Dec 5, 2007
بوش : جمهوری اسلامی علیرغم گزارش اطلاعاتی تازه هنوز خطرناک است
عليرغم گزارش اطلاعاتی تازه آمريکا، که می گويد تهران برنامه سری توليد سلاح های اتمی اش را سال ها پيش از اين متوقف کرده بود، پرزيدنت بوش امروز (سه شنبه) در کاخ سفيد گفت جمهوری اسلامی هنوز خطرناک است. بوش گفت يافته های گزارش اطلاعاتی مبنی بر توقف برنامه جمهوری اسلامی برای توليد سلاح اتمی «زنگ خطری» است دال بر اينکه تهران می تواند دوباره آن را از نو براه بياندازد. وی گفت اطلاعات تازه فرصتی برای آمريکا فراهم آورده است تا جامعه بين المللی را برای فشار بر ايران به منظور تعليق غنی سازی اورانيوم دور هم جمع کند. رئيس جمهوری آمريکا هشدار داد که يک جمهوری اسلامی ايران مسلح به بمب اتم برای جهان خطرناک است. بوش گفت اگر جمهوری اسلامی دانشی را فرابگيرد که بعدا بتواند آن را در راه اندازی يک برنامه سری توليد سلاح منتقل سازد، آنگاه خواهد توانست برای جهان توليد خطر کند. جمهوری اسلامی داشتن هرگونه برنامه توليد سلاح اتمی در گذشته يا حال را مورد انکار قرار داده است. در خبرهای ديگر آمده که پرزيدنت بوش از کنگره خواسته است لايحه تخصيص بودجه برای سربازان آمريکايی بدون ملزم ساختن آنان به ترک عراق را به تصويب برساند، و برای سبک کردن بار مالياتی بر طبقه متوسط آمريکا کوشش کند. وی همچنين از قانون گزاران آمريکا خواست لايحه شنود کردن بدون مجوز مکالمات شهروندان با مظنونين تروريست، در صورتی که يک طرف مکالمه در خارج از آمريکاست، را تمديد کنند. اين لايحه در ماه فوريه منقضی خواهد شد.
بازداشت دست کم ده دانشجوی دیگر در ادامه روند دستگیری فعالین چپ
شماره 388-۲۰۰۷
13 آذر 1386
کليد واژه ها : دانشگاه , اطلاعيه
روند بازداشت گسترده فعالین دانشجویی که با نزدیک شدن شانزدهم آذرماه شدت یافته کماکان ادامه داد. بنابر گزارش های رسیده شش دانشجو و فعال چپ دیگر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند.
نسیم سلطان بیگی، دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی، مجید اشرف نژاد، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید رجایی، علی سالم، فارغ التحصیل دانشگاه امیرکبیر، محسن ثقفی و محسن غمین، دانشجوی پلی تکنیک شب گذشته توسط ماموران وزارت اطلاعات دستگیر شده اند.
کیوان امیری الیاسی، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف نیز ظهر دیروز 12 آذرماه توسط افراد لباس شخصی دستگیر شده است.
همچنین بابک پاشا جاوید، دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک که به وزارت اطلاعات احضار شده بود در بازداشت بسر می برد.
از عابد توانچه، دانشجوی سابق دانشگاه امیرکبیر و فعال چپ نیز اطلاعی در دست نیست و به احتمال قوی وی نیز بازداشت شده است.
حداقل سه تن از دانشجویان شرکت کننده در تجمع امروز دانشگاه تهران نیز توسط نیروهای امنیتی در داخل دانشگاه بازداشت شده اند. حسین بابایی، مدیر مسئول نشریه توقیف شده آفتابکاران و دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، روزبه فقیهی و کریم آسایش از جمله دستگیرشدگان هستند.
لازم به یادآوری است، در روزهای گذشته سعید حبیبی ( عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر)، الناز جمشیدی، انوشه آزادفر، احسان آزادفر، مهدی گرایلو ونادر احسنی از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
5 تن از دانشجویان دانشگاه مازندران، میلاد معینی، آرش پاکزاد ، حسن معارفی و بهرنگ زندی نیز از سوی مأموران امنیتی دستگیر شده اند.
از وضعیت کلیه بازداشت شدگان و محل نگهداری آنان اطلاعی در دست نیست.
کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر اخبار مرتبط:
بازداشت های جدید در تهران و مازندران
سعید حبیبی بازداشت شده است
13 آذر 1386
کليد واژه ها : دانشگاه , اطلاعيه
روند بازداشت گسترده فعالین دانشجویی که با نزدیک شدن شانزدهم آذرماه شدت یافته کماکان ادامه داد. بنابر گزارش های رسیده شش دانشجو و فعال چپ دیگر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند.
نسیم سلطان بیگی، دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی، مجید اشرف نژاد، دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید رجایی، علی سالم، فارغ التحصیل دانشگاه امیرکبیر، محسن ثقفی و محسن غمین، دانشجوی پلی تکنیک شب گذشته توسط ماموران وزارت اطلاعات دستگیر شده اند.
کیوان امیری الیاسی، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف نیز ظهر دیروز 12 آذرماه توسط افراد لباس شخصی دستگیر شده است.
همچنین بابک پاشا جاوید، دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک که به وزارت اطلاعات احضار شده بود در بازداشت بسر می برد.
از عابد توانچه، دانشجوی سابق دانشگاه امیرکبیر و فعال چپ نیز اطلاعی در دست نیست و به احتمال قوی وی نیز بازداشت شده است.
حداقل سه تن از دانشجویان شرکت کننده در تجمع امروز دانشگاه تهران نیز توسط نیروهای امنیتی در داخل دانشگاه بازداشت شده اند. حسین بابایی، مدیر مسئول نشریه توقیف شده آفتابکاران و دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، روزبه فقیهی و کریم آسایش از جمله دستگیرشدگان هستند.
لازم به یادآوری است، در روزهای گذشته سعید حبیبی ( عضو کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر)، الناز جمشیدی، انوشه آزادفر، احسان آزادفر، مهدی گرایلو ونادر احسنی از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
5 تن از دانشجویان دانشگاه مازندران، میلاد معینی، آرش پاکزاد ، حسن معارفی و بهرنگ زندی نیز از سوی مأموران امنیتی دستگیر شده اند.
از وضعیت کلیه بازداشت شدگان و محل نگهداری آنان اطلاعی در دست نیست.
کميته دانشجويي گزارشگران حقوق بشر اخبار مرتبط:
بازداشت های جدید در تهران و مازندران
سعید حبیبی بازداشت شده است
Dec 4, 2007
گزارشگران بدون مرز بازداشت جلوه جواهری يك فعال حقوق زنان را محکوم كرد
” در دو هفته گذشته این دومین وب نگار فمینیست است که با اتهاماتی مبهم دستگیر و روانه زندان شده است. دولت ایران در پی تنبیه نویسندگان مقالاتی ست که از سیاست های تبعیض آمیز آن انتقاد می کنند. با تحت فشار نهادن مدافعان حقوق زنان، رژیم می خواهد به فعالیت سایت هایی چون تغییر برای برابری پایان دهد، امری که نقض فاحش آزادی بیان محسوب می شود.”
جلوه جواهری ٣٠ ساله مدافع حقوق زنان و عضو تحریریه سایت تغییر برای برابری روز شنبه ١٠ آذر ماه به دادسرای شعبه یک امنیت تهران احضار شد. پس از بازجویی برای وی با اتهاماتی چون ” تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب از طریق انتشار اخبار کذب در سایت تغییر برای برابری ” قرار بازداشت صادر و به زندان اوین انتقال یافت.
جلوه جواهری در تاریخ ١٣ اسفند ماه سال گذشته نیز به همراه ٣٤ تن دیگر از روزنامه نگاران و مدافعان حقوق زنان که در اعتراض به محاکمه و تعقیب قضایی ٥ فعال زن در برابر دادگاه انقلاب اسلامی تجمع کرده بودند، توسط ماموران امنیتی دستگیر شده بود. وی برای روز ۲۷ آذر ماه نیز در رابطه با این پرونده به دادگاه احضار شده بود.
مریم حسین خواه. روزنامه نگار و وب نگار فمینیست عضو تحریریه روزنامه های آنلاین زنستان و تغییر برای برابری که در روز یکشنبه ٢٧ آبان ماه دستگیر شد، همچنان در زندان اوین بسر می برد. “اتهامات” این وب نگار معترض نیز از سوی دادسرای ویژه امنیت ” تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب از طریق انتشار اخبار کذب در زنستان و تغییر برای برابری ” اعلام شده و از سوی مقامات قضایی برای وی نیز قرار وثیغه ١٠٠ میلیون تومانی صادر شده است.
گزارشگران بدون مرز یاد آور می شود که ایران از جمله کشورهای سرکوبگر در عرصه اینترنت است و در لیست ١٣ کشور “دشمنان اینترنت” در جهان قرار دارد. در این کشور در طی سال گذشته بیش از ١٠ میلیون صفحهی اینترنت به بهانه داشتن محتوای ” غیر قانونی و مغایر با عفت عمومی ” مسدود شده است. مقامات ایران به بهانه های فنی و از جمله “فشار بر شبکه” ولی در اصل برای جلوگیری از بارگیری فیلم و موسیقی و اطلاعات مورد نیاز بر روی سایت های کاربران ایرانی را از اینترنت با سرعت بالا محروم کرده اند.
با ١٤ روزنامه نگار و وب نگار زندانی، ایران بزرگترین زندان روزنامه نگاران در خاورمیانه است.
جنبش دانشجویی موانع و برون رفت
بحث آزاد انجمن اسلامی منتخب دانشجویان همدان با موضوع" جنبش دانشجویی موانع و برون رفت" در دانشکده مهندسی دانشگاه بوعلی سینا با حضور گسترده دانشجویان این دانشکده برگزار شد.
به گزارش خبرنامه بوعلی سینا ، در این گفتگوی آزاد که با حضور فعال دانشجویان و اعضای شورای مرکزی انجمن همراه بود ، شرکت کنندگان به بررسی وضعیت جنبش دانشجویی ، موانع پیش رو و عملکرد انجمن اسلامی منتخب دانشجویان همدان ( دانشگاه بوعلی سینا) پرداختند.
در این بحث آزاد شرکت کنندگان که بیش از ۵۰ تن را شامل می شدند ، به دلیل عملکرد ضعیف سایر تشکل های دانشجویی چون شورای صنفی حمایت خود را از فعالیت های صنفی این تشکل های دانشجویی اعلام داشتند.
حاشيه هاي 16 آذر
حاشیه های ۱۶ آذر امسال
، صبح امروز با بازداشت 6 دانشجوی دانشگاههای تهران آغاز شد و هنوز جوهر قلم محمد قوچانی که در شهروند نوشته بود: "جنبش دانشجویی مرد"، خشک نشده است که میبینیم خونی تازه در رگهای خسته جنبش دانشجویی جریان یافته است. بازداشتهای امروز پیش از آنکه اقتدار نیروهای سرکوبگر را نشان دهد حاکی از یک ترس قدیمی حاکمیت از جنبش دانشجوییست که دوباره رو نمایانده است و جنبش دانشجویی میرود که فصلی نو را آغاز کند.اگر هرسال تنها عکس چند ستاره بر بالای دستمان در روز ۱۶ آذر به چشم می آمد امسال آلبوم پرافتخار عکسهای ستارگانمان را داریم که حتی دیگر از بر کردن نامهایشان هم برایمان مشکل شده است. جنبش امروز دانشجویی جنبشی چند بعدیست که مسائلی همچون حقوق بشر، حقوق زنان، دموکراسی خواهی، دفاع از زندانیان سیاسی، حقوق کودک و ... را تحت شعاع ایده ها و نگرشهای خود دارد.امروز زندان و تعلیق سند افتخار دانشجویانیست که به یقین اخراج و باز ماندن آنها از تحصیل، فرصتهای زیادی را از آنان برای زیستن در یک محیط امن اقتصادی و روانی، خواهد گرفت. با بازداشت 6 دانشجو در آستانه 16 آذر، فصلی تازه آغاز می شود. فصلی که پویایی و نشاط جنبش دانشویی را در عرصۀ سیاست و اجتماع منجر می شود و نتیجه ای جز یک بیداری جمعی نخواهد داشت.
-- nasour naghipour
نصور نقی پور
خط قرمزهای مطبوعات بیشتر شد
علي مزروعي در جلسه انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده اقتصاد دانشگاه سيستان و بلوچستان، ضمن سخناني پيرامون "نقش مطبوعات در توسعهي فرهنگي" گفت: "در مجلس ششم ميخواستيم قانون مطبوعات را به قوانين مشابه سال 63 بازگردانيم که اتفاقات نامطلوبي مانع اين کار شد
در ابتداي اين مراسم، محمد احساني دبير انجمن اسلامي دانشجويان با يادآوري بازداشت سه دانشجوي دانشگاه امير کبير و دو عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم گفت: "حاکميت اقتدارگرا تصور ميکند با به کارگيري ابزاري مانند زندان اوين، شکنجه فعالين دانشجويي در بند اين زندان و فشار به رهبران جنبش دانشجويي ميتواند به هدف خود که از ميان بردن صداي منتقد است، دست يابد، اما جنبش دانشجويي در ايران نشان داده است که با بازداشت دانشجويان، صدور احکام کميتهي انضباطي و تعطيلي تشکلهاي دانشجويي منتقد از پا نميافتد و به مسير خود ادامه خواهد داد."
آنگاه علي مزروعي به پشت تريبون رفت و سخن خود را با ارائهي تاريخچه مختصري در مورد مطبوعات آغاز کرد و از جمله اظهار داشت: "تا سالهاي بسيار زياد بعد از نشر اولين مطبوعه در ايران جريان مستقل و آزاد روزنامهنگاري به وجود نيامد و همهي نشريات تا پيش از انقلاب مشروطه به خاندان حکومتي وابسته بود اما با اوجگيري انقلاب مشروطه در ايران براي اولين بار آزادي مطبوعات در ايران به رسميت شناخته شد."
اين عضو دفتر سياسي حزب مشارکت با اشاره به اينکه به توپ بستن مجلس در عصر استبداد صغير، ضربهاي مهلک به فعاليت مطبوعاتي در ايران زد گفت: "اعدام روزنامهنگاراني چون صوراسرافيل توسط محمدعلي شاه هزينهي سنگيني بر دوش مشروطه خواهان و روزنامهنگاران آن دوران وارد کرد تا جائيکه فعاليتهاي مطبوعاتي تقريباً تا آغاز جنگ اول جهاني به حالت معلق درآمد."
مزروعي سپس با اشاره به اوجگيري مجدد مطبوعات آزاد پس از جنگ اول جهاني گفت: "متاسفانه اين جريان نيز در ايران چندان دوام نيافت و با قدرت گرفتن رضاخان و دستگيري و قتل روزنامهنگاران بار ديگر از رونق خود افتاد."
او آنگاه با اشاره به نوسانات جريان مطبوعات آزاد در ايران بين سالهاي 1320 و 32 گفت: "فضاي پر نشاط و فعال اين سالها با کودتاي 28 مرداد 32 بار ديگر دچار رکود گرديد و اين روند تا اواخر رژيم پهلوي نيز ادامه داشت ."
مزروعي سپس به فضاي مطبوعاتي ايران در سالهاي انقلاب اسلامي و بعد از آن رسيد و گفت: "با پيروزي انقلاب اين فضا شکست و تا سالهاي 1360 شاهد اوجگيري مطبوعات بوديم به نحوي که هر فردي و هر گروهي يک نشريه منتشر ميکرد. اما فضاي مذکور در طول سالهاي جنگ تحميلي به شدت افت کرد."
دکتر مزروعي با ارائهي اين تاريخچه به روزنامهنگاري آزاد در حال حاضر در ايران پرداخت و گفت: "تاريخ 180 سالهي مطبوعات شاهد افت و خيزهاي فراواني بوده است. بررسي تطبيقي اين دوران ما را به يک جمعبندي کلي نزديک ميکند آن هم اينکه رشد و آزادي مطبوعات با فضاي باز سياسي از سوي حاکميت موجود همراه بوده و تعطيلي مطبوعات با حکومتهاي اقتدارگرا همزمان گرديده است. لذا مطبوعات نتوانستهاند در زمانهاي مقتضي از فضاي کشور استفادهي مناسب نمايند."
ايشان در ادامه با اشاره به مطبوعات کشورهاي پيشرفته گفت: "تجربهي مطبوعات ما با هيچ جاي دنيا مطابقت ندارد و اصولاً نقش مطبوعات در غرب و در ايران بسيار متفاوت از هم هستند. در کشورهاي غربي دانشگاهيان به عنوان مغز متفکر جامعه هستند اما در ايران به ويژه بعد از سال 68 اين مطبوعات بودند که بسياري از مطالب را بيان کردند. يکي ديگر از تفاوتهاي مطبوعات در ايران و ساير کشورها سيستم مجوز دهي و نظارتي موجود در ايران است. در کشورهايي مانند پاکستان که شاخص توسعهي کمتري از ايران دارند هم نظارت و قوانين مشابه ايران وجود ندارد."
نمايندهي مردم اصفهان در مجلس ششم در پاسخ به اين سوال دانشجويان که بحث مطبوعات در مجلس ششم چگونه بود گفت: "آن ايام حداکثر اصلاحي که مد نظر ما بود اين بود که ميخواستيم قانون مطبوعات را به قوانين مشابه سال 63 بازگردانيم که اتفاقات نامطلوبي مانع اين کار گرديد."
وي در پاسخ به سوال ديگري پيرامون آزادي مطبوعات گفت: "آزادي مطبوعات هم مانند حقوق شهروندي بايد در چارچوب قانون توسط نمايندگان مجلس تعيين شود."
رئيس انجمن صنفي روزنامهنگاران در پاسخ به سوالات دانشجويان دربارهي شرايط کنوني مطبوعات اظهار داشت: "نشريات بسياري در دورهي فعلي تعطيل شدهاند. متاسفانه اين نشريات بر خلاف دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي نميتوانند مجوز نشريهي جديدي را بگيرند بعلاوه در دورهي کنوني فشارها و خط قرمزهاي بسياري بر روي نشريات به وجود آمده است. وظيفهي انجمن صنفي روزنامهنگاران حمايت از دستاندرکاران و کارمندان نشرياتي است که در اثر اين سياستها بيکار شدهاند."
در ابتداي اين مراسم، محمد احساني دبير انجمن اسلامي دانشجويان با يادآوري بازداشت سه دانشجوي دانشگاه امير کبير و دو عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم گفت: "حاکميت اقتدارگرا تصور ميکند با به کارگيري ابزاري مانند زندان اوين، شکنجه فعالين دانشجويي در بند اين زندان و فشار به رهبران جنبش دانشجويي ميتواند به هدف خود که از ميان بردن صداي منتقد است، دست يابد، اما جنبش دانشجويي در ايران نشان داده است که با بازداشت دانشجويان، صدور احکام کميتهي انضباطي و تعطيلي تشکلهاي دانشجويي منتقد از پا نميافتد و به مسير خود ادامه خواهد داد."
آنگاه علي مزروعي به پشت تريبون رفت و سخن خود را با ارائهي تاريخچه مختصري در مورد مطبوعات آغاز کرد و از جمله اظهار داشت: "تا سالهاي بسيار زياد بعد از نشر اولين مطبوعه در ايران جريان مستقل و آزاد روزنامهنگاري به وجود نيامد و همهي نشريات تا پيش از انقلاب مشروطه به خاندان حکومتي وابسته بود اما با اوجگيري انقلاب مشروطه در ايران براي اولين بار آزادي مطبوعات در ايران به رسميت شناخته شد."
اين عضو دفتر سياسي حزب مشارکت با اشاره به اينکه به توپ بستن مجلس در عصر استبداد صغير، ضربهاي مهلک به فعاليت مطبوعاتي در ايران زد گفت: "اعدام روزنامهنگاراني چون صوراسرافيل توسط محمدعلي شاه هزينهي سنگيني بر دوش مشروطه خواهان و روزنامهنگاران آن دوران وارد کرد تا جائيکه فعاليتهاي مطبوعاتي تقريباً تا آغاز جنگ اول جهاني به حالت معلق درآمد."
مزروعي سپس با اشاره به اوجگيري مجدد مطبوعات آزاد پس از جنگ اول جهاني گفت: "متاسفانه اين جريان نيز در ايران چندان دوام نيافت و با قدرت گرفتن رضاخان و دستگيري و قتل روزنامهنگاران بار ديگر از رونق خود افتاد."
او آنگاه با اشاره به نوسانات جريان مطبوعات آزاد در ايران بين سالهاي 1320 و 32 گفت: "فضاي پر نشاط و فعال اين سالها با کودتاي 28 مرداد 32 بار ديگر دچار رکود گرديد و اين روند تا اواخر رژيم پهلوي نيز ادامه داشت ."
مزروعي سپس به فضاي مطبوعاتي ايران در سالهاي انقلاب اسلامي و بعد از آن رسيد و گفت: "با پيروزي انقلاب اين فضا شکست و تا سالهاي 1360 شاهد اوجگيري مطبوعات بوديم به نحوي که هر فردي و هر گروهي يک نشريه منتشر ميکرد. اما فضاي مذکور در طول سالهاي جنگ تحميلي به شدت افت کرد."
دکتر مزروعي با ارائهي اين تاريخچه به روزنامهنگاري آزاد در حال حاضر در ايران پرداخت و گفت: "تاريخ 180 سالهي مطبوعات شاهد افت و خيزهاي فراواني بوده است. بررسي تطبيقي اين دوران ما را به يک جمعبندي کلي نزديک ميکند آن هم اينکه رشد و آزادي مطبوعات با فضاي باز سياسي از سوي حاکميت موجود همراه بوده و تعطيلي مطبوعات با حکومتهاي اقتدارگرا همزمان گرديده است. لذا مطبوعات نتوانستهاند در زمانهاي مقتضي از فضاي کشور استفادهي مناسب نمايند."
ايشان در ادامه با اشاره به مطبوعات کشورهاي پيشرفته گفت: "تجربهي مطبوعات ما با هيچ جاي دنيا مطابقت ندارد و اصولاً نقش مطبوعات در غرب و در ايران بسيار متفاوت از هم هستند. در کشورهاي غربي دانشگاهيان به عنوان مغز متفکر جامعه هستند اما در ايران به ويژه بعد از سال 68 اين مطبوعات بودند که بسياري از مطالب را بيان کردند. يکي ديگر از تفاوتهاي مطبوعات در ايران و ساير کشورها سيستم مجوز دهي و نظارتي موجود در ايران است. در کشورهايي مانند پاکستان که شاخص توسعهي کمتري از ايران دارند هم نظارت و قوانين مشابه ايران وجود ندارد."
نمايندهي مردم اصفهان در مجلس ششم در پاسخ به اين سوال دانشجويان که بحث مطبوعات در مجلس ششم چگونه بود گفت: "آن ايام حداکثر اصلاحي که مد نظر ما بود اين بود که ميخواستيم قانون مطبوعات را به قوانين مشابه سال 63 بازگردانيم که اتفاقات نامطلوبي مانع اين کار گرديد."
وي در پاسخ به سوال ديگري پيرامون آزادي مطبوعات گفت: "آزادي مطبوعات هم مانند حقوق شهروندي بايد در چارچوب قانون توسط نمايندگان مجلس تعيين شود."
رئيس انجمن صنفي روزنامهنگاران در پاسخ به سوالات دانشجويان دربارهي شرايط کنوني مطبوعات اظهار داشت: "نشريات بسياري در دورهي فعلي تعطيل شدهاند. متاسفانه اين نشريات بر خلاف دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي نميتوانند مجوز نشريهي جديدي را بگيرند بعلاوه در دورهي کنوني فشارها و خط قرمزهاي بسياري بر روي نشريات به وجود آمده است. وظيفهي انجمن صنفي روزنامهنگاران حمايت از دستاندرکاران و کارمندان نشرياتي است که در اثر اين سياستها بيکار شدهاند."
آتشیاراولیه بسوی اکبر اعلمی / الف - بیقرار
حملات به اعلمي شدت يافته وبا شدت ادامه خواهد يافت. آنچه كه جاي ترديد ندارد اينكه، ازفرداصبح علي اطلوع تا غروب آفتاب بايد منتظرحملاتي بود كه آثار ونشا نه هاي جنگ قدرت را بيش ازپيش نمايان خواهد كرد. آتشباراوليه هم اكنون ازسوي جناح اصولگرا، منجمله ازسوي كرسي نشينان مجلس هفتم آغازشده كه بطورقطع اين روند تهاجمي درروزهاي آتي نيزبا شدت وحدت بيشتر واتهاماتي سنگين ترادامه خواهد يافت. دو نمونه ازحملات راذيلا"ملاحظه ميكنيد.
با اين وضع بايد منتظرشدت حملات وآتشباروبمب باران هاي بيشتري ازسوي حسين شريعتمداري وانبارلوي ومسيح مهاجري وقماشي ازاين دست بود تا شرايط لازم براي حذف زود رس افرادي ازجنس اكبراعلمي درانتخابات آتي فراهم شود. ناگفته پيداست كه اعلمي با همه تجربه وشناختي كه ازگستره حكومت وشگردهاي آن دارد بخوبي براين واقعيت وقوف داشته است كه چه ميگويد وبراي چه ميگويد. اوميدانسته چه اين سخنان را برزبان بياورد، وچه نيآورد، اراده اي دركاراست كه مصمم است تا عرصه انتخابات اسفند ماه سال جاري راازوجود عناصرناهمگوني چون اوپاكسازي نمايد. با چنين استدلالي بايد منتظر ماند و ديد كه آيا اكبراعلمي، حاميان، وهمراهان اوكه عمدتا"درجرگه اصلاح طلبان هستند، تاب مقا ومت وقدرت وصلابت لازم درمقابل سوگندي كه مدعي آن هستند را خواهند داشت؟؟ آيا وقت آن نرسيده است كه اعلمي واعلمي ها ي نوعي بعد ازسه دهه همكاري با رژيم اسلامي دريك رويكردمثبت ومردم پسند نيرو وظرفيت خورا معطوف به مردم ايران بنمايند واز نيروهاي اجتماعي بنفع خود وسوگندشان سود ببرند؟؟
اظهارات اعلمي شائبه فساد عقيدتي دارد
خبرگزاري فارس: عضو فراكسيون اكثريت مجلس با اشاره به اظهارات اعلمي گفت: اين اظهارات شائبه فساد عقيدتي است و اميدواريم طرفداران آن خود را از اين فساد برهانند. احمد بزرگيان نماينده سبزوار در مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس با اشاره به اظهارات اكبر اعلمي نماينده تبريز و عضو فراكسيون اقليت مجلس مبني بر اينكه «از دولت امام حسين هم با معيارهاي خودم انتقاد مي كنم و مقلدوار عمل نكرده و كابينهاش را به مجلس ميكشم»، گفت: آقاي اعلمي و طرفداران اينگونه طرز تفكر دچار خودشيفتگي شدهاند و اين خودشيفتگي باعث شده تا نظرياتي بيان كنند كه خارج از چارچوب عقلاني باشد. وي با بيان اينكه همفكران اعلمي روزي ميگفتند كه ميتوان عليه خدا هم تظاهرات و قرآن به عنوان يك كتاب تاريخي را نقد كرد، افزود: اينگونه طرز تفكر شبيه شعار منافقين است كه معتقدند هميشه بايد مبارزه كرد حتي با دولت شايسته. آنها معتقد بودند كه زندگي عقيده و جهاد است و در اين طرز تفكر اينكه جهاد عليه چه كسي باشد مهم نيست، بلكه نفس جهاد براي اينها مهم است. عضو فراكسيون اكثريت مجلس با تأكيد بر اينكه در نزد اين افراد هدف گم شده است و غرق در وسيله شدهاند، اظهار داشت: ظاهراً آقاي اعلمي معتقد است نقد اصل است و مهم نيست مورد نقد چه باشد اميدوارم ايشان به فساد عقيدتي دچار نشود و اين مسيري را كه انتخاب كرده اصلاح كند.
بزرگيان گفت: اينكه نماينده مجلس نقاد باشد ارزشمند است، اما نبايد موضوع نقد را چيزي انتخاب كرد كه مصداق نداشته باشد، چرا كه منطقي نيست.
اكبر اعلمي پنجشنبه شب در جمع اصلاح طلبان استان زنجان به انتقادات تند و شديد از احمدينژاد رئيس جمهور پرداخت و گفت: «زمان خاتمي هم انتقاد ميكرديم. امروز هم انتقاد ميكنم، من يك معيار دارم آقاي خاتمي كه ببخشيد، امام حسين (ع) هم فردا بيايد اينجا كابينه تشكيل بدهد، براساس معيارهايي كه خودم دارم و به تشخيص خودم، چون قسم خوردهام كه از حقوق ملت و از منابع ملي دفاع كنم، مقلدوار عمل نميكنم. اگر به اين نتيجه رسيدم كه كادر كابينه امام حسين (ع) تشكيل شود و از آن معيارهايي كه من در نظر دارم و در قانون اساسي آمده عدول كرده، كابينه امام حسين (ع) را ميكشم ميآورم مجلس».
واکنش امام جمعه موقت تهران به اظهارات نماينده تبريز درباره انتقاد از احمدي نژاد
خبرگزاري آريا- عضو هيئت رئيسه مجلس خبرگان رهبري گفت: اجازه نمي دهيم حريم اهل بيت(ع) و حضرت سيدالشهداء بشکند، زيرا هر چه داريم از سيدالشهداء است.
به گزارش سرويس اخبار ويژه خبرگزاري آريا به نقل از مرکز خبر حوزه، ، در پي اظهارات نماينده تبريز در نشست جمعي از اصلاح طلبان زنجان حجتالاسلام والمسلمين سيد احمد خاتمي، صبح امروز در درس خارج فقه خود با تقبيح اظهارات اين نماينده مجلس گفت: مقدسات، حريم دارند و نبايد اجازه دهيم اين حريم ها بشکند و کساني که به خود جرأت مي دهند وارد خط قرمزها شوند، به دنبال تحقق اهداف شوم خود هستند.
عضو هيات رئيسه مجلس خبرگان رهبري باتاکيد به اينکه جريانات سياسي بايد حريم مقدسات را حفظ کنند، گفت : اگر اين نماينده مجلس سخنان منتسب به خود درباره حضرت امام حسين (ع) را نگفته است بسرعت اين سخنان را تکذيب کند اما در صورتي که اين مطلب را گفته باشد، اهانت به مقام والاي سالار شهيدان اباعبدالله الحسين(ع) است و هيچ جاي توجيه هم ندارد.
حجتالاسلام و المسلمين سيد احمد خاتمي با بيان اينکه نمايندگان مردم و آحاد ملت ايران در اظهارنظر آزادند، افزود: ولي هيچ کس حق ندارد خطوط قرمز نظام را بشکند، مساله احترام به حريم اهل بيت يک واجب و تکليف است و علاوه بر آن يک هنجار ملي است به عبارتي تمام اين کشور چه شيعيان که عاشق بيقرار امام حسين(ع) هستند چه برادران اهل سنت و اقليتهاي مذهبي ، همگي عشق خود را به اهل بيت (ع) به ويژه سالار شهيدان ابرازميکنند، لذا اين سخنان نادرست و سخيف غيرقابل دفاع است و مطمئن هستم مردم غيور آذربايجان که عزاداريهاي آنها براي امام حسين (ع) نمونه است، از سخنان نادرست اين چنيني بشدت منزجر ميباشند.
عضو هيات رئيسه مجلس خبرگان درادامه سخنان خود گفت: از رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي و نمايندگان متدين عاشق اهل بيت انتظار واکنش مناسب را دارم که ديگر کسي جرات ورود به اين حريم مقدسرا نيابد واز تمام جريانهاي سياسي نيز انتظار ميرود که در مباحث سياسي خود حريم مقدسات را حفظ نمايند.
گفتني است، اکبر اعلمي نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي در جمع گروهي از اصلاح طلبان زنجان با انتقاد شديد از احمدي نژاد گفته بود: من زمان خاتمي هم انتقاد مي کردم و اگر امروز هم انتقاد مي کنم، براي خودم معيار دارم که اگر امام حسين(ع) هم بيايد و کابينه تشکيل دهد، بر اساس معيارهاي خودم، اگر امام حسين(ع) هم از قانون اساسي عدول کند، کابينه امام حسين(ع) را به مجلس مي کشم.
با اين وضع بايد منتظرشدت حملات وآتشباروبمب باران هاي بيشتري ازسوي حسين شريعتمداري وانبارلوي ومسيح مهاجري وقماشي ازاين دست بود تا شرايط لازم براي حذف زود رس افرادي ازجنس اكبراعلمي درانتخابات آتي فراهم شود. ناگفته پيداست كه اعلمي با همه تجربه وشناختي كه ازگستره حكومت وشگردهاي آن دارد بخوبي براين واقعيت وقوف داشته است كه چه ميگويد وبراي چه ميگويد. اوميدانسته چه اين سخنان را برزبان بياورد، وچه نيآورد، اراده اي دركاراست كه مصمم است تا عرصه انتخابات اسفند ماه سال جاري راازوجود عناصرناهمگوني چون اوپاكسازي نمايد. با چنين استدلالي بايد منتظر ماند و ديد كه آيا اكبراعلمي، حاميان، وهمراهان اوكه عمدتا"درجرگه اصلاح طلبان هستند، تاب مقا ومت وقدرت وصلابت لازم درمقابل سوگندي كه مدعي آن هستند را خواهند داشت؟؟ آيا وقت آن نرسيده است كه اعلمي واعلمي ها ي نوعي بعد ازسه دهه همكاري با رژيم اسلامي دريك رويكردمثبت ومردم پسند نيرو وظرفيت خورا معطوف به مردم ايران بنمايند واز نيروهاي اجتماعي بنفع خود وسوگندشان سود ببرند؟؟
اظهارات اعلمي شائبه فساد عقيدتي دارد
خبرگزاري فارس: عضو فراكسيون اكثريت مجلس با اشاره به اظهارات اعلمي گفت: اين اظهارات شائبه فساد عقيدتي است و اميدواريم طرفداران آن خود را از اين فساد برهانند. احمد بزرگيان نماينده سبزوار در مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس با اشاره به اظهارات اكبر اعلمي نماينده تبريز و عضو فراكسيون اقليت مجلس مبني بر اينكه «از دولت امام حسين هم با معيارهاي خودم انتقاد مي كنم و مقلدوار عمل نكرده و كابينهاش را به مجلس ميكشم»، گفت: آقاي اعلمي و طرفداران اينگونه طرز تفكر دچار خودشيفتگي شدهاند و اين خودشيفتگي باعث شده تا نظرياتي بيان كنند كه خارج از چارچوب عقلاني باشد. وي با بيان اينكه همفكران اعلمي روزي ميگفتند كه ميتوان عليه خدا هم تظاهرات و قرآن به عنوان يك كتاب تاريخي را نقد كرد، افزود: اينگونه طرز تفكر شبيه شعار منافقين است كه معتقدند هميشه بايد مبارزه كرد حتي با دولت شايسته. آنها معتقد بودند كه زندگي عقيده و جهاد است و در اين طرز تفكر اينكه جهاد عليه چه كسي باشد مهم نيست، بلكه نفس جهاد براي اينها مهم است. عضو فراكسيون اكثريت مجلس با تأكيد بر اينكه در نزد اين افراد هدف گم شده است و غرق در وسيله شدهاند، اظهار داشت: ظاهراً آقاي اعلمي معتقد است نقد اصل است و مهم نيست مورد نقد چه باشد اميدوارم ايشان به فساد عقيدتي دچار نشود و اين مسيري را كه انتخاب كرده اصلاح كند.
بزرگيان گفت: اينكه نماينده مجلس نقاد باشد ارزشمند است، اما نبايد موضوع نقد را چيزي انتخاب كرد كه مصداق نداشته باشد، چرا كه منطقي نيست.
اكبر اعلمي پنجشنبه شب در جمع اصلاح طلبان استان زنجان به انتقادات تند و شديد از احمدينژاد رئيس جمهور پرداخت و گفت: «زمان خاتمي هم انتقاد ميكرديم. امروز هم انتقاد ميكنم، من يك معيار دارم آقاي خاتمي كه ببخشيد، امام حسين (ع) هم فردا بيايد اينجا كابينه تشكيل بدهد، براساس معيارهايي كه خودم دارم و به تشخيص خودم، چون قسم خوردهام كه از حقوق ملت و از منابع ملي دفاع كنم، مقلدوار عمل نميكنم. اگر به اين نتيجه رسيدم كه كادر كابينه امام حسين (ع) تشكيل شود و از آن معيارهايي كه من در نظر دارم و در قانون اساسي آمده عدول كرده، كابينه امام حسين (ع) را ميكشم ميآورم مجلس».
واکنش امام جمعه موقت تهران به اظهارات نماينده تبريز درباره انتقاد از احمدي نژاد
خبرگزاري آريا- عضو هيئت رئيسه مجلس خبرگان رهبري گفت: اجازه نمي دهيم حريم اهل بيت(ع) و حضرت سيدالشهداء بشکند، زيرا هر چه داريم از سيدالشهداء است.
به گزارش سرويس اخبار ويژه خبرگزاري آريا به نقل از مرکز خبر حوزه، ، در پي اظهارات نماينده تبريز در نشست جمعي از اصلاح طلبان زنجان حجتالاسلام والمسلمين سيد احمد خاتمي، صبح امروز در درس خارج فقه خود با تقبيح اظهارات اين نماينده مجلس گفت: مقدسات، حريم دارند و نبايد اجازه دهيم اين حريم ها بشکند و کساني که به خود جرأت مي دهند وارد خط قرمزها شوند، به دنبال تحقق اهداف شوم خود هستند.
عضو هيات رئيسه مجلس خبرگان رهبري باتاکيد به اينکه جريانات سياسي بايد حريم مقدسات را حفظ کنند، گفت : اگر اين نماينده مجلس سخنان منتسب به خود درباره حضرت امام حسين (ع) را نگفته است بسرعت اين سخنان را تکذيب کند اما در صورتي که اين مطلب را گفته باشد، اهانت به مقام والاي سالار شهيدان اباعبدالله الحسين(ع) است و هيچ جاي توجيه هم ندارد.
حجتالاسلام و المسلمين سيد احمد خاتمي با بيان اينکه نمايندگان مردم و آحاد ملت ايران در اظهارنظر آزادند، افزود: ولي هيچ کس حق ندارد خطوط قرمز نظام را بشکند، مساله احترام به حريم اهل بيت يک واجب و تکليف است و علاوه بر آن يک هنجار ملي است به عبارتي تمام اين کشور چه شيعيان که عاشق بيقرار امام حسين(ع) هستند چه برادران اهل سنت و اقليتهاي مذهبي ، همگي عشق خود را به اهل بيت (ع) به ويژه سالار شهيدان ابرازميکنند، لذا اين سخنان نادرست و سخيف غيرقابل دفاع است و مطمئن هستم مردم غيور آذربايجان که عزاداريهاي آنها براي امام حسين (ع) نمونه است، از سخنان نادرست اين چنيني بشدت منزجر ميباشند.
عضو هيات رئيسه مجلس خبرگان درادامه سخنان خود گفت: از رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي و نمايندگان متدين عاشق اهل بيت انتظار واکنش مناسب را دارم که ديگر کسي جرات ورود به اين حريم مقدسرا نيابد واز تمام جريانهاي سياسي نيز انتظار ميرود که در مباحث سياسي خود حريم مقدسات را حفظ نمايند.
گفتني است، اکبر اعلمي نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي در جمع گروهي از اصلاح طلبان زنجان با انتقاد شديد از احمدي نژاد گفته بود: من زمان خاتمي هم انتقاد مي کردم و اگر امروز هم انتقاد مي کنم، براي خودم معيار دارم که اگر امام حسين(ع) هم بيايد و کابينه تشکيل دهد، بر اساس معيارهاي خودم، اگر امام حسين(ع) هم از قانون اساسي عدول کند، کابينه امام حسين(ع) را به مجلس مي کشم.
احمدی نژاد به اجلاس شورای همکاری های خلیج فارس پیشنهاد عقد پیمان اقتصادی - امنیتی داد
محمود احمدی نژاد، رئيس جمهوری اسلامی ايران، پيشنهاد ايجاد يک بلوک همکاری های اقتصادی و پيمان مشترک امنيتی بين ايران و همسايگان عربش در شورای همکاری های خليج داده است. احمدی نژاد اين پيشنهاد را ضمن سخنرانی اش در برابر رهبران شورای همکاری های خليج، که امروز (دوشنبه) بمنظور شرکت در يک کنفرانس دو روزه در دوحه (قطر) گرد هم آمده اند، ارايه داد. رئيس جمهوری اسلامی ايران گفت چنين همکاری هايی «صلح و موفقيت را در منطقه ارتقا» خواهد داد. احمدی نژاد نخستين رئيس جمهوری اسلامی ايران است که به اجلاس سالانه شورای همکاری های خليج، که عمدتا از کشورهای اهل تسنن تشکيل شده، دعوت می شود. اعضای شورا، امارات متحده عربی، بحرين، عربستان سعودی، عمان، قطر، و کويت هيچ عکس العمل فوری در مقابل پيشنهاد احمدی نژاد از خود نشان ندادند. پس از سخنرانی احمدی نژاد رهبران شرکت کننده در اجلاس به مذاکره در پشت درهای بسته پرداختند.
Dec 3, 2007
بيانيه جبهه متحد دانشجويي به مناسبت 16 آذر روز دانشجو
خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي:
از آن دمي كه در 16 آذر 32 جنبش دانشجويي ايران خواب خوش حكومت نظامي را آشفته ساخت تا روزگاري كه درآبان 57 چهره دانشگاه با فرياد وخون دانشجو بهم آميخت و تا سپيده ي سرخ فام 18 تير 78 كه با نوزايي جنبش دانشجويي هيمنه استبداد بلرزه درآمد و تا روزهاي تلخ جاري كه دانشگاه يكه و تنها دربرابر تفرعن نظاميان بپاخاسته است جملگي حكايت گل واژه آزادي در مسلخ دشت تيره ي خفقان وديكتاتوري است .
و امروزكه خودكامان آزادي ستيز ازداخل و خارج دانشگاه برپيكر نحيف اين جنبش زخم مي زنند و ناجوانمردانه يكان يكان ستارگان دانشگاه را آماج كينه توزي وبدخواهي قرارداده اند. جنبش دانشجويي همچنان زنده وايستاده است.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا ازحق مشاركت شهروندان درتعيين سرنوشت سياسي خود دفاع كند.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا نسبت به سياست هاي برباد دهنده كشوروكيان ملت وافزايش سركوب انديشه ورزان وآگاهان منتقد يا مخالف دولت اعتراض كند.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا دربرابر فقروبي عدالتي روبه تزايد حاكم برجامعه وفساد مالي سياسي حكومتگران فرياد برآورد.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا نسبت به حكمفرمايي سكوت گورستاني بر كشور وبردن ملت ستمديده ايران به دامن جنگ خانمانسوزي ديگر خاموش ننشيند.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا نداي صلح طلبي ، آزادي خواهي وعدالت جويي ملت ايران را كه در طنين مارش جنگي چكمه پوشان وفريب وتزويرپوپوليستهاي حاكم مستورمانده است هويدا سازد.
جنبش دانشجويي ايستاده است تا نسبت به دربند كشيدن فرزندان دانشگاه همچون طبرزدي ، باطبي، منصوري ، توكلي ، قصابان،عزيزي ، نيكو نسبتي ، پورآقايي ،خرسندي ، كمانگر، ياسر گلي وفعالان كارگري نظير اسانلو ، مددي ، صالحي و فعالان مطبوعاتي نظير بوتيمار ، حسن پور ، باقي وفعالان زنان نظيرصفارزاده ، عبدي ، حسين خواه و... دهها شهروند نامداريا گمنام دربند ديگر فرياد اعتراض سردهد.
امروزبه پاس داشت خون شريعت رضوي ، قندچي و بزرگ نيا و گرامي داشت روز دانشجو ازدانشجويان دانشگاه ها دعوت مي كنيم تا با آيين هاي اعتراضي و حضور درمراسم كليه گروههاي دموكراسي خواه اين روز را زنده نگاه دارند.
ازخاكسترهرسركوب ققنوس وار سرمي كشيم تا بر ستم كشيدگان ميهن بشارت دهيم تا ردي ازظلم واستبداد پابرجاست دربرابرآن صف مي كشيم وتا فرارسيدن روشناي آزادي آرام نخواهيم نشست.
11آذر86
جبهه متحد دانشجويي
گزارشي از آخرين وضعيت مهندس حشمت اله طبرزدي درزندان اوين
مهندس حشمت الله طبرزدی که در روز 21 آبان ماه پس از احضار به دادگاه انقلاب بازداشت و
روانه زندان اوین شده بود، هم اکنون در بند 350 این زندان نگهداری می شود.
طبرزدی، مدیر مسئول نشریه توقیف شده پیام دانشجو، که به دفعات از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و زندانی شده است، در پی آخرین بازداشت خود در خرداد ماه 82 از سوی دادگاه انقلاب به تحمل 14 سال حبس تعزیری محکوم شد.
بر اساس حکم صادره از سوی شعبه ی 26 دادگاه انقلاب، این روزنامه نگار و فعال سیاسی به اتهام تشکیل جبهه دمکراتیک ایران به 10 سال حبس، به اتهام توهین به رهبری به 2 سال حبس، به اتهام تبلیغ علیه نظام به 1 سال حبس و به اتهام تشویش اذهان عمومی به 1 سال حبس و 10 سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شده بود. همچنین بر اساس این حکم طبرزدی می بایست ایام حبس خود را در یکی از زندان های جنوبی کشور می گذراند.
با اعتراض علی اکبر بهمنش و خلیل بهرامیان ( وکلای طبرزدی) پرونده وی جهت تجدید نظر به شعبه 36 دادگاه انقلاب و سپس دیوان عالی کشور ارجاع شد که بر اساس رای صادره از سوی شعبه هفتم دیوان عالی کشور، حکم 10 سال حبس تعزیری حشمت الله طبرزدی برای اتهام تشکیل جبهه دمکراتیک ایران شکسته شد و به 5 سال حبس کاهش یافت. پیش تر نیز شعبه 36 دادگاه تجدید نظراستان تهران، مجازات تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی ِ طبرزدی را به دلیل آنچه "یکی بودن با اتهام اقدام علیه امنیت کشور" خوانده بود حذف و اجرای مجازات اشد و حذف تحمل زندان در یکی از شهرهای جنوبی کشور ِ رای بدوی را تایید کرده بود.
برهمین اساس حکم نهایی طبرزدی به 7 سال زندان کاهش یافت که با احتساب ایام حبس قبلی، دوران محکومیت وی، در مرداد ماه 86 پایان یافت.
خانواده طبرزدی با اعتراض نسبت به بازداشت مجدد وی می گویند که " انتقال مجدد او به زندان، هیچ توجیه قانونی ندارد، و دادگاه انقلاب وی را بی جهت زندانی نموده است."
علت بازداشت مجدد طبرزدی، برخود وی نیز پوشیده است، او می گوید:" دوران محکومیت من در مرداد ماه اتمام یافته است و انتقال دوباره من به زندان، نهایت ظلم دستگاه قضایی است."
طبرزدی پس از بازداشت مجدد، به بند 350 زندان اوین که پیش از این نیز به مدت بیش از 2 سال در آنجا نگهداری شده بود، انتقال یافت. شرایط کنونی اما بسیار سخت تر از گذشته است، وی در تماس با خانواده اش از شرایط نامناسب زندان سخن گفته است. کیفیت بسیار پایین غذا و محدودیت هایی مثل استفاده از حمام و وسایل گرمایی، از شرایط جدید زندان است که اعتراض سایر زندانیان را نیز برانگیخته است.
گفته می شود به دلیل کمبود گازوئیل، وسایل گرمایی در سالن تنها چند ساعت در روز روشن است و استفاده از حمام در زمان های خاصی صورت می گیرد و به هر فرد تنها 10 دقیقه اجازه استحمام داده می شود.
طبرزدی که بیش از 2 سال از ایام بازداشت خود را در سلول انفرادی گذرانده است، پس از بازگشت دوباره به زندان، به اتاق پیشین خود منتقل شد و هم اکنون می بایست به مدتی نامعلوم در زندان بماند.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
بزرگداشت 16 آذر روز دانشجو
خبر نامه ي امير کبير اعلام كرد: "دفتر تحکيم وحدت به مناسب روز دانشجو، تجمع و تريبون آزادي با عنوان «دانشگاه، آخرين سنگر آزادي» در روز يکشنبه ۱۸ آذرماه در دانشگاه تهران برگزار خواهد کرد. محورهاي پنج گانه اين تجمع تلاش براي صلح و مخالفت با جنگ افروزان داخلي و خارجي، دفاع از آزاديهاي آکادميک و اعتراض به گسترش فضاي سرکوب و اختناق، حمايت از دانشجويان دربند و درخواست آزادي زندانيان سياسي، اعتراض به سياست هاي نا کارآمدي دولت نهم و گسترش فقر و فساد و تبعيض، اعلام همبستگي جنبش دانشجويي با جنبش زنان، کارگران، معلمان و اقوام خواهد بود."
همچنين بنابرخبرهاي واصله به همين مناسبت دانشجويان چپ روز13 آذردردانشگاه تهران دست به تجمع اعتراضي خواهند زد.قابل ذكراست 6دانشجوازروزگذشته ناپديد شدند كه بازداشت سعيد حبيبي تاييد شده است اما ازوضعيت انوشه آزاد فر، احسان آزاد فرالنازجمشيدي مهدي گرايلو و نادراحسني اطلاعي دردست نيست،
گفتگوي كارآنلاين با محمد مسعود سلامتي /خطرجنگ وعواقب
هدف آمريکا از حمله احتمالی به ايران چيست؟ آيا هدف آمريکا تضعيف موقعيت استراتژيک و توان نظامی ايران است يا بی ثبات کردن و يا حتی از ميان برداشتن جمهوری اسلامی؟
اگر پيشينه اين كشمكش را مرور كنيم می بينيم كه طی سه دهه عمرجمهوری اسلامی در چند برهه بحث تهاجم نظامی آمريكا به ايران به موضوع روزتبديل شد. نخست پس از قضيه گروگانگيری ديپلمات های آمريكايی و اشغال سفارت آمريكا درسال 58، سپس در اواخر جنگ ايران وعراق، زمانی كه به رغـم بن بست طرفين منازعه، ايران از پذيرش قطعنامه 598 امتناع می كرد، سرانجام قبل ازانتخابات خرداد 76، وقتی كه بحث مداخله دولت ايران درحوادث عليه نظاميان آمريكايی درمنطقه حاد شده بود. اما صرف نظر از اين كه درفرجام تمامی اين موارد به رغم شعارهای انعطاف ناپذيری كه حكومت سرمی داد، ازقبيل: انقلابی بزرگترازانقلاب اول يا صلح بين اسلام وكفرمعنا ندارد و ...، با جدی شدن وقوع تهاجم آمريكا هر بار به نحوی با مصالحه جمهوری اسلامی موضوع فيصله يافته (اولی با مذاكره و آزاد سازی گروگان ها، دومی با قبول قطعنامه 598 سازمان ملل و سومی با برگزاری انتخاباتی كه منجربه ظهور جناح رفرميسم حكومت شد). اين سابقه می تواند نشانگر اين مسئله باشد كه حكومت ريسك يك رويارويی نظامی با آمريكا را نخواهد پذيرفت ومتقابلاً غرب هم از عواقب اين امر بيمناك است، اما به واسطه اهميت موضوع وابعاد فاجعه بار اين احتمال ولو آن كه درصد اندكی هم وقوع اين رويارويی احتمال داشته باشد بايد آن را جدی گرفت و نسبت به عواقب آن نگران بود.اما دررابطه با اهداف اين تهاجم، در وضعيت كنونی كه نزاع بر سر پرونده هسته ای درگرفته يك تمايزی با كليه موارد قبل قابل مشاهده است. درموارد قبلی دامنه و هدف تهاجم ازسوی غرب در حد بازدارندگی جمهوری اسلامی وبه تعبيری ايجاد تغيير در رفتاررژيم خلاصه می شد. اما قراين وشواهد اخير از جمله وسعت تبليغات رسانه ای، حضور گسترده نظامی درمنطقه، وحدت نظر شگفت انگيز همپيمانان استراتژيك آمريكا و گاه سبقت آنان از آمريكا در لزوم اقدام نظامی و در يك كلام اجماع جهانی كه به واسطه رفتار كودكانه سران حكومت جمهوری اسلامی بر ضد آن ها ايجاد شده، مبين اين مهم است كه بحث امروز بر سر تغيير حكومت است. در اين صورت می توان حدس زد كه هدف های تعيين شده حمله به صورت ضربه كم دامنه و مقطعی نخواهد بود.اگرچه تغيير رژيم اراده و مطلوب اپوزيسيون و بخش مهمی ازمردم ايران نيزهست، اما آن چه كه موضع اپوزيسيون را از مواضع غرب و آمريكا تفكيك می كند آن است كه آمريكا برای دستيابی به اهداف و تامين منافع خود ملاحظاتی نظيرميزان تلفات انسانی ويا درامان ماندن امكانات و زيرساخت های توسعه كشورمان را در جنگی كه به تعبير بوش می تواند آغاز جنگ جهانی سوم هم باشد، نخواهد داشت. بمباران گسترده و استفاده ازهمه انواع سلاح های كشتار جمعی نيز قابل تصور است. در اين جا آمريكا ديگر نگران مسايل زيست محيطی، دگرگونی های ژنتيكی ناشی از آسيب های هسته ای كه دامنگير نسل های آينده ايران می شود، نگران جمعيت عظيمی كه زير خروارها آوار و خرمنی از آتش بمب ها خواهد رفت، نخواهد بود. اين ها از عواقب غيرقابل كنترل جنگی خواهد شد كه فرجام آن قابل پيش بينی نخواهد بود. همان طور كه اقليت حاكم بر ايران با شعارها ورويكرد غيرمسوولانه در برابر كشور و ملت و به بهای حفظ قدرت يا توهمات ايدئولوژيك كشور را در آستانه يك فاجعه ملی می برد، آن سوی اين منازعه هم اين قطب های ثروت و قدرت جهانی اند كه برای حفظ منافع خود و اجرای طرح های منطقه ای حاضرند شعله های يك جنگ عالمگير را برافروزند. اين نقطه ای است كه اپوزيسيون بايد موضع خود را شفاف كند و نسبت به آن به طور جدی نگران باشد، اگر واقعاً دغدغه دفاع از ملت و دفاع ازمنافع ملی ايران را دارد و نه دفاع ازمنافع گروهی را.
توجه داريد كه فشار بين المللی عليه جمهوری اسلامی رو به افزايش است. شما اين وضعيت را چگونه تحليل می كنيد؟ در ضمن سياست جمهوری اسلامی را در گسترش اين تحريم ها يا افزايش تنش ها چگونه می بينيد؟
با توجه به عواقب دهشتناك جنگ، طبيعی است كه دنيا نگران باشد كه دربرابر تكرار وضعيتی كه منجربه آغاز دو جنگ جهانی شد بی تفاوت نباشد. برخی كشورها درگذشته مورد نكوهش قرارگرفتند كه چرا دربرابر خطری همچون نازيسم مماشات كردند. شايد دنيا می خواهد شاهد تكراراشتباه نباشد. اما سياست های حكومتگران، چه در سطح منطقه و چه فرا منطقه ای، خود مقوم اين موضوع است. اما اين بحث محصور به دولت ها نيست؛ در عين آن كه ملت ها برای منافع خود ارجحيت قائلند، نمی توانند از اين مهم چشم پوشی كنند كه در عصر جهانی شدن قراردارند و تهديداتی كه متوجه يك جمعيت انسانی درگوشه ای از اين كره خاكی است در واقع همه انسان ها را تهديد خواهد كرد. بنابراين می بينيم كه چگونه سازمان های بين المللی رو به گسترش اند و گاه صدايشان در دفاع از حقوق بشر از صدای گروه های بومی رساتراست.امروز حاكميت در اداره كشور به بن بست رسيده و بحران های مختلف سياسی ـ اقتصادی ـ اجتماعی هر روز بيش از پيش شيرازه امور را ازدست حكومتگران رها می سازد. به منظورعلاج يابی اين بحران از يك سو آحاد مردم ،اقشار و گروه های مختلف اجتماعی و سياسی را تحت فشار و سركوب قرار می دهند تا پتانسيل اعتراضات و جنبش های اجتماعی را تخليه و منكوب كنند، و از سوی ديگر با دامن زدن به مسايل تشنج زا،هزينه كردن دراموری كه ارتباطی با منافع ملی مان ندارد و تهديد به ناامنی بين المللی سعی می كنند اذهان ملت را متوجه مخاطرات و دشمنان واهی سازند. به اين اميد كه بتوانند اتحاد ملی آنگونه كه خود می خواهند يعنی سوق دادن يكپارچه ملت به حمايت ازجنگی نا خواسته را سامان دهند.اگر عمليات نظامی عليه ايران صورت بگيرد چه كسانی از آن ضربه و زيان خواهند ديد؟ آيا جمهوری اسلامی از اين طريق سرنگون يا تضعيف می شود؟ لطفا توضيح دهيد.
به اين پرسش قبلا به نحوی در سؤال نخست پاسخ گفتم: تاكيد می كنم گرچه حكومت در بمباران وسيع آسيب های جدی خواهد ديد اما اين لطمات ملت و كشور ايران را نيز به ورطه نابودی خواهد كشاند و ممكن است تا چند نسل بعدی هم اين آسيب های ژرف و گسترده روحی و جسمی انسان ها التيام نيابد. ضمن آن كه يكی از چالش های اصلی در كشورما مونارشي/دموكراسی است. روند دموكراتيزه شدن نيازمند بستری امن است. تحقق دموكراسی ازمجرای تفنگ و نيروی نظامی ناممكن يا دست كم ناپايدار است و يكی از آثار زيانبار تهاجم نظامی سركوب نهادهای مدنی نوپاست كه در شرايط عادی نيز از هرسو تحت فشاردولت اند. نهايت آن كه كشوری كه امروز هم به رغم منابع ثروت ملی ازنظرمحروميت وعقب ماندگی بسياری كه به لحاظ شاخصه های توسعه يافتگی داراست به واسطه چنين حادثه ای ممكن است نتواند تا دهها سال آينده از بارگران خسارات جنگ قد راست كند.
در صورت وقوع چنين جنگی اپوزيسيون ايران بايد چه سياست مستقلی را راهكار فعاليت خود كند تا بلكه از اين طريق نه در دام دفاع از جمهوری اسلامی و نه در دام دفاع از حمله نظامی امريكا بيافتد؟
به نظر می رسد همان گونه كه در دوران جنگ 8 ساله ايران و عراق و تحت عنوان شرايط جنگی اپوزيسيون زمينگير شده و بيشترين سركوب را تحمل كرد، در آينده نيز اين امرقابل پيش بينی باشد. لذا قابل تصوراست عمده نقش اپوزيسيون تا قبل از جنگ افكارسازی برای توسعه جنبش صلح طلبی، نفی جنگ و سياست های ماجراجويانه جمهوری اسلامی به عنوان شاخصه مهم جنبـش صلح طلبی آن می تواند باشد و آن را از موضع دفاع از حكومتگران كنونی كشورمان و آمريكا ممتاز خواهد كرد.
برای مقابله با جمهوری اسلامی در عرصه نقض حقوق بشر و پروژه هسته ای و غنی سازی در عرصه جهانی از چه سياستی حمايت می كنيد؟
متاسفانه ازوقتی پرونده هسته ای به اولويت سياست جمهوری اسلامی و كشمكش غرب با اين حكومت تبديل شد مساله اصلی و مهم ملت ايران يعنی حقوق انسانی، چه در عرصه آزادی های سياسی و چه نيازهای اقتصادی وآسيب های اجتماعی، به طاق نسيان رفت و يا دست كم مورد كم توجهی قرار گرفت. اگردنيا احساس می كند بنيادگرايی خطری است كه جهان را تهديد می كند مطمئناً يورش نظامی اين تهديد را در جهان پراكنده خواهد ساخت. اصلاً بعيد نيست كه يك جنبه قدرت يافتن نيروهای نظامی درعرصه سياسی ايران به بهانه تهديدهايی باشد كه ازسوی غرب متوجه حكومت می شود وای بسا اگر به جای تهديدهای نظامی حمايت ازنهادهای مدنی و حقوق بشر درايران به اولويت سياست ها تبديل شود، نظاميان سوار بر اريكه قدرت در برابر نيروهای پشت پرده سياست ايران محمل لازم برای حضور خود در عرصه حكومت نيابند. البته از نظر ما ارزشمند ترين پشتوانه برای مبارزات دموكراتيك مردم حمايت اپوزيسيون دموكرات خارج ازكشور و سازمان های بين المللی ازمبارزات مردمی در داخل كشوراست و اكنون شعارصلح می تواند راهگشای اين امر باشد.
اقدامات تنبيهی جهانی عليه جمهوری اسلامی را در سطح چه ارگان بين المللی می توان پيش برد؟ آيا سازمان ملل و مشخصاً شورای امنيت سازمان ملل می توانند چنين نقشی را پيش ببرند؟ نظر و پيشنهاد شما چیست؟ گرچه سازمان ملل به لحاظ نقايص ساختاری قادر به پاسخگويی نياززمانه نيست وحتی برای ماموريت هايی كه تعريف شده نيز قادر به ايفای نقش موثری نمی باشد، اما دست كم در وضعيت كنونی و درشرايط واقعی و نه آرمانی حداقل هايی است كه می بايست از آن برای تامين منافع ملت ها سود جست. در گذشته نيز شاهد بوديم كه سرانجام راه حل ختم جنگ 8 ساله و آن چيزی كه گفته می شد اگر 20 سال هم طول بكشد جز با سقوط صدام پايان نخواهد يافت، اين قطعنامه سازمان ملل بود كه ختم كلام اين فاجعه گرديد. البته اين به معنای آن هم نيست كه از ديگر نهادهای بين المللی چشم پوشی كنيم: اتحاديه های غيردولتی كه جنبه بين المللی دارند نيز می توانند افكارعمومی دنيا را بر ضد اقدامات غيرانسانی و سياست های سركوبگرانه حكومتگران برانگيزانند و به نظر من خيل ايرانيان خارج ازكشور كه امكانات گوناگونی جهت افكارسازی دارند می توانند نقش شايسته ای دراين خصوص ايفا كنند.
آيا تنها و تنها مذاكره و گفتگو می تواند جمهوری اسلامی را متقاعد به انصراف از پروژه هسته ای خود كند؟ آيا غرب در اين مذاكرات از اعمال تحريم های نظامی و نيز ايجاد محدوديت های سياسی و ديپلماتيك بايد استفاده كند يا نه؟ لطفا توضيح دهيد.
ازآن چه در طول عمر جمهوری اسلامی رخ داد يك مساله به وضوح قابل تشخيص است و آن اين كه هرگاه حكومتگران فشار بين المللی را درحدی مشاهده كردند كه خطرجدی برای قدرت خود احساس نمودند ازمواضع اوليه عدول كردند. مثال های اول بحث شاهدی براين مدعاست، اما به نظر من به غير از حمله نظامی كه تنها حكومت را زير ضرب خود نخواهد گرفت بلكه ملت ايران و تمام مساعی آن برای نيل به جامعه ای دموكراتيك وگام های اوليه درمسير توسعه كشور را نيز ويران خواهد كرد، هراهرمی برای عقب راندن اقتدارگرايان حاكم بر كشور می تواند موثر باشد.
اپوزيسيون ايران چه نقشی می تواند در جلوگيری از جنگ ايفا کند؟ آيا يک سياست مشترک ايرانی برای مواجهه با خطر جنگ قابل تصور و تحقق است؟
گرچه قدرت عمل نيروهای غيردولتی درجنگی كه درواقع اصطكاك بين دولتهاست محدود است، اما اپوزيسيون از هر شرايطی برای دستيابی به اهداف ملی می تواند بهره ببرد. اگرنيروهای دموكرات داخل و خارج بتوانند تصوير روشنی از پيامد های جنگ به افكارعمومی ارائه كنند به طورمسلم صداهای بيشتری برای مقابله با جنگ افروزی دركنارخود خواهند يافت. بخش هايی ازمردم كه از سياست های ضد انسانی حكومت به تنگ آمده اند، همچون انسانی كه برای خلاص شدن از شدت فشارها حتی حاضر به انتحار می گردد، حاضراند لطمات ويرانگر جنگ را به بهای آزاد شدن از رژيم حاكم پذيرا باشند. بايد آنان را آگاه نمود كه جنگ می تواند مصيبت های بيشتری را هم به بار آورد. در اين صورت اپوزيسيون می تواند اميدوار باشد كه صداهای بيشتری را كنارخود بيابد. البته ممكن است شرايط به گونه ای نباشد كه گروههای سياسی اپوزيسيون دريك جبهه واحد گرد هم آيند اما می توانند درراستای مخاطرات هولناك جنگ و سياست های جنگ افروزانه حكومت شعارهايی همسو سردهند.شايد به عنوان پرانتز لازم باشد اين مطلب را هم عنوان كنم كه موضع ما نسبت به انتخابات دركشور مادامی كه رقابتی و آزاد نباشد و مادامی كه اصول غيردموكراتيك قانون اساسی اصلاح نشود، همچنان عدم شركت خواهد بود اما درشرايط كنونی توصيه ما به كسانی كه بنا بر هرتحليلی خود را ملزم به حضور درانتخابات می بينند آن است كه ازكسانی كه در ليست اقتدارگرايان نباشد حمايت كنند و اين كه مخالفت با جنگ و سياست های جنگ افروزانه را از زمره شعارهای خود قراردهند.
اگر پيشينه اين كشمكش را مرور كنيم می بينيم كه طی سه دهه عمرجمهوری اسلامی در چند برهه بحث تهاجم نظامی آمريكا به ايران به موضوع روزتبديل شد. نخست پس از قضيه گروگانگيری ديپلمات های آمريكايی و اشغال سفارت آمريكا درسال 58، سپس در اواخر جنگ ايران وعراق، زمانی كه به رغـم بن بست طرفين منازعه، ايران از پذيرش قطعنامه 598 امتناع می كرد، سرانجام قبل ازانتخابات خرداد 76، وقتی كه بحث مداخله دولت ايران درحوادث عليه نظاميان آمريكايی درمنطقه حاد شده بود. اما صرف نظر از اين كه درفرجام تمامی اين موارد به رغم شعارهای انعطاف ناپذيری كه حكومت سرمی داد، ازقبيل: انقلابی بزرگترازانقلاب اول يا صلح بين اسلام وكفرمعنا ندارد و ...، با جدی شدن وقوع تهاجم آمريكا هر بار به نحوی با مصالحه جمهوری اسلامی موضوع فيصله يافته (اولی با مذاكره و آزاد سازی گروگان ها، دومی با قبول قطعنامه 598 سازمان ملل و سومی با برگزاری انتخاباتی كه منجربه ظهور جناح رفرميسم حكومت شد). اين سابقه می تواند نشانگر اين مسئله باشد كه حكومت ريسك يك رويارويی نظامی با آمريكا را نخواهد پذيرفت ومتقابلاً غرب هم از عواقب اين امر بيمناك است، اما به واسطه اهميت موضوع وابعاد فاجعه بار اين احتمال ولو آن كه درصد اندكی هم وقوع اين رويارويی احتمال داشته باشد بايد آن را جدی گرفت و نسبت به عواقب آن نگران بود.اما دررابطه با اهداف اين تهاجم، در وضعيت كنونی كه نزاع بر سر پرونده هسته ای درگرفته يك تمايزی با كليه موارد قبل قابل مشاهده است. درموارد قبلی دامنه و هدف تهاجم ازسوی غرب در حد بازدارندگی جمهوری اسلامی وبه تعبيری ايجاد تغيير در رفتاررژيم خلاصه می شد. اما قراين وشواهد اخير از جمله وسعت تبليغات رسانه ای، حضور گسترده نظامی درمنطقه، وحدت نظر شگفت انگيز همپيمانان استراتژيك آمريكا و گاه سبقت آنان از آمريكا در لزوم اقدام نظامی و در يك كلام اجماع جهانی كه به واسطه رفتار كودكانه سران حكومت جمهوری اسلامی بر ضد آن ها ايجاد شده، مبين اين مهم است كه بحث امروز بر سر تغيير حكومت است. در اين صورت می توان حدس زد كه هدف های تعيين شده حمله به صورت ضربه كم دامنه و مقطعی نخواهد بود.اگرچه تغيير رژيم اراده و مطلوب اپوزيسيون و بخش مهمی ازمردم ايران نيزهست، اما آن چه كه موضع اپوزيسيون را از مواضع غرب و آمريكا تفكيك می كند آن است كه آمريكا برای دستيابی به اهداف و تامين منافع خود ملاحظاتی نظيرميزان تلفات انسانی ويا درامان ماندن امكانات و زيرساخت های توسعه كشورمان را در جنگی كه به تعبير بوش می تواند آغاز جنگ جهانی سوم هم باشد، نخواهد داشت. بمباران گسترده و استفاده ازهمه انواع سلاح های كشتار جمعی نيز قابل تصور است. در اين جا آمريكا ديگر نگران مسايل زيست محيطی، دگرگونی های ژنتيكی ناشی از آسيب های هسته ای كه دامنگير نسل های آينده ايران می شود، نگران جمعيت عظيمی كه زير خروارها آوار و خرمنی از آتش بمب ها خواهد رفت، نخواهد بود. اين ها از عواقب غيرقابل كنترل جنگی خواهد شد كه فرجام آن قابل پيش بينی نخواهد بود. همان طور كه اقليت حاكم بر ايران با شعارها ورويكرد غيرمسوولانه در برابر كشور و ملت و به بهای حفظ قدرت يا توهمات ايدئولوژيك كشور را در آستانه يك فاجعه ملی می برد، آن سوی اين منازعه هم اين قطب های ثروت و قدرت جهانی اند كه برای حفظ منافع خود و اجرای طرح های منطقه ای حاضرند شعله های يك جنگ عالمگير را برافروزند. اين نقطه ای است كه اپوزيسيون بايد موضع خود را شفاف كند و نسبت به آن به طور جدی نگران باشد، اگر واقعاً دغدغه دفاع از ملت و دفاع ازمنافع ملی ايران را دارد و نه دفاع ازمنافع گروهی را.
توجه داريد كه فشار بين المللی عليه جمهوری اسلامی رو به افزايش است. شما اين وضعيت را چگونه تحليل می كنيد؟ در ضمن سياست جمهوری اسلامی را در گسترش اين تحريم ها يا افزايش تنش ها چگونه می بينيد؟
با توجه به عواقب دهشتناك جنگ، طبيعی است كه دنيا نگران باشد كه دربرابر تكرار وضعيتی كه منجربه آغاز دو جنگ جهانی شد بی تفاوت نباشد. برخی كشورها درگذشته مورد نكوهش قرارگرفتند كه چرا دربرابر خطری همچون نازيسم مماشات كردند. شايد دنيا می خواهد شاهد تكراراشتباه نباشد. اما سياست های حكومتگران، چه در سطح منطقه و چه فرا منطقه ای، خود مقوم اين موضوع است. اما اين بحث محصور به دولت ها نيست؛ در عين آن كه ملت ها برای منافع خود ارجحيت قائلند، نمی توانند از اين مهم چشم پوشی كنند كه در عصر جهانی شدن قراردارند و تهديداتی كه متوجه يك جمعيت انسانی درگوشه ای از اين كره خاكی است در واقع همه انسان ها را تهديد خواهد كرد. بنابراين می بينيم كه چگونه سازمان های بين المللی رو به گسترش اند و گاه صدايشان در دفاع از حقوق بشر از صدای گروه های بومی رساتراست.امروز حاكميت در اداره كشور به بن بست رسيده و بحران های مختلف سياسی ـ اقتصادی ـ اجتماعی هر روز بيش از پيش شيرازه امور را ازدست حكومتگران رها می سازد. به منظورعلاج يابی اين بحران از يك سو آحاد مردم ،اقشار و گروه های مختلف اجتماعی و سياسی را تحت فشار و سركوب قرار می دهند تا پتانسيل اعتراضات و جنبش های اجتماعی را تخليه و منكوب كنند، و از سوی ديگر با دامن زدن به مسايل تشنج زا،هزينه كردن دراموری كه ارتباطی با منافع ملی مان ندارد و تهديد به ناامنی بين المللی سعی می كنند اذهان ملت را متوجه مخاطرات و دشمنان واهی سازند. به اين اميد كه بتوانند اتحاد ملی آنگونه كه خود می خواهند يعنی سوق دادن يكپارچه ملت به حمايت ازجنگی نا خواسته را سامان دهند.اگر عمليات نظامی عليه ايران صورت بگيرد چه كسانی از آن ضربه و زيان خواهند ديد؟ آيا جمهوری اسلامی از اين طريق سرنگون يا تضعيف می شود؟ لطفا توضيح دهيد.
به اين پرسش قبلا به نحوی در سؤال نخست پاسخ گفتم: تاكيد می كنم گرچه حكومت در بمباران وسيع آسيب های جدی خواهد ديد اما اين لطمات ملت و كشور ايران را نيز به ورطه نابودی خواهد كشاند و ممكن است تا چند نسل بعدی هم اين آسيب های ژرف و گسترده روحی و جسمی انسان ها التيام نيابد. ضمن آن كه يكی از چالش های اصلی در كشورما مونارشي/دموكراسی است. روند دموكراتيزه شدن نيازمند بستری امن است. تحقق دموكراسی ازمجرای تفنگ و نيروی نظامی ناممكن يا دست كم ناپايدار است و يكی از آثار زيانبار تهاجم نظامی سركوب نهادهای مدنی نوپاست كه در شرايط عادی نيز از هرسو تحت فشاردولت اند. نهايت آن كه كشوری كه امروز هم به رغم منابع ثروت ملی ازنظرمحروميت وعقب ماندگی بسياری كه به لحاظ شاخصه های توسعه يافتگی داراست به واسطه چنين حادثه ای ممكن است نتواند تا دهها سال آينده از بارگران خسارات جنگ قد راست كند.
در صورت وقوع چنين جنگی اپوزيسيون ايران بايد چه سياست مستقلی را راهكار فعاليت خود كند تا بلكه از اين طريق نه در دام دفاع از جمهوری اسلامی و نه در دام دفاع از حمله نظامی امريكا بيافتد؟
به نظر می رسد همان گونه كه در دوران جنگ 8 ساله ايران و عراق و تحت عنوان شرايط جنگی اپوزيسيون زمينگير شده و بيشترين سركوب را تحمل كرد، در آينده نيز اين امرقابل پيش بينی باشد. لذا قابل تصوراست عمده نقش اپوزيسيون تا قبل از جنگ افكارسازی برای توسعه جنبش صلح طلبی، نفی جنگ و سياست های ماجراجويانه جمهوری اسلامی به عنوان شاخصه مهم جنبـش صلح طلبی آن می تواند باشد و آن را از موضع دفاع از حكومتگران كنونی كشورمان و آمريكا ممتاز خواهد كرد.
برای مقابله با جمهوری اسلامی در عرصه نقض حقوق بشر و پروژه هسته ای و غنی سازی در عرصه جهانی از چه سياستی حمايت می كنيد؟
متاسفانه ازوقتی پرونده هسته ای به اولويت سياست جمهوری اسلامی و كشمكش غرب با اين حكومت تبديل شد مساله اصلی و مهم ملت ايران يعنی حقوق انسانی، چه در عرصه آزادی های سياسی و چه نيازهای اقتصادی وآسيب های اجتماعی، به طاق نسيان رفت و يا دست كم مورد كم توجهی قرار گرفت. اگردنيا احساس می كند بنيادگرايی خطری است كه جهان را تهديد می كند مطمئناً يورش نظامی اين تهديد را در جهان پراكنده خواهد ساخت. اصلاً بعيد نيست كه يك جنبه قدرت يافتن نيروهای نظامی درعرصه سياسی ايران به بهانه تهديدهايی باشد كه ازسوی غرب متوجه حكومت می شود وای بسا اگر به جای تهديدهای نظامی حمايت ازنهادهای مدنی و حقوق بشر درايران به اولويت سياست ها تبديل شود، نظاميان سوار بر اريكه قدرت در برابر نيروهای پشت پرده سياست ايران محمل لازم برای حضور خود در عرصه حكومت نيابند. البته از نظر ما ارزشمند ترين پشتوانه برای مبارزات دموكراتيك مردم حمايت اپوزيسيون دموكرات خارج ازكشور و سازمان های بين المللی ازمبارزات مردمی در داخل كشوراست و اكنون شعارصلح می تواند راهگشای اين امر باشد.
اقدامات تنبيهی جهانی عليه جمهوری اسلامی را در سطح چه ارگان بين المللی می توان پيش برد؟ آيا سازمان ملل و مشخصاً شورای امنيت سازمان ملل می توانند چنين نقشی را پيش ببرند؟ نظر و پيشنهاد شما چیست؟ گرچه سازمان ملل به لحاظ نقايص ساختاری قادر به پاسخگويی نياززمانه نيست وحتی برای ماموريت هايی كه تعريف شده نيز قادر به ايفای نقش موثری نمی باشد، اما دست كم در وضعيت كنونی و درشرايط واقعی و نه آرمانی حداقل هايی است كه می بايست از آن برای تامين منافع ملت ها سود جست. در گذشته نيز شاهد بوديم كه سرانجام راه حل ختم جنگ 8 ساله و آن چيزی كه گفته می شد اگر 20 سال هم طول بكشد جز با سقوط صدام پايان نخواهد يافت، اين قطعنامه سازمان ملل بود كه ختم كلام اين فاجعه گرديد. البته اين به معنای آن هم نيست كه از ديگر نهادهای بين المللی چشم پوشی كنيم: اتحاديه های غيردولتی كه جنبه بين المللی دارند نيز می توانند افكارعمومی دنيا را بر ضد اقدامات غيرانسانی و سياست های سركوبگرانه حكومتگران برانگيزانند و به نظر من خيل ايرانيان خارج ازكشور كه امكانات گوناگونی جهت افكارسازی دارند می توانند نقش شايسته ای دراين خصوص ايفا كنند.
آيا تنها و تنها مذاكره و گفتگو می تواند جمهوری اسلامی را متقاعد به انصراف از پروژه هسته ای خود كند؟ آيا غرب در اين مذاكرات از اعمال تحريم های نظامی و نيز ايجاد محدوديت های سياسی و ديپلماتيك بايد استفاده كند يا نه؟ لطفا توضيح دهيد.
ازآن چه در طول عمر جمهوری اسلامی رخ داد يك مساله به وضوح قابل تشخيص است و آن اين كه هرگاه حكومتگران فشار بين المللی را درحدی مشاهده كردند كه خطرجدی برای قدرت خود احساس نمودند ازمواضع اوليه عدول كردند. مثال های اول بحث شاهدی براين مدعاست، اما به نظر من به غير از حمله نظامی كه تنها حكومت را زير ضرب خود نخواهد گرفت بلكه ملت ايران و تمام مساعی آن برای نيل به جامعه ای دموكراتيك وگام های اوليه درمسير توسعه كشور را نيز ويران خواهد كرد، هراهرمی برای عقب راندن اقتدارگرايان حاكم بر كشور می تواند موثر باشد.
اپوزيسيون ايران چه نقشی می تواند در جلوگيری از جنگ ايفا کند؟ آيا يک سياست مشترک ايرانی برای مواجهه با خطر جنگ قابل تصور و تحقق است؟
گرچه قدرت عمل نيروهای غيردولتی درجنگی كه درواقع اصطكاك بين دولتهاست محدود است، اما اپوزيسيون از هر شرايطی برای دستيابی به اهداف ملی می تواند بهره ببرد. اگرنيروهای دموكرات داخل و خارج بتوانند تصوير روشنی از پيامد های جنگ به افكارعمومی ارائه كنند به طورمسلم صداهای بيشتری برای مقابله با جنگ افروزی دركنارخود خواهند يافت. بخش هايی ازمردم كه از سياست های ضد انسانی حكومت به تنگ آمده اند، همچون انسانی كه برای خلاص شدن از شدت فشارها حتی حاضر به انتحار می گردد، حاضراند لطمات ويرانگر جنگ را به بهای آزاد شدن از رژيم حاكم پذيرا باشند. بايد آنان را آگاه نمود كه جنگ می تواند مصيبت های بيشتری را هم به بار آورد. در اين صورت اپوزيسيون می تواند اميدوار باشد كه صداهای بيشتری را كنارخود بيابد. البته ممكن است شرايط به گونه ای نباشد كه گروههای سياسی اپوزيسيون دريك جبهه واحد گرد هم آيند اما می توانند درراستای مخاطرات هولناك جنگ و سياست های جنگ افروزانه حكومت شعارهايی همسو سردهند.شايد به عنوان پرانتز لازم باشد اين مطلب را هم عنوان كنم كه موضع ما نسبت به انتخابات دركشور مادامی كه رقابتی و آزاد نباشد و مادامی كه اصول غيردموكراتيك قانون اساسی اصلاح نشود، همچنان عدم شركت خواهد بود اما درشرايط كنونی توصيه ما به كسانی كه بنا بر هرتحليلی خود را ملزم به حضور درانتخابات می بينند آن است كه ازكسانی كه در ليست اقتدارگرايان نباشد حمايت كنند و اين كه مخالفت با جنگ و سياست های جنگ افروزانه را از زمره شعارهای خود قراردهند.
Dec 2, 2007
نامه سرگشاده به سازمان ملل متحد در اعتراض به بازداشت مهندس طبرزدي
به دفتر سازمان ملل متحد در تهران
موضوع : بازداشت حشمت الله طبرزدی
با سلام
حشمت الله طبرزدی روزنامه نگار و فعال سیاسی یازدهم نوامبر سال جاری میلادی پس از احضار به دفتر معاونت امنیت داستانی تهران توسط عوامل امنیتی بازداشت و بدون محکومیت قضایی به زندان اوین منتقل شد.
طبرزدی از جمله افرادی است که به دلیل ابراز عقاید خود بارها توسط نهاد های امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار گرفته است . وی آخرین بار توسط دادگاه انقلاب تهران به 14 سال حبس تعزیری و 10 سال محکومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد و این حکم در دادگاه تجدید نظر به نیم کاهش یافت و او پس از طی دوران محکومیت اش چندی پیش از زندان آزاد شده بود.
طبرزدی دبیر کل نهادی به نام جبهه دموکراتیک ایران است که در شکل گیری بسیاری از حرکت های آزادی خواهانه نقش داشته است و از این رو وی حتی پس از آزادی از زندان توسط سرویس امنیتی جمهوری اسلامی تهدید شده بود که حق انجام هیچ گونه فعالیت سیاسی را ندارد.
وی در حال حاضر در شرایطی در زندان اوین به سر می برد که هیچ گونه محکومیت قضایی ندارد و بنا بر آنچه که از زندان اوین به گوش میرسد طبرزدی تحت شدیدترین فشاری های ممکن قرار دارد . از جمله اینکه وی از داشتن امکانات اولیه رفاهی در بندی که در آن نگهداری می شود محروم است
ما امضا کنندگان این نامه از سازمان ملل متحد و شخص دبیر کل این سازمان جناب آقای بان کی مون انتظار داریم توجه بیشتری به وضعیت حقوق بشر در ایران داشته باشند . آنچه که انتظار می رود این است که سازمان ملل متحد به عنوان عالی ترین مرجع مدافع حقوق بشر در ایران به کشورهای عضو خود اجازاه ندهد به سادگی حقوق شهروندی مردم خود را زیر پا بگذارند
ما ضمن ابراز نگرانی عمیق نسبت به وضعیت حشمت الله طبرزدی اعلام میکنیم دیگر زندانیان سیاسی ایران نیز وضعیت به مراتب وخیم تر از طبرزدی دارند و عدم توجه به وضعیت نگران کننده ی حقوق بشر در ایران منجر به بروز حوادث ناگواری خواهد شد که مطمئنا سازمان ملل متحد نیز باید در مورد آنها پاسخگو باشد
از شما تقاضا داریم به اعمال فشار بر حکومت تهران موجبات آزادی طبرزدی و دیگر زندانیان سیاسی را فراهم آورید.
ارادتمند
جمعی
دانشجویان،فعالین سیاسی وحقوق بشری
Dec 1, 2007
به ياري آزاديخواهان بپاخيزيم
آزاديخواهان دمكرات بيانيه هواداران جبهه دموكراتيك ايران- استان تهران رادرحمايت ازمهندس طبرزدي بدين قرارمنتشركرد:
مبارزه سیاسی در ایران قواید نا نوشته ای دارد که این قواید را بهتر از هر کس خود مبارز میداند.هنگامیکه او پای در عرصه خطر میگذارد ویک رژیم مستبد و بی رحم را که برای برپای ماندن از هیچ عملی روی گردان نیست به چالش میکشد.خود بهتر از هر کس میداند چه عواقبی در انتظار اوست.شاید به همین دلیل است مردم این سرزمین برای مبارزان آزادیخواه که پنجه در پنجه حاکم ظالم میاندازند حرمت بسیار قایل هستند وگاهی آنهارا تا یک اسطوره ماندگار در تاریخ بالا میبرند.کاوه آهنگر که با ضحاک مار بردوش به مبارزه بر خواست معروفترین اسطوره تاریخی ماایرانیان میباشد.
(حال جگونه است که بعد از گذشت صدها بلکه هزاران سال هنوز باید فریدون ویا کاوه ای برای آزادی این ملت پیدا بشود وچرا این ملت دست بر زانوی خود برای بر خاستن نمیگذاردسووالی است که تاکنون پاسخ اساسی برای آن پیدا نشده ومجال پرداختن به آن دراین محل نمی باشد)
اما مبارز سیاسی ؛پای در عرصه پر خطر گذارده دامنه این خطر گاه به خانواده وآشنایان وبستگان آنان میرسدچون درمقابل استبداد محض ایستاده ،استبدادی که لباس دین بر تن کرده وحرف خود را حکم خدا میداند ومخالف حکومت را مخالف خدا میداند پس سرنوشت مبارزان راه آزادی یا همان فعالین حقوق بشر از دیدگاه حاکمان معلوم ومشخص است.
زندانهای پر شده وگورستانهای آشکار شده ونشده بخشی ازسرنوشت این آزادیخواهان است.اما این تمام ماجرا نیست همان گونه که دراول مطلب آمد، دراین مملکت بااین فرهنگ پیچیده مبارزه سیاسی قاعده خاص خود را دارد که تا وارد نشوی از آن بی اطلاع هستی .
مهندس طبرزدی یک مبارزسیاسی به تمام معنا میباشد او در این چند سال مبارزه با استبداد دینی به خوبی میداند که چه میخواهد وبا استفاده از هوش سر شار خدادادی چگونه به خواسته خود برسد او هم بمانند مبارزان دیگر پی به قواعد نانوشته برده وسعی او بر این است تا از آنها برای رسیدن به هدف که همانا آزادی و دمکراسی برای این سرزمین بلا زده میباشد بهترین استفاده را ببرد.
پس اگر دستی به او نمی دهیم پایی بر پایش نزنیم .هرچندوظیفه ما به عنوان یک انسان چنان اقتضا میکند که به یاری آزادیخواهان بر خیزیم جدا از هر عقیده ومرام ومسلکی که داریم ودارند.
در حال حاضر وضعیت کشوربه گونه ای است که درنگ جایز نیست.
هواداران جبهه ی دمکراتیک ایران_استان تهران
Subscribe to:
Posts (Atom)