2002 كه حكومت بوش از رژیم ایران در ردیف عراق آن روز و كره شمالی به عنوان محور اهریمنی یاد كرد، عزم این حكومت برای تغییر رژیم ایران مشخص بود. ولی تحولات بعدی و به خصوص نتایج فاجعه‌بار حمله به عراق نقشه‌های عملی برای اجرای این طرح در مورد ایران را به تعویق انداخت - بدون این كه هیچگاه از بین رفته باشد. در این فاصله، رژیم ایران از یك‌سو برای سرگرم كردن بیشتر آمریكاییان و بریتانیایی‌ها و ضربه زدن به آنان در عراق و افغانستان به تحریك و تجهیز شورشیان و ستیزه‌گران در این دو كشور پرداخت، و از سوی دیگر با بهره‌گیری از موقعیت، برنامه‌‌های اتمی و نظامی خود را تسریع كرد و گسترش داد. این سیاست، اما، اگرچه به لحاظ نظامی به سود رژیم ایران و زیان آمریكا و بریتانیا تمام شد، ولی از نظر سیاسی نتیجه عكس داد: امروز افكار عمومی آمریكا خصوصا و غرب عموما آمادگی به مراتب بیشتری برای حمله نظامی به ایران، در مقایسه با سال‌های پیشین، پیدا كرده و قابلیت هضم آن را یافته است. آمادگی افكار عمومی برای حمله نظامی به ایران گویای یك واقعیت وحشتاك است. پس از تجاوز نظامی آمریكا و بریتانیا به عراق و فجایعی كه برای عراقیان و نیروهای مهاجم به بار آمد، افكار عمومی،‌ هم در كشورهای مهاجم و هم در سطح جهانی به شدت علیه سیاست‌های جنگی این دو كشور تغییر كرد و سیاست‌های داخلی این كشورها را نیز تحت تأثیر قرار داد. در آمریكا محبوبیت آقای بوش سریعا پایین رفت، و این به نوبه خود به پیروزی دموكرات‌ها در نوامبر سال گذشته و تغییر چهره سیاسی حكومت این كشور منجر شد. در این شرایط، هنر بسیاری می‌خواست كه بتواند این جو ضد جنگ را به نفع حكومت بوش و مشاوران نومحافظه‌كار آن تغییر دهد و آن را 180 درجه بچرخاند. هنر این تغییر فاحش البته فقط از حكومت امام زمانی آقای احمدی‌نژاد و مرشد و ولی‌نعمت او آقای خامنه‌ای بر می‌آمد. اكنون نه فقط افكار عمومی آمریكا كه به دلیل تلفات روزافزون آمریكاییان در عراق از حمایت سیاست آقای بوش در مورد عراق دست برداشته،‌ در عین حال آمادگی‌ زیادی برای حمله به ایران پیدا كرده است، و بلكه دموكرات‌های‌ مخالف آقای بوش در كنگره نیز كم و بیش با همان لحن آقای بوش در مورد ایران سخن می‌گویند. طرفین متخاصم به لحاظ استراتژی جنگی نیز به هم نزدیك می‌شوند. سیاست رژیم ایران پس از دوران اصلاحات در چند سال‌ اخیر حول تقویت سپاه پاسداران و نفوذ هرچه بیشتر سپاه در ارگان‌های سیاسی كشور شكل گرفته است. با انتخابات دوره جاری مجلس در سال 1382 و سپس انتخابات ریاست جمهوری در 1384، این نفوذ تا حد زیادی تكمیل شد و بسیاری از ارگان‌های حساس حكومتی به خصوص در زمینه سیاست‌های اتمی و نظامی و دفاعی و سیاست خارجی رژیم تحت كنترل سپاه و سپاهیان قرار گرفت. سپاه به ویژه در زمینه فعالیت‌های نظامی مخفی در كشورهای منطقه دست بازی‌ پیدا كرد و مستقیم و نامستقیم به عنوان نیروی نظامی‌ رژیم ایران در آب‌های خلیج فارس و عراق و افغانستان و فلسطین و لبنان به مصاف آمریكا و متحدان آن برخاسته است. آمریكا نیز این واقعیت را درك كرده است و در سیاست نظامی خود علیه ایران این نیروی‌ نظامی را هدف درجه اول خود می‌شناسد. زمزمه اعلام سپاه پاسداران به عنوان یك سازمان تروریستی از سوی آمریكا (امری كه تا كنون در مورد هیچ نیروی وابسته به یك حكومت در جهان سابقه نداشته است) از یك چنین هدف‌گیری حكایت می‌كند. كشاندن سپاه به صحنه سیاسی كشور و نقش غالب به آن دادن، آن را به هدف اصلی نقشه‌های نظامی آمریكا بدل كرده است. رژیم نیز با درك این واقعیت، تغییرات اخیر در فرماندهی سپاه را لازم دانسته است تا فردی با تجربه در مورد «نبردهای نامتقارن» را بر آن بگمارد. علاوه بر آماده شدن افكار عمومی در آمریكا و در سطح جهانی برای حمله نظامی به ایران، دو عامل دیگر نیز این خطر را نزدیك‌تر و محتمل‌تر كرده است. اول این كه آقای بوش وقت چندان زیادی برای تحقق این بخش از برنامه خاورمیانه بزرگ خود ندارد. او یك سال و چندماه دیگر باید كاخ سفید را ترك كند و اگر می‌خواهد كاری در مورد ایران و خطر اتمی شدن آن انجام دهد باید در ای‍ن فاصله دست به كار شود. او البته در ماه‌های اخیر به شدت گرفتار مشكل گره سر در گم عراق بود، و علارغم مخالفت كنگره به یك سیاست پر مخاطره «موج» افزایش حضور نظامی در عراق دست زد. این حركت در ماه‌های اولیه برآورد مثبتی نداشت و بلكه به تلفات بیشتر آمریكاییان منجر شد. ولی در هفته‌های اخیر اوضاع كمی به نفع آمریكا تغییر كرده است و آقای بوش با حضور در عراق و استان قبلا پرتشنج انبار و اعلام این كه برخی از نیروهای آمریكا را از عراق بیرون می‌كشد این «موفقیت» را جشن گرفته است. آقای بوش امیدواراست این روند ادامه پیدا كند و او بتواند با استفاده از آن نظر مساعد كنگره و مردم آمریكا را به طرف خود جلب كند و با اطمینان بیشتری نقشه حمله به ایران را به مرحله اجرا درآورد. مخالفان دموكرات او در كنگره ممكن است به ظاهر با این اقدام او مخالفت كنند، ولی تردید نباید كرد كه غالب آنان ترجیح می‌دهند كه این «كار كثیف» را آقای بوش انجام دهد و عواقب خطرناك سیاسی آن را تحمل كند، تا این كه مشكل «ایران اتمی» باقی بماند و باعث دردسر رییس جمهور (فرضا دموكرات) بعدی بشود. عامل دیگر، محو تقریبا كامل اصلاح‌طلبان از صحنه سیاست ایران است. حضور حتا ضعیف اصلاح‌طلبان در صحنه سیاسی ایران در سال‌های گذشته به آن بخش از قدرت‌های غربی در اروپا و وزارت خارجه آمریكا كه با سیاست نومحافظه‌كاران آمریكا مخالف بودند كمك می‌‌كرد كه برای دیالوگ با رژیم ایران و حل مسالمت‌آمیز مسئله اتمی آن استدلال كنند. ولی به تدریج با تضعیف مداوم این جناح از حكومت، موقعیت نیروهای یادشده در غرب نیز تضعیف شده و در مقابل، حربه طرفداران جنگ برنده‌تر شده است. اكنون ما نه فقط شاهد تضعیف هرچه بیشتر اصلاح‌طلبان دربرابر جناح پادگانی و سپاهی حكومت هستیم، و بلكه خود اصلاح‌طلبان نیز به نوعی «شكست‌گرایی» مبتلا شده‌اند و امید خود را ازدست داده‌اند. سخن فقط در این نیست كه اصلاح‌طلبان بیش از هر زمان دیگر دچار تشتت و چنددستگی شده و برخی از آنان (مانند كروبی و اعضای حزب اعتماد ملی‌اش) در طمع ورود به قدرت علیه هم‌پیمانان خود وارد عمل شده‌اند، بلكه این جناح عموما روحیه خود را از دست داده است و آیه یأس می‌خواند. نظرات اخیر نویسندگانی مانند احمد زیدآبادی و عباس عبدی و ماشاالله شمس‌الواعظین برای سكوت داوطلبانه چندین‌ماهه، صرف نظر از قوت و ضعف استدلال‌هایی كه برای آن به كار برده‌اند، بیش از هر چیز از روحیه تسلیم و شكست‌پذیری اصلاح‌طلبان در برابر جناح حاكم حكایت می‌كند. به این ترتیب،‌ اكنون بیش از هر زمان دیگری زمینه‌های حمله آمریكا به ایران فراهم شده است. سماجت رژیم ایران در برابر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل، همراه با مواضع تحریك‌آمیز احمدی‌نژاد علیه اسراییل و نفی هولوكاست، ماجراجویی‌‌های نظامی رژیم در كشورهای منطقه خاورمیانه، و خطر روزافزون شدن اتمی این رژیم، افكار عمومی غرب را برای حمله نظامی آمریكا به ایران آماده كرده است. رجزخوانی‌های رژیم در مورد «موفقیت‌های»‌ اتمی‌اش این آمادگی را مرتبا بیشتر كرده است. آمریكا اكنون بیش از هر زمان دیگر در یكی دو سال اخیر هم به لحاظ سیاسی‌ و هم از نظر نظامی توانایی و آمادگی این حمله را پیدا كرده است و آقای بوش وقت محدودی برای این كار دارد. سپاه پاسداران كنترل سیاست‌های اتمی و نظامی و خارجی ایران را به عهده گرفته و مستقیم و نامستقیم با نیروهای آمریكا و متحدان آن درگیر شده است. متقابلا آمریكاییان بر شدت حملات تبلیغاتی خود علیه رژیم ایران و سپاه پاسداران افزوده‌اند. محو تقریبا كامل اصلاح‌طلبان از صحنه سیاسی كشور و روحیه شكست‌پذیری آنان، موضع اروپاییان و خانم رایس را برای ادامه «مذاكره» با رژیم ایران تضعیف كرده است. همه عوامل برای حمله مرگبار و خانمانسوز آمریكا به ایران، و آن هم در آینده نه چندان دور، فراهم شده است. ایران در خطر است، و در داخل ساختار حاكم بر ایران نقطه امیدی‌ برای جلوگیری از این خطر فاجعه‌بار به چشم نمی‌خورد. حكومت امام زمانی احمدی‌نژاد و خامنه‌ای كوچكترین انعطافی برای دفع این خطر از خود نشان نمی‌دهند. احمدی‌نژاد در سخنان گهربار خود در حضور رؤسای دانشگاه‌ها دو دلیل آورده است كه آمریكا به ایران حمله نمی‌كند. یكی این كه او خود «مهندس» است، و دوم این كه خداوند چنین گفته است. تفصیل این تراوشات مشعشعانه را در نشانی زیر بخوانید . اصلاح‌طلبان دیگر كاره‌ای نیستند و امید خود را در آینده نزدیك و برای شركت در انتخابات مجلس در اسفندماه آینده نیز از دست داده‌اند. حتا بعید است رفسنجانی كه بالاخره به ریاست مجلس خبرگان نیز رسید بتواند در تحولات چندماه آینده تأثیر خاصی بگذارد (اصلاح‌طلبانی كه وقتی به او امید بسته بودند عموما از او نیز قطع امید كرده‌اند) - مگر این كه ما شاهد یك كودتای داخلی در درون ساختار قدرت در ماه‌های آینده باشیم. اكنون در برابر خطر حمله آمریكا و عواقب شوم آن، از ضایعات و خسارات سنگین و مرگبار جانی‌ و مالی گرفته تا درگیری جنگ‌های داخلی و به خطر افتادن موجودیت و تمامیت ارضی ایران، مانع و رادعی در بین نیروهای وابسته به حكومت و خودی‌ها باقی نمانده است. به عبارت دیگر، اگر هنوز راهی‌ برای دفع این خطر باقی مانده باشد، این كار فقط از نیروهای غیر خودی، و اصولا اپوزیسیون دموكرات بر می‌آید. این نیروها البته پراكنده‌اند. برخی هنوز ممكن است به اصلاح‌طلبان شكست‌گرا دل بسته باشند و برخی دیگر (به شمول دسته پیش نیز) گرفتار جنگ‌های حیدری-نعمتی هستند. سرنوشت پرمخاطره ایران آزمایش بزرگی در پیش روی همه ما گذاشته است. آزمایش این است كه آیا ما حاضریم به خاطر ایران و مردم ایران از فرقه‌گرایی و گروه‌گرایی دست بكشیم و به خاطر دموكراسی و صلح در ایران با هر ایرانی دیگر كه خواهان این هر دو است دست اتحاد و همبستگی بدهیم؟ این ندا بارها داده شده، ولی اندوهگنانه با پاسخ تنها مثبت بخش كوچكی از اپوزیسیون تا به حال روبرو شده است. امروز ،‌اما، این مسئله با مسئله مرگ و زندگی ایران و بسیاری از ایرانیان پیوند خورده است. این ندا هم‌چنین از داخل كشور و از درون زندان‌های جمهوری اسلامی بلند است. برای نمونه، نوشته دردآلود اخیر حشمت‌الله طبرزدی را كه سخن حال بسیاری از هموطنان درون كشور ما است در نشانی زیر ببینید . آیا ما می‌توانیم به این نداها پاسخ مثبت دهیم؟ یا می‌توانیم هم‌چنان بر طبل اختلافات مسلكی و گروهی و سیاسی و ایدئولوژیك خود بكوبیم، نقاط تفارق خود را عمده كنیم و مسئله مشترك دموكراسی و صلح را تحت‌الشعاع آن قرار دهیم؟ ما البته می‌توانیم چنین كنیم - هم‌چنان كه تا كنون بسیاری از ما چنین كرده‌اند - ولی در این فاصله اگر جنگنده‌های آمریكا آمدند وزدند و خراب كردند و كشتند و ویرانی و مصیبت و بدبختی و از هم‌پاشیدگی و جنگ و خونریزی به بار آوردند، فراموش نكنیم كه ما نیز بی مسئولیت نبودیم. و فراموش نكنیم كه اگر نتوانیم جلو این فاجعه را بگیریم، دست كم باید برای آن چه كه پس از آن بر جامعه ما خواهد رفت به مسئولیت مشترك خود عمل كنیم. آن چه كه در صحنه سیاسی یك جامعه می‌گذرد فقط محصول كار حكومتیان نیست، برآیند كنش و واكنش پوزیسیون (حكومت) و اپوزیسیون است.

جنبش های اجتماعی حرکتی بی ثمریا اثربخش

همانگونه که برخورد هرشی ولو کوچک برسطح آب موجب دگرگونی دروضعیت ساکن آب می شود، همان سان که کمترین صدا درهوا ایجاد ارتعاش و لرزه درفضای صامت آن می کند. درجامعه پویای انسانی به نحو بارزتری هرحرکت ولوکم دامنه می تواند موجب تغییرودست کم تاثیرپذیری جامعه ازآن موج گردد.شاید دیرگاه است که درمیان پویشگران تاریخ و ترسیم گران تابلوهای مجازی ازرهیافت های مبارزاتی به ویژه آنانی که درکشاکش جدال زندگی دستخوش ناملایمات طاقت فرسا شدند ونیزکسانی که تنها به نظاره این حوادث نشسته یا هنوز درانتخاب راه آینده خود دچارحزم وتردیدند این پرسش مطرح است که ثمره آن همه کوشش ها و مبارزات و حاصل به مخاطره افکندن گران سنگ ترین سرمایه انسانی یعنی عمروزندگی چه شد؟ آیا درهیچ دوره تاریخ استبداد و بیدادگری ازدامن قدرت حاکم زدوده شد؟ آیا هرگزاین بهره کشی لجام گسیخته فرادستان ازفرودستان دنیا واین رنج بی پایان انسان های تهیدست ازسیمای شرمگین تاریخ محو شد؟ به نظر می رسد پاسخ به اینگونه پرسش ها درگرو نوع نگاه به حوادث تاریخ باشد. اگرحوادث را تنها دربرهه خاص زمانی ومکانی محصور سازیم. اگربپنداریم که شکست یک جنبش یا قیام ، جان باختن یک انسان مبارزیا تلاشی یک گروه وطیفی ازمبارزان به معنای پایان تاریخ است . آنگاه محقیم که به هرتلاش انسان برای تغییر سرنوشت وبه فرجام هرجنبش اجتماعی با دیده تردید نگاه کنیم. اما اگربه تاریخ چون زنجیره ای نگاه کنیم که کیفیت هرحلقه زمانی درشکل یابی حلقه های بعدی تاثیرگذاراست. دراین هنگام به پاسخ های دیگری می رسیم. اگرتصورکنیم با سقوط دولت مصدق آرزوی حاکمیت ملی برای همیشه برباد رفت. اگر خیال کنیم با جان باختن جزنی ها و حنیف نژاد ها پرونده مبارزه مختومه شد. اگرگمان کنیم با کشتارتابستان 67 یا با فاجعه آفرینی کوی دانشگاه دیگرشاهد ظهور وحضورجنبش اجتماعی برای آزادی وعدالت نخواهیم بود. اگرفکرکنیم که جان باختن اکبرمحمدی به معنای محو حضوراکبردرفکروذهن جوانان ودانشجویان مبارزنیزخواهد بود. با این نوع نگاه حق داریم درهرنوع مبارزه وحرکت اجتماعی تردید روا داریم.اما اگربا این نگاه حوادث را مرورکنیم که بطورمثال چنانچه جنبش 8مارس درآمریکا سرکوب شد اما ثمره انعکاس تاریخی اش بازیابی حقوق زنان درجامعه آمریکایی گردید. این جنبش سرکوب شده گرچه درصورت ظاهربه ناکامی مقطعی بانیان آن انجامید اما پژواک آن درگوش زمان نه تنها عرصه اجتماعی آمریکا را دستخوش تغییرساخت بلکه درسراسرجهان منشا حرکت یا موجبی برای دستیابی زنان به حقوق پایمال شده آنان گردید.اگربا این نگاه در نهضت ملی دکترمصدق تامل کنیم تصدیق می نماییم گرچه آن دولت نتوانست بیش ازسه سال عمرکند اما با سقوط آن دولت همه چیزبه پایان نرسید بلکه برجای ماندن الگویی که ماحصل آن تلاش بود موجبی گشت تا درهربرهه ایی راهگشای حاکمیت ملی باشد. وبا این نگاه گرچه دیگرجزنی ها ،خاوری ها، حنیف نژاد ها وسعید محسن ها نیستند اما نیرویی که حرکت آنان به تاریخ تزریق کرد اکسیری پایان ناپذیراست که درهربرهه می تواند انسان های خسته ازظلم را واداربه حرکت کند. گرچه فاجعه کوی دانشگاه بغض ناگشوده ای را دردل دانشجویان این آب وخاک سرمدی ساخت، گرچه پرپرشدن گل هایی چون عزت ابراهیم نژاد و اکبرمحمدی جای آنها را برای همیشه درجنبش دانشجویی خالی نمود ولی تردید نیست که یاد آن سروهای بلند درذهن هردانشجوی جدید الورودی می تواند از لحظه لحظه سکوت دانشگاه تلاطم فریاد بپاسازد. تامل دراین آثارحرکت های اجتماعی موید این مهم می باشد که اگرجنبش ها ومبارزات مردمی را نه دریک حلقه گسسته تاریخ بلکه درپیوند با حلقه های بعدی به داوری نشینیم آنگاه نه تنها اینگونه تلاش هارا ولو آنکه دریک برهه به ثمرننشیند بی حاصل تلقی نخواهیم کرد بلکه به نقش وتاثیرغیرقابل انکارآن حرکتها درهرجامعه اذعان خواهیم نمود .

Sep 5, 2007

با یاد ایران و ایرانی


همرزمان عزيزم جناب مهندس طبرزدی و ساير مبارزان راستين در كارزار همبستگی مهر
http://www.hambastegiemehr.blogspot.com
چو ایران نباشد تن ما مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود
اگر سربه سر تن به کشتن دهیم ازآن به که کشوربه دشمن دهیم
تن مرده و گریه ی دوستان به از زنده بانام وبا خنده دشمنان
ما را مرگ بهتر از آن زندگی که سالار باشيم کنيم بندگی
بنام ار بریزی ما گفت خون به از زندگی به ننگ اندرون
نامه ی پر درد و پر مهرت، اشك غم و شوق را با هم بر گونه هايم جاری ساخت. باور تو و ايمان من رهی جز همبستگی نذاشته است، وظيفه ی تو و جبر من حكم بر حمايت نه ، جان سپردن در كارزار همبستگی مهر ميدهد. ذكر مصيبت بس و وقت كارزار است، كارزاری برای بدست گرفتن آزادی و بدست آوردن غرورهای از دست رفته ی ايران و ايرانی.
يار دبستانی من، گرچه مرا نخواهی شناخت. اما، اين آه و فغان كه در سيم های الكترونيك جاریست مجازی نبوده بلكه ادبيات مبارزاتی؛ شجاعت را در آن يافته كه در پنهان از چشم دژخيم، چنانچه پرچم مبارزه از دستانت بی افتد، طبرزدی ها دوباره درفش رهايی را برافراشته نگه دارند. بهنگام لزوم مرا خواهي يافت.
من و تو در درون با جان خود و هموطنان در برون با حمايت خود و هر آنكه غيرت ايرانی دارد سهمی در جنبش مهر خواهد داشت پس استوار به پيش تازيم چرا كه همه در يك راستائيم و ايرانيان را هراس و باكی نيست. گذشت بيش از ربع قرن تفرقه بس.
هر آنكه آمد؛ خوش آمد. ورنه ما را به خير و او را بسلامت، بگذار خيالت را راحت كنم كه چشم از سفره ی رنگين سياسی، گسترده ها از هم اكنون بپوشان و بدان در اين راه، آنانكه ميهن پرستند ندای رهايی را پاسخ گفته و بر ماست بوسه زدن بر دستان اين مبارزان.
ايرانی بلند شو درنگ جايز نيست و كار ناكرده بسيار. پرواز برای آزادی منتظر نخواهد ماند، اما من و طبرزدی چشم براه حمايت های شما هستيم. حمايت های گسترده ی شما لرزه بر جان اهريمنان خواهد انداخت.
مبارز داخل كشور
دكتر آزادی