Jan 16, 2008

پیام معلمی که به سه سال زندان محکوم شد

وبلاگ کانون صنفی معلمان ایران : علی پورسلیمان طی حکمی از سوی شعبه ی ۱۵دادگاه انقلاب كه درتاريخ ۲۳/ديماه/۱۳۸۶به وي ابلاغ شده ، به ۳سال زندان محکوم شده است.
به گفته آقای پورسلیمان این حکم به مدت ۵ سال به تعلیق افتاده است.
علی پورسلیمان می گوید اتهاماتش:
۱- اجتماع وتبانی به قصدبرهم زدن امنیت کشور
۲- اخلال در نظم عمومی
۳- تمرد از دستور پلیس مي باشد.
اما تنها اتهام نخست (اجتماع وتبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور) وارد بوده و از دواتهام دیگر تبرئه شده.
علي پورسلیمان در یک گفتگوی کوتاه گفت:
پیام من به معلمان این است، که نباید در برخورد با حوادث آموزش و پرورش بی تفاوت باشند، دادگاههایی که انجام شده، برای زهرچشم گرفتن از معلمان است، امیدوارم درچارچوب قانون پیگیر حقوق خودشان و جامعه باشند، باتوجه به وضعیت کنونی نسبت به سرنوشت اجتماع خود، بی تفاوت نباشند. زیرا این مشکلات نتیجه ی بی تفاوتی های مردم است. انسان یک موجود اجتماعی است، اجتماعی زیستن را خدا به انسان بخشیده، حاکمیت می خواهد اجتماعی بودن را از معلمان و مردم بگیرد. غیرسیاسی بودن مردم و معلمان مساوی است با مرگ سیاسی جامعه.

Jan 15, 2008

سناريوي انتخابات



پیش از هر چیز لازم می دانم از نهادهای مدنی و کوشندگان حقوق بشر و شخصیت های محترم که با حضور در خانه ی من و ابراز محبت به این سرباز راه آزادی موجبات دلگرمی برای خانواده و خودم را فراهم ساختند، صمیمانه سپاسگزاری کنم.بیم آن هست که اگر بخواهم از یکایک با ذکر نام و عنوان سپاسگزاری کنم نام برخی عزیزان از قلم بیفتد،به همین دلیل به همین میزان بسنده می کنم و برای آنها آرزوی پیروزی می کنم.

همانگونه که انتظار می رفت مساله انتخابات به عنوان یک سناریو برای حاکمیت درآمده است .در این سناریو ،هریک از مسئولین و نهادهای انتصابی،تبلیغی،امنیتی،نظامی و ... نقشی را برعهده دارند.وظیفه اصلی شورای نگهبان اما ،رد صلاحیت کاندیداهای غیر خودی است .نقش دستگاه تبلیغی هموار ساختن زمینه تصمیمات شورای نگهبان است .برخی با در اختیار داشتن رسانه های جمعی،مخالفان و کاندیداهای مستقل را به عوامل دشمن متهم می کنند و یک درخواست قانونی و دمکراتیک برای نظارت نهادهای موجه بین المللی در انتخابات را بی شرمی برمی شمرند.واین سناریو با استفاده از امکانات عمومی برای تبلیغ کاندیداهای سرسپرده جناح حاکم تکمیل خواهد شد و آخرالامر معلوم نیست حاکمیت یک دسته به دور از ناظران بیطرف و نمایندگان واقعی ملت چه چیز از صندوق ها بیرون بکشد ؟بنابراین در یک انتخابات استصوابی که با ارعاب تبلیغی حاکمیت نیز همراه است،تنها فاکتوری که موضوعیت ندارد،انتخابات آزاد،عادلانه و دموکراتیک است.پس باید به احزاب مستقل و نیروهای دموکراسی خواه حق داد که از شرکت در این انتخابات خودداری کرده و این نمایش انتخابی را تحریم کنند.توده های مردم نیزبه دلیل سرخوردگی های اقتصادی،سیاسی و اجتماعی ، گرایشی برای شرکت در این نمایش ندارند،جز حاکمیت و طرفداران آن که کمتر از ده درصد جامعه را تشکیل می دهند ،هیچ کس به آزاد بودن و مؤثر بودن این انتخابات باور ندارد.

همچنین در آستانه ی 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب بهمن 1357 قرار گرفته ایم.نظر به همزمانی نمایش انتخاباتی با سالگرد انقلاب ،علاقه مندم نکته ای را به طرفداران مردم سالاری دینی گوشزد کنم .طرفداران مردم سالاری دینی و اصلاح طلبان پیشرو،همگام با سایر لایه های اجتماعی از وضعیت موجود ابراز نارضایتی می کنند،اما همزمان به تجلیل از انقلاب و نقش آیة اله خمینی در آن پرداخته و از رژیم جمهوری اسلامی دفاع می کنند.به نظر من آنها دچار یک تناقض تاریخی و معرفتی اند .برای اینکه جمهوری اسلامی یا مردم سالاری دینی ،ثمره انقلاب و میراث آیِة اله خمینی است. مادامی که رژیمی دینی باشد،حتما در آن شورای نگهبان ،تشخیص مصلحت نظام ،ولایت فقیه ،اجرای احکام شرعی مثل قصاص ، قطع دست و پا ،سنگسار ،پرتاب از کوه ،تفتیش عقاید،نظارت استصوابی،سلول انفرادی،چشم بند،شکنجه و سانسور نیز هست. برای اینکه رژیم دینی ،ملزم به اجرای قوانین و احکام ایدئولوژیک ولو با زور سرنیزه است.تفاوتی ندارد چه کسانی در چنین نهادهایی مسئولیت داشته باشند،مهم این است که آنها باید از نظام دینی محافظت کنند و احکام شرع را اجرا نمایند،در غیر اینصورت رژیم دینی نخواهد بود اصلاح طلبان دینی که از مردم سالاری دینی حمایت می کنند،لابد می دانند که اگر به جای جناح حاکم ،آنها نیز در مصادر امور قرار بگیرند ،ناگزیر برای اجرای احکام شریعت و حفظ نظام و اسلامیت آن،باید رفتاری کم و بیش شبیه اقتدارگرایان داشته باشند .مگر نه اینکه آنان در دوره ی اصلاحات ،مجلس و قوه ی مجریه را در اختیار داشتند،آیا اتفاق خاصی افتاد ؟بنابراین باید بپذیریم که تنها و تنها چالش اصلی ملت ایران ،مساله ی جدایی دین از سیاست است.اگر دین از سیاست جدا نشود ،هیچ امیدی به برقراری دموکراسی ، حاکمیت عدالت و رعایت حقوق بشر نخواهد بود .به نظر من اصلاح طلبان ، بیهوده آب در هاون می کوبند .برای اینکه دین با دموکراسی سازگاری ندارد .واقعیت این است که ثمره ی اصلی و عینی انقلاب بهمن 57 و میراث آیة اله خمینی ،یک نظام دینی است که همگی شاهد عملکرد آن هستیم .اصلاح طلبان نمی توانند از یک سو مدعی دفاع از دموکراسی و حقوق بشر باشند و از دیگر سو به تجلیل از مردم سالاری دینی و انقلاب و رهبری آن بپردازند.این یک تناقض آشکار است .نظارت استصوابی نیز حاصل همین انقلاب و همین رژیم دینی است.باور من این است که مساله اصلی اپوزسیون اعم از طرفداران لیبرال دموکراسی یا سوسیال دموکراسی وجمهوری خواه و مشروطه خواه ،پیش از هر چیز ،مساله ی تفکیک دین از سیاست است .اگر این مساله حل شود ،مشکلات اصلی نیز برطرف خواهد شد.به جای پرداختن به مسائل فرعی و دامن زدن به اختلافات یا حتی دل خوش کردن به نفوذ گروهی از اصلاح طلبان به درون نهادهای حکومتی ،می بایست حول این مساله اتحاد لازم را به وجود آورد.وقت آن رسیده است که اصلاح طلبان دموکرات نیز راه خود را از اصلاح طلبان حکومتی جدا کرده و به جبهه ی دموکراسی خواهی بپیوندند.در یک مردم سالاری دینی ،حقوق مردم به نفع حکومت گران سلب خواهد شد.اعم از اینکه اصلاح طلبان حاکم باشند یا اقتدارگرایان.

زندانی حشمت اله طبرزدی

ایران/تهران/زندان اوین /بند 350

24 دیماه 1386 خوشیدی

شعله ای در قلب یخ زده تهران / محمد مسعود سلامتی



نزدیک است تا بهارمیتینگ های دانشجویی درخاطرخیابان های تهران قندیل بربندد. حتی قلمرو آخرین سنگرآزادی ازسیراب ساختن عطش آزادیخواهی بازمانده ، افزون بر یک ماه است که بیش از 30 دانشجوی آرزومند آزادی به جرم باور به مارکسیسم درچنبرسرد اوین گرفتارآمدند. شمار نامعلومی ازدیگر فعالان سیاسی دموکراسی طلب نیزبه جرم اندیشه لیبرال اعم ازدانشجو، کارگر، فرهنگی ، زنان و… درسلول های کهنه یا تازه ساز اما تنگ وبی روح نشسته برجای جای میهن ماه ها و سال هاست که اسیرخشک اندیشی حاکم برکشورند. ازفردای به مسلخ بردن جمعی مطبوعات مستقل دراردیبهشت 79 تا زدن برچسب روزنامه منتقد برتارک کیهان شریعتمدار دیگرمدتها ست که دکه های عرضه جراید مشتاقان چندانی به خود ندیده است. کافه کتاب ها را که نوآوری برای شکستن یخ بازارکتاب بود پلمپ کردند. دختران وزنان که تابستان را با کابوس چند تارمو به آخررساندند زمستان را با تاوان چکمه ها آغازکردند تا دامن حکومت ایدئولوژی آغشته به نا امنی نگردد.پرونده مرگ های پرسش برانگیزدرزندان نام دکترزهرابنی یعقوب رابه لیست سیاه خود افزود تا زهرا(زیبا ) کاظمی، اکبرمحمدی ، فیض مهدوی و… آخرین نام های این فهرست جانکاه نباشند.
برف سرمای زمستانی را درعمق شهرها وروستاهای سراسرایران رسوخ داده تا فضای طبیعت با اتمسفرسیاسی ایران هم رنگ شود. دیگر کسی نام «کارتن خواب » راهم به یاد ندارد و تنها هرگاه زیرنویس تلویزیون دولتی درخواستی از شهرداری تهران برای پناه دادن به بی خانمان ها را به نمایش می آورد آنگاه مردم درمی یابند که درواقع بی پناه دیگری درخیابان های تهران از سرما جان داده است. شاید اگر انتخابات درفصلی جززمستان بود این زیرنویس ها هم ظاهر نمی شدند.
گروههای اصلاح طلب همچنان درحد تکراردرخواست دوره های گذشته خود ازمردم برای داوطلب شدن به حوزه ثبت نام درفرمانداری ها مانده اند. بدون تردید فرمان بعدی آن است که مردم درپای صندوق های رای هجوم برند. هنوزمعلوم نیست چطور شعارفشارازپایین چانه زنی ازبالا درعمل تبدیل به فشاربرپایین پرسه زنی دربالا تبدیل شد.افسوس که برخی اصلاح طلبان ازاین خیال خوش فراترنرفته اند که پس از دعوت بی حساب ازمردم اکنون می توانند ناظران بین المللی را نیزبرای انتخابات دعوت کنند.
اما درکشاکش این جدال های کسالت آورسهامداران قدرت درجمهوری اسلامی خبری فراسوی حکومتگران جان تازه ای برپیکرآزادیخواهان دمید. حضوردهها تن ازنمایندگان گروه ها ی سیاسی خارج ازحاکمیت وفعالان حقوق بشر درمنزل حشمت اله طبرزدی ، موضوعی که بوی تازگی ورخ داد تحولی نو درعرصه کنشگران سیاسی درون مرزمی دهد. شاید اولین پرسش آن باشد که چه شد و نقطه شروع این حرکت ازکجا آغازشد؟ آن شب گرم تابستانی که اکبرمحمدی درزندان اوین جان داد وسازمان دانش آموختگان ادوارتحکیم وحدت مجلس یادبودی درمحل دفترخود برگزار کرد ونیروهای گوناگون خارج ازحکومت درآنجا گردآمدند؟ یا آن روزهای آغازین ماه مهر سال 77 که نیروهای دگراندیش دردفتراتحادیه اسلامی دانشجویان ودانش آموختگان به بحث پیرامون نهضت اصلاحی پرداختند. همان گردهمایی که ازیک سو برخی اصلاح طلبان مستقردروزارت کشورحضورداریوش فروهردرآن جمع را برنتابیدند و ازسوی دیگر اقتدارگرایان دفتراتحادیه را پس از7 سال استقراردرآن محل شبانه به کمک نیروی انتظامی و… تخلیه اجباری نمودند… اما درواقع هیچ اهمیتی ندارد که نقطه آغاز این پیوند چه وقت و چگونه بود. نکته مهم آن است که نیروهای دمکراسی خواه و آزادی طلب اکنون به جایی رسیده اند که ضرورت این همبستگی ملی را ازمقام شعار به عمل آورده اند. این نشانی ازپایان عصرسرگرم شدن به اصلاحات درون حکومتی است. این آیتی اززایش عصر تحولگرایان است.اشتباه اصلاحات نه درحرکت مسالمت آمیز و آرام بلکه درزاویه این حرکت بود. تفاوت تحول گرایان با اصلاح طلبان اختلاف در سمت وسوی حرکت است . اصلاحات میل به تغییر روبنایی و تحول گرایان تصمیم به تغییربنیادی دارند.پرواضح است که این همه راه نیست اما تردیدی نیست که این یک گام مهم وتاریخ سازدرفرآیند جنبش آزادیخواهی مردم ایران است. این همان شعله ای است که دانشجویان ودیگرآزادیخواهان دربند و توده های خسته ازستم می توانند به دیده امید به آن بنگرند. این شعله ای است که اکنون درقلب یخ زده تهران سر برکشیده و می تواند گرمی بخش آینده ایران باشد .
محمد مسعود سلامتی
22 دیماه 1386
http://rozane1.blogspot.com

حلق آویز یک زندانی روی برانکار مخصوص حمل مجروحان




رژیم جمهوری اسلامی یک زندانی مجروح را در حالیکه پاهایش قطع شده و خون از بدنش جاری بود، روی برانكار مخصوص حمل مجروحان حلق آويز کرد.

روزنامه آسو در شماره روز 18 دیماه تصويری تکاندهنده از صحنه حلق آويز حسن حكمت دمير، يک تبعه ترک و عضو گروه کردهای شورشی موسوم به پژاک را منتشر كرده است.
در اين صحنه تكاندهنده، دژخيمان رژیم این فرد مجروح را كه به اسارت سپاه پاسداران در آمده و روی برانكار مخصوص حمل مجروحان قرار دارد، حلق آويز می كنند.
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در بیانیه ای نوشت يك عضو حزب حیات آزاد کردستان(پژاک) به نام "حسن حکمت دمیر" در روزهای گذشته و در زندان شهر خوی اعدام شده است. اعدام این تبعه ی ترکیه در حالی اتفاق افتاده که وی قبل از بازداشت، مدتی را در برف و سرمای شدید بسر برده و هر دو پایش را در اثرسرمازدگی از دست داده بود و در طی دوران بازداشت هم در حالیکه به درمان و استراحت نیاز داشته، تحت بازجویی و آزارهای روحی و جسمی قرار داشته است.
اتهام وی "اقدام علیه امنیت ملی" ذکر شده و با این حال، در شرایطی که وی از داشتن وکیل مدافع محروم بوده ونیز به خانواده اش دسترسی نداشته است، درروزهای گذشته در زندان خوی به دارآویخته شد. پیشتر سازمان عفو بین الملل خواستار مداوا و لغو حکم اعدام وی شده بود.
لینک دیدن تصویر(بسیار دلخراش است!)
http://tinypic.com/view.php?pic=85au2on&s=1

تظاهرات اسلو / نروژ از کیانوش سنجری






تصاویر فوق در ارتباط با تظاهراتی است که کیانوش سنجری در اسلو / نروژ جهت حمایت از زندانیان سیاسی و دانشجویان و شکنجه آنان ، انجام داده است.

انتخابات مجلس هشتم ، حضور یا تحریم/ الف - بیقرار


*********
اكبر هاشمي رفسنجاني: ما بدنيال حفظ نظام وانقلاب هستيم.
سيد محمد خاتمي: امت اسلامي بايد بماند و بداند كه ازكدام قدرت ونظام حكومتي پاسداري ميكند.
بهزاد نبوي: ميخواستند نگذارند مجلس ششم شكا بگيرد، وخاتمي بنيانگذار اصلاحات بود.
سيد مصطفي تاج زاده: اصلاح طلب ممكن است نااميد بشود، اما دگرگوني بنيادي نظام را مي پذيرد.
حسن يوسفي اشكوري: ازاطاق فكر صحنه گردانان وصندوق شوراي نگهبان دمكراسي بيرو نمي آيد.
سعيد حجاريان: اصلاح طلبان پيش ازاينكه درانديشه مردم ومردم محوري باشند، درچانه زنيها بفكر منافع خودشان بودند.
محسن آرمين: درمصاحبه با روزنامه اعتماد شماره 1561نوزدهم آذر86 مصالحه بين اصلاح طلبان واصولگرايان راپيشنهاد ميكند.
********
بعد از مدتها انتظار ودرعين حال حدس وگمانه هاي گوناگون وهمينطور طرح سئوالات متعدد پيرامون چند وچون انتخابات مجلس هشتم، بالاخره موعد مقرر براي نام نويسي كانديداها فرا رسيد. برابر اعلام وزارت كشور كليه كساني كه خود را واجد شرايط ميدانند، كه بايد گفت اهم آن سرسپردگي مطلق وفرمانبري محض از ولايت مطلقه فقيه ميباشد كه بايد گفت صد رحمت به گذرازهفت خان رستم، ميتوانند با دردست داشتن مدارك تحصيلي وتخصصي وازهمه مهمتر به شرط اعتقاد والتزام عملي ((به اصل مترقي ولايت مطلقه فقيه )) ضمن مراجعه به مراكز مربوط نسبت به نام نويسي وكانديداتوري خود براي نمايندگي مجلس فقاهتي جمهوري اسلامي اقدام نمايند.
از روز شنبه 15 ديماه 86 كه مصادف بود با اولين روز نام نويسي، خوشبختانه و شوربختانه كه هريك دلائلي دارد، شاهد صدور بيانيه ها واظهار نظرات، وتعبير وتفسير وتحليل هاي متفاوتي از سوي افراد وشخصيتها، وهمينطورگروهها وتشكلهاي سياسي شناسنامه دارد وبي شناسنامه بوديم كه هريك درجاي خود جاي بحث فراوان دارد بوديم وهستيم وخواهيم بود.
عمده تشكل هائي كه بلافاصله مبادرت به صدوربيانيه واعلام نظرات پيرامون اين رخداد نمودند،عبارتند از : سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، حزب مشاركت ايران اسلامي ، حزب اعتماد ملي. درعين حاليكه انتظارميرود كه درروزهاي آينده نيزشاهد وناظراعلام مواضع ونظرات، وصدوربيانيه هائ احتمالا"تهديدآميزازنوع ((آبكي)) آن، ودرحمايت ازمشاركت مردم بمنظورحضوردشمن شكنانه وپرصلابت ازسوي ديگراحزاب عمدتا"دولتي و وابسته به حاكميت كه بعضي شان درانتظارهستند تا متن بيانيه خود را بنا بمصلحت ومقتضيات، واشاره صحنه گردانان باچه جملات و كلمات وشعارهائي مزين نمايند كه مسيرعبوراز سوراخهاي ريزغربال شوراي نگهبان را براي خود فراهم نمايند، باشيم.
درميان تشكل ها وسازمانهاي سياسي باصطلاح شناسنامه دارو حلال زاده، (( يا همان خودي ها)) كه تكليفشان با مردم روشن است، بوده وهستند افراد وشخصيتهائي كه با نوشتن مقالات وتحليلها ومصاحبه هائ آنچناني ضمن بكار بردن الفاظ وكلمات پر طمطراق اپوزيسيوني هم نعل وارونه زدند وهم با پيشنهادات دو پهلو وبي معناي خود، بگونه اي موزيانه درصدد برآمده اند تا باتوصيفاتي تكراري وخسته كننده ودروغين موجبات هرچه بيشتر تحريك مردم بستوه آمده، در چنين شرايطي كه مردم ايران با اينهمه نعمات خدادادي (( منابع نفت وگاز)) دارند درسرما ميلرزند ودرجاده ها جان به جان آفرين تسليم مينمايند، سوخت كافي و وافي را براي گرم كردن تنور انتخابات كه همانا حضورمردم درپاي صندوقهاي راي باشد را فراهم آورند.
شايد گروهي ازهموطنان درمطبوعات وسايتهاي خبري بعضي ازاين گفتگو ها واظهارنظرات و... را ملاحظه نموده باشند، اما اين احتمال هم وجود دارد كه ممكن است بعلت حجم بالاي اخبار وتنوع آنها بسياري ازهموطنان فرصت پرداختن ومطالعه اخباري ازاين دست را كه درپيوند مستقيم با سرنوشت كشورمان قراردارد را بهر دليلي از دست داده باشند كه سعي شده تا دراين نوشتاربا پرداختن فشرده به بخشهاي مهمي از بعضي بيانيه ها واظهارنظرات افراد شاخص كه هريك بنوعي ودر مقاطعي از تاريخ حيات جمهوري اسلامي درعرصه هاي مختلف مديريتي ووزارتي و وكالتي نقشهائي كليدي داشته وبعضا در رقم زدن برخي رويداده نقشي اساي داشته اند فرايند انتخابات پيش رواز زاويه ها ودريچه هائي تيزبينانه ترمورد ارزيابي قراربگيرد تا ببينيم نقش ايرانيان درنمايش پيش رو چه بايد باشد يك. وآيا با چنين برآيندي ميتوان انتظار داشت كه در گستره جمهوري اسلامي چيزي بنام انتخابات آزاد شكل بگيرد؟ بهمين دليل نگارنده اين سطوربا صرف وقت بسياروبا مطالعه بسياري از تحليل وتفسر وبيانيه ها تلاش نموده تادرحد بضاعت فشرده آنهارا درمعرض ديد وقضاوت علاقمندان به سرنوشت ميهن قراردهد وقضاوت نهائي نيزبا ما ايرانيان خواهد بود.
همانطوريكه درسطورپيشين اشارت رفت، بحث پيرامون انتخابات 24 اسفند وحواشي آن بسيارپردامنه ومتنوع بوده وافراد وسازمانهاي بسياري در پيوند با اين موضوع به اظهارنظرپرداخته وبعضا"هم بعنوان فرد وهم بعنوان سخنگوي سازمان متبوع خود دربحثها وگفتگو شركت داشته اند كه پرداختن به تمامي آنها نع مقدوراست ونه درحوصله اين مقال خواهد بود. اما تلاش شده تا درسطوربعدي ودر ادامه كلام به اظهارنظرات افراد وتشكلهاي شاخص وتاثيرگذارپرداخته شود كه چنين نيزعمل شده است.
ازجمله اين افراد ميتوان از: علي اكبرهاشمي رفسنجاني – سيد محمد خاتمي – سعيد حجاريان – عيسي سحرخيز – بهزادنبوي – محسن آرمين – حسن يوسفي اشكوري و... ياد نمود كه اكثرا"داراي نظرات صائب بوده وسخنان آنها ميتواند الگوي مناسبي براي تشخيص بسياري از ناگفته ها وپنهان كاريهائي باشد كه ممكن است بسياري ازهموطنان در جريان جزئيات پشت پرده آن نباشند ولاجرم منجربه فريب آنها دربازي پيش رو گردد. چرا كه تجربه سه دهه گذشته بما مي آموزدكه بعضي افراد مورد اشاره بعنوان تعزيه گردانان اصلي دربعضي ماجراهاي سياسي چون بازي اصلاح طلبي و... درعرصه جمهوري اسلامي چه صحنه هاي حيرت انگيزي خلق كردند وچه نقشها كه ايفا ننمودند! گذشته ازبيانات وافاضات افراد كه درمجموع هريك داراي وابستگي هاي سياسي به جريانات سياسي درون حاكميتي هستند، متون بيانيه هاي گروهاي سياسي است كه آن نيز درچنين شرايط حساسي ميتواند راهگشاي تصميمات مردم وحتي نيروهاي سياسي جداي ازحكومت بمنظور اخذ تصميمات سنجيده وخردمندانه وكم هزينه تري براي شركت يا تحريم انتخابات باشد، گرچه كه ميدانم بيان مطالب مورد نظرهرچند بصورت فشرده ومختصرموجي لطاله كلام خواهد گرديد، اما نبايد ازياد برد كه بارديگر(( ابر و باد و مه وخورشيد و فلك سياسي)) درجمهوري اسلامي ودارودسته آن در اينسو وآنسوي دنيا بكارافتاده اند تا اگر بتوانند دام ديگري را براي ملت گرفتار وبستوه آمده ايران حيران مانده برسرچندراهي تصميم گيري بگسترانند.
اكبرهاشمي رفسنجاني
درخرم آباد ودرجمع دانشجويان دانشگاه آزاد يا دارالتجاره خود، گفته است: ما بدنبال حفظ انقلابيم، و آنها، يعني دارودسته احمدي نژاد درفكربوق وكرنا وافشاي مفاسد اقتصادي. اين شخص كه نماد تمام عياري ازفساد را بهمراه خانواده خودبردوش ميكشد، ميگويد: آرزو ميكنم فضاي جامعه آنچنان مطمئن باشد كه همه بتوانيم تا جائيكه قانون اجازه ميدهد، درانتخابات شركت كنيم، وتصريح ميكند كه راه تقويت نظام درمقابل دشمنان خارجي برگزاري يك انتخابات پرشور – سالم – آزاد است تا يك مجلس نيرومند ومستقل وآزاد وعاقل ورشيد براي جامعه داشته باشيم. اين سمبل فساد وتباهي درفرازديگري ازسخنان خود خطاب به دانشجويان ميفرمايد: درشرايط فعلي بسياري ازكسانيكه تا كنون نسبت به تعيين سرنوشت خود بي تفاوت بوده اند، حالا به اين نتيجه رسيده اند كه بايد درانتخابات شركت نمايند. آنچه دراين سخنان اين جرثومه فساد بچشم نميخورد اينكه: به چگونگي داشتن يك مجلس مقتدر با آن مختصاتي كه برميشمرد اشاره اي نميكند وبه سد هاي موجود برسرراه برگزاري يك انتخابات آزاد نميپردازد. چراكه ميداند چنين امري در جمهوري اسلامي نه محال، كه غيرممكن خواهد بود. حتي توضيح نميدهد كه چرادرشرايطي كه خوداوبمدت هشت سال وسپس مليجكش سيد محمد خاتمي وگله اصلاح طلبان براريكه قدرت سوار بودند، درصدد برنيامدند تا زمينه سازي لازم قانوني كه متناسب با خواست ومطالبات مردم ايران وبرابر با استانداردهاي شناخته شده جهاني باشد را براي برگزاري انتخابات آزاد فراهم نمايند؟؟؟ آيا پاسخ جزاينست كه خوداين عنصرفساد آفرين ضمن اينكه عنصري جدانشدني ازمجموعه عناصراين مجموعه است همواره مدافع استمرارديكتاتوري آخوندي وحفظ وماندگاري نظام بوده وهست؟؟؟
سيد محمد خاتمي
درسفرهاي استاني كه هيچ هدفي بجزفريبكاري درپي ندارد، منجمله در تبريز وكرمان ميگويد: اميدوارم زمينه برگزاري انتخابات درست دركشورفراهم گردد تا بتوانيم شاهد حضورپرشورمردم وحضورمجلسي نيرومند ومدافع ارزشهاي اصيل انقلاب اسلامي باشيم. سيد خندان اصلاحات كه خودازهمان آغازفتنه 57و استقرا اين سيه روزي ملي وتاريخي دركنار تمامي زعماي اين قبيله آدمخوارداراي مسئوليت هاي گوناگون بوده ودرنقش آفريني دست هراسكار بگيري رامي بندد، درگريزي كه لزوما"مختص ملايان ميباشد، بنقل ازحضرت علي ميگويد: مردم بايد درمقابل قدرت بدون لكنت زبان سخن بگويند. اما نميگويد چرا خودحضرتش درطي دوران زمامداري همواره دچار لكنت زبان ميشد وحتي جاي واژگان را عوض ميكرد. مدمسالاري ، به مردمسالاري ديني تغيير يافت. جامعه مدني، جاي خودرابه مدينه النبي داد و... وچرا وقتي دريافت كه يك تداركاتچي بيش نيست از مردم دعوت ننمود تا با حضوردرصحنه از راي و مطالبات خود بدفاع بپردازند؟ وچرا با جنبش سلحشورانه دانشجوئي چنان برخوردي را بعمل آمرد؟ و؟؟؟؟
اين مشاطه گر سياسي با تمسك به فرمابشات علي (ع) ميگويد قدرت فساد مياورد، و فسادي كه قدرتمندان ايجادكنند با هيچ فسادي درتاريخ قابل مقايسه نيست. اگرچنين است پس همه چيزفاسد است. ديديم كه مجلس اصلاحات هم بنوعي فاسد از كاردرآمد. فسادش هم ارجح برتمامي فسادهاست. چون به راي مردم وامانت مردم خيانت كردند. خود او هم دچار چنيني خيانتي گرديد، چون در جائي گفته است: من از جمهوري اسلامي آمده بودم، نيامده بودم كه جمهوري اسلامي را با بحران مواجه سازم.محتواي چنين كلامي چه ترجماني يجز ماندگاري نظام اسلامي بهمين شكل وسمايل را تداعي مينمايد؟؟ او درجاي ديگري ازسخنراني خوددركرمان ميگويد: ((امت اسلامي بايد بماند وبداند كه ازكدام قدرت ونظام حكومتي ميخواهد پاسداري كند وچهره واقعي آن نظام چيست؟؟ چهره واقعي نظام اسلامي اينست كه دست وپاي جوانان اين مملكت را با اره برقي ببرند، مشتي را با عناوين واهي در كوي وبرزن به داربكشند، نظام اسلامي حكم نمايد كه جوانان اين سرزمين را با اتهاماتي كه برهيچكس روشن نيست ازارتفاعات بزير پرتاب كنند تا له ولورده شوند، چهره نظام اسلامي اينست كه دكترزهرا كاظمي را بهآن طرزفجيع وغيرانساني هم مورد تجاوزقراردهند وبعدهم استخوان جمجمه اورا بشكنند واورا بكشند وكسي هم حق اعتراض نداشته باشد. چهره نظام اسلامي اينست كه دختري جوان وتحصيلكرده بنام زهرا بني يعقوب را به مسلخ منكرات ببرند و آن كنند كه ديديم. چهره نظام اسلامي اينست كه سربازان امام زمان به خانه داريوش وپروانه فروهربروند وآن كنند وحضرت محمد خاتمي خفقان بگيرد وماله كشي كند. چهره نظام اسلامس آنست كه نويسندگان را بربايند وبكشند ودربيابانها چون لاشه حيوانات رها كنند ويا مثل سعيدي سيرجاني با استعمال شياف پتاسيم درخانه امن اورا بكشند وبگويند سكته نموده وووووو!! كدام چهره؟؟؟
شياد بزرگ درفرازديگري ازبزك كردن هاي خود ادامه ميدهد: اگرمجلس قوي – كاردان – شجاع – كنترل كننده – ودرك كننده داشته باشيم، مطمئن هستم كه ليران مسيرخودبسوي سربلندي را طي ميكند، با چننين بها نه اي دغدغه وشاكله خودويارانش را بميان ميكشد وميگويد: بايد مردم درانتخابات پيش رو حضوري گسترده وچشمگير داشته باشند. گويا ايشان ازكره مريخ آمده و انگارنه انگار كه هم خودش و هم اربابش هاشمي رفسنجاني هريك بمدت هشت سال رئيس جمهوراين نظام بوده ودريك دوره چهارساله اضافه بر كرسي قوه مجريه، قوه مقننه را نيزدراختيار داشته است. بايد ازاين مرد پرسيد، جنابعالي بهمراه ياران مجلس نشين و اصلاح طلبتان با تمامي امكاناتي منجمله حمايت بيست وچند ميليوني مردم ايران چكارتوانستيد انجام دهيد كه حالا دوباره داريد راهكار وسازوكار ارائه ميكنيد؟؟ شما و مجلس تان حتي قادرنبودي يك لايح تبيين اختيارات رئيس جمهوررا به تصويب برسانيد، حالا امده ايد وصحبت از (( ماندگاري امت اسلامي ميكنيد)) ملت ايران، ملت ايران است ونه امت اسلامي.
بهزاد نبوي
در گفتگو با سايت جديد بهارستان هشتم كه ازسوي ستادائتلاف اصلاح طلبان راه اندازي شده، ميگويد: اصلا"ميخواستند نگذارند مجلس ششم شكل بگيرد. او درميانه سخنان پرازضدونقيصش كه درسايت امروزانعكاس يافته، ادامه ميدهد: حركت اصلاحي حركتي بود كه آقاي خاتمي بنيانگذارآن بود. درمورداينكه مردم چه نقشي داشتند، دچاربيماري لاله موني شده وبا لكنت زبان مواجه ميشود. او ميگويد خاتمي بارها ازآزادي مردم و مردم سالاري، و پاسخگو كردن همه قدرت درچهارچوب قانون اساسي و حاكميت قانون برگستره جمهوري اسلامي سخن گفته بود وراه بجائي نبرد و... گويا آقاي بهزاد نبوي مواد قانون اساسي جمهوري اسبلامي را نخانده يا خودش را به ... ميزند. چگونه ميتوان متصور وقابل پذيرش است كه خاتمي يا پدرخاتمي يا بقول اكبراعلمي حتي امام حسين (ع) باوجود قانون اساسي كنوني و با وجود اصلي چون اصل يكصدو ده آن كه حتي ميتواند با يك اشاره رئيس جمهوررا به آنجا پرتاب كند كه عرب ني انداخت، خاتمي بتواند همه اركان قدرت را وادار به به پاسخگوئي بنمايد؟! دراين قانون اساسي حتي مجلس خبرگان هم نميتواند به رهبر حكومت بگويد بالاي چشمت ابروست تا چه رسد به آدمي كه خودش فرياد زد من يك تداركاتچي بيش نيستم.
سيد مصطفي تاج زاده
ازاعضاي كادرمركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و يارهم حزبي بهزاد نبوي كه درعين حال ازاعضاي شوراي مركزي جبهه مشاركت نيز ميباشد،طي دو گفتگو با بنياد باران و نشست حوزه شمال حزب مشاركت ميگويد:درگفتمان اصلاحي ممكن است يك نظام را قبول نداشته باشي، اما به قوانين آن التزام عملي داريد. يعني اينكه درچهارچوب قوانين بايد بدنبال مطالبات خودباشيد، چون فايده آنرا بيشتر ميدانيم. ادامه ميدهد: اصلاح طلب ممكن است نااميد شود، اما الزاما"انقلابي (( يا به تعبير نگارنده)) دگرگوني بنيادي وزيروروشدن نظام را نميپذيرد. اصلاح طلب بهترميداند كه درچنين شرايطي سكوت كند. ميگويد: اينكه چرااصلاح طلبيم، به اين دليل است كه اعتقادداريم انقلاب مثل جراحي است وميتواند آخرين انتخاب باشد. لاكن بايد بدانيم هرروشي بجز روش اصلاح طلبي هزينه اش بيش ازفوايد آنست. بايد مشخص شود كه فرهنگ سياسي جامعه تاچه حد مشاركت جوست؟ تا چه ميزان اهل كارجمعي است؟ و تا چه ميزان به حكومت اعتماد دارد؟؟ وادامه ميدهد: دوسال اخير فرصت خوبي را براي مقايسه عملكرد اصلاح طلبان وجريان حاكم فراهم كرده است. اكنون جامعه مقايسه ميكند، درحاليكه دولت هيچ بهانه اي براي گراني وتورم افسارگسيخته، جزبي برنامگي وبي كفايتي مديران ندارد و ازقيمت بالاي نفت همه ارگانهاي حكومت بهره مند شده اند، اما مشكلات مردم روز بروز بيشترشده، نتيجه مقايسه مردم خواهد بود. {{ ميخواهد چنين نتيجه گيري والقا نمايد كه اگربارديگر اصلاح طلبان بقدرت دست يابند وكرسيهاي مجلس را درتيول خود درآئرند مردم خواهند توانست تا بارديگر دوران خاتمي و اصلاح طلبان خاصه در زمينه هاي سياسي را تجرببه كنند. بايد به ايشان گفت:
بزك نمير بهار مياد كمبيزه با خيار مياد.
تاج زاده درادامه سخنراني خود دربنياد باران دريك مقايسه زيركانه وهول انگيز كه بجزرعب آفريني هيچ توجيهي بغيرازترغيب مردم به رفتن به پاي صندوق راي ندارد، ميگويد: امروزاتفاق ديگريدرمنطقه خاورميانه درحال روي دادن است كه ميتوان آنرا هم يك تهديد بزرگ دانست وبه تعبير اوهم يك فرصت تاريحي براي ملتهاي منطقه، وآن (( لبنا نيزه)) شدن كشورهاي منطقه يكي پس از ديگريست. تاج زاده با پيش كشيدن وطرح اين موضوع ميخواهد اين نتيجه را بدست بدهد كه مردم ايران دو گزينه(( جنگ داخلي)) ودمكراسي، لابد آنهم دمكراسي ديني مورد نظر اصلاح طلبان و مراد ومرشدشان خاتمي درپيش نخوتهند داشت. اودراين مقايسه ومغلطه گري سياسي كه شگرد آنهاست، درنتيجه گيري خود بدون اينكه بموضوع حقوق قوميتها و استبداد خشن سه دهه گذشته رژيم وخواست اصولي مردم يعني جدائي دين از حكومت (( سكولاريسم)) اشاره اي داشته باشد، اعلام ميدارد، گروههاي مختلف مذهبي – سياسي درگستره جمهوري اسلامي، يك همزيستي آرام و مسالمت آميزو بدون جنگ داخلي را يگانه راهكار دانسته، و بهمين دليل آنچه كه ميتوان ازگفته هاي تاج زاده استنباط نمود، اينست كه مردم ايران هيچ گزينه اي بجز حضوردرپاي صندوقهاي راي نخواهند داشت وبطورقطع مراد او وهمراهانش ازطرح چنين مسائلي وچنين قياسهائي ميتوانداين باشد كه كليد برطرف نمودن كليه خطرات مطرح شده شركت درانتخابات پيش رو وحمايت از اصلاح طلبان خواهد بود.
نكته ديگري كه تاج زاده درنشست حوزه شمال حزب مشاركت اعلام نموده اينست كه: بعضي مدعي هستند كه عامل عقب ماندگي كشورهاي اسلامي دين بوده است، او ضمن رد اين ادعا وچنين ديدگاهي، معتقد است كه هيچ ديني به اندازه اسلام به مناسبات اجتماعي و دنيوي وپيشرفت و عزت انسانها توجه نداشته ودراثبات ادعا ونظرخود، ميگويد: بعضي مستشرقان، قرآن كريم رادنيوي ترين كتاب آسماني دنسته اند واستدلال شان هم اين بوده كه قرآن بيش ازهركتاب آسماني برمسائل اجتماعي – اقتصادي – وسياسي توجه خاص داشته وبهمين دليل معتقد است كه توسعه نيافتگي كشورهاي اسلامي علل ديگري دارد، اما به هيچكدام ازدلائل اين عقب ماندگي ها اشاره نميكند و ميگويد اگر مسئله اي هست ازمسلماني ماست و... لازمست به آقاي تاج زاده وهمفكران ايشان هشدار داد كه چشمان نشان را به حقايق بگشايند ودريابند كه اين ملت و اين مملكت تا قبل ازبروزفتنه اي كه شما وياران مجاهدين اسلامي شما و... درشكل گيري واستقرارو لستمرارش نقش همه جوره داشتيد وهنوز هم با لطايف الحيل ميخواهيد آنرا حفظ كنيد، نه با د ين مشكلي داشت ونه با قرآن. بيادشان بياورم كه حضرت حافظ نيزچون امروز ماايرانيانم قرن بيست ويكمي، قرنها بيش، در نيمه هاي قرن هشتم روزگاري چون روزگار امروزي ماايرانيان را داشته و بهمين دليل است كه مي فرمايد:
دلم ازصومعه وصحبت شيخ است ملول يارترسا بچه كو؟ خانه خمار كجاست
مرغ زيرك بدر خانه اكنون نپرد كه نهاده است بهرمجلس وعظي دامي
وديگراينكه:
واعظان كين جلوه درمحراب ومنبر ميكنند چون بخلوت ميروند آن كار ديگرميكنند
مشكلي دارم ز دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمايان چرا خود توبه كمترميكنند
حسن يوسفي اشكوري
همان روحاني ناراضي ومعترض كه بدليل ابراز مخالفت با بعضي عملكردهاي رژيم اسلامي وبخاطرشركت دركنفرانس ها نريش بل دربرلن محاكمه وزنداني، ودرنهايت با حكم دادگاه ويژه روحانيت محكوم به خلع لباس گرديد، اودربخشي از مصاحبه خود با روز آن لاين ميگويد: در روز ششم تيرماه 84 درست يك روز پس از پيرزوي احمدي نژاد درهمين ((روز )) نوشتم كه تا اطلاع ثانوي از صندوق شوراي نگهبان دمكراسي بيرون نمي آيد واكنون نيز برهمين باورم كه حاكميت جناح راست واعضاي اطاق فكرآنها عزم خود را جزم كرده اند تا هيچ نيروي اصلاح طلب جدي واثرگذاري وارد كادر حكومت يا نهادهاي مهم وكليدي وحتي غيركليدي نشوند. و....
درجاي ديگري درپاسخ به سئوالي مربوط به روند رد صلاحيتها با توجه به موضع گيريهاي شوراي نگهبان ميگويد: ترديد ندارم كه شوراي نگهبان به نمايندگي ازسوي تصميم گيران اصلي وپشت صحنه حاكميت كه بطورقطع مراد اوازبكار بردن چنين عنواني، شخص رهبري ميباشد وميتوان حدس زد كه چرا ازنام بردن پرهيزمينمايد، برهمان منوال گذشته ومشابه مجلس هفتم عمل خواهند نمود تا ازورود عناصر دمكرات وجدي واثرگذاركه عنوان اصلاح طلب را نيزچاشني آن ميكند به مجلس وحتي عرصه رقابت انتخاباتي جلوگيري خواهند نمود وهرگز اجازه نخواهند داد كه اكثريت مجلس وحتي اقليت موثري ازاصلاح طلبان موثردرآن وجود داشته باشد. ادامه ميدهد كه اگر شوراي نگهبان انعطاف نشان بدهد، احتمال دارد برخي چهره هاي معتدل وكم خاصيت و مورد اعتماد ازاصلاح طلبان شناخته شده و وابسته به حزب اعتماد ملي يا مشاركت ويا منفرد به مجلس راه يابند تا ازاين طريق اقليت كنوني اندكي افزايش نشان بدهد. درادامه ودرپاسخ سئوال بعدي ميگويد : پيش بيني ميشود كه درانتخابات مجلس هشتم ، شمار زيادي ازكانديداهاي اعتماد ملي تائيد صلاحيت شوند وبه مجلس هم راه يابند، ولي احزابي چون مشاركت وسازمان مجاهدين انقلاب اسلامي درحاشيه خواهند ماند وهيچيك ازاعضاء راديكال وشناخته شده آنها تائيد صلاحيت نخواهند شد. دراين ميان ميتوان نتيجه گرفت كه سرنوشت وسرانجام احزاب وعناصر مستقل ديگر چگونه است و ...
سعيد حجاريان
بعنوان شاخص ترين نظريه پرداز يا شايد بهتر بتوان گفت از معماران اصلي بازي اصلاحات كه هشت سال چون اختاپوس بر پيكر جامعه سياسي سايه انداخت ونتيجه نهائي، يا ميوه چنان درختي را ميتوان دولت احمدي نژاد برشمرد، ضمن مصاحبه با اعتماد از نظريه خود يعني ((فشارازپايين وچانه زني دربالا )) به دفاع پرداخته وضمن اينكه بصورت مستقيم وغيرمستقيم بسياري ازياران ديروزين خود منجمله سيد محمد خاتمي را تلويحا"‌ به بي عرضگي متهم مينمايد، اشاره ميكند كه بازيگران اصلاحات پيش ازاينكه درانديشه مردم محوري باشند، درچانه زنيهاي خود بيشتر بفكرمنافع خودشان بودند.
مصاحبه كننده درميانه گفتگو بعنوان سئوال خطاب به سعيد حجاريان ميگويد: محمد رضا خاتمي وقتي دبيركل مشاركت بود دربرابراين پرسش كه چراازظرفيت مردم استفاده نميكنيد؛‌ پاسخ ميدهد: ما نه مردم را به خيابان آورديم، نه به خيابان مي آوريم ونه خواهيم آورد. وازحجاريان ميپرسد: با اين چنين اعتقادي تزشما يعني (( فشارازپائين وچانه زني دربالا )) چه زماني ميتواند تحقق پيدا كند ؟‌حجاريان پاسخ ميدهد: ما درحدهمين قانون اساسي ميتوانيم وميتوانستيم فشار بياوريم. اوضمن مقايسه اعتصابات اخير فرانسه با فشاراصلاح طلبان مي افزايد: اعتصابات در قانون اساسي ما قانوني است، اما چون جامعه مدني ما جامعه مدني ضعيفي است، نميتواند فشار بيشتري توليد كند ومشكل را درجاي ديگري ارزيابي ميكند، اما ازبيان آن بهردليلي پرهيز مينمايد.
خبرنگار ميپرسد در كجا؟
حجاريان ميگويد: نهادهاي مدني ما را بكلي متلاشي كردند، بخصوص دراين دوساله. ميگويد نه سنديكائي باقي مانده، نه اتحاديه اي و نه مطبوعات مستقلي . بابياني كه ميتوان نا اميدي راازآن استباط واستنتاج نمود، ميگويد: هرچه روزنامه داشته ايم بسته اند، اما نميگويد هرچه روزنامه نگار مستقل وآزاد داشته ايم گرفته اند و زنداني كرده اند. پرسشگر درسئوالي بسيار اساسي ازحجاريان ميپرسد: تحليل پيرامون انتخابات مجلس هشتم فراوان است و گروهي معتقدند بدليل عملكرد جناح حاكم در دوسال گذشته، اقبال اصلاح طلبان روبه افزايش است. عده اي ديگر براين باورند كه تركيب سياسي اصلي مجلس تغييرنميكند، اما اقليت مجلس بعدي پرقدرت ترخواهد شد، وازحجاريان ميخواهد تا تحليل خود پيرامون اين سئوال راارائه نمايد.
حجاريان ميگويد: اصطلاحي رايج شد كه ما درايران آزادي بيان داريم، اما آزادي بعدازبيان نداريم ونتيجه گيري ميكند كه همين قضيه درباره مجلس آينده هم صادق است. اوميگويد: نمايندگان به مجلس ميروند اما مثل مجلس ششم كه دولت هم دراختيارشان بود، كاري از دستشان برنمي آيد.
مصاحبه گر خطاب به سعيد حجاريان ميگويد: شما بقعدازانتخابات مجلس هفتم، يك جمله به آقاي خاتمي گفتيد. گفتيد كه آقاي خاتمي با برگزاري انتخابات مجلس هفتم آخرين ميخ را برتابوت اصلاحات كوبيد. اين روزها ايشان محورستاد ائتلاف اصلاح طلبان شده است. ايا فكرميكنيد خاتمي بتواند آخرين ميخ را ازتابوت اصلاحات بيرون بياورد؟؟
حجاريان درمورد اين سئوال بسيار كليدي ومهم، پاسخ كوتاهي ارائه ميدهد كه گويا يايد مصداق توخود حديث مفصل بخوان ازاين مجمل باشد. ميگويد: بهرحال ايشان دارند تلاش خودشان را ميكنند. خبرنگار سماجت ميكند و تاكيد ميكند كه بطورمشخص نظرشما چيست؟؟ حجاريان كه ميداند پاسخش آن پاسخي نيست كه درخور چنين پرسي باشد وبنظرميرسد كه با معذوريت ها ومحدوديتهاي فراواني روبروست، ميگويد بهر حال جبران مافات را بايد بفال نيك گرفت. پرسشگر ميپرسد: اگر مجلس با اكثريت اصلاح طلبان شكل بگيرد، آيا شما پيشنهاد خواهيد داد كه مجلس موضوع عدم كفايت سياسي رياست جمهوري را بررسي كند؟؟ پاسخ حجاريان اينست كه: اين عمل به دو سوم راي نمايندگان نيازدارد، و اضافه ميكند كه حتي اگر اكثريت مجلس با اصلاح طلبان باشد، آن دو سوم نمايندگاني كه نبايد ازتوپ و تشر بهراسند، وجود نخواهد داشت. وبا تمسك به ضربالمثل معروف كه شخصي با يك پياله ماست كناردريا نشسته بود وميخواست با يك پياله ماست يك دريا دوغ بسازد، ميگويد: اما اگه بشه، چي ميشه؟!
پرسشگرميگويد: مدتيست كه بحث درباره يك مصالحه ملي ازسوي برخي افراد وجريانات سياسي مطرح ميشود. درپيشنهاد ارائه شده، اصل براينست كه احزاب ازمعرفي برخي چهره هاي راديكال براي حضور درانتخابات صرفنظركنند. اگر زمينه براي چنين مصالحه اي فراهم شود، آيا حزب مشاركت آمادگي آنرا دارد تا دراين بحثها شركت كند؟ حجاريان دريك جمله دو كلمه اي پاسخ ميدهد: فكرنميكنم.
خبرنگارمي پرسد چرا؟ حجاريان ميگويد: اول بايد مشخص كنند كه افراد راديكال چه كساني هستند.
پرسشگر ميگويد: چهره هائي كه روي آنها بحث وجود دارد. حجاريان پاسخ ميدهد: اتفاقا"ماروي چهره هاي آنها بحث داريم.
سئوال كننده ميگويد: توافق ازسوي هردوجناح است. حجاريان درپاسخ ميگويد: سرليست هاي آنها همه راديكال هستند. الان درمجلس هم حضور دارند. نيمي از نمايندگان مجلس فعلي راديكال هستند. خود احمدي نژاد و تمامي اعضاي كابينه اش راديكال هستند. ودر نتيجه گيري با صراحت تاكيد ميكند كه با چنين وضعيتي مصالحه ملي حرف بي ربطي است.
ضمن پوزش از خوانندگان بخاطر طولاني شدن سخن، ذكراين مطلب ضروري است كه به اطلاع برسانم باتوجه به آنچه كه فوقا"، گرچه فشرده بدان اشارت رفت، تشخيص دادم كه بدليل شفاف شدن موضوعات خاصه اينكه موارد مورد اشاره اززبان سران ونظريه پردازان و بعضا"مديران وصحنه گردانان عرصه سياسي در گستره جمهوري اسلامي بيان گرديده، از انعكاس خلاصه شده متون بيانيه هاي تشكلهاي سياسي درون حاكميتي چون نهضت آزادي و حزب مشاركت و اعتماد ملي ومجاهدين انقلاب اسلامي وغيرو پرهيز شود، چرا كه معتقدم همين ميزان اظهارنظرات ارائه شده ميتواند بيانگرآن باشد كه موضوعيت انتخابات پيش رواز نام نويسي گرفته تا بررسي صلاحيتها، تا تركيب وشكل گيري مجلس هشتم چگونه خواهد بود، و ديگر اينكه طرح موضوعاتي از جنس انتخابات آزاد وتشكيل گروهها وكميته هاي انتخابات آزاد يا با هرعنوان ديگري تا چه حد كميك ومسخره مينمايد. آنچه درمقال پيش روآمد عمدتا" از زبان افراد وشخصيتهائي، منهاي يك مورد (( يوسفي اشكوري)) بيان گرديده كه ميتوان ادعا نمودهريك ازآنها بنوعي يا مديريت ، عضويت، نظريه پردازي، وحتي درزمره استراتژيست هاي يك يا چند تشكل سياسي درطي سه دهه گذشته رابعهده داشته، وبعضي شان چون هاشمي رفسنجاني و سيد محمد خاتمي ودر جهاتي سعيد حجاريان عمدتا"سمت پدرخواندگي ومرشديت بسياري از احزاب رنگارنگ دولتي با اسم والقاب گوناگون را برعهده داشته ودارند. بهمين دليل بارديگر تاكيد مينمايم كه همين چند اظهارنظروآنچه كه رهبرجمهوري اسلامي درسفريزد وسخنراني 19/10/86 درجمع بگفته خبرگزاري فارس مردم قم درتهران بيان كردند، تماما" حكايت ازآن مينمايد كه دربستر حكومتي چون نظام جمهوري اسلامي انتظاريا حتي تصور برگزاري يك انتخابات آزاد ولو بصورت حداقلي انتظاري عبث بوده، وبا صراحت بايد گفت: طراحان ومداحان ومنتظران تحقق چنين غير ممكني يا هنوز در توهم وخواب وخيال بسر ميبرند، ويا سر در آبشخوري دارند كه در طي سه دهه گذشته داشته اند.
بنظرنگارنده، وبنظربسياري ديگراز فعالين سياسي ومبارزين آزاديخواه وعدالت طلب خصوصا"در درون مرزها، و اكثريت ملت ايران كه اصولا"خواستاريك دگرگوني ريشه اي وبنيادين، وگذاراز جمهوري اسلامي به يك (( دمكراسي)) با شاخصه ها ومعيارها واستاندارهاي شناخته شده جهاني هستند، اعتقاد براينست كه با توجه به چند اصل سد كننده بسيار مهم چون ((ساختارحكومت - مواد قانون اساسي – خصوصا"اصل يكصدو دهم – و نهادهائي چون شوراي نگهبان ونظارت استصوابي ونبود نهادهاي نظارتي وغيرو)) هرگونه انتظاري در مورد برگزاري يك انتخابات آزاد، باهرتعريف وراهكاري بجز نظارتهاي جامعه جهاني آنهم با سازوكارهائي سنجيده وهمه جانبه والزام آور، بمثابه كوبيدن آب درهاون، يا همان مصداق تهيه يك دريا دوغ با يك پياله ماست خواهد بود كه سعيد حجاريان بعنوان يك نظريه پردازارشد در گستره همين رژيم با تمامي تجربيات مديريتي وراهبردي واستراتژيكي ازيكسو، وشناختي كه از زير وبم وساختارپيچيده رژيم از سوي ديگرداشته ودارد، خواهد بود.
ايران – تهران 20 / ديماه / 86
بر معظم انقلاب اسلامي در ديدار جمعي از مردم قم:
حمايت آمريكا از هركسي در ايران يك ننگ است
خبرگزاري فارس: رهبر معظم انقلاب اسلامي تصريح كردند: حمايت آمريكا از هركسي در ايران يك ننگ است؛ هم مردم و هم آن دسته‌اي كه رئيس جمهور آمريكا از آن اعلام حمايت كرده است بايد فكر كنند كه چرا آمريكا مي‌خواهد از آن دسته حمايت كند و آن دسته چه نقصي داشته كه آمريكا را به فكر حمايت از آن انداخته است.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر رهبري، حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي امروز چهارشنبه در ديدار جمع زيادي از مردم و روحانيان قم با تأكيد بر اينكه امام حسين (ع) پرچمدار و مظهر بصيرت و استقامت هستند، به استقامت ملت ايران در 28 سال گذشته و لزوم بصيرت در انتخابات آينده اشاره و تصريح كردند: انتخابات همواره نيازمند بصيرت است و ملت ايران بايد با بصيرت كامل وارد عرصه انتخابات مجلس هشتم شود و تصميم صحيح خود را بگيرد و اين بار نيز با لطف و عنايت خداوند متعال پيروزي نهايي متعلق به مردم و نظام جمهوري اسلامي ايران خواهد بود. رهبر انقلاب اسلامي در اين ديدار كه به مناسبت سالروز قيام تاريخي مردم قم در نوزدهم دي سال 1356 برگزار شد، اين حركت هوشمندانه مردم قم را يكي از حركت هاي بسيار تأثيرگذار در شكل گيري قيام انقلابي مردم بر ضد رژيم طاغوت توصيف كردند و افزودند: نوزدهم دي ماه از مقاطع مهم در تاريخ انقلاب و از مناسبت هايي است كه بايد هميشه زنده نگه داشته شود و در اين روز مردم قم هوشياري و همچنين وفاداري خود را به رهبر عظيم الشأن انقلاب حضرت امام خميني (ره) نشان دادند حضرت آيت الله خامنه اي خاطرنشان كردند: در طول سال هاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي برخي افراد بيعت خود را با امام (ره) و انقلاب شكستند كه به ضرر آنان تمام شد اما اكثريت ملت ايران با حفظ وفاداري، استقامت كردند كه خداوند متعال نيز پاداش اين استقامت را داد و پيروزي در دفاع مقدس و موفقيت هاي روزافزون در عرصه هاي رشد و پيشرفت ملي، از جمله اين پاداش الهي است ايشان همچنين با اشاره به هفدهم دي، سالروز واقعه فاجعه آميز كشف حجاب از جانب رضاخان افزودند: دشمنان ايران و اسلام براساس يك طراحي و با كمك روشنفكران مرتبط با دربار پهلوي قصد داشتند زن ايراني را از چارچوب عفاف و حجاب خارج، و نيروي عظيم ايماني را كه به بركت عفاف زنان همواره در جوامع مسلمان وجود داشته است،‌نابود كنند رهبر انقلاب اسلامي با تأكيد بر اينكه برداشتن حجاب، مقدمه اي براي زدودن عفت و حيا در جامعه و نابودي خانواده است، خاطرنشان كردند: ملت ايران به ويژه زنان مسلمان با ايمان قوي خود در مقابل اين فشار ايستادگي كردند و نگذاشتند اين توطئه به سرانجام برسد حضرت آيت الله خامنه اي قيام امام حسين (ع) و حادثه عاشورا را از جمله مقاطع بسيار مهم در تاريخ بشر و متحول كننده آن خواندند و افزودند: با وجود مخالفت‌هاي فراوان، اين واقعه در طول زمان زنده مانده است و عاشورا در واقع گنجينه اي پرقيمت است كه همه افراد بشر مي توانند از آن استفاده كنند رهبر انقلاب اسلامي با تأكيد بر اينكه عزاداري امام حسين (ع) به معناي زنده نگه داشتن و حفظ ارزش‌هاي معنوي الهي است، خاطرنشان كردند: همه عزاداران از جمله گويندگان، وعاظ و مداحان بايد مراقب باشند كه شأن و جايگاه اين حقيقت عزيز را حفظ كنند و مبادا برخي خرافه ها يا كارهاي غيرمعقول موجب ضايع شدن عزاداري امام حسين (ع) شود حضرت آيت الله خامنه اي مجلس و منبر امام حسين (ع) را محل بيان حقايق ديني و حقايق حسيني دانستند و تأكيد كردند: مجالس امام حسين (ع) بايد مجالس ضد ظلم، ضد سلطه، و ضد يزيدها، شمرها و ابن زيادهاي زمان حاضر باشد ايشان با اشاره به تأكيد هميشگي مسئولان و بزرگان نظام اسلامي از جمله امام خميني (ره) و همچنين آحاد مردم بر برگزاري عزاداريهاي مردمي افزودند: جهت گيري در عزاداريهاي امام حسين بايد به سوي تحكيم ايمان و روح تدين در مردم، آگاهي بخشي، گسترش روح شجاعت و غيرت ديني و جلوگيري از بي تفاوتي مردم باشد و اين معناي واقعي بزرگداشت قيام امام حسين (ع) است رهبر انقلاب اسلامي،‌جنبه عاطفي عزاداري امام حسين را تأثيرگذار بر عواطف و احساسات مردم ، جنبه عمقي و معنوي آن را موجب آگاهي بخشي به صاحبان فكر و بصيرت دانستند و خاطرنشان كردند: امام حسين (ع) مظهر بصيرت و استقامت بودند و پيروان ايشان نيز بايد اينگونه باشند حضرت آيت الله خامنه اي حركت عظيم ملت ايران در انقلاب اسلامي و بالا بردن پرچم ارزشهاي انساني و ديني در دنياي ضد ارزشهاي انساني را نشان دهنده بصيرت ملت ايران و رهبري شايسته امام خميني (ره) توصيف و تصريح كردند: انقلاب اسلامي معجزه زمان حاضر است زيرا با وجود همه توطئه هاي گوناگون، ملت ايران پيروز ميدان بوده و اين انقلاب مستحكم تر از گذشته سرپا ايستاده و دشمن را به عقب رانده است ايشان، انتخابات را بسيار مهم و يكي از عرصه هاي بروز عظمت ملت ايران و نظام اسلامي دانستند و افزودند: انتخابات كه تجلي مردم سالاري است، در 28 سال گذشته به طور متوسط هر سال در ايران برگزار شده و اين يكي از شاخصه هاي مهم پيروزي ملت ايران است زيرا نشان دهنده حضور مردم، تصميم گيري مردم و شجاعت نظام اسلامي براي تكيه بر آرا و نظر مردم است رهبر انقلاب اسلامي علت انكار اين واقعيت آشكار و واضح را از جانب دشمنان عنود و لجوج مردم ايران ، عظمت اين مسئله دانستند و افزودند: نظام اسلامي همواره بر برگزاري انتخابات اصرار دارد و حتي در چهار سال قبل كه عده اي با راه انداختن يك نمايش و بازي قصد تعطيلي انتخابات را داشتند، با لطف خداوند و ايستادگي مردم نتوانستند انتخابات را تعطيل كنند حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به وظيفه مردم و همچنين مسئولان و نخبگان در قبال انتخابات خاطرنشان كردند: بايد جايگاه، ارزش و عظمت انتخابات حفظ شود و مردم با اميد و اعتماد به پاي صندوقهاي رأي بروند ايشان با اظهار تأسف از برخي سخنان درخصوص مراقبت از تخلف در انتخابات تأكيد كردند: در 28 سال گذشته همواره انتخابات در اين كشور در سلامت كامل برگزار شده است. چرا برخي افراد با اين سخنان كه اميدواريم از روي غرض ورزي نباشد به حيثيت انتخابات خدشه وارد مي كنند رهبر انقلاب اسلامي اظهارات برخي ديگر از افراد را مبني بر دعوت از ناظران بين المللي و دشمنان ايران براي نظارت بر انتخابات ، بي شرمي و بزرگترين جسارت به ملت ايران خواندند و خاطرنشان كردند: مسئولان اجرايي و نظارتي انتخابات همواره به وظيفه خود در حفظ امانت آراي مردم به خوبي عمل كردهاند و در انتخابات مجلس هشتم نيز به همين صورت خواهد بود حضرت آيت الله خامنه اي با تأكيد مجدد بر رعايت اخلاق انتخاباتي از جانب جناحها و گروههاي سياسي و پرهيز از بداخلاقي، اهانت و تهمت، به لزوم هوشياري در مقابل تحركات دشمن از جمله سخنان چند روز پيش رئيس جمهور امريكا مبني بر حمايت از فلان دسته در ايران اشاره و تصريح كردند:‌ حمايت امريكا از هركسي در ايران يك ننگ است ايشان افزودند: هم مردم و هم آن دسته اي كه رئيس جمهور آمريكا از آن اعلام حمايت كرده است بايد فكر كنند كه چرا آمريكا مي خواهد از آن دسته حمايت كند و آن دسته چه نقصي داشته كه آمريكا را به فكر حمايت از آ ن انداخته است رهبر انقلاب اسلامي، انتخابات را متعلق به مردم،‌نظام جمهوري اسلامي و اسلام دانستند و تأكيد كردند: بايد مراقب بود كه انتخابات ملعبه دست بيگانگان نشود و گروهها و افراد سياسي بايد مرزهاي خود را با دشمن مشخص كنند زيرا اگر اين مرزها كم رنگ و يا پاك شود، احتمال عبور دشمن از اين مرزها و يا افتادن همراه با غفلت برخي افراد خودي در دامن دشمن وجود دارد حضرت آيت الله خامنه اي خاطرنشان كردند: گروهها و افراد سياسي علاوه بر متمايز كردن مرز خود با دشمن،‌بايد مرز خود از با مزدوران، نوكران و افرادي كه در خدمت دشمن هستند نيز مشخص كنند. ايشان حضور در انتخابات را نيازمند بصيرت دانستند و تأكيد كردند: مردم ايران بايد به طور كامل مراقب دشمن و مواضع او باشند تا بتوانند تصميم صحيح خود را بگيرند و مطمئناً اين بار نيز با لطف ، عنايت و هدايت خداوند، ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي از اين آزمون سربلند بيرون خواهند آمد.

مبارزه


دکتر آزادي اسفند 1386
در جمله جمله ي اسلايدها دقت كنيد ؛ آنها را در ذهن خود تجزيه تحليل كرده و سعي نمائيد مثالي عيني براي هر جمله پيدا كنيد. سپس آنها را بخاطر بسپاريد و اگر لازم باشد بارها و بارها آن را مرور كنيد راه پيروزي بسيار هموار است اگر بخواهيم و به آن جامه ي عمل بپوشانيم
بر بزرگان و صاحب نظران هر يك از گروه هاي اپوزسيون است كه دور محور مشتركات مبارزه گرد آمده و راه هاي عملي مبارزه را باهم پي ريزي نمايند اندكي خود شكستن براي ايرانمان افتخاريست كه ديگران را مجبور خواهد كرد براي يك قدم مان چند قدم بردارند
اگر لازم ميدانيد براي افزايش آگاهي ديگر هموطنان اين اسلايدها را
انتشار دهيد
علت های عدم موفقیت
عدم مشخص کردن هدف نهایی ، دنبال کردن خرده هدف ها هرکدام درجای خود با اهمیت است اما به تنهایی هيچ کدام بدست نخواهد آمد هدف نهایی براندازی نظام سیاسی است و دل سپردن به پیروزیهای مرحله ای کشیدن آب با سطل سوراخ از چاه ؛ خرده امتیازات گرفته شده قوام و دوام نخواهد داشت
جایگزینی نظام فعلی زاده ی سوء تفاهم نیست، جدی و عمیق است، نباید دست کم گرفت، اساسی و حیاتی ، انتخاب متفاوت ، ناسازگار و آشتی ناپذیر، نظام سياسي شتر گاو پلنگ نميشود كه همه راضی باشند، فکر غلط : تا همه با تمام اختلاف نظرها جمع نشود نمیشود نظام را ساقط کرد.
نظام آینده: دمکراتیک ، حقوق بشری ، سکولار
علت های عدم موفقیت
نداشتن استراتژی مشخص
کودتا : رویا
جنگ داخلی : بی نتیجه
امید به پشتیبانی مالی و فکری بیگانه : اختلال در مبارزه
خیال تحول تدریجی توسط خودش : صدور جواز ادامه حیات نظام
کارساز ؛ استراتژی انقلابی انقلابي انقلابي
وضعيت موجود، هدف، استراتژی، سازماندهی، عمليات
بغیر از این آب در هاونگ کوبیدن است
منطق فقط جهت کلی کار را نشان میدهد و از خود ضمانت اجرائی ندارد
واقعیت تابع میل ما نیست
برای پیروزی باید به حکم منطق تن دهیم
خطاب من به همه آزادیخواهانيست كه معتقد به وضعیت سزاوارتر از این ، برای ایران و ایرانی باشند
آنهائی که اعتقاد به آزادی و سربلندی ایران و ایرانی دارند
بدانید که نجات ایران فقط با همراهی ما ممکن است
هیچکس بجز ما (من و تو) توان برانداختن نظام را ندارد
و هیچکس به اندازه ما موظف به این کار نیست
بررسی وضعیت موجود
خشت اولی است که باید راست گذاشته شود
تعیین آنچیزی که دعوا بر سر آنست ملا؟ اسلام؟ جمهوری؟ پادشاهی؟ یا ایران و فرهنگ ایرانی و ایرانیان بخت برگشته و جایگاه آنان؟
مردم ایران چرا با حکومت اختلاف دارند؟ موارد اختلاف و مخالفت بیشمار و فهرست بلند بالا (آزادی خوردن و نوشیدن، آزادی پوشیدن، آزادی تفریح، آزادی دین و ... اساسی ترین نیازهای بشری) را ميتوان بيان نمود
پیدا کردن وحدت بین مخالفت ها و مشکلات اگر نتوانیم وحدت بین مشکلات را پیدا کنیم نمیتوانیم چاره ی واحدی بیابیم که بتواند مخالفت را یکپارچه کند و هر دسته بی اعتنا به خواسته های دیگر گروه ها بدنبال حل مشکل خود با حکومت خواهد بود
بررسی وضعیت موجود
آیا مخالفت اصلی بخاطر طلب آزادی است و بخاطر آن باید جنگید؟ آزادی، نامش به گوشمان خوش آهنگ، اعتبارش بی حد، مدافعانش محترم، دشمنانش بدنام، دیگر ملل در پی اش بوده و بدست آورده اند، افسوس بیش از یک قرن بدنبالش بوده ایم و هنوز بدستش نیاورده ایم آزادی مطلق از خود شکلی ندارد و برای اعمال شدن محتاج قالبی است
راه حل اصلي برقراري يك نظام دموكراتيك سكولار است
تغيير نظام سياسي با در دست گرفتن قدرت فرق دارد دعوا بر سر بدست گرفتن قدرت نيست بلكه بر سر تغيير رابطه قدرت است اولي بدون دومي به هيچ درد مردم ايران نميخورد
ميدان سياست محل حل اختلاف وعقد روابط قدرت است و نظام سياسي شيوه اين كار
بررسی وضعیت موجود
تمام جنبه هاي حيات انسان از حوزه نظام سياسي تاثير پذير است ولي شوربختانه آنچنان كه بايد به اين انتخاب اهميت داده نميشود
مقصود از نظام سياسي، جمهوري يا پادشاهي (شكل بيروني نظام سياسي) نيست
اساس كار پايبند ماندن به انتخابمان است.
بازي يك برنده بيشتر ندارد ، نميتوان به هركدام از رقبا به تناسب قدرت و موقعيتش سهمي داد و دعوا را ختم كرد. نميشود نظامي درست كرد كه نصفش دمكراتيك و نصفش اتوريتر باشد.
زندگاني درست و آبرومند مردم يك كشور در درجه اول تابع نظام سياسي آنست و تنها نظامي كه اسباب اين كار را فراهم ميكند نظام دمكراتيك سكولار است.
دمكراسي
برخلاف ساير موارد ، بيشترين امكانات را براي مخالفان خويش فراهم ميكند
مخالفان سياسي خويش را نميتواند زنداني ، شكنجه و اعدام كند
حتي از اينها گذشته آزادي مخالفان خود را سلب نميكند
استراتژي برنامه ي عمل كلي و جامعي است كه براي رسيدن به هدف طرح ميگردد.
روشهاي بسياري را به اقتضاي موقعيت ميتوان مطرح كرد. اما هيچكدام از آنها اعتبار مطلق نداشته و اعتبار موضعي و معين خود را ؛ مديون كارساز بودن در شرايط زماني خاص است.
شوربختانه بعضي اوقات بدون توجه به تقدم و تاخر استراتژيها و تاكتيكها به روشي دل ميبنديم و آنرا مشكل گشا ميدانيم.
همانند طرح رفراندم يا نافرماني مدني
انتخاب استراتژي با هدف براندازي و تغيير نظام سياسي
رفراندم
چه كسي قرار است رفراندم را ترتيب دهد ؟ و چه سوالي پرسيده شود؟
رفراندم شيوه ايست كه در مرحله نهايي استراتژي بكار گرفته ميشود
اسباب رسميت بخشيدن به تغيير است نه ايجاد تغيير و جزاي آن فلج استراتژيك است
نافرماني مدني
در حكومت هاي دمكراتيك و اتوريتر كارساز است و بيش از آنكه روش براندازي باشد روش اصلاح و امتياز گيري است
شكست جمهوري هاي كمونيستي با نافرماني مدني در شوروي ابتدا با اصلاح رژيم در قلب حكومت (مسكو) آغاز و قائم به ذات نافرماني نبود
وسيله بايد متناسب با هدف باشد كدام استراتژي؟ نظامي يا غيرنظامي
به نظر ميرسد كه استراتژي نظامي بخودي خود سريعترين راه حل است يا قاطع ترين راه حل ؛ اما اينطورنيست
استراتژي نظامي در تاريخ معاصر فقط يكبار بطور قاطع كارساز بوده و آنهم جنگ داخلي صدر مشروطيت كه به فتح تهران و برگشت دمكراسي انجاميد بنابر اين خيالپردازي نظامي ديگر بس است
خيزش ايلياتي ؟ جنگ هاي چريكي ؟ يا بسيج لشكر در خارج؟ سه چهره آشناي نبرد مسلحانه
تفكر استراتژيك در سير قهقرايي خود به فكر راه حل نظامي ميافتد
انتخاب استراتژي با هدف براندازي و تغيير نظام سياسي
1 - اصلاحات
بار مبارزه بردوش خود حكومت است نه مردم ايران
ابهام دارد منظور اصلاح است يا تغيير؟ اصلاح و انقلاب در مقابل يكديگر تعريف ميشوند اولي ايجاد تغيير در چهارچوب مشخص (ولايت فقيه) و دومي تغيير خود چهارچوب است
اصلاح نظام اسلامي يعني نگاه داشتن چهارچوب آن و تغيير در اين محدوده
اصلاحات يعني بهتر شدن اين نظام با پيروي از منطق خودش و تكميل نظام توتاليترمذهبي در ايران ، افزايش يكدستي ايدئولوژيك آن
كلك اصلاحات را به حكومت ديني وابگذاريم بهتر است
دو راه مبارزه نكردن
2 - دخالت خارجي
بار مبارزه بردوش دولت هاي خارجي است. امامزاده اي كه شفا نميدهد
هيچ دولت خارجي در قبال مردم ايران مسئوليتي ندارد تا با صرف منابع مالي و انساني خودش كاري انجام دهد كه خود مردم ايران نميكنند
اگر دخالتي باشد فقط براي حفظ منافع كشور دخالت كننده است نه براي مردم ايران
ايجاد دمكراسي يعني خواست اداره مملكت توسط مردم آن نه بخواست ديگري و دخالت به قصد ايجاد دمكراسي !!!
بجز حمله نظامي و اشغال كل كشور موفق نخواهد بود و هر كشور خارجي مدعي ؛ ميخواهد از مردم ايران به نفع كشور خود استفاده كند نه از نيروي خودش به نفع مردم ايران
دو راه مبارزه نكردن
براي تغيير نظام سه راه وجود دارد : جنگ داخلي ، كودتا ، انقلاب
1 - جنگ داخلي
بايد ارتشي داشت كه با سپاه پاسداران برابري كند
مرحله اول نبرد پراكنده و مرحله بعدي تهاجم و بدست گيري قدرت
جلب پشتيباني يكي از كشورهاي همسايه ضروري بنظر ميرسد
در جنگ داخلي كفه منطق نظامي سنگين تر و كفه منطق سياسي را ممكن است تحت شعاع قرار دهد ، در نظاميگري امكان برقراري دمكراسي كه هدف نهايي است ممكن است به مخاطره افتد
دو راه بي ثمر مبارزه كردن
2 - كودتا
استفاده از نيروي نظامي حالت جراحي دارد
بايد از نيروي نظامي استفاده كرد كه در دل مملكت وجود دارد
مگر چند افسر وفادار ميتوان پيدا كرد؟
حاضر كردن نيرو در خارج و فرستادنش به محل ؛ كاريست بي نهايت مشكل و تقريبا نشدني
پيروزي در كودتا فقط با اشغال چند مركز حساس ميسر نيست
نياز به رضايت اجزاي مختلف دولت وجود دارد بخصوص نيروي انتظامي
انصراف باقي نيروهاي نظامي و مردم از نشان دادن واكنش لازم است
دو راه بي ثمر مبارزه كردن
انقلاب راه سوم تغيير نظام سياسي
در ايجاد يك حركت وسيع اجتماعي پي ريزي ميگردد
در مقاطعي اگر صحبت از حركت مسلحانه ميشود براي نيل مستقيم به هدف نيست براي بحركت درآوردن فرآيند و يا زدن ضربه آخراست
مردم آنچنان داغديده انقلاب شده اند كه اصلا مفهوم انقلاب را از تفكر خود دور ميكنند
انقلاب وسيله است نه هدف
عليرغم تمامي گريزها از آن ، هم تلفات انساني كمتر و هم امكان دور افتادنش از خواست مردم نسبت به دو روش قبلي كمتر است
انتخاب استراتژي با هدف براندازي و تغيير نظام سياسي
خشونت انقلاب
گريز از انقلاب بخاطر هراس از كشته شدن تعدادي از مردم است اما اگر در مرحله اول (تبليغ) ، يكدستي فكري بيشتر باشد نرمش بيشتر خواهد بود و نرمش در دست به دست شدن قدرت صفت انقلاب مخملين را بخود ميگيرد
بيشتر كشته هايي كه به انقلاب نسبت ميدهند در حقيقت كار حكومتي است كه بعد از انقلاب روي كار مي آيد نه خود انقلاب
بر هم زدن دمكراسي خطايست كه جزايي هم دارد ، كسي كه جزايش را نمي پسندد تن به خطا ندهد
يكدفعه كشته دادن و درست شدن بهتر است يا طي مدت كشته دادن و بدتر شدن؟؟؟
ايرادهايي كه به انقلاب ميگيرند
خشونت انقلاب
طي مدت كشته هايي كه نظام ميگيرد بهاي برجا ماندن حكومت است نه بهاي رفتنش
بد عاقبتي انقلاب
آيا انقلاب را روش ميشماريم يا نتيجه آيا وسيله ميدانيم يا هدف ؟
انقلاب روش و وسيله است نتيجه ي انقلاب ها هميشه ثمر يكسان نميدهد
درست است كه از ابتدا نميشود براي انقلاب تعيين تكليف كرد و برنامه ريخت و نتيجه اش را مشخص كرد. اما مگر در كدام فرآيند سياسي ميشود از نتيجه آن مطمئن بود؟
ايرادهايي كه به انقلاب ميگيرند
بد عاقبتي انقلاب
تكليف هر انقلاب در دو مرحله روشن ميگردد : 1- طي دوراني كه مخالفت شكل ميگيرد. 2- دوره ي كوتاهي كه طي آن قدرت حاكم متزلزل ميشود و رقابت براي تعيين جايگزين شدت ميگيرد
بين اين دو رابطه علت و معلولي وجود ندارد ولي نميشود ارتباط بين آنها را نيز منكر شد
آنچه در انقلاب مهم است نتيجه ي آن و اگر خوب باشد صدايي به اعتراض بلند نميشود
مخالفت بي قيد و شرط با انقلاب بهمان اندازه غير منطقي است كه موافقت با آن
ايرادهايي كه به انقلاب ميگيرند
براي گشودن راه براندازي: راهي كه نه از كودتا بگذرد و نه از جنگ داخلي ؛ نه دچار اوهام اصلاح طلبي يا خيال واهي خودكشي نظام شود، راه
انقلاب
است و از انتخاب آن گريز نيست. در وضعيت فعلي انقلاب كردن ممكن است بد سرانجام باشد ولي انقلاب نكردن حتما بد سرانجام است.
بد عاقبتي انقلاب
مخالفت با انقلاب بدليل انزجار از حاصل انقلاب اسلامي تغييري در گذشته نخواهد داد ولي بر آينده تاثير خواهد نهاد آنهم به نفع حكومت حاكم
فقط بايد اميدوار بود كه اين امر با خشونت كم انجام شود هرچه زودتر به اين راه برويم به مشكلات خويش زودتر پايان داده ايم
گريز غير منطقي از انقلاب مانع به راه افتادن حركت است
ايرادهايي كه به انقلاب ميگيرند
1 - مبارزه در داخل به تنهايي
بار امنيتي بسيار سنگين براي گردآوري و هماهنگي بين نيروها
امكانات بسيار كم براي جهاني كردن صداي مبارزه و همسو كردن مجامع بين المللي با مبارزه
امكانات بسيار محدود مالي و پشتيباني
امكان بسيار بالاي لو رفتن اسناد و طرح هاي مهم مبارزه و ليست نيروهاي سازماندهي شده
احتمال كشتن سران مبارزان داخل توسط رژيم و شكست كمر مبارزه براي مدتهاي مديد
مبارزان داخل را از مردن باكي نيست اما نه بدون جهت
دو راه مبارزه ي عقيم يا اخته شونده و محكوم به شكست
2 - مبارزه در خارج به تنهايي
نداشتن بازوي اجرايي در داخل
عدم ارزيابي صحيح از نيازهاي داخل
رشد قارچ وار گروه هاي (كوچك يا بزرگ) ، (خشك و منضبط) بدون كوچك ترين ظرفيتي براي پذيرش پيشنهاد و انتقاد كه نخست بفكر تثبيت موقعيت تك تك افراد خودشان بعنوان رياست كميته هاي مختلف ؛ بعد بفكر جمع آوري نيرو و صدور فرمان هاي چه و چه براي داخل كشور و سپس گله و شكايت از عدم انجام فرمان ها در داخل !!!
دو راه مبارزه ي عقيم يا اخته شونده و محكوم به شكست
چهار مرحله و دو بخش اصلي (تبليغ ، تصرف) دارد كه بين اين دو نه فقط رابطه منطقي بلكه نوعي تعادل برقرار است و شيوه عمل در دو بخش اساسا متفاوت است
تبليغ
مرحله اول زمينه سازي است. پر زحمت، محتاج انضباط، كند، كم فراز و نشيب، كم هيجان و كم خطر است و هيچيك از لذايذ رايج مبارزه را ندارد ولي ضامن لذت اصلي است كه از پيروزي بدست مي آيد.
مهمترين بخش كار ؛ تبليغ است
مراحل استراتژي
هدف از تبليغات مخالفت كردن مردم با نظام نيست اين زحمت را خود حكومت ميكشد هدف شكل دادن به مخالفت است و موثر كردنش در براندازي
بايد بيان متناسبي براي مخالفت يافت و جهت روشني بدان داد تا كارگر افتد
مخالفت بايد پخته و منظم شود تا بكار آيد وگرنه بيانش بجز ابراز احساسات و خالي كردن دق دل ؛ ثمري نخواهد داشت
راهنمايي مردم به اين سمت كه مشكل ايران سياسي است نه مذهبي ، فرهنگي ، اقتصادي يا اجتماعي و راه حل ؛ تغيير نظام سياسي است. مهمترين و اساسي ترين قسمت كار است
مراحل استراتژي
حساسترين نقطه ي تبليغ و بخش اساسي اين استراتژي براندازي است
همه گير كردن اين كلمه راه خلاص و اساس رهايي است.
انتخاب درست شعار در سرنوشت حركت نقش تعيين كننده دارد و بايد بتواند طرف هاي دعوا را از هم متمايز سازد
دستگاه هاي اطلاعاتي رژيم دنبال پيگيري تحولات جامعه و جزر و مد هاي عقيدتي و موج هاي مخالف و تشكل مخالفان است و اين دستگاه ها با پيشدستي بر مخالفان خود نقطه مخالفت را بارور ميسازد و با استفاده از آدمهاي ارزان قيمت كه فراوانند در آن نفوذ ميكند و آن را از همان ابتدا منحرف ساخته و به بيراهه مي اندازد
مراحل استراتژي
بايد شعاري برگزيد كه قابل تصاحب نباشد براندازي و جدايي دين از سياست و حكومت نتواند آن را از چنگ مخالفانش در بياورد تا كنون هرچه مردم از اين حكومت خواسته اند با اضافه كردن يك پسوند اسلامي و مانورهاي معمول ؛ منحرف و مشابه سازي كرده است
بايد سكه قلب مخالفت را از رواج انداخت
بايد چيزي از حكومت و مخالفانش خواست كه از عهده قلب كردنش بر نيايند تا مخالفان راستين مشخص شود
بحران حالت لولا بين دو بخش تبليغ و تصرف را دارد كه بايد آماده بهره برداري از آن را داشته باشيم دير يا زود چه نقش داشته باشيم يا نه پيش خواهد آمد. بايد آماده بود
مراحل استراتژي
بايد مسئله نظام سياسي ايران را بيشتر شكافت كه نظامي توتاليتر است.
ماهيتش را روشن و موقعيت آن را از بابت مراحل تحولش مشخص نمود تا معلوم شود كه بروز بحران در آن چگونه ميتواند باشد.
نظام توتاليتر يا تام گرا يعني نظامي كه ادعا ميكند اختيار همه چيز و همه كس را دارد اما هيچوقت در عمل به آن نميرسد و پيدا كردن چنين تسلطي غير ممكن است.
نظام توتاليتر
در اين نظام كه به همه چيز حكم ميراند و مدعي داشتن پاسخ به هر سوال ؛ داشتن چاره به هر مشكلي است و لازمه ي آن دانايي مطلق است كه از دسترس بشر خارج است
چهار كاركرد نظام هاي توتاليتر:
1- ترسيم نماي جامعه ي آرماني
2- نشان دادن راه رسيدن به آن
3- تاييد كوششي كه در اين راه انجام مي پذيرد
4- توجيه اينكه چرا حاصل كار اصلا با برنامه نميخواند
نظام توتاليتر
هيچ ايدئولوژي توتاليتري حتي تواناي انجام دو تاي اول را ندارد چون محتاج دانش بي حد است و دو كار بعدي هم لازمه اش قانع كردن مردم است كه به جايي نميرسد چون دروغ براي مدتي كارساز است
مدافعان توتاليتر از هيچ كاري براي تحقق بخشيدن به طرح هاي ايدئولوژيكي ابا ندارند بنحوي كه حتي جنايت و كارها هرچه بيشتر پيش ميرود با مقاومت بيشتر جامعه روبرو ميشود
بالاخره دير يا زود به مرزي ميرسد كه فراتر رفتن از آن ممكن نيست
نظام توتاليتر
حيات اين نظام ها بستگي دارد به: ثبات ايدئولوژي ، مهار شدن جامعه
كه هيچكدام از اين روش ها تا ابد نميتواند باشد
نظام هاي توتاليتر از بابت بلايي كه به سر جامعه مي آورند بسيار شبيه به هم عمل ميكنند و آرمان مملكتي كه ايدئولوژي خبر از آن ميدهد يا برگشت به گذشته اي درخشان و يا آينده اي تابناك است
مرگ اين ايدئولوژي ها با پايان گرفتن ادعاي فراگيري آنها فرا ميرسد كه اكنون فرا رسيده است
هر از چند گاهي كه بايد حكومت نفس تازه كند به جامعه فرصت نفس كشيدن ميدهد و تا دوباره جاني گرفت امتيازهاي داده شده را پس ميگيرد
نظام توتاليتر
1- برقراري جامعه آرماني كه با خشونت بسيار همراه بوده و دير يا زود به مرزي ميرسد كه فراتر از آن نميتواند برود حد اين مرز از يكطرف تابع امكانات حكومت و از طرف ديگر تابع توان مقاومت جامعه است ؛ اما مهم اينست كه اين جامعه آرماني هيچوقت با آنچيزي كه ايدئولوژي ترسيم كرده بود منطبق نميگردد و شكاف بين اين دو را دروغ پردازي ايدئولوژيكي پر ميكند
2- حفظ جامعه بوجود آمده كه خشونت در اين دوره شكل منضبط تري بخود ميگيرد و نقش آن ديگر جا انداختن جامعه در قالب ايدئولوژي نيست
سه دوره حيات نظام هاي توتاليتر
بلكه جلوگيري از خارج شدن جامعه از اين قالب بوجود آمده و حفظ اقتدار حكومت است
وقتي تسلط بر جامعه برقرار شد ديگر حفظش فشار و قدرت كمتري ميطلبد طول اين دوره را از قبل نميشود تعيين كرد
3- انحطاط حكومت : دوراني كه ديگر قادر نيست جامعه را مهار كند يا اراده كافي ندارد و يا نيروي كافي
عبس بودن كوشش در راه ايجاد جامعه آرماني به مرور بر همه آشكار ميشود گرد آوري امتيازات فردي فزوني ميگردد و زننده تر ميشود تا بالاخره بحراني ناگزير بر عمرش نقطه پايان نهد. همه در خاكسپاريش شركت ميكنند ولي كسي در عزايش نمي شيند
سه دوره حيات نظام هاي توتاليتر
انحطاط حكومت : ديگر رژيم قادر نيست جامعه را مهار كند و سرپوشي بر خواسته هاي مردم گذارد و مردم هم ديگر ترسي از بيان عقايد خود و عبس بودن ايدئولوژي رژيم ندارند. اكنون اين يك واقعيت ملموس جامعه ي داخل كشور است
1- رابطه اش با مذهب : همه نظامهاي توتاليتر مذهب ستيزند و فضاي مذهبي را به ايدئولوژي واگذار ميكنند اما در نظام اسلامي ؛ ايدئولوژي از خود مذهب برخاسته و خود را با آن يكي ميشمارد اين ابهام همانقدر كه نظام را تقويت ميكند براي مذهب گران تمام ميشود. و طبعا بيشتر افرادي كه به اسلام دلبسته اند از نظام اسلامي منزجرند. اين نظام سعي ميكند كه براي توجيه رفتار خويش به قوانين اسلام اتكا نمايد و بايد مردم را در اين زمينه آگاه نمود كه بسياري از آنها حتي ذره اي به اسلام ارتباط ندارد و نظام فكر ميكند كه از اين طريق براي رفتار خشونت آميز خود مشروعيت كسب مينمايد. در حاليكه وضع كاملا بر عكس اينست
وجه تمايز نظام اسلامي از ديگر نظام هاي توتاليتر
2- عدم وجود حزب واحد : حزب جمهوري اسلامي با كشته شدن سرانش نتوانست آن نقش را بازي كند و سازمان يكدستي متمايز از دستگاه دولت پيدا كند و اجراي طرح توتاليتر اسلامي را دچار مشكل كرد اما شوربختانه در عين حال براي آن انعطافي به ارمغان آورد تا بتواند در برابر حملات مخالفان دوام بياورد هيچكدام از جناح ها توان فائق آمدن بر ديگري را ندارد وگرنه اختيار كل نظام را در دست ميگرفت نه بخاطر مردم بلكه به طمع و حرص قدرت ؛ همزيستي آنها بر سر ناچاري است نه از روي اصول دمكراتيك به همين دليل هم نميتوان در اين همزيستي جناح ها به اميد بارور شدن دمكراسي نشست
وجه تمايز نظام اسلامي از ديگر نظام هاي توتاليتر
در اين نظام تسلط به قدرت ؛ تسلط به تقدس است.
و خوشبختانه يكي شمردن ديانت و سياست تخم تنشي است كه در دل آن كاشته شده است.
اين نظام از ابتدا توان عمده اي براي به اجرا در آوردن طرح توتاليتر خود و ايجاد جامعه آرماني نداشت و در مقابل مقاومت جامعه ايران وامانده بود آنچه فرصت كوبيدن اين جامعه را به وي ارزاني داشت حمله عراق و برافروخته شدن شعله جنگ بود و به بهانه الزامات جنگ ملت ايران را به هزار و يك دليل تحت فشار قرار داد.
موقعيت فعلي نظام
پايان جنگ در حكم پايان ساختمان جامعه آرماني بود و بعد از آن هرآنچه مي بينيم پسروي است و كوشش براي حفاظت از سنگرهاي فتح شده
تظاهر به نرمش ، وانهادن امتيازات كوچك يك راه حفظ قدرت است ؛ تندي و پرخاش و كوشش به بازستاندن آنچه داده شده راه ديگر
نه رسيدن به جامعه آرماني شان ممكن است و نه بازگشت به قدرتي كه در زمان جنگ داشتند . در افق جز سراشيبي چيزي نيست
از جنگ به اينطرف با نوعي قبض و بسط قدرت به حيات خود ادامه ميدهد
موقعيت فعلي نظام
روشن است تا آخرين روز حيات با جامعه ايران در كشمكش خواهد بود زمانيكه نظام در موردي كوچك يا بزرگ كه مي بايد در مقابل مخالفت جامعه واكنش نشان دهد از عهده كار برنيايد. چه بدليل ضعف اراده و چه كمبود نيرو و به احتمال قوي هر دوي اينها ؛ آنموقع بحران عظيمي خواهيم داشت
و اين ؛ آن شكافي است كه مخالفت از آن فوران خواهد كرد بايد مردم را به اين كار تشويق و جلوي حركتي كه تبديل به شورشي كور شود ، را گرفت
تبليغاتي كه در مرحله اول استراتژي بيان شد اينجا بسيار كارساز خواهد بود و فرصت بروز نتايج خويش را خواهد يافت
بحران از چه بر مي خيزد؟
1- اختلاط سياست و مذهب
هدف غايي سياست ؛ مهار كردن خشونت و ايجاد آرامش در داخل و برقراري صلح در خارج حوزه سياست با طرح و آينده نگري قبلي
مذهب بي توجه به مرز و خشونت كاري و يا شايد با استفاده از آن دنبال هدف غايي رستگاري است
رفتن بدنبال هر دو سياست و مذهب در آن واحد ممكن نيست و اين تنش نه با مذاكره قابل رفع شدن است ، نه با زور
حتي يك مجموعه ي واحد در قالب سياست همان تصميمي را نخواهد گرفت كه در قالب مذهب
بحران ريشه در سه تنش خواهد داشت
درخواست سكولار روي اين نقطه ضعف فشار مي آورد و از نظام چيزي را ميطلبد كه بجز با مرگ نميتواند عرضه اش كند
2- كشاكش بين جناح هاي هيئت حاكمه
از ابتداي برپايي نظام شاهدش هستيم و بعد از اتمام جنگ و مرگ خميني به اينطرف شديدتر شده است
آنچه مورد تاسف است موضعگيري هاي مردم ايران به خيال اينكه پيروزي يكي از طرفين گره كور ملت را خواهد گشود و راه حل آن ، اطلاع رساني به مردم است
اما شوربختانه جدال بين جناح ها براي جدا كردن اقتدار سياست از اقتدار ديانت نيست و هر كدام از آنها همه ي قدرت را ميخواهند يا بعبارتي سهم خود را از قدرت سياسي – مذهبي طلب ميكنند
بحران ريشه در سه تنش خواهد داشت
پس بدين دليل نبايد به هيچكدام از جناح هاي حاكم دلخوش كرد
تنش بين جناح ها فقط در صورتي به نفع مردم است كه موجب فلج حكومت در پاسخ به خواسته هاي مردم گردد بغير از آن هيچ دعواي جناحي مشكلات ما را حل نخواهد كرد و در چهار چوب استراتژي ما بحساب نخواهد آمد
3- درگيري بين دولت و جامعه
اكنون اين تنش برقرار است و در نقاطي شدت بيشتري دارد كه فشار ايدئولوژيك دولت بيشتر است مثل مواردي كه به رفتار مردم در ملاء عام مربوط ميشود. در حكومت هاي توتاليتر ميدان بروز تنش بسيار وسيع است
بحران ريشه در سه تنش خواهد داشت
اين سه تنش در بحران ؛ كه فرصت گذار به مرحله ي بعدي استراتژي را براي ما فراهم مي آورد ، نقش بازي خواهند كرد.
اولي عميق ترين است و ارتباطي به بود و نبود آن دوي ديگر ندارد و مهار شدني هم نيست از طبيعت اين رژيم بر ميخيزد و با سقوط آن حل خواهد شد
از دومي ورشكستگي معنوي حكومت برمي خيزد كه اعمال همزمان حاكميت و عصمت ممكن نيست و آرمان خميني شكست خواهد خورد و تنش بين جناح ها اسباب فلج حكومت خواهد شد و كاربرد نيرو عليه مخالفان رژيم را مختل خواهد كرد
و تنش آخر هم نيرو را براي ضربه نهايي بسيج و كمر رژيم را خواهد شكست
بحران ريشه در سه تنش خواهد داشت
1- اختلاط سياست و مذهب
2- كشاكش بين جناح هاي هيئت حاكمه
3- درگيري بين دولت و جامعه
نفس پيدايش بحران تعيين كننده نيست بايد از آن بدرستي استفاده كرد
بايد توجه داشت كه سرعت پيدايش بحران و از هم پاشيدن حكومت بخاطر خصلت توتاليتر آن بسيار سريعتر از سال 57 خواهد بود به همين دليل فرصتي كه براي تعيين نظام آينده حكومت ايران به مخالفان رژيم داده خواهد شد بسيار كوتاه خواهد بود. بايد از آن بدرستي و بسرعت استفاده كرد وگرنه بايد باز هم چند دهه منتظر بروز يك بحران ديگر بود
بايد آگاه بود و گوشزد كرد كه در آن زمان ممكن است با يك كودتا فرصت را از دست داد
بحران
نبايد گفتارهاي سطحي كه در ابتداي كار هميشه فراوان است؛ فضا را شلوغ كند و از نظر كردن به اصل قضيه غافل شد
بروز بحران در رژيم ، امر بي سابقه اي نيست اما نكته در استفاده از آن و پيش بردنش يا تشديد بحران است و فراهم آوردن فرصت براي مخالفان تا بتوانند بر حملات خود بيفزايند
استراتژي اول يا همان كار تبليغ ؛ زمينه ساز اين فرصت است كه هرچه بهتر، وسيعتر و عميقتر انجام شده باشد ، كار را آسانتر خواهد كرد
و بخش بعد مبارزه را كه ممكن است بصورت خشونت آميز باشد را كوتاه تر و كم خشونت تر خواهد كرد
بحران
در اين مرحله كه بايد تمام امتيازهاي پس انداز شده در مرحله اول نقد شود با بحران شروع خواهد شد و بايد با پيروزي طرفداران ختم گردد
طي اين مرحله رقابت براي تعيين نظام سياسي شديدترين شكل را پيدا خواهد كرد
به طور روشن شاهد جبهه بندي چهار خانوده ي سياسي ايران خواهيم بود و بالاخره سه تاي آنها كه دستشان از قدرت كوتاه است عليه آني كه در قدرت است متحد شده و پس از ساقط كردن آن ؛ از اين بازي فقط يك گروه بعنوان پيروز ميدان بيرون خواهد آمد
تصرف قدرت ؛ دولت و حكومت
پيروزي در اين نبرد سرنوشت ساز مستلزم درست عمل كردن نيروها و قابليت عملياتي بودن طرح آنهاست كه بايد به اوج خود برسد و بايد بتواند نيروي هرچه بيشتري را به ميدان بفرستد و بر خواسته اصلي و نه شعارهاي انحرافي متمركز باشد. در اين مرحله نيرو هرچه باشد كم است فقط بايد ترتيب آرايش آنرا درست معين كرد.
اهميت شركت وسيع مردم
شركت وسيع مردم ، هم به كار ساقط كردن حكومت مي آيد و هم به پيشي گرفتن از ديگر رقباي قدرت گيري ، بايد به فكر تحركات رقباي غير دمكراتيك خواه بوده و بفكر پس زدنشان بود.
تصرف قدرت ؛ دولت و حكومت
گروه هاي شبه نظامي ممكن است بخواهند دست به نوعي كودتا بزنند.
تبديل گروه هاي تبليغاتي به گروه هاي عملياتي تحول بسيار مهم و سرنوشت ساز در حيات گروه ها بوده و لازمه ي كارآيي استراتژي براندازي خواهد بود.
عملياتي شدن هرچه بيشتر گروه ها زمانيست كه قابليت واكنش رژيم به واسطه بروز بحران محدود شده باشد.
بايد بدانيم كه همه ي افراد شركت كننده در مبارزه ، دمكرات نخواهند بود كه نه بي سابقه است و نه عيبي دارد. در تمامي تحولات عمده تاريخ سياسي ايران هم همينطور بوده است كه همگي صاحب يك مشرب فكري و سياسي نبوده اند.
تصرف قدرت ؛ دولت و حكومت
فقط بايد از هم اكنون به فكر بود كه به افراد غير دمكرات ، نبايد ميدان داده شود.
اختلالاتي هم خواهد بود كه بغير از اين هم نميتواند باشد چرا كه نميشود همه ي مردم ايران را ارشاد نمود تا آماده ي كار بشوند و بعد حركت راه انداخت.
مشكل عمده در اين است كه برقراري دمكراسي ؛ نظام هاي ديگر سياسي را از صحنه حذف خواهد كرد ولي طرفداران آنها را نه ، در صورتيكه رقبايش اين هر دو كار را ميكنند.
گرفتن اختيار دستگاه دولت
هدف بخش عملياتي كار تسلط به دستگاه دولت است و شامل نيروهاي نظامي و انتظامي هم ميشود.
تصرف قدرت ؛ دولت و حكومت
در مورد تعيين اين هدف (گرفتن اختيار دستگاه دولت)به هيچ قيمت ، مطلقا به هيچ قيمت نميتوان از آن منحرف شد.
دستگاه دولت اسباب اصلي شكل دادن به حيات اجتماعي است و طبعا بايد در اختيار طرفداران دمكراسي قرار گيرد تا آزادي مردم ايران را تضمين و تامين كند.
در برقراري دمكراسي افراد بسياري شركت خواهند نمود و بسياري از اعضاي دستگاه دولت قديم در فتح دستگاهي شركت خواهند كرد كه اين امر هم طبيعي و هم قابل پيش بيني و هم مطلوب است.
نه تنها نبايد با آن مخالفت كرد بلكه از همين حالا بايد آنرا قبول كرد
تصرف قدرت ؛ دولت و حكومت
وقتي نظام سياسي عوض شد مردم يك مملكت عوض نميشوند همان ها هستند كه تا روز قبل بودند ، فقط به شيوه ي جديدي با هم زندگي ميكنند.
بايد به ياد داشت كه دمكراسي يعني قبول همه مردم با تمامي تفاوت هايشان به شرط قبول شرط هاي اساسي نظام دمكراتيك و قبول شرط اوليه ي نظام دمكراتيك يعني دوري از كاربرد خشونت براي تحميل خواست خود به ديگران
تصرف قدرت ؛ دولت و حكومت
بخش نهايي استراتژي عبارتست از تعيين رسمي نظام سياسي مملكت كه بايد به راي مردم صورت بگيرد. دو طريق مجلس موسسان و رفراندم ، صورت رسمي امر نگارش قانون اساسي جديد خواهد بود كه به روز شده و تكميل شده ي قانون مشروطيت ميتواند باشد.
نگارش قانون اساسي جديد امر حقوقي يا سياسي؟
ياد آوري چند نكته بي مناسبت نيست :
اول و مهمتر از همه اينكه مفهوم نظام سياسي منطقا بر قانون اساسي مقدم است و قانون اساسي در عين داشتن شكل حقوقي اساسا پديده اي سياسي و حاصل سازش بين اين دو است.
نگارش قانون اساسي جديد
بعنوان مثال بر همه روشن است كه انتخابات منظم از لوازم دمكراسي است ولي اين را كه فواصل انتخابات كدام است ، چه نوع اكثريتي در آن مرجع است و ... را نميتوان از تئوري استخراج كرد.
هنر نگارش قانون اساسي در درجه اول اينست كه بايد بتواند علي رغم تغيير و تحول ناگزير از شرايط تاريخي بر جا بماند. تغيير و انطباق قانون اساسي بايد در همه حال تضمين شود.
وحدت قانون اساسي نه از محتواي آن ( هماهنگ بودن اجزايش ) بر مي خيزد و نه طبعا از آن مسائل شلوغ و پرتضادي كه قرار است ، قانون منظم كند. بلكه از مفهوم نظام سياسي كه قانون از آن منتج شده
نگارش قانون اساسي جديد
مهمترين مرجع براي ارزيابي و تفسير قانون مفهوم نظام سياسي است.
تفسير قانون اساسي هم مانند نگارشش امري سياسي است نه حقوقي مطلق
مخالفت با قانون اساسي و تغيير كل آن نبايد مشمول رسيدگي هيچ مرجع و دادرسي هيچ دادگاه و مجازات هيچ مقامي باشد
ضمانت اجراي قانون اساسي پذيرش آن نظام سياسي است.
چرا بايد از اساس قانون نوئي نوشت؟
نگارش قانون اساسي جديد
بازگشت به قانون اساسي مشروطيت مشكلات تدويني آن را زنده خواهد كرد كه اهم آن روشن نبودن تكليف قوه مجريه و موقعيت متزلزل دولت در برابر مجلس
قانون جمهوري اسلامي كه از اساس سكولار نيست و در رفراندم رژيم با چه شدتي صفت دمكراتيك از آن حذف شد
نگارش قانون اساسي نوين نمادي است از گشودن عصري نو در تاريخ ايران
به هيچ وجه نبايد از تاكيد بر اين تغيير اساسي غافل ماند.
قانون اساسي جديد بايد ضامن عدالت سياسي باشد.
نگارش قانون اساسي جديد
از نقاط ضعف اساسي در مبارزه اينست كه مبارزان اكثر اوقات از حد فكر و عمل تاكتيكي فراتر نرفته اند و هيچگاه نتوانسته اند بطور موثر عليه رژيم اقدام نمايند.
تاكتيك فقط در چهارچوب استراتژي ميتواند كارساز باشد اولي بدون دومي بهترين ضامن شكست است.
رژيم از بابت استراتژي در موضع تهاجمي است بنابه خاصيت توتاليتر آن هرچه بدست آورد كمش است و جز در مقام تعرض نميتواند به حيات خود ادامه دهد ، عقب نشيني و ثبات در آن پيش بيني نشده است يا تسلط بر همه چيز يا شكست و چون اولي ناممكن پس عاقبتش دومي است
از تاكتيك به استراتژي
رژيم از بابت تاكتيكي در موضع دفاع است ، نميخواهد آنچه را كه بدست آورده از دست بدهد. اما در عين حال قادر به تعرض تاكتيكي وسيعي همانند آنچيزي كه در ابتداي انقلاب صورت داد تا جامعه را با ايدئولوژي خود منطبق سازد، نيست
اگر تعرضي هم باشد استثنا و بي دنباله است و از قماش قبض و بسط هاي معمول نظام هاي توتاليتر
در مقابل ؛ اين رژيم همانقدر كه از بابت استراتژيك انعطاف ناپذير است از بابت تاكتيكي نرمش دارد.
تاكتيك دفاعي آن نوعي خاصيت ارتجاعي دارد كه كار مهاجمان را مشكل ميكند به پيشواز مخالفت ميرود آنرا منحرف ميسازد و گفتار مخالف را ضميمه گفتار خويش ميكند
از تاكتيك به استراتژي
تا بدين ترتيب مخالفت هاي موضعي را در خود حل كند و اعتبار و اثرشان را باطل سازد.
روش اصلي و ثابت رژيم ، چه در حمله (استراتژي) و چه در دفاع (تاكتيك) اينست كه بايد تكليفش با ارجاع به مذهب (اتفاقا عين ايدئولوژيش است) روشن شود.
بدين ترتيب از حريفان خود سلب صلاحيت ميكند. هرچيزي كه ما طالبش هستيم را ميتوان و بايد به صورت اسلاميش با اجازه علماي اسلام و در همين نظام بدست آورد. اين تاكتيك انعطاف پذير دشمن است دمكراسي اسلامي ، حقوق بشر اسلامي ، ... اسلامي
اما سكولاريسم اسلامي نداريم
از تاكتيك به استراتژي
براي پيروزي ما بايد در مقابل چنين رفتاري هميشه (هم در استراتژي و هم در تاكتيك) در موضع مهاجم باشيم.
تهاجمي كه صرفا در حد تاكتيك بماند همين خواهد بود كه تا بحال بوده
براي ارتقاي تهاجم به سطح استراتژيك بايد مركز ثقل نظام را آماج حمله قرار دهيم. و تمامي ضربات را با تمامي قدرت منحصرا متوجه آن سازيم. با اسلام كاري نداريم ، اگر ما مردم ايران ديگر نخواهيم دين در سياست دخالت كند ، كي را بايد ببينيم؟؟؟
و ما هم حكومت سكولار ميخواهيم اين اساس كار است بي هيچ كم و كاستي ؛ نه يك كلمه بيشتر ، نه يك كلمه كمتر
از تاكتيك به استراتژي
حالا باز هم از فردا شاهد آن باشيم كه گروهي اطلاعيه ميدهد و به اسلام بد ميگويد يا اين به آن پرخاش كند و آن يكي ... در نهايت خواسته يا ناخواسته ؛ دانسته يا نادانسته استراتژي كارساز را خنثي ميكند البته پس از اين بحث ها بعيد بنظر ميرسد كه كسي يا گروهي نادانسته دست به اين كار بزند و چنان تاكتيك مسخره و بيخودي را كارسازتر بداند
پس از اين تحول به يقين حملات تاكتيكي ما نيز ميتواند به تبعيت از استراتژي شكل درست پيدا كرده و كارساز شود.
مركز ثقل نظام تقدس است و بايد آنرا كوبيد.
اين كار دو راه دارد: 1- بي اعتبار شمردن مطلق تقدس نما 2- بي اعتبار شمردن نسبي آن و كوتاه كردن دستش از هر آنچه كه به مذهب مربوط نيست
بايد براي همه روشن كرد تنها چاره ي كار برقراري نظام سكولار است
تا اين كار نشود گره از كاري گشوده نخواهد شد.
از تاكتيك به استراتژي
اين حكومت مانند ديگر همتايان توتاليتر خود به يكباره از پا درخواهد آمد
نابود كردن مركز ثقل دشمن يعني ختم كردن دخالت تقدس در سياست
دفاع انعطاف پذير حكومت يعني اينكه به رژيم فرصت نفوذ ميدهد.
وقتي كه فاصله خطوط مقدم مبارزه با پشتيباني زياد شد به يكباره آن را قيچي ميكند و هر آنچه را كه در محاصره گرفته به هر طريق ممكن نيست و نابود ميكند.
از تاكتيك به استراتژي
انحراف از روش هاي بيان شده ظلمي است بر مبارزه و نابخشودني كه مي بايست بسيار هوشيار بوده و حركت هاي مخالفان مجازي را در نطفه شناسائي نمود و به اطلاع عموم رساند كه فلان حركت و جهت گيري برخلاف استراتژي ماست
زماني كه به اين روش ها معتقد و هم قسم شديم ديگر لازم نيست كه در هر انتخاباتي يا هر حركتي گروه هاي مختلف اپوزسيون خود را ملزم به جهت گيري گروهشان براي شركت در انتخابات يا عدم شركت در آن كرده و در هر موضعي مجبور باشيم دوباره بر سر مسائل اساسي از اول بحث و مذاكره راه بياندازيم
از تاكتيك به استراتژي
همانطور كه استراتژي تابع هدف است ، گزينش نوع سازمان هم تابع استراتژي است
سازماندهي بايد در درجه اول از عهده تبليغ در شرايط فعلي برآيد و در عين حال بتواند به موقع تحول پيدا كند و در مراحل بعدي كارساز باشد.
سازماندهي تابع شرايط معين تاريخي و هدف مبارزه است و اصلا ارتباطي به تقليد از اين و آن يا نمونه موفق و ناموفق ندارد.
در اين زمينه جايي براي آرتيست بازي و چشم و هم چشمي نيست
سازماندهي
نوع سازمان
در شيوه سازماندهي بايد به دو متغير كارآيي و آسيب پذيري دقت نمود
طبعا همگي ما طالب كارآيي هرچه بيشتر سازمان هستيم تا بتوانيم هر چه زودتر مردم ايران را از شر نظام خلاص كنيم از طرف ديگر هم مايليم اين سازمان در مقابل رژيم و عوامل نفوذي آن آسيب پذير نباشد
كارآمد ترين نوع سازماندهي دستگاه هرم واري است كه داراي سلسله مراتب ثابت و تقسيم كار تفصيلي و منظم است
اولي رد و بدل شدن اطلاعات را آسان ميسازد و دومي كارآيي اجزاي سازمان را افزايش ميدهد.
سازماندهي
اما مشكل در اين است كه اين نوع سازمان در برابر ضربات بيروني بسيار آسيب پذير است بدليل ميزان بالاي تبادل اطلاعات در بين اجزاء كه رد گيري را آسان ميسازد دليل ديگر ارتباط اندام وار آنهاست كه به هم متكي هستند و در صورت مختل شدن كار يك جزء به نوعي نقص عضو در آن پديد آمده و اختلال در كل بوجود مي آيد.
به اين دو دليل نميتوان اين سازماندهي را در موقعيت فعلي انتخاب كرد
شكل ديگر سازماندهي كه بسيار مورد استفاده گروه هاي چريكي قرار گرفته شكل خوشه اي است در اين حالت ارتباط سلول ها و سلسله مراتب بر جا ميماند اما تقسيم كار بسيار ضعيف ميشود.
سازماندهي
تا با از بين رفتن يك يا چند سلول كار تمامي سازمان مختل نشود.
در اين حالت از هم پاشيدن سازمان مشكل ميگردد چون رفتن از هر سلول كشف شده به ديگري محتاج زمان است، رسيدن به راس سازمان بسيار مشكل ؛ مستلزم عمليات وسيع و صرف وقت بسيار است. در اين روش هركدام از سلول ها به مقدار زيادي خودكفا هستند
اندازه هر سلول به تناسب دو متغير تعيين ميشود: 1- جلب نظر نكردن كه معيار امنيتي است 2- گرد آوردن افراد كافي براي بحث و عمل كه معيار كارآيي است
تعداد از 10-3 نفر و انظباط كاري ركن اساسي و تعيين كننده است
سازماندهي
روش كار سلول ها
بايد كار را با گردآوري مطلب ، بحث درباره لزوم جدايي قدرت مذهبي از قدرت سياسي و روان شدن گفتار مربوط به سكولاريسم شروع كرد.
بايد براي مردم ايران از هر طبقه و هر سطح دانش و سواد روشن كرد كه تنها راه حل منطقي خلاصي از رژيم ؛ رفتن بسوي سكولاريسم است.
فكر حل مسئله با روحانيت بيجاست مشكل جدايي دين از سياست است و اين را بايد روشن كرد كه سكولاريسم يعني برقراري و ضمانت آزادي مذهبي
سازماندهي
براي تبليغ جدي بايد اهداف مرحله اي را معين كرد تا كار بشكل منظم و با آينده نگري پيش برود
در برنامه ريزي هم بازده كار بالا ميرود هم امكان ارزيابي وجود دارد
هر سلول فراخور امكانات ، ارتباطات و فرصت هايش برنامه ريزي و اجرا ميكند ولي بايد همه برنامه داشته و با جديت آنرا دنبال كنند.
كار بي برنامه همچون زراعت ديم است كه ثمر دادنش تابع همه چيز است جز خواست زارع
تبليغ بايد در تمام فرصت هاي مناسب از محيط درس و كار تا تفريح و... انجام گيرد و فكر سكولار و كارسازي آن بايد در همه جا و نزد همه كس رواج داشته باشد.
سازماندهي
دو شبهه كه رژيم به آنها دامن ميزند و باعث ترديد مردم در قبول سكولاريسم ميشود و بايد هر دوي آنها را رفع كرد:
1- تصور ضديت سكولاريسم با مذهب كه درست بر عكس ؛ محكمترين ضامن آزادي مذهبي است. نه ميگذارد كسي تحت لواي مذهب زور بگويد نه كسي به اين دليل زور بشنود
2- ترس از لطمه زدن سكولاريسم به اخلاق و رواج يافتن آنچه كه بي بند و باري اخلاقي مينامند . اخلاق اساسا با مذهب ارتباطي ندارد و بخشي از حيات انسان است
سكولاريسم
هر ديني پيروان خود را مترادف تبعيت از اصول اخلاقي ميداند و باقي مردم دنيا را از اين حوزه بيرون بحساب مي آورد ، سكولاريسم دست مذهب را همانطوركه از سياست ؛ از اخلاق نيز كوتاه ميكند.
پيروي از اصول اخلاقي بر سه انگيزه استوار است:
وجدان فردي ، فشار اجتماعي ، ترس از عقوبت اخروي
وجدان فردي قويترين ضامن رفتار اخلاقي
اهميت دادن و حفظ آبروي اجتماعي براي انسانها بسيار مهم است
اگر اين دو از بين برود از دست آخري چندان كاري ساخته نيست
سكولاريسم
اوضاع فعلي جامعه ايران به بهترين شكل نشان ميدهد كه تقويت يكجانبه عنصر مذهب چگونه اسباب سستي اخلاق را در جامعه فراهم نموده است
امتياز بزرگ و بنيادي غرب با ايران در علوم و فنون نوين نيست ، در شيوه ي نوي است كه مردمانش براي زندگي جمعي يافته اند
تكليف آزادي فردي در سطح جمعي است كه روشن ميشود.
سكولاريسم يعني محدود كردن حد و حدود طرفداران مذهب ، پذيرفتن ادعاهاي معقول آنان و طرد ادعاهاي نامعقول آنها
سكولاريسم نه مذهب است و نه مدعي مقام مذهب كه با راندنش بخواهد جاي آن را بگيرد
سكولاريسم
سازمان نياز به منابع مالي و تغذيه دائم از آن و افراد حرفه اي در كنار نيروي انساني دارد. در اين حالت طبيعي است كه بايد زندگي اين افراد تامين شود تا بتوانند به كار در سازمان ادامه دهند. اين پول بايد از منبعي تامين گردد.
كمك گرفتن از منابع خارجي آنهايي كه چشمشان به دست دولتهاي خارجي است بايد به دو مورد توجه كنند:
1- دول خارجي در پي تامين منافع خويش هستند نه منافع ايرانيان و اگر پولي در اين راه هزينه كنند ، سرمايه گذاري است نه انفاق
امكانات مالي مبارزه
2- ارقامي كه برخي ها صحبت از نياز و هزينه شدن ميكنند از فرط كم بودن مضحك است. چند ده ميليون دلار پولي نيست كه بتوان با آن رژيم توتاليتري را ساقط كرد. در طي جنگ سرد صدها برابر چنين پولهايي صرف متزلزل كردن حكومت هاي توتاليتر كمونيستي شد و نتيجه نداد ، چنين پول هايي در دو روش نتيجه ميدهد يكي كودتا و ديگري جنگ داخلي، پول خارجي در انقلاب آنقدر كارساز نيست
نياز مالي در مرحله اول يا استراتژي تبليغاتي
در استراتژي حاضر تبليغات كه مرحله اول كار ماست در اصل بايد بيشتر در ايران و در بين ايرانيان انجام گيرد.
امكانات مالي مبارزه
1- نقدا به رسانه هاي لوس آنجلسي و ساير رسانه هاي محلي ايراني در كشورها نياز نبوده و بجاي آنها به يك راديو موج كوتاه كه درصد بسيار بيشتري از مردم شهرها و روستاها را تحت پوشش قرار داده و كارساز است، نياز وجود دارد اگر مرد عمل هستيم و منابع مالي كم؛ قناعت پيشه ميكنيم و مدتي تا پيروزي ؛ حتي كانالهاي موسيقي را هم نميخواهيم تازه كلي هم پس انداز خواهيم داشت. اي كانال هاي مدعي مبارزه از همين امروز در جهت نيازهاي ضروري مبارزه منتظر اعلام نظر شما در برنامه هايتان براي همبستگي با مبارزه ي كارساز هستيم
2- اينترنت كه خوشبختانه مخارج نگهداري آن بسيار اندك است
مرحله دوم و استراتژي عملياتي احتياجات مالي كار افزوده خواهد شد و بايد به صراحت گفت كه تامين مادي اين بخش از مبارزه هم بعهده خود ايرانيان است
امكانات مالي مبارزه
پرداخت آن براي ملتي كه اراده كرده اند به آزادي دست پيدا كنند اهميتي ندارد مثل هر ملت سربلندي مخارج آزاديخواهي خويش را بر عهده خواهند گرفت
مردم بدون شك آگاهند كه نميشود از ديگران چشم داشت تا براي آزادي ما پول خرج كنند ، خواستن خير مردم ايران با ساختار و كاركرد هيچ دولت اجنبي مناسبت ندارد ، مگر به نفع كشور خودشان
پولي كه به آساني از منابع بيگانه گردآوري گردد معمولا به آساني و نابجا خرج ميشود و به اصطلاح عوام بركت ندارد.
ايرانيان هم مثل ديگر ملل دليلي نمي بينند پول صرف امور بي ثمر بكنند ولي وقتي قانع شدند كه كار ثمر ميدهد ، اعتماد كرده و از صرف مال حتي جان خود مضايقه ندارند.
امكانات مالي مبارزه
اين اعتماد واطمينان در حين مبارزه پيدا و در طول آن تقويت خواهد شد و بي حساب و بي مقدمه نميتوان آن را از كسي چشم داشت
مرحله اول و اصلي كار كه تبليغات است شخصي و فردي انجام ميگيرد اصلا چندان محتاج پول نيست محتاج فكر است و جرات و پشتكار، اينهاست كه در مبارزه عامل تعيين كننده است و پيروزي را بدنبال دارد.
برخلاف جنگ و كودتا ، پول هميشه در انقلاب عامل جنبي و فرعي است در مرحله بعدي اگرنياز به پشتيباني مالي مداوم پيدا شود، اشخاص ميتوانند در حوزه آشنايي خود به مبارزان مدد رسانده و گردآوري پول ميتواند در همان واحدي كه محتاج هزينه كردن است، باشد
امكانات مالي مبارزه
هرچه پول نزديكتر به محل گردآوريش خرج شود، بيشتر مايه اطمينان و اعتماد پرداخت كنندگان خواهد شد
كار امروز ما
بخش اساسي مبارزه براي تعيين آينده ي ايران ؛ امروز در جريان بوده و بحران سقوط نظام كه خواه ناخواه در پيش است و كشمكشي كه پس از اين بحران براي تعيين نظام سياسي آينده ي ايران درخواهد گرفت در مقايسه با كشمكشي كه امروز در جريان است ثانوي بوده و هرگروهي كه امروز در مبارزه براي تعيين آينده ايران پيروز شود ، در مبارزه بعد از بحران بيشترين بخت پيروزي را خواهد داشت
در مقابل ؛ هر گروهي كه كار مبارزه را به آنروز (بحران) موكول سازد حتما از همين امروز شكست خورده است
آنچه كه ما بايد امروز ببريم و در فرداي سقوط نظام دريافت كنيم برتري در تعيين نظام سياسي (نه شكل نظام) ايران است
طي مرحله اول مبارزه نه نياز به تقسيم كار پيشرفته داريم و نه سلسله مراتب پيچيده ، كار امروز ما همه گير كردن فكر دمكراسي ، حقوق بشر ، سكولار است.
بنابه گفته شده ها ، البته در اين ميان سكولاريسم تقدم دارد و رواج دادن فكر سكولار كار اصلي امروز ماست.
كار امروز ما
بدين ترتيب ممكن است كار ما آنچه كه برخي شور انقلابي مينامند ، را ارضاء نكند ولي در عوض ثمر بخش است
مبارزه براي پيروزي انجام ميشود نه انبساط خاطر كسي
دروغ گفتن در باب ماهيت نظام اسلامي ، سال 57 را بوجود آورد بنابر اين در اين مبارزه بايد صادق بود
اما خواهش من اينست:
كساني كه گام به گام، به پايان آمدند تصميم خود را براي پيروي يا عدم پيروي از مطالب گرفته و از آنهايي كه پذيرفته اند خواستارم كه بدين نحو قدم در راه مبارزه گزارند.
همه گيري يك طرح سياسي شرط اصلي پيروز شدن آنست.
كار امروز ما
بهتر است كه سران گروه هاي اپوزسيون خود بنشينند و در تفاهم با همديگر راهكارها را بيابند
بهتر است كه براي يافتن آن ؛ تك تك مبارزان زحمت كشيده و وقت بگذارند. ورنه هر چيز مفت و راحت ؛ ارزش خود را آنطور كه بايد نخواهد داشت
بدانيد كه دست يافتني است اگر بخواهيم
...
بهتر است كه اين قسمت از كار را مخفي بگذارم. تا عوامل رژيم به آن دسترسي نداشته باشند و بنده در خدمت تمام مبارزان راستين ميهن ؛ براي ادامه ي روند مبارزه هستم
اما عمليات و راهكارها
از حوصله اي كه بخرج داديد بسيار سپاسگزارم به اميد ايراني آزاد ، آباد و سرسبز پيروزي با ماست و نزديك

تأئید حکم دکتر حسام فیروزی


هفته گذشته حکم یک سال حبس دکتر حسام فیروزی، پزشک معالج احمد باطبی، توسط دادگاه تجدیدنظر عینا مورد تایید قرار گرفت و برای اجرا به دایره اجرای احکام ارسال شد و مطابق آن دکتر فیروزی طی روزهای آینده باید خود را برای اجرای حکم معرفی نماید.
دادگاه انقلاب حسام فیروزی را متهم به مخفی کردن احمد باطبی کرده است. علاوه بر این دادگاه انقلاب مدعی شده است دکتر فیروزی با درج نامه های سرگشاده خود در زمان بازداشت احمد باطبی و عود کردن بیماری هایش در رسانه ها، مرتکب «تبلیغ علیه نظام» شده است.
دادگاه انقلاب در خصوص ارائه گزارش وضعیت پزشکی احمد باطبی به رسانه ها، دکتر فیروزی را به یک سال حبس محکوم نموده که ۶ ماه از این یک سال تعزیری و قابل اجراست و ۶ ماه از آن به مدت ۵ سال به حالت تعلیق درآمده است. دادگاه انقلاب همچنین در خصوص اتهام اختفاء احمد باطبی و نگهداری تجهیزات ماهواره ای و استفاده از آن، موضوع را در صلاحیت دادگاه عمومی دانسته و با صدور قرار عدم صلاحیت، پرونده وی را جهت رسیدگی به دادگاه عمومی تهران ارسال نموده است.
خبرنامه امیرکبیر در همین خصوص مصاحبه ای با دکتر حسام فیروزی انجام داده است. این مصاحبه به شرح زیر است:
خبرنامه امیرکبیر: آقای دکتر، لطفا در ابتدا به صورت مختصر خودتان را معرفی کنید.
حسام فیروزی: محمدحسن (حسام) فیروزی متولد ۱۳۵۱ شهرستان فسا و ورودی سال ۱۳۷۲ رشته پزشکی دانشگاه شیراز.
امیرکبیر: چه موقع و از چه طریق با احمد باطبی آشنا شدید؟
فیروزی: آشنایی من با آقای باطبی حدود ۳ سال پیش بود. وقتی متوجه شدم آقای باطبی از بیماری های زیادی رنج می برند آمادگی خودم را جهت درمان به ایشان پیشنهاد دادم و ایشان نیز پذیرفتند.
امیرکبیر: در زمینه حقوق بشر چه فعالیت هایی دارید؟
فیروزی: در زمینه فعالیت های حقوق بشر باید بگویم جدی ترین کار من از دانشگاه شروع شد. در همان دوران دانشجویی که همکاری های زیادی با انجمن اسلامی دانشکده داشتم. زلزله بم یکی از آن ها بود که حدود یک ماه من تمام فعالیت های خودم را به کمک زلزله زدگان اختصاص دادم. در سال ۸۴ پس از اعتصاب غذای آقای اکبر گنجی به پیشنهاد سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت) و دفتر تحکیم فراخوانی برای کمک جامعه پزشکی به اکبر گنجی دادم و از جامعه پزشکی خواستم برای نجات جان او اقدام کنند. همچنین در دوران اعتصاب غذای آقای گنجی و بستری بودن ایشان در بیمارستان میلاد گزارشات پزشکی وضعیت ایشان را به اطلاع عموم می رساندم.
امیرکبیر: آقای دکتر فیروزی، مطلع شدیم که حکم حبس شما توسط دادگاه تجدید نظر تایید شده است، اگر امکان دارد به ما بگویید متن این حکم چیست و چه موقع به شما ابلاغ شد؟

فیروزی: به اتهام پناه دادن آقای باطبی که در آن زمان در کلینیک من بستری و در حال گذراندن دوران درمان خود بودند من را متهم کردند. همچنین به دلیل تحریر و انتشار گزارشات سرگشاده به مسئولین و مصاحبه با رسانه ها و سایت های اینترنتی، اتهام دیگر مرا تشویش اذهان عمومی به قصد تبلیغ علیه نظام و همچنین بدبینی به حاکمیت ذکر کرده اند و آن را منطبق با ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی دانسته اند.
امیرکبیر: آیا امکان اعتراض به این حکم وجود دارد؟
فیروزی: وکیل محترم، جناب آقای خلیل بهرامیان، نسبت به حکم اولیه ا عتراض کردند و پرونده به شعبه ۲۱ دادگاه تجدید نظر رفت و هفته گذشته به همسرم شفاهی ابلاغ شد که حکم اولیه عینا تایید شده است.
امیرکبیر: مجازاتی که برای شما در نظر گرفته اند چیست؟
فیروزی: تحمل یک سال حبس که شش ماه آن تعلیقی به مدت ۵ سال و شش ماه دیگر تعزیری است.
امیرکبیر: حکم اولیه چه موقع صادر شد و شما کی اعتراض کردید؟ در صورت امکان روند قضایی طی شده را بیان کنید.
فیروزی: در سال گذشته ۳ بار توسط وزارت اطلاعات بازداشت و مجموعا حدود ۳۰ روز بازداشت بودم. اردیبهشت ماه امسال دادگاه تشکیل شد. قاضی بسیار بد و مغرضانه با من و وکیلم برخورد کردند و نه تنها اجازه دفاع به من ندادند، حتی وکیل پرونده، آقای بهرامیان، نیز در آن جلسه بازداشت شدند. ولی خوشبختانه پس از ۲ ساعت آزاد شدند. متن حکم توسط شعبه ۶ دادگاه انقلاب در مردادماه امسال صادر شد. ۲۰ روز پس از آن به حکم اعتراض کردیم و پرونده برای تجدیدنظرخواهی به شعبه ۲۱ تجدیدنظر ارجاع شد. رسیدگی به بخشی از پرونده به دادگاه عمومی ارجاع گردیده که ماه گذشته اولین جلسه آن دادگاه هم تشکیل شد ولی به دلیل عدم حضور نماینده دادستان به اردیبهشت ماه سال آینده موکول گردید.
امیرکبیر: اگر به گذشته برگردیم آیا باز هم مسولیت پزشکی احمد باطبی را قبول می کنید؟
فیروزی: من خطایی مرتکب نشدم که اگر به گذشته برگردم آن را انجام ندهم. به وظیفه انسانی و حرفه ای خود عمل نمودم و اگر به گذشته هم برگردم باز هم وظیفه خودم را انجام خواهم داد.
امیرکبیر: برای شما به عنوان یک پزشک که در سوگند پزشکی نسبت به جان هرکس که به عنوان بیمار به شما مراجعه می کند تعهد دارید، مداوای یک مریض زندانی چه تاثیری دارد در این تعهد دارد؟
فیروزی: ببینید پزشکی حرفه ایست فارغ از جنجال های سیاسی و فارغ از اتهامات یا ایدئولوژی و نگرش افراد. صرفا وظیفه یک پزشک درمان انسانهاست. در قسم نامه پزشکی آمده است که: «از ذات مقدس احدیت استمداد می جویم تا در انجام این وظیفه حساس (حرفه پزشکی) لحظه ای کوتاهی ننمایم و در معالجه و راهنمایی بیماران آن طور که شایسته حرفه مقدس پزشکی و مقام والای انسانیت است سعی و تلاش نمایم….و از آلودن آن به اغراض ناچیز و ناپایدار مادی اجتناب نمایم». من نیز صرفا به این تعهد خود پایبند بودم.

امیرکبیر: نظر شما مسولیت پزشکی که یک دانشجو یا فعال حقوق بشری که شکنجه شده، را درمان می کند چیست؟ آیا تنها درمان مسائل پزشکی کافیست؟
فیروزی: مسئولیت من تنها با درمان تمام نمی شد. وظیفه داشتم به عنوان یک انسان وضعیت وخیم جسمی آن ها را گزارش کنم. گر چه مسئولین بر این عقیده اند که این تشویش اذهان است و جرم تلقی می گردد. بگذارید نظر خودم را در این مورد بگویم. اصولا به نظر من تشویش اذهان اصلا چیز بدی نیست. این تحمیق اذهان است که کار بدی است.
امیرکبیر: شما پزشک معالج احمد باطبی بودید. به عنوان یک پزشک او را چطور دیدید؟ فکر می کنید فعالیت های شما در مورد ایشان در حکم زندان شما چه تاثیری گذاشت؟
فیروزی: منظورتان را از چطور دیدن آقای باطبی متوجه نمی شوم. ولی اگر وضعیت جسمی ایشان را مد نظر دارید باید بگویم روزی که برای اولین بار ایشان را دیدم اصلا وضعیت خوبی نداشتند. برای یک برخاستن ساده از زمین، این جوان ۲۷ ساله چنان دردی را متحمل می شد که شاید باورتان نشود. همینطور مشکلات تنفسی و درد کلیه و مشکلات دندان و…. ولی خوشبختانه در حال حاظر وضعیت بهتری دارند و جز مشکل سنگ کلیه، مشکل خاصی ندارند. در خصوص حکم زندان خود آقای باطبی دائما اظهار تاسف می کند و خودش را سزرنش می کند ولی من به هیچ وجه چنین اعتقادی ندارم.
امیرکبیر: چرا بعدا از اینکه احمد باطبی مدتی مخفی شد و از بازگشت به زندان خودداری کرد، او را مداوا کردید؟ با توجه به تهدیداتی که برای شما داشت چرا به اینکار مبادرت کردید؟

امیرکبیر: ایشان به هیچ وجه مخفی نشده بودند و متواری هم نبودند فقط ظاهرا برای تمدید مرخصی آن هم به دلیل اینکه در حال درمان بودند مراجعه نکرده بودند. در خصوص سوال شما هم اول که فکر نمی کردم رافت اسلامی دوستان این قدر عمیق و ژرف باشد. ولی اگر پیش بینی هم می کردم باز هم وظیفه انسانی و حرفه ای خودم را انجام می دادم.
امیرکبیر: در کل شرایط را در ایران برای انجام وظیفه انسانی یک پزشک، بخصوص پزشک زندانیان، چگونه می بینید؟
فیروزی: شرایط برای پزشک زندانیان آن هم از نوع سیاسی که دارید می بینید. یک سال باید زندگی و خانواده اش را رها کند و به زندان برود.
امیرکبیر: چند سوال دیگر، در عنوان وبلاگتان نوشته اید که «خودشیفتگی معضل همه ما ایرانیان». می شود بیشتر در مورد این جمله برای ما بگویید و این که چرا این عنوان را برای وبلاگ خود انتخاب کردید.
فیروزی: بحث خودشیفتگی و رابطه آن با جامعه کنونی ما خیلی مفصل است و در یک مصاحبه نمی گنجد. ولی اجمالا خدمتتان عرض کنم که ۶۰ درصد شخصیت یک انسان در ۶ سال اول زندگی او شکل می گیرد. این دوران طلایی باید کاملا حساب شده طی شود و پدر و مادر باید دانش کافی در خصوص نحوه برخورد با کودک و همچنین پرورش او داشته باشند. متاسفانه در سرزمین ما اکثر پدر و مادرها اطلاعی از نحوه پرورش اصولی و علمی کودک ندارند و کودکان بر اساس آزمون و خطا پرورش می یابند. همین طور به واسطه این که یک انسان در دو بعد جسم و روان باید رشد کند. ولی بعد روان او به دلیل عدم دانش کافی پدر و مادر رشد کافی نکرده و رشد روان او در همان دوران کودکی متوقف می شود. این توقف رشد روانی باعث می شود انسانی شود با سن فیزیو لوژیک ۱۰، ۲۰، ۳۰، ۴۰ ساله یا بالاتر ولی با روانی ۲، ۳، و یا ۴ ساله. حال خودتان قضاوت کنید ببینید چه وضعی پیش خواهد آمد. در چنین جوامعی همه انسان ها فقط و فقط به فکر منافع خودشان هستند و منافع جمع در ذهن آنها تعریف نشده است. این حالت تنها یکی از مصادیق خودشیفتگی است و البته مشخصه های دیگری هم دارد که در جامعه ما به وفور دیده می شود که در اینجا جای آن نیست البته در وبلاگم تمام اینها را به طور کامل شرح داده ام. به اعتقاد من انسانهای ناسالم (به لحاظ روان)، جوامع ناسالمی دارند و جوامع ناسالم حکومت های دیکتاتوری و مریض تولید می کنند.

امیرکبیر: نوشته اید که «به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم». آیا بعد از حکم دادگاه و این که مجبور باشید به زندان بروید هنوز به این جمله اعتقاد دارید؟
فیروزی: به نکته خوبی اشاره کردید. این شعر از نوجوانی سرلوحه زندگی من بوده و من با تمام وجود به آن معتقدم و فکر نمی کنم با یک حکم زندان آن را کنار بگذارم. به درستی اگر بر این عقیده بودیم که باید به قدر وسع بکوشیم مطمئنا وضعیت امروز را نداشتیم.
امیرکبیر: آخرین مطلب شما در وبلاگتون خطاب به «آیت الله شاهرودی»، رئیس قوه قضاییه، است. به نظر شما این گونه نامه ها خطاب به مسولین قوه قضاییه تا چه حد موثر خواهد بود؟
فیروزی: آخرین مطلب در وبلاگم گزارش وضعیت پزشکی آقای منصور اسالو است و من این را خطاب به رئیس قوه قضائیه نوشتم. این گزارش توسظ خانواده ایشان به دفتر آقای شاهرودی داده شد. وظیفه من رساندن گزارشات پزشکی این عزیزان به مسئولین مربوطه است و همان طور که گفتم بهتر از نشستن باطل. امیدوارم در خصوص این گزارشات که مربوط به جان انسانهاست ترتیب اثر داده شود. بالاخره همه ما فارغ از ایدئولوژی و نگرشمان انسان هستیم و به عقیده من گوهری برتر از جان انسان ها درخلقت وجود ندارد. بر اساس همین عقیده شدیدا با اعدام با هر دلیل و علتی مخالفم.
امیرکبیر: در آخرین مصاحبه ای که از احمد باطبی داشتیم نکته جالب روحیه خوب احمد و قصد وی برای ادامه فعالیتش هایش بود. نظر شما چیست؟

فیروزی: البته من بارها به آقای باطبی گفته ام که شما هزینه های خودتان را داده اید و دین خودتان را ادا کرده اید. ولی ایشان هنوز محکم و استوار ایستاده اند و بر این باورند که هر وقت لازم باشد دوباره حاضر به پرداخت هزینه خواهند بود.
امیرکبیر: باطبی در مصاحبه اش گفته بود که اکبر محمدی را کشتند. آیا شما از پرونده های دیگری نظیر کشته شدن اکبر ‏محمدی، فیض مهدوی، زهرا کاظمی، و … اطلاعی دارید؟
فیروزی: در مورد زنده یاد اکبر محمدی که اتفاقا یکی از اتهاماتی که قاضی پرونده در آن حکم به آن اشاره نموده مقایسه شیوه مرگ زهرا کاظمی و اکبر محمدی بود. اکبر محمدی از جمله کسانی بود که من بخشی از درمانشان را به عهده داشتم. در زندان نیز با پزشک کشیک آن شبی که آقای محمدی فوت کردند وارد بحث شدم و همین طور با کسانی که شاهد مرگ او بودندنیز گفتگو کردم. اعتقاد من بر این است که می شد جان او را حفظ کرد و یا لااقل اگر من به جای پزشک کشیک آن شب بودم جلو این اتفاق را می توانستم بگیرم. در خصوص بقیه زندانی ها هم من در طول مدتی که در سال گذشته در زندان بودم در تمام مدت مشغول درمان زندانیان بودم. متاسفانه مشکلات زیادی در خصوص درمان برای زندانیان وجود دارد. این مسائل را در گزارشی که با عنوان تور اوین گردی نوشتم حتی در جاهایی با ذکر نام زندانی توضیح دادم و آن را برای مسئولین مربوطه نیز فرستادم. من با تمام وجود بدون هیچ چشم داشتی حاضر به به درمان آنها هستم. خصوصا آن هایی که خالصانه همچون آقای باطبی منافع جمع را به منافع شخصیشان ترجیح دادند.
امیرکبیر: در حال حاضر شما مشغول به چه کاری هستید و اگر حکم شما اجرا شود چه مشکلاتی برای کارهایتان پیش خواهد آمد.
فیروزی: در حال حاضر مشغول «آموزش پدری و مادری» به پدر و مادرهای کودکان زیر شش سال هستم و این کار را در مهدکودک ها به طور رایگان انجام می دهم. چون مصرانه بر این باورم که بیشتر مشکلات سرزمین عزیزمان ایران ریشه در فرهنگ ما دارد و طلایی ترین دورانی که می توان روی آن کار کرد شش سال اول زندگی است. شاید جالب باشد باشد که بدانید در غرب اگر پدر و مادری این دوره (پدری و مادری) را نگذرانده باشند کودک آن ا از بیمه محروم می گردد. و چون بیمه نشدن کودک هزینه سرسام آوری برای خانواده در بردارد آنها مجبور به گذراندن دوره های آموزشی پدری و مادری هستند. متاسفانه تمام برنامه های آموزشی من به هم خواهند ریخت چون تقریبا تا شش ماه آینده برنامه های آموزش پدری و مادری ( parenting ) من پر بودند.
امیرکبیر: ضمن تشکر و آرزوی موفقیت برای شما، در پایان اگر مطلب دیگری دارید بفرمایید.
فیروزی: در پایان سپاسگزارم از خبرنامه امیرکبیر به خاطر انجام این مصاحبه و به عنوان کلام آخر باید بگویم که در جامعه ای که به لحاظ روانی سالم است یا حکومت های مریض در آن شکل نمی گیرد یا اگر هم شکل بگیرد پایدار نخواهند ماند.
کمپین حمایت از دکتر حسام فیروزی
http://sosfiroozi.wordpress.com

گزارش دیدار با خانواده زندانی سیاسی مهندس طبرزدی


خبرگزاری جبهه متحد دانشجویی:اعضای کمیته پیگیری آزادی زندانیان سیاسی وعقیدتی در ادامه برنامه دیداربا خانواده های زندانیان سیاسی در تاریخ 21 دیماه در منزل حشمت اله طبرزدی دبیرکل جبهه دمکراتیک ایران حضور یافتند.دراین دیدار که نمایندگانی از گروههای مختلف از جمله جبهه ملی ایران، جبهه دمکراتیک ایران ، ائتلاف نیروهای ملی مذهبی ، کانون دفاع ازحقوق بشر، دفتر تحکیم وحدت ، جبهه متحد دانشجویی ،کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، سازمان دانش آموختگان ادوار تحکیم ، جنبش مسلمانان مبارز، شماری اززندانیان سیاسی سابق و... حضور داشتند . درضرورت ارتباط نیروهای مبارز با خانواده های زندانیان سیاسی و تاثیر آن برروحیه زندانیان سخن به میان آمد.پرویز سفری (عضو شورای مرکزی جبهه دمکراتیک ایران ) درابتدا با قدردانی از حضورجمع وبا تجلیل ازاستقامت خانواده طبرزدی دردشواری هایی که طی سالهای اخیر متحمل شدند نقش آنان را درتداوم مبارزات مهندس طبرزدی با اهمیت خواند.کیوان صمیمی (مدیرمسوول نشریه توقیف شده نامه) طبرزدی را به عنوان فردی کثیرالسجن (داثم زندان ) وشخصیتی صادق در مراحل مختلف فعالیت سیاسی خود توصیف کرد که دراقدام کم نظیردر نقد خود پیشتاز بوده و دربینش فکری خود روندی پویا طی کرده است. محمد بسته نگار(ازفعالان ملی مذهبی) با اشاره به موادی از اعلامیه جهانی حقوق بشر واینکه دولت ایران خود را متعهد به این اعلامیه می داند. نقض آزادی های مصرح دراین قانون را مغایر با تعهدات بین المللی دولت نسبت به اجرای آن خواند.وی همچنین انتخاب شدن و انتخاب کردن بطور آزاد را یکی از مفاد این اعلامیه دانست و با انتقاد از حکومت نسبت به بی توجهی به این مواد گفت حکومت هایی که چنین رویکردهایی را درتاریخ داشته اند هرگزموفق نبوده اند.دکتر زندی نیا با تاسی از نظریه هولوگرام و اینکه هرآنچه در طبیعت رخ می دهد در اجتماع انسانی نیز صادق است فعالیتهای آقای طبرزدی را نیز تاثیر گذار بر تاریخ وجهان خواند که هرگز ازبین نخواهد رفت.هاشمی (عضو شورای مرکزی دفترتحکیم وحدت ) با بیان وضعیتی که خود در زندان سال 82 شاهد بود ضمن آنکه فشار بر خانواده را یکی از مشکلات زندانی خواند دیدار از خانواده های زندانیان را دارای تاثیر مثبت در روحیه زندانی دانست واینکه خانواده زندانیان فشارهای سخت تری را تحمل می کنند از این جهت که قادر به یاری رساندن به زندانی نیستند. دکتر امامی (عضو شورای مرکزی جبهه دمکراتیک ایران) همگرایی بین نیروهای آزادیخواه رایکی از آرزوهایی خواند که در سالهای 73 به بعد در نشریه پیام دانشجو تعقیب می شد. وی همچنین در خصوص آراء صادره در مورد محکومیت حشمت اله طبرزدی به لحاظ مراعات قواعد قانونی و حقوق آنرا شگفت انگیز خواند. وی با قرائت پرینتی که از وضعیت محکومیت مهندس طبرزدی درزندان گرفته شده بود با اعلام اینکه در 8 مردادماه سال جاری این محکومیت پایان یافت تداوم بازداشت وی بدون اعلام اتهام تازه را یکی از موارد نقض حقوق بشر و عدم مراعات قوانین جاری از سوی دستگاه قضایی دانست.قره باغی( اززندانیان سیاسی سابق) از حضور گروه های مختلف در این جمع ابراز خشنودی کرد وی با تجدید یاد زندان درسال 54 وانرژی که ازشنیدن خبردیدارفعالان سیاسی با خانواده اش برای اوایجاد شده بود دیدارهای اینچنینی را دارای همان ویژگی برای زندانیان سیاسی کنونی خواند.تقی رحمانی(فعال ملی مذهبی ) برضرورت دقت در مبارزه تاکید کرد . او گفت قبل از انقلاب گاه یک سخنرانی تند وتیز دردانشگاه مطرح می شد اما بعد موضوع تداوم نداشت. وی گفت ویژگی مثبت طبرزدی آن است که مبارزی است که مبارزه را تداوم می دهدو دارای استمرار در مبارزه است. وی همچنین حقوق بشر را محوری دانست که همه گروههای خواهان دمکراسی باید گردآن جمع شوند.وی همچنین از مبارزین خواست ادبیات دمکراسی را سرمشق خود قرار دهند واگرواژگانی انتخاب شود که بارخشونت دارد نتیجه آن بازهم خشونت را درپی خواهد داشت ودراین خصوص اظهارتاسف کردازاینکه ما دمکرات کم داریم ولی دمکراسی خواه بسیار.احمدی (عضو جنبش مسلمانان مبارز) ضمن تاکید براینکه این جنبش دفاع از ازادیخواهان را وظیفه خود می داند با خانواده مهندس طبرزدی ابراز همدردی نمود.صالحی (عضو سازمان دانش آموختگان ادوار تحکیم وحدت) با ابراز تاسف ازاینکه برخی گروهها نسبت به طبرزدی بی مهری روا داشته و برغم مبارزات پیگیر وی حمایت لازم را ازاو دریغ داشتند سیاست سازمان ادوار تحکیم را حمایت از همه مبارزان از جمله مهندس طبرزدی عنوان نمود.شیوا نظر آهاری (عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر) تداوم زندان مهندس طبرزدی بدون ضابطه قانونی را یک نکته مهم در پرونده وی خواند و ازاینکه دستگاه قضایی درچنین پرونده هایی بیش ازآنکه حقوقی عمل کند سیاسی برخورد میکند ابراز تاسف کرد.مهندس زعیم (عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران) با بیان مراتب پوزش مهندس عباس امیرانتظام ازاینکه به سبب بیماری قادربه حضوردرجلسه نبود ونیزتعذر استاد ادیب برومند ازعدم امکان حضوردرجلسه ازگسترش زندانها وزندانیان درجای جای ایران زمین ابرازتاسف کرد. وی ترویج خشونت وشیوه های ستیزه جویانه در برخورد با مطالبات مردمی را عاملی برای تبدیل حرکت های آرام به ستیزه گری دانست و به حکومت هشدار داد با مطالعه تاریخ نسبت به فرجام این برخورد با مردم برحذر باشند.علی طبرزدی (فرزند حشمت اله طبرزدی و عضو جبهه متحد دانشجویی) ضمن تشریح وضعیت مهندس طبرزدی درزندان و اینکه به سبب کاهش توجه به مسایل بهداشتی وتغذیه زندانیان ازنامناسب بودن غذا آب شرب ووضعیت بهداشتی زندان ابراز نگرانی کرد. وی گفت به دلیل همین کاستی ها طبرزدی در زندان دچاربیماری پوستی شده وحتی مسوولین زندان ازتحویل گرفتن مواد خوراکی که خانواده زندانی برای او می آورد خود داری می کنند. وی درپایان از فعالیت های کمیته تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی و حضور نمایندگان گروههای مختلف سیاسی دراین جمع ابرازقدردانی نمود.