Feb 14, 2008

نظام به نقطه خطرناکی رسیده است/ زید آبادی در دفتر جنبش مسلمانان مبارز/ نادر ایرانی



‏"تشخيص رفتار انتخاباتي اين دوره تا اندازه اي مشكل شده و اين حس به ميان مردم برگشته كه هركسي كه ‏حكومت به آن تمايل داشته باشد انتخاب مي شود".‏
احمد زيدآبادي، روزنامه نگار و دبير کل سازمان دانش آموختگان، ديروز در سخنراني در دفتر جنبش ‏مسلمانان مبارز، با اشاره به مطلب فوق افزود: از بين رفتن مفهوم چپ وراست براي نظامي كه ادعاي ‏جمهوريت دارد و همواره مايل است مشروعيت اش براساس انتخابات به دست بيايد، به معناي رسيدن يه يك ‏نقطه خطرناك است. ‏
زيد آبادي سپسس با اشاره به رد صلاحيت هاي انجام شده كه منجربه "خنثي شدن" نقش نيروهايي مثل ‏نيروهاي ملي ـ مذهبي در اين بازي بزرگ شده، درباره ميزان مشاركت مردم درانتخابات گفت : ميزان ‏شركت درانتخابات دراين دوره كمتر از دوره هاي قبل خواهد بود، اما نه به اندازه اي كه براي سيستم بحران ‏ايجاد كند. گرچه از نظر جهاني ميزان مشاركت به معناي ميزان مشروعيت تلقي نمي شود، ولي سيستم كماكان ‏برروي كثرت عددي به عنوان يك شاخصه تاكيد خواهد كرد.‏
‏ وي درادامه افزود: در همه انتخابات هايي که ‌صدام حسين برگزارمي كرد، گاه صددرصد مردم شرکت مي ‏کردند و حتي برخي با خون خود به به وي راي مي دادند.‏
دبيركل سازمان دانش آموختگان ايران با اشاره به تمايز ميان مشاركت مردم درانتخابات شهرستان ها و ‏كلان شهرها افزود : به طور كلي انتخابات حاضر، يك انتخابات سياسي محسوب نمي شود. انتخابات به عنوان ‏يك كارناوال است كه درهمان محيطي كه انتخابات برگزارمي شود معنا مي دهد. البته اين درست است كه گاه ‏انتخابات طايفه اي وقبيله اي است، اما رقابت انتخاباتي ميان دوعضو يك خانواده، بيشتر براي شادي و گاه ‏‏"روكم كني" و به صورت واكنشي انجام مي شود. ‏
زيد آبادي آنگاه با ذكر اينكه دركشورهاي جهان سوم، انتخابات معمولا براساس تطبيق انتخابات با معيارهاي ‏انتخابات آزاد وعادلانه و ميزان تاثيرگذاري نيروهايي كه درانتخابات شركت مي كنند مورد سنجش قرار مي ‏گيرد، گفت: درجمهوري اسلامي، به غير از انتخابات مجلس اول كه همه نيروها از همه گرايش ها توانستند ‏درآن مشاركت كنند وبا نرم هاي انتخابات آزاد تطبيق داشت، ديگر انتخابات آزاد به آن مفهوم نداشته ايم.‏
وي افزود: حاكميت جمهوري اسلامي ايران بنا برمصالحي كه براي خود تعريف مي كند، معمولا دردوره ‏هايي از انتخابات، مشاركت نيروها را محدود يا باز مي كند؛ اما اين باز كردن فضا به آن معنا نيست كه گروه ‏هايي خارج ازسيستم بتوانند در انتخابات فعال بشوند. اين بدان معنا است كه تكثر داخل نظام سياسي فعال تر ‏شود. ‏
وي سپس به ذكر تاريخچه اي از انتخابات برگزار شده درايران و علل باز وبسته شدن انتخابات در اين دوره ‏هاپرداخت و درباره انتخابات مجلس دوم گفت: درانتخابات مجلس دوم، فضا تا آن اندازه سنگين بود كه ‏بسياري از نمايندگان مجلس اول كه امروزه فراكسيون ملي مذهبي نام گرفته اند وهمچنين اعضاي نهضت ‏آزادي داوطلبانه وارد رقابت انتخابات نشدند. از اين رو مجلس دوم، مجلسي يكدست بود.‏
اين فعال ملي ـ مذهبي در ادامه سخنان خود مجلس سوم را نتيجه شرايط مجلس دوم و شكاف سياسي و فضاي ‏دوقطبي ايجاد شده درقدرت دانست وگفت : مجمع روحانيون و دولت مهندس موسوي در يك سو وبازار ‏وروحانيون سنتي در سوي ديگر قرار گرفته بودند.شوراي نگهبان هم ازنتيجه به دست آمده به شدت ناراضي ‏بود، زيرا به واسطه فشارهاي مرحوم آقاي خميني، اجبارا نيروهاي چپ آن زمان را تاييد صلاحيت کرده بود. ‏
زيد آبادي آنگاه با اشاره به فوت ايت الله خميني، اتمام جنگ و تغيير قانون اساسي و اينکه "درنهايت سمت ‏وسوي سياست از نيروهاي چپ به نيروهاي راست تمايل پيدا كرد" گفت: درمجلس چهارم، آقاي رفسنجاني با ‏جناح راست براي حذف جناح چپ دست به ائتلاف زدو درنهايت جناح راست، مجلس چهارم را به دست ‏گرفت. ‏
زيد آبادي افزود: اما نظام درآستانه انتخابات مجلس پنجم به اين نتيجه رسيد كه بايد انتخابات متنوعي را ‏برگزار كند.‏
او سپس با اشاره به شكاف ايجاد شده در اين دوره ميان هاشمي رفسنجاني و جناح راست گفت: در اين دوره ‏با افزايش فشارهاي خارجي برايران، آقاي رفسنجاني مايل بود نمايشي از تكثر ارائه شود تا فشارها كاهش ‏يابد؛ ازاين رو براي نخستين بار چهار نفر از نيروهاي ملي ـ مذهبي ونهضت آزادي تاييد صلاحيت شدند كه ‏درآن زمان اين حركت تحول محسوب مي شد. اما از آن جا كه اين نيروها از تريبوني براي تبليغات برخوردار ‏نبودند، خودشان داوطلبانه انصراف دادند. با اين همه در مجلس پنجم ما شاهد تكثر بوديم؛ يعني اگر چه ‏اكثريت آن مجلس از آن نيروهاي راست بود اما نيروهاي كارگزاران وطيف چپ درآن فراكسيون قدرتمندي ‏داشتند. ‏
وي درادامه با ذكر اينكه "اين موضوع به نحوي در مجلس ششم نيز تكرار شد با اين تفاوت كه بعد ازتشكيل ‏مجلس ششم، حكومت به اين جمع بندي رسيد كه با توجه به ميزان اطاعت اصلاح طلبان درمجلس ششم از ‏رهبري نظام، مجلس نبايد به تريبوني براي انتقاد از مواضع بنيادي نظام تبديل شود" افزود: اين استراتژي، به ‏طور مشخص در مجلس هفتم تبلور يافت و همه متحصنين مجلس ششم رد صلاحيت شدند.‏
زيد آبادي در ادامه با اشاره به اينکه "نظام سياسي ايران به اين نتيجه رسيده که كساني كه به نحوي عليه ‏سياست هاي بنيادي نظام ازجمله اطاعت از ولي فقيه و پرونده هسته اي موضع مخالف دارند، به هرصورت ‏ممكن نبايد داخل نهادهاي تصميم گيري نظام بشوند" گفت: نظام سياسي مايل است كه رقابت درانتخابات آينده ‏ميان دوطيف مثلا اصول گرا و پراگماتيست باشد. براين اساس آن تقسيم بندي كلاني كه درآن طيفي از خط ‏امامي ها حضور داشته اند را برهم زده و آنان را نيز از دور انتخابات خارج کرده است.‏
اين فعال سياسي با اشاره به سئوال هايي مانند اينكه آيا نظام دارد بازي دوقطبي را دردرون نيروهاي حامي ‏ولايت ايجاد مي كند و آيا طيف آقاي علي لاريجاني مي خواهد همان نقشي را درآينده بازي كند كه آقاي ‏رفسنجاني واصلاح طلبان بازي كردند؟اظهار داشت: اين احتمال وجود دارد كه درباره اين سناريو فكر كرده ‏باشند به اين معنا كه اگر قرار است طيف عملگرا و پراگماتيك داشته باشيم، چرا متوسل به نيروهايي بشويم كه ‏از حوزه ولايت خارج هستند. حال اگر نيروي مذكور سيگنال هايي از صلح وسازش براي آمريكا بفرستند، به ‏هرحال زير چتر ولايت به چنين رفتاري اقدام مي كنند و كنترل آن نيز در دست نظام است ضمن آنكه به ‏استحاله نظام، به آن سرعت هم منجر نمي شود. ‏
زيد آبادي با اشاره به اينكه لاريجاني حيثيت خود را، برخلاف احمدي نژاد با موضوع هسته اي گره نزده و ‏درمقاطعي سيگنال هايي مبتني برانعطاف نيز ارسال كرده كه مي تواند درآينده نيروي طرف مذاكره تلقي شود ‏گفت : اما مشكل اساسي روي نظم منطقه و بحث خاورميانه بزرگ و زمينه ها و ضرورت هاي اجراي اين ‏طرح براي منافع وامنيت آمريكا وجهان استوارشده است؛ در عين حال حل مسئله نزاع اعراب و اسراييل، ‏خروج لبنان از عرصه تاخت وتاز گروه هاي مسلح مانند نيروهاي حزب الله، گشايش سياسي اقتصادي ‏وليبراليزه شدن اقتصاد و پلوراليزم سياسي از ضرورت هاي آينده خاورميانه به شمار مي رود.‏
وي با تاکيد بر اينکه "ايدئولوژي حكومت ايران اگر بخواهد با اين نظم سازگاري نشان بدهد، دچار فروپاشي ‏و ازبنياد دچار استحاله خواهدشد" گفت: قطعا اگر محتوا تغيير كرد، شكل نمي تواند تغيير نكند. از اين رو ‏باهر محتوايي نمي توانيم هرشكلي را نگاه بداريم. توافق با اسراييل براساس مرزهاي سال 1967، سازش با ‏آمريكا، و پذيرش اصول سكولاريسم براي حكومت كردن با حكومت كردن برمبناي شرع وفلسفه اسلامي و ‏ولايت فقيهي كه ازجانب خداوند است منافات دارد. بنابراين، ‌اين نيرو اگر بخواهد چنين شكلي را حفظ كند نمي ‏تواند وارد پروسه سازش شود. از اين رو اگر چنين برنامه اي درذهن آقايان باشد، همان پروژه استحاله اي ‏است كه به طرح ها وبرنامه هاي آقاي رفسنجاني نسبت داده مي شد. ‏
وي درادامه افزود: اما اگر نظام معتقد باشد كه درمناقشه هسته اي پيروز خواهد شد، قطعا چنين ديدگاهي، ‏ديدگاه واقع بينانه اي نيست. موقعيت خاورميانه، توازن نيروها وهمه آنچه ما مشاهده مي كنيم، اجازه نمي دهد ‏ايران دراين موقعيت ايران به پيروزي دست پيدا كند. ‏
زيد آبادي با اشاره به اينكه "اگر انتخابات درايران بخواهد جدي بشود، بايد با مشاركت احزاب همراه باشد" ‏گفت: اگر حتي 40 نفر ديگر را هم تاييد كنند، فضاي جهاني عليه انتخابات، فضاي سنگيني است و آن ها ‏انتخابات را درچارچوب انتخابات دمكراتيك تحليل نمي كنند. اين موضوع نيروهاي طرفدار ايران را درسطح ‏جهان منفعل و دست آمريكا و متحدانش را براي اعمال فشار بيشتر باز مي كند. آمريكايي ها همواره مطرح ‏كرده اند كه ايران كشوري است كه مردم خود را سركوب مي كند و آمريکا مي خواهد به مردم ايران كمك ‏كند. ‏
وي با اشاره به اين احتمال كه "ممكن است تحليل نظام سياسي اين باشد كه پرونده هسته اي درحال پيروز ‏شدن است و نظم منطقه خاورميانه نيز، با توجه به اهرم هايي كه دارد، به طور كلي به نفع اين نظام در حال ‏ختم است" گفت: نظام سياسي بايد به اين موضوع قاعدتا فكر كند كه اين احتمال وجود دارد که چنين اتفاقي ‏نيفتد و اوضاع عليه ايران وخيم شود.

نظام در خطر است/ دکتر آزادی

بخوانيد و بدانيد.
اما گمان نكنيد كه صحبت هاي ايشان نيز بخاطر مردم است بلكه در حقيقت اصل صحبت بر سر سهم خواهي قدرت از حكومت است؛ وگرنه ايشان چرا اينهمه مدت هيچ اعتراضي براي حقوق پايمال شده ي اين مردم نكرده و فقط حالا كه موضوع بر سر درگيري حذف نيروهايشان است به صدا درآمده اند.
دكتر آزادي
مرجع حکومتی در قم: نظام در خطر است
سایت نوروز: نامه سرگشاده آيت‌الله «اسدالله بیات زنجانی» از مراجع تقلید و عضو شورای بازنگری قانون اساسی:
آقایان خاتمی، هاشمی، کروبی!
نگذارید «خلافت‌اسلامی» حاکم شود
آيت‌الله «اسدالله بیات زنجانی» ازمراجع تقلید ساكن قم و عضو شورای بازنگری قانون اساسی، در پی رد صلاحیت گسترده و فله‌ای نامزدهای اصلاح طلب و مستقل انتخابات مجلس هشتم با صدور نامه ای خطاب به آقایان خاتمی، هاشمی وكروبی هشدار داده كه درصورت مقاومت نكردن در برابر موج رد صلاحیت‌ها، آینده انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در معرض خطر قرار می‌گیرد. به گزارش سایت ائتلاف جوانان و دانشجویان اصلاح طلب، متن این نامه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
برادران ارجمند حضرات آقایان علمای اعلام و حجج اسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی، كروبی و خاتمی -دامت بركاتهم
سلام علیكم
در سال‌های پس از ارتحال امام امت – رحمت الله علیه- مدت زمان زیادی است كه اینجانب دیگر درگیری مستقیمی با كار سیاسی و دیوانی به ویژه در اشكال معهود و شناخته شده آن ندارم، اما به عنوان كسی كه سال‌ها از نزدیك و در بخش‌های گوناگون با فعالیت سیاسی و اجتماعی دست و پنجه نرم كرده و تا حدی مصالح و مضار آن و جهت گیری وقایع و حوادث درون آن را دیده است، همواره كوشیده ام تا هیچ گاه مصلحت مردم و انقلاب اسلامی را فرو نگذارم و از درمیان گذاشتن آنچه در این باب هم به ذهنم می رسد، دریغ نورزم. اكنون هم با توجه به همین دغدغه و از باب «النصیحةلائمة الامور» لازم دانستم تا چند موضوع را در باب انتخابات مجلس آتی و مسایل پیرامون آن با شما برادران درمیان بگذارم .
انقلاب اسلامی ما كه اكنون درایام سالگرد پیروزی آن هستیم، برآمده از دل وحدت مردم است و حفظ و حراست از آن هم جز به مدد لطف الهی و هوشیاری همین مردم میسر نبود. قصد ندارم كه نقش رهبران، نخبگان و مدیران سیاسی و اجتماعی سی سال اخیر را در حفظ و حراست آن دست كم بگیرم، بلكه معتقدم شرط لازم پایداری انقلاب، حضور و آگاهی مردم است و واضح است كه هر چیز منتفی به انتفای شرط لازم خویش است. شما عزیزان بهتر از هر كسی واقفید كه اگر بنا بود تصفیه حساب‌های گروهی و جناحی پس از امام– رحمت الله علیه- كه در مقاطع مختلف و به نام‌هایی چون احراز صلاحیت، نظارت و امثالهم صورت گرفت، عامل بقای انقلاب و حفاظت نظام در برابر نا اهلان باشد، كه سال‌ها پیش انقلاب و نظام اسلامی مدفون شده بود و دیگر سراغ آن را می بایست در كتاب‌های تاریخ گرفت. چرا كه چنین تنگ نظری هایی نتوانسته هیچ نظام و حكومتی را نجات دهد و وجود آن را تضمین كند. بالنتیجه، راز استمرار انقلاب و این نظام را باید در اراده مردم و خواست آنان جست.
بنده به عنوان طلبه‌ای كه در این ایام بیش از شما عزیزان با مردم و بدنه حوزویان و دانشگاهیان سر و كار دارم، متذكر می شوم كه به شدت این نگرانی هست كه مردم به عنوان شرط حقیقی استمرار نظام اسلامی، به واسطه محدودیت و عدم تنوع سلایق و گرایشات نامزدهای انتخابات، عرصه را تنگ ببینند و نهایتا" از مشاركتشان در انتخابات كاسته شود؛ مسلما" همچنین چیزی فقط به نفع دشمنان انقلاب و مطابق خواست آنان است. در رای گیری های اخیر هم این موضوع ثابت شده كه میزان مشاركت مردم نسبت مستقیمی با تنوع سلایق و تعداد كاندیداها دارد. به این ترتیب و بدون آنكه مقدمه ام از ذی المقدمه فربه ترشود، یادآوری مختصر چند مطلب را به حضور شما بزرگواران ضروری ميدانم.
روند تائید صلاحیت ها و به اصطلاح مجعول و غیر فقهی «احراز صلاحیت» نیروهای مومن، متدین و علاقه‌مند به اسلام و نظام (اي آنانيكه فكر ميكنند اصلاح طلبان از اين نظام و با اين نظام نيستند جمله قبل را دوباره بخوانيد و بدانيد و گمان نكنيد.) كه متاسفانه هربار به حذف و كنار گذاشتن بی دلیل تعدادی از آنها منجر می شود، همچون دمل چركین و به ظاهر كوچكی است كه هر از گاهی سرباز میكند و یقین بدانید اگر جراحی اساسی نشود، عفونتش به سراسر پیكره انقلاب تسری خواهد یافت و شادابی اش را به خزانی بی مانند تبدیل خواهد كرد، به گونه ای كه همگان حتی از بخاطر آوردن یاد آن هم گریزان خواهند بود. كسانی هم كه روزگاری می توانستند آن را درمان كنند، شرمسار اوقات و فرصت های از دست رفته خواهند بود. اكنون عرض بنده آن است كه همگرایی و رایزنی اخیر شما سه بزرگوار در باب مسایل انتخابات، نقطه عطفی است كه می تواند بسیاری از حقوق از دست رفته نامزدها را بازگرداند و مانع از آن شود تا نیروهای اساسی و اصیل انقلاب و نظام به بهانه های واهی رد صلاحیت شده و از صحنه كنار بروند.
كاش بتوان تصور كرد كه در صورت آسیب دیدن انقلاب به واسطه عدم اهتمام جدی و زیر بنایی شخصیت‌های تاثیرگذار، تاریخ و نسل‌های بعدی چه قضاوتی در باره آنها خواهند كرد؟ شما سه بزرگوار از فقهای درس خوانده همین حوزه های دینی هستید كه برخی به خود جرأت میدهند با استناد به شریعتش آبروی مومنی را بریزند و بی هیچ پشتوانه ای از عدم صلاحیت او سخن بگویند. آیا تعالیم رایج در حوزه های دینی ما چنین چیزی را برمی تابد؟
خدا می داند چقدر تلخ است كه بگویم و تذكر دهم كه اگر روند حذف نیروهای آبدیده و صلاحیت دار و سپردن امور به افراد كم تجربه و گاه نا اهل (ايشان نيروهاي اصول گرا را گاه نا اهل مينامند) به همین منوال ادامه پیدا كند و بخش‌هایی گسترده از جامعه نتوانند، به سهم خود، كرسی امور را تصاحب كنند، عاقبتی جز فروپاشی از درون و یا افتادن به ورطه دیكتاتوری درانتظار نظام اسلامی نخواهد بود. طبیعی است كه در آن صورت برای آحاد مردمی كه در نظامی دیكتاتورمنش زندگی كنند، میان حكومتی مسمی به اسلام و یا حكومتی امریكایی چندان فرقی نخواهد بود و این خطری است كه به واسطه مشكلات كنونی در روابط خارجی و دیپلماتیك كشور و نیز مشكلات اقتصادی و معیشتی مردم، دور از انتظار نیست.
اگر چهره های تاثیرگذار انقلاب و نظام، پیشتاز مراقبت و صیانت از ثقلین نظام اسلامی یعنی جمهوریت و اسلامیت نباشند به زودی خواهند دید كه روند حذفی در پیش گرفته شده دامان خودشان را هم خواهد گرفت، همانطور كه نشانه هایی از آن را هم دیده ایم و دیده اید. آنهایی كه در روندی از پیش حساب شده و با برداشت هایی من عندانفسهم، تلاش دارند تا جمهوریت و اسلامیت نظام را در تقابل با یكدیگر نشان دهند، همانها هستند كه در پی حذف مدافعان توأمان جمهوریت و اسلامیت هستند؛ هر روز به رنگی و بهانه ای از گوشه ای ندای خلع لباس خاتمی بلند می شود تا در عرصه اجتماعی و سیاسی او را بر چرخ بنشانند؛ یكی سلسله جنبان حركتی می شود كه به نام مصالح نظام، نهایتا" پیری را از كنج مدرسه فقاهت و دیر مناعت، راهی خبرگان كنند كه فقط و فقط با هاشمی بستیزند؛ این چنین است در مورد حق تضییع شده كروبی و هكذا در مورد نیروی های مومن و متدین كشور.
بدون آنكه در پی ترویج و توصیه فرقه گرایی باشم، ضمن اعلام حمایت از رایزنی و همفكری شما سه بزرگوار ، حاصل سخن بنده این است كه امروز و در آستانه انتخابات مجلس و تائید صلاحیت ها، روز مباهله دو جانبه عقیدتی و سیاسی با كسانی است كه درون مایه انقلاب اسلامی مردم ایران و اندیشه امام خمینی را در نیافته اند (اشاره به نيروهاي اصول گرا است) و اگر همین طور به پیش بروند، اندیشه قیم مآبانه و منحرف «خلافت اسلامی» را به جای «جمهوری اسلامی» خواهند نشاند. تجلی این مواجهه و مباهله شما در مقاطع حساس كنونی هم تلاش برای در صدر نشاندن حاكمیت مردم و نمایندگان طیف‌ها و سلایق گوناگون آنهاست، حتی اگر به مذاق عده ای خوش نیاید.
قطعا" هم مستحضرید كه ممكن است كسانی از همگرایی هاشمی، خاتمی و كروبی نا خرسند باشند و تلاش كنند تا به انحای مختلف آن را متوقف ساخته یا تحت الشعاع قرار دهند. برخی انعكاس های خبری جهت دار از رایزنی های شما حاكی از چنین عصبانیتی است. اما تلاش كنید تا به دوستداران انقلاب و امام و مجموعه‌های فكری و سیاسی اطراف خود تفهیم كنید كه همفكری افرادی چون هاشمی، كروبی و خاتمی، همفكری برای تشكیل و ایجاد یك حزب، فرقه یا ائتلاف حزبی و جناحی نیست، بلكه حمایت از اندیشه اساسی «جمهوری اسلامی» در برابر اندیشه انحرافی «خلافت اسلامی» (انديشه انحرافي خلافت اسلامي مربوط به اصول گرايان است) و صیانت از رای مردم در برابر خلافت مسلكان است؛ همگرایی برای احیای فقره‌های نادیده گرفته شده و صریح اندیشه امام راحل است كه بارها و بارها با دخالت نظامیان در انتخابات مخالفت كرد، مجلس را به معنای تام آن در راس امور می دانست و از همان ابتدا تاكید كرد كه «جمهوری اسلامی، نه یك كلمه كم و نه یك كلمه زیاد». بر حجم این تلاش ها، رایزنی ها و تبادل نظرها بیافزایید تا خدای نا كرده شرایطی پیش نیاید كه نیروهای توانمند و متعهد ناچار به كناره گیری جبری از فعالیت‌های انتخاباتی شوند كه در آن صورت نتیجه آن به سود هیچ كس نخواهد بود.
والسلام علی عبادالله الصالحین
قم، 12 بهمن 1386،23 محرم الحرام 1429
اسدالله بیات زنجانی

سردار جعفری خود را در جایگاه ولی فقیه قرار داده / راه سوم

ایشان فرموده‌اند حمایت از اصولگرایان تكلیف الهی است یعنی خودش رادرجایگاه ولی فقیه یا مراجع عظیم الشان قرارداده و حكم شرعی صادر كرده است. من نمی‌دانم ایشان جزء مراجع جهان تشیع هستند، یا به او حق ولایت داده‌اند كه برای مردم و بسیجیان تكلیف شرعی صادركند؟
اشاره : حجت الاسلام منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی ، كاندیدای انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی است صلاحیت این روحانی نام آشنا كه ازسوی هیات های نظارت رد شده بود درچند روزگذشته تایید شد. آنچه در ادامه می‌آید ما محصل گفتگوی خبرنگارراه سوم با وی، پیش ازعزیمت به جلسه فوق العاده اتاق فكر حزب اعتماد ملی برای مقابله با شرایط ناشی از رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان است.
در روزهای اخیر، زیاده‌خواهی و رفتارهای افراطی بخشی از جریان تندرو اصولگرایان، باعث شده كه بخش معتدل جبهه اصولگرا به سمت میانه‌روهای اصلاح‌طلب سوق پیدا كنند. ارزیابی شما ازاین رویداد سیاست چیست؟ آیا امكان همراهی و ائتلاف این دو قشر ازبدنه سیاسی نظام وجود دارد؟
جریان اصلاحات یك رویكرد و جهت گیری خاص است كه باید ادامه داشته باشد. این جریان اصیل را باید با حفظ مصالح نظام، منافع ملی و با پرهیز از تندروی و افراطی‌گری و رعایت ملاحظاتی دنبال كرد. در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی به دلیل برخی تندروی‌ها گرایشی ازسوی برخی از اصولگرایان و تشكیلات آنها به سمت اصلاح‌طلبان معتدل به وجود آمده است، به هرحال این گرایش به وجود آمده اما این كه سرنوشت آن نمی توان ازهم اكنون قضاوت كرد.
آیا امكان یارگیری ازاین گرایش معتدل اصولگرا و یا مستقل‌های تایید صلاحیت شده با توجه به كمبود نامزد درجبهه اصلاحات وجود دارد؟
درانتخابات ممكن است در اثر فقدان كاندیداهای اصلاح‌طلب مشخص و روشن، برخی احزاب مجبور باشند از چهره‌های مستقل و منتقد دولت استفاده كنند؛ این احتمال وجو د دارد اما قطعی نیست به هرحال برای جبران كمبود چهره‌های شاخص ممكن است از این گرایش‌ها یارگیری شود، البته این به معنای عدول ازجریان اصلاحات و نادیده گرفتن رویكرد و مشی اصلاح طلبان نیست.
جناب منتجب نیا، شما و حزب اعتماد ملی تا چه حد امیدوار به احقاق حق و تایید صلاحیت نامزدهای خود هستید؟
با توجه به اینكه آخرین نظر را شورای نگهبان می‌دهد و این شورا از امروز بررسی‌های خود را آغاز كرده است، ما انتظار داریم در رد و عدم احراز صلاحیت نامزدها تجدیدنظر و احقاق حق شود. ما درتمامی حوزه‌های انتخابیه انتظار داریم كه شاهد یك رقابت سالم و تنگاتنگ بین اصلاح‌طلبان و اصولگرایان باشیم، متاسفانه در حال حاضر دربخش عمده‌ای ازحوزه‌ها امكان رقابت وجود ندارد و تنها یك جریان میدان داری می‌كند و این با مفهوم انتخابات درتضاد است.
اگر روند تایید صلاحیت ها ادامه داشته باشد ، آیا امكان كناره گیری نامزدهای دیگری از جریان اصلاح طلب وجود دارد؟
من در این مورد اطلاعی ندارم، ما نسبت به دوستانی كه كناره گیری كرده اند متاسف هستیم. برای ما جای سئوال است كه چرا ثبت نام كرده اند؟ و چرا كناره گیری می كنند؟ به هر ر‌وی امیدواریم زمینه‌ای بوجود نیاید تا افراد موجه و شاخص از انتخابات كنار بكشند و میدان را خالی كنند. ما ازدوستان انتظار داریم با قوت ادامه بدهند، اینكه تعداد نمایندگان اصلاح‌طلب در مجلس كم باشد، بهتر از عدم حضورآنها است.
آیا برای مقابله باشرایط پیش آمده، تصمیم تازه‌ای در طیف اصلاحات اتخاذ شده است؟
نه، ما درحال بررسی هستیم، همین امشب به دنبال جلسات قبلی، اتاق فكر ما جلسه فوق العاده دارد و امشب روند صلاحیت‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهیم تا متناسب با آن تصمیم شایسته‌ای بگیریم. البته به معنای این نیست كه كناره‌گیری كنیم، بلكه با دقت و با توجه به شرایط موجود تصمیم خواهیم گرفت و انشاء الله ازفرصت‌ها به بهترین نحو استفاده خواهیم كرد.
با توجه به سخنرانی فرمانده سپاه و تاكید ایشان بر همراهی سپاه و بسیج با جریان اصولگرا، آیا شما تمهیدی برای مقابله باورود غیرقانونی نظامیان به انتخابات اندیشیده اید؟
من پیش ازهر چیز تشكر می كنم ازسردار جعفری كه خیلی صریح موضع خود را اعلام كردند، چون برخی دردوره های قبل این كار را می كردند ولی درظاهر اقرار نمی كردند، ولی ایشان این شهامت را داشته است كه صریحا اعلام كرده كه سپاه وبسیج وارد صحنه شود و ازیك جریان سیاسی حمایت كند، این شهامت ایشان قابل تحصین است.
مگر این دخالت با نص صریح قانون درتضاد نیست؟!
عرض می كنم اولا این سخنان یك دعوت به گناه كبیره و مخالفت صریح با فرمایشات حضرت امام (ره) آنهم درسالگرد پیروزی شكوهمند انقلاب و دهه مباركه فجر است. ثانیا مخالفت صریح و آشكار با قوانین نیروهای مسلح و ازجمله سپاه پاسداران بسیج مقاومت است. ثالثا ایشان فرموده‌اند حمایت از اصولگرایان تكلیف الهی است یعنی خودش رادرجایگاه ولی فقیه یا مراجع عظیم الشان قرارداده و حكم شرعی صادر كرده است. من نمی‌دانم ایشان جزء مراجع جهان تشیع هستند، یا به او حق ولایت داده‌اند كه برای مردم و بسیجیان تكلیف شرعی صادركند؟ بهرحال حكم شرعی را ولی فقیه یا مراجع جامع الشرایط صادرمی كند نه یك سردار و یا فرمانده سپاه. بنابراین دعوت برادران بسیج و سپاه به ورود به صحنه سیاست دعوت به خلاف شرع به منكر است. سردار جعفری وظیفه اش نهی ازمنكر است نه امر به معروف . ایشان فرمانده سپاه شده اند كه نهی ازمنكر كنند نه سپاه و بسیج به انجام منكر فرا بخوانند.
(21 بهمن 1386)

Feb 9, 2008

بیانیه سازمان جوانان جبهه ملی ایران - اروپا


بیانیه سازمان جوانان جبهه ملی ایران- اروپا
جبهه ملی ایران پس از ارزیابی شرایط انتخابات مجلس هشتم جمهوری اسلامی، به دلیل عدم وجود شرایط برابر و عادلانه برای اعلام مواضع وسیاست های خود، همچون سالهای پس ازخرداد60، تصمیم به عدم شرکت در انتخابات فرمایشی گرفت. مجلس و انتخابات به عنوان رکنی از بنیادی ترین ارکان دمکراسی در سنت جبهه ملی جایگاه ویژه ای را دارا ست. نظربه اینکه مجلس در جمهوری اسلامی هرگز نمی تواند آنگونه که شایسته ی چنان ارگان مقدسی است، برای نمایندگی اراده ی مردم به کار بپردازد ،جبهه ملی ایران از شرکت در انتخابات سر باز میزند.
سازمان جوانان جبهه ملی ایران-اروپا پشتیبانی کامل خود را از این تصمیم بخردانه اعلام میدارد.
این سازمان با توجه به سابقه ی حکومت گران جمهوری اسلامی در حذف مخالفان و سهیم ندانستن ملت در تعین سرنوشت خود، عدم شرکت جبهه ملی در این انتخابات را مورد تایید قرار داده و آن
را هماهنگ با خواسته های نسل جوان نیروهای ملی میداند.
نسلی که خواهان موضع گیری های شفاف و مرزبندی های روشن با حکومت ولایت فقیه است و دمکراسی را دیگر نه فقط در چارچوب شعار های سیاسی بلکه در اقدامات و تصمیمات سیاسی سازمان ها جستجو می کند.
رژیم جمهوری اسلامی همانند تمام حکومت های تمامیت خواه و مستبد به هر چه تنگ تر کردن دایره قدرت و کوچک کردن حلقه ی خودی ها پرداخته است. این رژیم نه تنها نشانی از آمادگی برای دادن بخشی از قدرت به مردم و نمایندگان اندیشه های متفاوت را بروز نداده ، بلکه با خیز برداشتن برای یک دست کردن تمامی قوا فضای سیاسی و فرهنگی را بیش از پیش به اختناق کشانده است.
انتخابات برای حاکمیت جمهوری اسلامی تنها به وسیله ای برای کسب مشروعیت تنرل پیدا کرده است.
سازمان جوانان جبهه ملی ایران – اروپا همچون سازمان مادر در ایران در حال حاضرروشن گری در باره ی اصول اولیه ی انتخابات آزاد و عادلانه را وظیفه ی خود می داند و مبارزه برای رعایت حقوق اولیه ی شهروندان ایرانی از جانب حاکمین جمهوری اسلامی را زمینه ای برای تغییرات بنیادین در جهت بر پایی حکومتی مردمی میشمارد.
پاینده باد ایران
سازمان جوانان جبهه ملی ایران-اروپا
5 فوریه 2008

پشتیبانی نمایندگان دانشجویان دانشگاههای نروژ از مبارزات دانشجویان ایران در دفتر سازمان عفو بین اللملل/ کیانوش سنجری

http://ks61.blogspot.com

شنبه 2 فوریه، دفتر سازمان عفو بین الملل در نروژ پذیرای نمایندگان سازمان های دانشجویی دانشگاه های نروژ بود. آن ها از دانشگاه های اسلو، برگن، ترنهایم، استوانگر، ترمسو و چند شهر دیگر، به دفتر سازمان عفو بین الملل آمده بودند تا درباره وضعیت جنبش دانشجویی در ایران به گفتگو بنشینند. من هم به دعوت بخش دانشجویی سازمان عفو بین الملل به این نشست دعوت شده بودم.در این نشست از من خواسته شد درباره وضعیت جنبش دانشجویی ایران و سرکوب این جنبش توسط حکومت ایران سخن بگویم.در ابتدا برای دانشجویان نروژی تعریف کردم که یکی از دوستان شان به نام ابراهیم لطف الهی، دانشجوی رشته حقوق در ایران به دلایل نامعلوم بازداشت شد و در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهری در غرب ایران به طرزی نامعلوم کشته شد. دانشجویان نروژی می خواستند بدانند که این چگونه جنایتی بوده است. برای شان تعریف کردم که شاید بشود این جنایت را جنایت مقدس نام نهاد. یعنی دانشجو ربوده می شود، او باید در زیر شکنجه ها اعتراف کند به کارهای ناکرده، او باید اعتراف کند به ارتباط با گروه های مخالف حکومت، او باید اعتراف کند به قصد داشتن برای براندازی حکومت و اگر اعتراف نکند، ممکن است کشته بشود، ممکن است ضربه های مشت و لگد آنچنان سخت و کوبنده باشد که او از پای درآید.برای دانشجویان نروژی تعریف کردم که فردای از پای درآمدن ِ ابراهیم، او پنهانی در خاک دفن شد تا اثرات جنایت مقدس بر اندامش پوشیده و پنهان بماند.برای دانشجویان نروژی تعریف کردم که پیش از ابراهیم لطف الهی، خانم پزشک جوانی به نام زهرا بنی یعقوب هم به طرزی رازآلود در بازداشتگاه نیروهای شبه نظامی بسیج، لای کفن جنایت مقدس پیچیده شده بود، و پیش از او نیز، اکبر محمدی، که هنوز در خاطره ی دانشجویان ایرانی زنده است.و برای دانشجویان نروژی تعریف کردم که بر پایه آمارها، تنها در چند هفته گذشته در ایران، بیش از 60 دانشجو به کمیته های انضباطی احضار شدند، بیش از 40 دانشجو به صرف فعالیت های شان در دفاع از دمکراسی و انتقاد از حکومت و شرکت در اجتماعات مسالمت آمیز دانشجویی از ادامه تحصیل محروم شدند و بیش از 80 دانشجو بازداشت و زندانی شدند و بخشی از آن ها همچنان در بازداشتگاه امنیتی 209 اسیر و زندانی هستند و در زیر فشار طاقت فرسای بازجویی ها.برای دانشجویان نروژی تعریف کردم که دوستان شان در ایران به صرف تلاش برای برگزار کردن تجمع مسالمت آمیز به مناسبت روز دانشجو در ایران بازداشت شده و در بازداتشگاه امنیتی در زیر شکنجه قرار دارند تا به دروغ بر علیه خود و دوستان شان لب به سخن بگشایند، ترجیحا در مقابل دوربین فیلم برداری!برای دانشجویان نروژی تعریف کردم که سه دانشجوی بیگناه دانشگاه امیرکبیر، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی پس از تحمل شکنجه های روحی و جسمی و با وجود تبرئه از اتهامات ساختگی و جعلی در دادگاه، همچنان در زندان باقی مانده اند و رهای شان نمی کنند.پس از جلسه پرسش و پاسخ، نمایندگان سازمان های دانشجویی نروژ، در پشتیبانی از مبارزات آزادیخواهانه دانشجویان ایران و در اعتراض به بازداشت و شکنجه آن ها، برگه ای را امضا کردند.


/ انتخابات ، امتناع جنبش ساز


گرچه برساختاری که پس از انقلاب بهمن 57 برایران سایه افکند جمهوری اسلامی نام نهادند و این عنوان نوظهورترکیبی از دو ساحت مردمی وخدایی را به اذهان می آورد .(غافل ازاینکه نشات یافتن قوانین یک حکومت از دو خواستگاه نامتجانس تناقضی است که هرگزتاریخ اجتماع آن را ندیده وقابل تحقق نیز نخواهد بود) به مروربرنیروهای سیاسی و اقشارمردم عیان شد که آنچه حاکم گشت تنها درمرحله پیدایی با تحمل رنج ملت زایش یافت و آنگاه که این غول « سنت » به هزینه مردم ازشیشه خارج شد، آنچه روزبه روزبارورگشت زائده ای جز تئوکراسی نبود. به نحوی که امروزبا گذشت قریب به 30 سال ازآن بهمن خونبارتنها پوسته ولایه بسیارنازک ورقیق ازماهیت«مردم»ی آن به جای مانده وهرسو که بنگری شاخ و برگ سنت با رجعتی به قدمت بیش ازیک هزارسال چهره این کشوررا درخود فروبرده است. پس تعجبی ندارد که اگرحکومت بطورمتوسط سالی یک انتخابات هم برگزارکند ماحصل آن هیچ نسبتی با خواستهای مردم نداشته باشد. عجیب نیست که حکومتگران تمام تلاش خود را برای منزوی کردن وعدم مشارکت مردم درصحنه سیاسی بکارگیرند. حاکمیتی که به طرق گوناگون مردم را تحت فشاراجتماعی – فرهنگی – اقتصادی و سیاسی قرار می دهد و درتمام زوایای زندگی خصوصی مردم درجهت درتنگنا قراردادن هرچه بیشترملت مداخله می کند ونه تنها درمناصب سیاسی بلکه درعرصه های فرهنگی و اجتماعی نیز نظامیان را حاکم می سازد تنها یک مفهوم راتداعی می کند و آن اینکه این ساختاربا مردم هیچ نسبتی جز زورمداری ندارد. اگرانتخاباتی هست نه به خاطر باور به ارزشهای دمکراتیک بلکه برای فریب افکارعمومی دنیاست. اگر پارلمان، قانون اساسی و سیستم تفکیک قوا دارد نه به خاطر پایبندی به قواعد دولت مدرن بلکه برای مستحکم کردن مطرودترین شیوه های سنتی حکومت درعصرفرامدرن است.
اکنون چنانچه این واقعیت ها را مد نظرقراردهیم بخوبی می توان محاسبه کرد که با نمایشی که تحت نام انتخابات از سوی این حکومت برگزارمی شود چگونه باید برخورد شود. اگرشرکت درانتخابات به این امید باشد که به مروربا ورود افراد دمکرات ساختارغیردمکراتیک حکومت را می توان اصلاح کرد، تجربه سه دهه گذشته ثابت می کند که این شیوه موفق نبوده است.دوران موسوم به حاکمیت اصلاح طلبان با دراختیارگرفتن دو قوه از سه قوه حاکم بر کشور حتی نتوانست اصلاحیه برقانون مطبوعات را تصویب کند و اینجاست که چنین پرسشی به ذهن می آید که چرا درساختارسلطانی گذشته ازدرون پارلمان فردی چون مصدق سربرمی آورد که شاه کلید قدرت درایران یعنی صنعت نفت را ملی می کند اما درساخت سلطانی کنونی اصلاح طلبان با تصاحب پارلمان وقوه اجرایی حتی نتوانستند یک بنیاد مالی را ملی کنند. آیا این موضوع مفهومی جز این دارد که استبداد دینی بدترین نوع استبداد است.
مگرنه اینکه این ساختار برای تداوم حیات خود نیازمند آن است که به دنیا بقبولاند نهادهای دمکراتیک دراین کشورحضوردارند.(شاید اگر ما به حق مسلم خود دستیابیم دیگرچنین تلاشی هم لزومی نداشته باشد.) حکومتگران درعین آنکه تمام سعی خود را صرف آن می کنند افراد مستقل و آزاد اندیش درمیان کاندیداها نباشند و انتخابات ازمیان عده ای وابسته به حکومت برگزارشود و ضمن آنکه ازحضورگسترده مردم بیمناک اند(چون ازخواست مردم آگاهند) اما ازسوی دیگرحکومت نیازدارد حتی با بکارگیری تقلب به دنیا بگوید بیش از60 % ازمردم درانتخابات شرکت می کنند.میزان رای احمدی نژاد در انتخابات مرحله اول دوره نهم ریاست جمهوری و رای کاندیدای محافظه کاردرانتخابات 2خرداد 76 نشانگرمیزان پایگاه مردمی حکومت بود که بطورمتوسط از6 میلیون نفر تجاوزنکرد. حکومتگران آگاهند که سطح این آرا براثر رفتارهای ضد مردمی چند سال اخیر به شدت کاسته شده است. بنابراین با توجه به تجربیات گذشته می توان گفت که حکومت قادراست 9 میلیون رای را تا 19 میلیون رای جلوه دهد اما آیا قادراست 2 میلیون رای را 22 میلیون رای عنوان کند؟اگر هم چنین کند واکنش جامعه ای که اغلب غیرقابل پیش بینی است چه خواهد بود.
آماررسمی مجموع واجدین شرایط شرکت درانتخابات را 43 میلیون نفراعلام نموده ضمن آنکه چاپ 55 میلیون تعرفه گویای آن است که این آمارتا چه حد با واقعیت فاصله دارد. اکنون به نظر می رسد چنانچه نیروهای سیاسی یکپارچه ازحضور درانتخابات فرمایشی امتناع کنند و کلیه کاندیداهای باقی مانده اصلاح طلبان و افرادی که برای گرم شدن تنور انتخابات درآخرین لحظه تایید می شوند و حتی افراد دیگری که می دانند به دلیل نبودن درلیست حکومت انتخاب نخواهند شد جملگی یکجا انصراف دهند. می توان شوک تازه ای جهت عدم شرکت درانتخابات وارد کرد.به این ترتیب کاهش شدید آرا بحران مشروعیت حکومت را به شفاف ترین صورت درمعرض قضاوت افکارعمومی دنیا قرارخواهد داد. کسانی که درگذشته با مشارکت بی ثمردرانتخابات نتوانستند به سوی دمکراسی گام بردارند یکبارهم که شده حق عدم حضورراکه یک گزینه اعتراضی به حکومت است امتحان کنند. گرچه عدم شرکت درانتخابات فرمایشی یک گام اعتراضی است و کاهش شدید آراء عدم مشروعیت حکومتگران را شفاف خواهد ساخت اما این گام نخست است پرواضح است برداشتن گام دوم اعتراضی زمانی قابل تصوراست که گام اول محقق شود.
محمد مسعود سلامتی

http://rozane1.blogspot.com

انتخابات و تئوکراسی، سعید درخشندی


برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی و مشارکت شهروندان در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی یکی از معیارهای ‏استقرار حاکمیت مردم و وجود دموکراسی و توسعه سیاسی است. به هر میزان که حکومت ها از این میزان فاصله ‏داشته باشند، به همان نسبت بسته‌تر، غیر دموکراتیک‌تر و نامشروع‌تر تلقی می شوند.‏

تطبیق و سنجش نظام حکومتی ایران با این شاخص به طور بدیهی و واضح حکایت از فاصله بسیار زیاد این نظام ‏از نظام‌های دموکراتیک و مردمی دارد. لذا بحران مشروعیت در این نظام بسته و تئوکراتیک، از جمله بحران ‏های عمیقی است که حاکمان کشور با آن مواجه بوده و در پی تقابل با آن می‌باشند. در این رویارویی مدعای داشتن ‏نظام مردمسالاری دینی و برگزاری انتخابات در این چهارچوب از جمله روش های‎ ‎صاحبان قدرت بوده است. در ‏اثبات یا رد این ادعا، تبیین و تحلیل جایگاه این انتخابات و مکانیزم برگزاری آن، نقش و مشارکت مردم ضروری ‏به نظر می‌رسد. که این مهم جز با تبیین خواستگاه و بنیانهای نظری و اندیشه‌ای این نظام میسر نمی‌شود و البته از ‏حوصله این نوشته خارج است. اما بصورت موجز و مختصر باید گفت که نوع نگاه به انسان و جایگاه انسان در ‏این نظام فکری نگاهی است که انسان در آن موجودی می‌باشد که برای صلاح و فلاح دنیا و آخرت خود نیازمند ‏قیم است و خود به تنهایی قادر به تصمیم‌گیری و تشخیص خوب از بد و سره از ناسره نیست. مردم در این سیستم ‏فکری مصداق ” اکثرهم لایعقلون”، ” اکثرهم لا یفهمون” و ” العوام کالانعام” می‌باشند. انسان چون رعیت و رمة ‏محتاج به شبان است و نه شهروند و بنابراین به طریق اولا نظر انتخاب و رأی آن بلاموضوع است.‏

با توجه به مقدمه گفته شده و نظر به گسترش دموکراسی و حقوق بشر بعنوان ارزشهای جهانشمول- و تبعات ‏حاصل از آن- و مطالعات و انتظارات برآمده از مقتضیات زمانی و مکانی که به بحران مشروعیت دامن زده، ‏آنچه مشخص است تطبیق، سازگاری و انتظار هر گونه اصلاح در مواجهه با این شرایط از سوی نظام مستقر غیر ‏ممکن به نظر می‌رسد. بنابراین حتی اگر اراده‌ای معطوف به اصلاح در قلمرو و حوزه عمل از طرف افراد و ‏گروههایی معتقد به فرآیند اصلاح از درون وجود داشته باشد با توجه به شالوده‌های فکری و اندیشه ای آن نمی‌توان ‏این نظام را که بحران‌های بنیادینی، بنیانهای نظری و پایه ای آن را متزلزل کرده اصلاح کرد. علاوه بر این ‏حاکمیت بخوبی دریافته قبول چنین اصلاحات و عقب نشینی در برابر خواست های مردم و همراهی برای آوردن ‏حتی بخش کوچکی از آن نوعی نقض غرض بوده و با زیر سؤال بردن پایه‌های نظری خود نهایتاً زمینه‌ساز عقب ‏نشینی‌های دیگر در برابر خواست مردم و تشدید روند زوال و افول آن می‌شود. ناگزیر، در برابر این واقعیت از ‏یکسو، سرکوب، خفقان، نقض حقوق بشر و شهروندی، تحدید آزادی بیان، ایجاد فضای امنیتی و پلیسی توأم با ‏رعب و وحشت و … را در دستور کار خود قرار داده - که البته نوعی واکنش طبیعی و در چهارچوب این تفکر ‏موجه و درست می‌باشد - و از سوی دیگر هر از چندی سعی در برگزاری انتخابات، بدون داشتن و رعایت حداقل ‏ها با استفاده از انحصار تبلیغاتی و رسانه‌ای همراه با هیاهو و جنجال می کند. منتخبان چنین انتخاباتی قرار است ‏نه نماینده و منتخب مردم، بلکه نماینده و منتخب حاکمان باشند و حتی در صورت انتخابی بودن نیز بنا به گفته‌ها ‏‏۲۰ درصد قدرت را در مقابل ۸۰ درصد نهادهای انتصابی در این نظام سیاسی، دارا خواهند بود.‏

حال سؤال اصلی اینجاست که با نزدیک شدن انتخابات نمایشی مجلس هشتم و وجود فضای سرکوب، حذف و ‏سانسور، وظیفه سازمانها، گروهها، فعالین سیاسی، مدنی، حقوق بشری و دموکراسی‌خواهان در برابر تکرار این ‏سریالهای انتخاباتی چه می‌باشد؟

طی سالیان گذشته از طرف گروههای مختلف اپوزیسیون و منتقد و فعالان سیاسی و مدنی واکنش‌های متفاوتی در ‏رابطه با این انتخابات صورت گرفته است. از جمله اینکه افراد و گروههایی قائل به مبارزه قانونی و به قول خود ‏پارلمانتاریستی بوده و هستند و تنها راه اصلاح و دموکراتیزاسیون را ورود به درون حاکمیت و اصلاح از درون ‏دانسته و می‌دانند. اما اگر اینان در نیت، گفتار و عمل خود صادق هستند، آیا مشارکت در انتخاباتی ناسالم و غیر ‏رقابتی و ناعادلانه و ورود به حاکمیتی که در آن انسان به عنوان انسان بماهو انسان و بعنوان شهروند اعتبار، ‏صلاحیت و هیچ حقی ندارد، به مفهوم زدن نقاب بر چهره سیستم موجود نیست؟ ‏

آیا شرکت در انتخابات و بازی در میدانی که توپ، زمین، داور و واضع قواعد بازی آن حاکمیت اقتدارگرا و ‏نافیان و ناقضان حقوق بشر و حاکمیت مردم هستند، جز آرایش چهره چنین سیستمی با انتخابات صوری و کمک ‏به گرفتن ژست مردمی آن و همراهی با تبلیغاتی که بیانگر واژگون شدن حقایق است، مفهوم دیگری دارد؟ آیا ‏شرکت در انتخاباتی که تبدیل به پوسته ظاهری شده و صورت ضد دموکراتیک حاکمان را در بحبوحه تبلیغات ‏تکلیفی و شرکت احساسی و هیجان زده به سمت صندوق‌های رأی می‌پوشاند، قابل توجیه است؟ براستی شرکت در ‏انتخابات مجلسی که تنها کارکردش وضع قوانینی است که اگر حاصل و نتیجه‌ای داشته باشد همان نظم دولت شبه ‏توتالیتری یا نظم امنیتی است که با ضرب و زور و ترس و ارعاب همراه با آن موجب نشاندن مردم بر سر جای ‏خود و سرکوب آزادی خواهان می‌شود، چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟ …‏

به خوبی پیداست که بریدن قواره دموکراسی و حقوق بشر بر اساس الگو و رویکرد چنین افرادی مصیبت‌بار ‏خواهد بود. چه حتی در صورت عملی شدن چنین اصلاحاتی این اصلاح تنها منجر به بازسازی بلور کریستالی این ‏نظام بسته سیاسی می‌شود و تغییری در ماهیت آن ندارد. ‏

همچنین در واکنش به برگزاری چنین انتخاباتی گروهها و افرادی نیز بوده‌اند که در قبال آن مواضع تحریم و عدم ‏شرکت را اتخاذ کرده‌اند. مواضعی منفعلانه و در حد صدور بیانیه و صرف اعلام موجودیت.‏

اما چنین تحریمی تا به یک خواست عمومی تبدیل نشود، در راه رسیدن به هدف تأثیرگذار نخواهد بود. تحریمی که ‏در اثنای آن جایگاه انتخابات، دموکراسی، حقوق بشر و شهروندی و نسبت آن با زندگی توده مردم برای همگان ‏مشخص و تبیین نشود، نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت. تحریمی که تأثیری بر عرصه سیاسی، اجتماعی، اندیشه‌ای و ‏کرداری لایه‌ها مختلف اجتماعی نداشته باشد و نتواند در نظام فکری و گفتمان، خود را در بستر و متن جامعه ‏مطرح، تسری و نفوذ دهد در راه رسیدن به خواستهای خود عقیم خواهد ماند… و نهایتاً تحریمیانی که نتوانند امکان ‏و زمینه بیان اعتراض خود را در بطن جامعه مدنی - که مزیت نسبی در آن دارند - بوجود آورند به هدف خود ‏نخواهند رسید. ‏

بی تردید مسیر دموکراسی و حقوق بشر مسیری پر هزینه و طولانی است، اما نه الزاماً از نظر زمان. به گواه ‏گذشته این مسیر نه از راه فرآیند اصلاحات تدریجی و درون حکومتی و شرکت در انتخابات می گذرد و نه از راه ‏تحریم منفعلانه و به شیوه معمول گذشته‌ای که تاکنون ادامه داشته و نه از طریق خشونت. در این میان، شکل‌گیری ‏حرکت تحریم به معنای واقعی کلمه می تواند نقطه عطفی در مسیر مبارزه برای تحقق دموکراسی و حقوق بشر ‏باشد. گذشته چراغ راه آینده است.‏
‏ ‏
‏* سعید درخشندی از فعالان دانشجویی محبوس در زندان اوین است
.

Jan 21, 2008

سناریوی انتخابات / مهندس حشمت الله طبرزدی


پیش از هر چیز لازم می دانم از نهادهای مدنی و کوشندگان حقوق بشر و شخصیت های محترم که با حضور در خانه ی من و ابراز محبت به این سرباز راه آزادی موجبات دلگرمی برای خانواده و خودم را فراهم ساختند، صمیمانه سپاسگزاری کنم.بیم آن هست که اگر بخواهم از یکایک با ذکر نام و عنوان سپاسگزاری کنم نام برخی عزیزان از قلم بیفتد،به همین دلیل به همین میزان بسنده می کنم و برای آنها آرزوی پیروزی می کنم . همانگونه که انتظار می رفت مساله انتخابات به عنوان یک سناریو برای حاکمیت درآمده است .در این سناریو ،هریک از مسئولین و نهادهای انتصابی،تبلیغی،امنیتی،نظامی و ... نقشی را برعهده دارند.وظیفه اصلی شورای نگهبان اما ،رد صلاحیت کاندیداهای غیر خودی است .نقش دستگاه تبلیغی هموار ساختن زمینه تصمیمات شورای نگهبان است .برخی با در اختیار داشتن رسانه های جمعی،مخالفان و کاندیداهای مستقل را به عوامل دشمن متهم می کنند و یک درخواست قانونی و دمکراتیک برای نظارت نهادهای موجه بین المللی در انتخابات را بی شرمی برمی شمرند.واین سناریو با استفاده از امکانات عمومی برای تبلیغ کاندیداهای سرسپرده جناح حاکم تکمیل خواهد شد و آخرالامر معلوم نیست حاکمیت یک دسته به دور از ناظران بیطرف و نمایندگان واقعی ملت چه چیز از صندوق ها بیرون بکشد ؟بنابراین در یک انتخابات استصوابی که با ارعاب تبلیغی حاکمیت نیز همراه است،تنها فاکتوری که موضوعیت ندارد،انتخابات آزاد،عادلانه و دموکراتیک است.پس باید به احزاب مستقل و نیروهای دموکراسی خواه حق داد که از شرکت در این انتخابات خودداری کرده و این نمایش انتخابی را تحریم کنند.توده های مردم نیزبه دلیل سرخوردگی های اقتصادی،سیاسی و اجتماعی ، گرایشی برای شرکت در این نمایش ندارند،جز حاکمیت و طرفداران آن که کمتر از ده درصد جامعه را تشکیل می دهند ،هیچ کس به آزاد بودن و مؤثر بودن این انتخابات باور ندارد. همچنین در آستانه ی 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب بهمن 1357 قرار گرفته ایم.نظر به همزمانی نمایش انتخاباتی با سالگرد انقلاب ،علاقه مندم نکته ای را به طرفداران مردم سالاری دینی گوشزد کنم .طرفداران مردم سالاری دینی و اصلاح طلبان پیشرو،همگام با سایر لایه های اجتماعی از وضعیت موجود ابراز نارضایتی می کنند،اما همزمان به تجلیل از انقلاب و نقش آیة اله خمینی در آن پرداخته و از رژیم جمهوری اسلامی دفاع می کنند.به نظر من آنها دچار یک تناقض تاریخی و معرفتی اند .برای اینکه جمهوری اسلامی یا مردم سالاری دینی ،ثمره انقلاب و میراث آیِة اله خمینی است. مادامی که رژیمی دینی باشد،حتما در آن شورای نگهبان ،تشخیص مصلحت نظام ،ولایت فقیه ،اجرای احکام شرعی مثل قصاص ، قطع دست و پا ،سنگسار ،پرتاب از کوه ،تفتیش عقاید،نظارت استصوابی،سلول انفرادی،چشم بند،شکنجه و سانسور نیز هست. برای اینکه رژیم دینی ،ملزم به اجرای قوانین و احکام ایدئولوژیک ولو با زور سرنیزه است.تفاوتی ندارد چه کسانی در چنین نهادهایی مسئولیت داشته باشند،مهم این است که آنها باید از نظام دینی محافظت کنند و احکام شرع را اجرا نمایند،در غیر اینصورت رژیم دینی نخواهد بود اصلاح طلبان دینی که از مردم سالاری دینی حمایت می کنند،لابد می دانند که اگر به جای جناح حاکم ،آنها نیز در مصادر امور قرار بگیرند ،ناگزیر برای اجرای احکام شریعت و حفظ نظام و اسلامیت آن،باید رفتاری کم و بیش شبیه اقتدارگرایان داشته باشند .مگر نه اینکه آنان در دوره ی اصلاحات ،مجلس و قوه ی مجریه را در اختیار داشتند،آیا اتفاق خاصی افتاد ؟بنابراین باید بپذیریم که تنها و تنها چالش اصلی ملت ایران ،مساله ی جدایی دین از سیاست است.اگر دین از سیاست جدا نشود ،هیچ امیدی به برقراری دموکراسی ، حاکمیت عدالت و رعایت حقوق بشر نخواهد بود .به نظر من اصلاح طلبان ، بیهوده آب در هاون می کوبند .برای اینکه دین با دموکراسی سازگاری ندارد .واقعیت این است که ثمره ی اصلی و عینی انقلاب بهمن 57 و میراث آیة اله خمینی ،یک نظام دینی است که همگی شاهد عملکرد آن هستیم .اصلاح طلبان نمی توانند از یک سو مدعی دفاع از دموکراسی و حقوق بشر باشند و از دیگر سو به تجلیل از مردم سالاری دینی و انقلاب و رهبری آن بپردازند.این یک تناقض آشکار است .نظارت استصوابی نیز حاصل همین انقلاب و همین رژیم دینی است.باور من این است که مساله اصلی اپوزسیون اعم از طرفداران لیبرال دموکراسی یا سوسیال دموکراسی وجمهوری خواه و مشروطه خواه ،پیش از هر چیز ،مساله ی تفکیک دین از سیاست است .اگر این مساله حل شود ،مشکلات اصلی نیز برطرف خواهد شد.به جای پرداختن به مسائل فرعی و دامن زدن به اختلافات یا حتی دل خوش کردن به نفوذ گروهی از اصلاح طلبان به درون نهادهای حکومتی ،می بایست حول این مساله اتحاد لازم را به وجود آورد.وقت آن رسیده است که اصلاح طلبان دموکرات نیز راه خود را از اصلاح طلبان حکومتی جدا کرده و به جبهه ی دموکراسی خواهی بپیوندند.در یک مردم سالاری دینی ،حقوق مردم به نفع حکومت گران سلب خواهد شد.اعم از اینکه اصلاح طلبان حاکم باشند یا اقتدارگرایان .
ایران / تهران / زندان اوین / بند 350

نظری بریک خبر، خاتمی نگران است / الف - بیقرار



آقاي سيد محمد خاتمي در ديدار با اعضاي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان از روند بررسي صلاحيتها اظهار نگراني نموده اند. بايد پرسيد اظهار نگراني براي چه ؟؟! اصلا"چه جاي نگرانسيت؟؟ مگر نه اينست كه ايشان وياران ا و در عرصه اصلاحات و اصلاح طلبي دغدغه حفظ نظا م وتقويت آنرا داشته و دارند؟ طبيعست كه تمامي اين كارها انجام ميشود تا نظام ولايت مطلقه فقيه همچنان با اقتدارو انسجام جايگاه ضد مردمي خودرا حفظ نمايد، ودرصورت امكان به حيات ننگين وسراسر جنايت وخيانت خود ادامه دهد. آقاي سيد محمد خاتمي و مجموعه عناصري كه درطي سه دهه گذشته با القاب وعناوين مختلف وبا ويترين هاي رنگين وفريبنده بر ملك جم حگم رانده اند، بايد مطمئن باشند، نهالي كه در سال 1357 بدست نا مبارك آيت الله خميني در خاك ايران غرس گرديد وبوسيله خاتمي و اصلاح طلبلن واصولگرايان وكارگزاران و آدمخواراني چون حاج اسدالله لاجوردي و عسگراولادي تازه مسلمان وهاشمي رفسنجاني وديگر دراكولاها آبياري گرديد تا به درختي تنومند بدل شود، و بحمدالله تا به امروز هم درسايه داغ و درفش، شكنجه واعدام وزندان، وتاراج ويغما گري وايران فروشي پابرجا مانده، با توسل به همين بازيها وهمين سازشها ونق زدنهاي آبكي كه درنوع خود يك پوپوليسم تلقي ميشود برجاي مانده است. اگرهم درطي اين دوران سياه اعتراضا تي ازسوي مردم يا تشكلهاي صنفي ومدني ودانشگاهي صورت پذيرفته، يادتان باشد كه بوسيله شما وامثال شما سركوب گرديد. مردم ايران دريافته اند كه اگربا شما وياران شما، تحت هراسم وعنواني باشد وطوفان اعتراض مردم نباشد، بهمين نق زدنهاي آبكي قناعت خواهيد نمود تا مردم بستوه آمده را كماكان سرگرم جنگهاي زرگري خودتان نگه بداريد تا نظام بماند وشما هم بمانيد.
چنين بنظرميرسد كه آقاي خاتمي وانبوه اصلاح طلبان هنوزازغافله حقيقت عقب مانده وادراك نكرده اند كه مردم دريافته اند، كارشان با اينگونه انتخابات انتصابي واينگونه جنگ وجدل هاي مصلحتي راه بجا ئي نخواهد برد. آقاي خاتمي مگرشما نبوديد كه درمقا م رياست قوه مجريه دولت اصلاحات، باهمراهي يارعزيز ورفيق شفيق تان، شيخ مهدي كروبي كه اين روزها دارد انواع واقسام اتهامات و سيه كاريها را بشما ودوستانتان نسبت ميدهد، اجازه داديد تا انتخابات آن مجلس كذائي كه بعدا"بمجلس اصولگرايان معروف شد، ودرهمان گام نخست هم خود شما وهمكارانتان را هدف گرفت، با يكصد ونود نماينده از پيش تعيين شده برگزارشود؟؟ چراآنزماني كه ميتوانستيد كاري بكنيد، نكرديد، واجازه داديد تا كار به اينجاها برسد؟؟ مگر جنابعالي دوستان هم كسوت خودتان وميل بقدرت در آنها را نمي شناختيد؟؟ اگر مردم نميدانستند، حضرتعالي كه ميدانستيد هم قبيله هاي شما دارند سريك ملت را كلاه ميگذارند. چرا نيامديد بمردم بگوئيد پشت صحنه چه خبراست؟؟ شما ازكدام صداقت حرف ميزنيد؟؟ دوستان اصلاح طلب تان از كدام قانون و قانون مندي صحبت ميكنند؟؟ چه چيزي عوض شده است كه حالا همه تان اظهار نگراني ميكنيد؟؟ چرا درپيشگاه ملت ايران اظهار ندامت وپشيماني، وبقول خودتان استغفار نميكنيد، و طلب بخشش نمي نمائيد؟؟ هنوزهم داريد سنگ مردمسالاري ديني را به سينه ميزنيد؟؟ فكرميكنيد كه قبيله رقيب بارديگربه شما اين امكان راخواهد داد كه ميدان دار حكومت كه نه، صاحب چند كرسي درمجلس اسلامي باشيد؟؟ هرگز!!
اگرنگران هستيد، راستا حسيني بيائيد و نگراني تان را با مردم، و نه با مشتي افراد آزمايش پس داده، آنهم بطور شفاف وبي پرده درميان بگذاريد. بيائيد و بگوئيد كه به مردم ايران جفا روا داشتيد. اگر نه به هفتاد ميليون ايراني، كه به آن 24 ميليون نفري كه صادقانه وصميمانه به حرفها و شعارهاي شخص شما ويا ران اصلاح طلب تان اعتماد كردند وبپاي صندوقهاي راي آمدتد، بگوئيد كه به امانت واعتماد آنها خيانت كرديد.
ترديد نداشته باشيد كه اظهارنگرانيها شما و ديگران در محدوده قدرت وحتي حواشي آن، مصداق خواندن سوره يا سين بگوش... است. حريف قدرقدرت شما تا آْنجا پيش رفته است كه حتي كروبي را بجان شما انداخته تا شب وروز شما و به مجموعه ياران شما بدو بيراه بگويد كه دارد ميگويد. چرا پاسخ اتهامات كسي را كه يك قلم سوء استفاده او از موقعيتش بعنوان رياست مجلس اصلاحات، دريافت ششصد ميليون تومان رشوه از شهرام جزايري عرب بوده را نميدهيد؟؟ آيا سكوت شما نشانه رضايت و حجت بودن حرفهاي شيخ مهدي كروبي، يا هراس شما از راس هرم قدرت نيست؟؟ اگر اين شجاعت را نداريد، يا مصلحت وحفظ نظام ومقولاتي از اين دست شما را دچار بيماري سكوت نموده، حداقل آنقدر شرف وانسانيت داشته باشيد كه دست ازسراين مردم برداريد و بگذاريد كه مردم كارخودشان را انجام دهند. شما بايد به اين حتم و يقين رسيده باشيد كه ديگر حناي تان درنزد مردم ايران رنگي ندارد، و آنچه مردم در آرزئي آن بسر ميبرند، مطالباتي فراتر ازآن چيزيست كه شما، ياران ومجمو عه حاكميت بدنبال آن هستند. {{خبر را بخوانيد}}
اخبار نگران‌كننده درباره حذف نیروهای مؤمن و مجرب از انتخابات
نوروز: اعضای ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان صبح روز پنج‌شنبه با آقای خاتمی دیدار كردند. در این دیدار، ضمن ارائه گزارشی از روند انتخابات و احساس مسئولیتی كه نیروهای اصلاح‌طلب برای حضور در صحنه دارند، بر ضرورت بهره‌گیری از حق قانونی شهروندان و نیز تقویت نظام تاكید شد. همچنین اعضای ستاد ائتلاف اصلاح‌طبان از برخی از اخباری كه از درون محافل مسئول اجرای انتخابات درباره نحوه رسیدگی به صلاحیت داوطلبان شنیده می‌شود، به شدت ابراز نگرانی كردند.
در این دیدار، آقای خاتمی ضمن تشكر از زحمات اعضای ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان گفت: علاوه بر شایعات عمومی، متاسفانه اخباری به دستم رسیده كه حاكی از نوعی تنگ‌نظری و اقدام برای محروم كردن بسیاری ازنیروهای مومن مجرب و روشن از حضور در صحنه انتخابات است. امری كه در صورت صحت بدون تردید به زیان نظام و جامعه خواهد بود ولی امیدوارم آن چه شنیده می‌شود سیاست رسمی مسئولان برگزاری انتخابات نباشد، بلكه ناشی از دیدگاه برخی افراد غیرمؤثر باشد؛ در غیراین‌صورت، واضح است كه مهمترین شرط انتخابات خوب و ارزشمند یعنی رقابت منتفی خواهد شد. امری كه یقینا مورد نظر مقامات عالیرتبه نظام نخواهد بود.
آقای خاتمی همچنین اظهار امیدواری كرد كه مسئولان برگزاری انتخابات این نگرانی‌ها را رفع كنند تا در عمل شاهد برخورد قانونی همراه با سعه صدر مسئولان در جهت برگزاری انتخاباتی رقابتی و قابل قبول باشیم و خدای ناخواسته شاهد رفتاری نباشیم كه به بخش مهمی از نیروهای ارزنده و بالاتر از آن به كل جامعه جفا شود.
آقای خاتمی در پایان تاكید كرد كه باید برای تصمیم‌گیری منتظر آینده ماند و لازم است كار با جدیت در ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان پیگیری شود

مواضع تشکلهای دانشجویی در قبال انتخابات مجلس هشتم، دانشگاه در تلاطم تصمیم


دانشگاه در تلاطم تصميم
اعتماد- آيا جنبش دانشجويي مانند نيمه دوم دهه هفتاد مشارکت فعال در انتخابات را در دستور کار قرار مي دهد يا برعکس مانند نيمه اول دهه هشتاد همچنان با صندوق هاي راي قهر مي کند؟ اخبار رسيده از مناطق مختلف کشور حکايت از آن دارد دانشگاه ها سکوت انتخاباتي پيشه کرده و از اعلام موضع براي ورود يا عدم ورود به عرصه انتخابات مجلس هشتم خودداري مي کنند. بنابراين سکوت انتخاباتي دانشگاه ها، تشکل هاي دانشجويي و فعالان دانشگاهي برخلاف رويه 10 سال گذشته آنان است و اين سوال پيش آمده است که چرا دانشگاه سکوت کرده است و نهايتاً چه سياستي را در پيش مي گيرد، چرا که جنبش دانشجويي در جريان انتخابات دوم خرداد 76، مجلس ششم و شوراهاي شهر اول مشارکت فعال و تاثيرگذار را در دستور کار خود قرار دادند. هر چند مشارکت فعال دانشگاه ها در جريان سه انتخابات بعدي يعني شوراي شهر دوم، مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم جاي خود را با عدم مشارکت و در پاره يي موارد تحريم شرکت در انتخابات عوض کرد. گو اينکه تحليل بر اين بود که جامعه دانشگاهي تحت تاثير ناکامي هاي جنبش اصلاح طلبي در ايران به نوعي سرخورده و در نتيجه دچار قهر با صندوق هاي راي شد. استدلال جنبش دانشجويي براي قهر با صندوق هاي راي اين بود که امکان پيشبرد جريان اصلاح طلبي ممکن نيست، در نتيجه بهترين سياست عدم مشارکت در انتخابات است. به اين ترتيب جنبش دانشجويي در نيمه دوم دهه هفتاد و نيمه اول دهه هشتاد مواضع صريحي را در قبال انتخابات - ولو دو موضع کاملاً متضاد - اتخاذ کرد. اما اکنون در نيمه دوم دهه هشتاد اين جنبش مانند 10سال گذشته از اتخاذ سياست صريح، قاطع و فوري در قبال انتخابات ناتوان نشان مي دهد. شايد هم به نوعي به تامل و تعمق فرو رفته است. تامل و تعمق از آن رو که جنبش دانشجويي بر اين تصور بود اگر از راه مشارکت فعال به اهداف مورد نظرش نرسيده است اما شايد از راه قهر با صندوق راي به هدف برسد. ولي ظاهراً تدبير دوم هم چندان چاره ساز نبوده و نتايجي به مراتب بدتر از گذشته نصيب همگان شده است. در واقع جنبش دانشجويي در معرض اين سوال قرار گرفته است که حاصل اقدام آنان در قهر با صندوق هاي راي چيست و آيا مي توان اين سياست را تداوم بخشيد؟ اين در حالي است که بخش هايي از جنبش دانشجويي هنوز معتقدند مشارکت فعال در عرصه انتخابات چندان فايده يي ندارد زيرا تجربه هشت سال دوران اصلاح طلبي به وضوح اين را نشان مي دهد. اما در مقابل منتقدان به سياست عدم مشارکت مي گويند؛ قهر با صندوق هاي راي نه تنها فايده يي نداشته بلکه باعث شده ميدان براي برخي گروه هاي تندرو فراخ شود و آنان هر گونه که مي خواهند در عرصه بدون رقيب و با حداقل حضور راي دهندگان جولان دهند؛ جولاني که طي چهار سال گذشته آثار زيادي را بر جاي گذاشته است و بيم آن مي رود اگر ميدان براي تندروها بدون رقيب و بدون راي دهنده باقي بماند آثار بدتري در پي داشته باشد. در واقع شايد به دليل تقابل همين دو ديدگاه است که دانشگاهيان به عنوان کانون اصلي تحولات سياسي کشور از اتخاذ موضع صريح و يکپارچه ناکام مانده اند و به نوعي دچار مناظره هاي درون دانشگاهي شده اند؛ مناظره هايي که هنوز معلوم نيست خروجي آن چه خواهد بود. شايد هم نوع نگاه و عملکرد مجريان و ناظران انتخاباتي تاثيري عميق بر پيروزي يکي از دو جريان ياد شده دانشگاهي داشته باشد. به اين معنا که تکثر يا عدم تکثر سياسي کانديداهاي انتخاباتي تاثير مستقيمي بر پيروزي يکي از ديدگاه هاي مدافع مشارکت فعال يا عدم مشارکت در انتخابات دارد. البته اين تنها يک وجه ماجرا است، چرا که در سوي ديگر هم دانشگاه «هروله کنان» بين تعامل يا عدم تعامل با ساختارهاي رسمي کشور در حرکت است. دانشگاه اکنون دوران پرتلاطمي از روابط خود را با ساخت رسمي قدرت طي مي کند و همين مساله هم خودبه خود منجر به کاهش توجه به مقوله انتخابات شده است.نگاهي به فعل و انفعالات دانشجويي نشان از آن دارد که اکنون انرژي زيادي از جنبش دانشجويي صرف تبعات ناشي از روابط نه چندان دوستانه دانشگاه با ساخت رسمي قدرت مي شود. بيانيه ها، اعلام مواضع و سخنراني هاي فعالان دانشجويي عمدتاً درباره برخوردهاي نامناسب با جامعه دانشگاهي است. طي سال هاي گذشته اين چنين نبود و در آستانه هر انتخاباتي دانشگاه کانون اصلي رايزني هاي انتخاباتي و بحث هاي سياسي بود. در واقع تب انتخابات از دانشگاه شروع شده و سپس به بخش هاي مختلف جامعه پمپاژ مي شد. دانشگاهيان به عنوان گروه مرجع نقش تعيين کننده يي را در سمت و سوگيري هاي انتخاباتي کشور ايفا مي کردند و ديدگاه آنان عامل مستقيمي در پيروزي يا ناکامي جريانات حاضر در عرصه انتخابات بود. چنانچه بسياري معتقدند نقش فعالان دانشگاهي عامل اصلي پيروزي سيدمحمد خاتمي در انتخابات دوم خرداد 76 بود. اما همين دانشگاهيان باز هم نقش اول را در انتخابات رياست جمهوري نهم بازي کردند چرا که اين بار برخلاف گذشته عدم مشارکت را در دستور کار قرار دادند و همين رويه که بازتابي نسبي در سطح جامعه را هم به دنبال داشت موجبات رئيس جمهور شدن کانديداي يک جريان خاص را فراهم کرد. اما اينک دانشگاه با تبعات سياست هاي دوگانه خود دست و پنجه نرم مي کند. دانشگاه سکوت کرده و لاجرم از لاک سکوت خارج خواهد شد. بايد منتظر ماند و ديد
اين بار دانشگاه چه سياستي را پيشه مي کند. 26/10/86

نامه یک زندانی سیاسی به رئیس سازمان رندانهای رژیم

انتشار دهنده: فعالان حقوق بشر در ایران
نامه بابک دادبخش به سهراب سليماني
جناب آقاي سهراب سليماني رياست محترم سازمان زندانهاي استان تهران
احتراماً اينجانب بابک دادبخش متهم پرونده 7533/84 ط د که به اتهام اقدام عليه امنيت کشور بازداشت مي باشم 21 بار با انواع و اقسام برچسبها به بدترين زندانها و بدترين شرايط تبعيد گرديدم هيچگاه نتوانستم دليل اين خشونت را نسبت به خود درک نمايم . و اينکه امضاي حضرتعالي را در آخرين دستور انتقالم به زندان رجايي شهر ديدم که در مورخه 13/9/86 طي نامه شماره 1/77/78 دستور داديد که : تحت شرايط جاري نامبرده در اسرع وقت تحت ضوابط به زندان رجايي شهر منتقل شود و زير دستور جنابعالي را هم معاونت امنيت جناب آقاي قويچ دستور تاکيدي عنايت فرمودند و اکنون چند سئوال :
مي توان بپرسم طبق کدام قوانين و ضوابط اينجانب 21 بار بين 3 زندان تهران در طي 3 سال نقل و انتقال شده ام ؟ ميخواهم بپرسم چگونه است که بيش از 45 روز است ممنوع تلفن و ممنوع الملاقات ميباشم ؟ ممنوعيتي که کسي دليل آن را نمي گويد يا نمي داند، تنها گفته ميشود ما نيز مي دانيم ممنوعيتهاي شما غير قانوني است ولي قدرتهاي بالادست بصورت تلفني دستور داده اند که تلفن و ملاقاتي نداشته باشي .
از شما ميپرسم کدام قانون اين اجازه را به سازمان زندانها داده است که بعنوان ترفند جهت ساکت کردن يک زنداني سياسي او را از زندان اوين به زندانهاي ديگر بفرستيد و آنها را در بين مجرمين خطرناک و متجاوزين به عنف ، قتلهاي فجيع و حتي قاتلين داراي جنون آني که همگي به اعدام محکوم شده بودند و منتظر اجراي حکم اعدام مي باشند بفرستيد؟
آيا علت تبعيد و شکنجه من اين نيست که با خبرنگاران و بازديدکنندگان در مورد مشکلات زندان صحبت کرده ام؟ يا اينکه به مافياي زندان و فروشگاهها و کارچاقکنها اعتراض کرده ام؟ و شما از طرح اين مسائل در مقابل بازديدکنندگان ناراحت هستيد؟ يا اينکه چون من نواميسم را براي سوء استفاده قراردادن افراد فرصت طلب در کالبد اداره اتان فراهم نساخته ام ؟
اگر نگرانيهاي شما موارد بالاست عرض ميکنم که کم نيستند آزاديخواهان قلم به دستي که ميبينند و مينويسند فعاليت زندانهاي فاسد شما را و شما نيز بايد روزي پاسخگوي اعمالتان در برابر آنان باشيد. اگر مشکل شما اين است که خفه شويم در مقابل بازديدکنندگان و خبرنگاراني که اکثراً نيز از عمال خود شما محسوب ميگردند و در مقابل آنان فقط از محاسن شما تعريف کنيم آن هم به روي چشم اگر صحبت کردن از مافياي زندان، توطئه گران، کارچاقکنها و فروشندگان مواد مخدر در برابر بازديدکنندگان ممنوع است آن هم به روي چشم. نميدانستم که قلمرو آنان محدوده و خط قرمز شما نيز محسوب مي شود و اگر مشکل ديگر شما جذب نشدن نواميس) براي يک خواسته کوچک انقدر بيايند و بروند تا آخر يکي از متوليان آن سيستم بتواند آنها را براي خواسته خود تحت لواي قانون و موقعيت تحت تجاوز و تعرض قرار دهد .( است که تن به خواسته هاي شما نخواهيم داد زيرا که از جنس شما نيستيم.
در آخر اميدوارم با توجه به اينکه براي احقاق حق خودم و ساير زندانيان سياسي راهي جز دوختن لبانم نداشتم مرا درک نمائيد و به يکي از جلادان نامرئي خود طي دستوري شفاهي و تلفني سفارش نکنيد که براي تحقير هر چه بيشتر، مرا نيز به يکي از حلقه ها ي مفقود دهها قتل بدون متهم که در سلولهاي انفرادي زندان رجايي شهر رخ داده و مي دهد بپينودم و يا مثل چندين زنداني که براي تنبيه هر چه بيشتر با شورشيان آنها را در رجايي شهر به دار آويختند مرا به دار نياويزيد.
ايران – زندان رجائي شهر (( گوهردشت)) 28/10/86

انفرادی/ محمدمسعود سلامتی

به یاد دانشجویان وهمه ی آزاد یخواهان دربند که درسلول های انفرادی صبحرا انتظارمی کشند«انفرادی»دردهلیزبی انتهای سکوتومحو سوسوی شهردرآغوش وادی فراموشی درسرزمین انجماد سایه ها ، که درپس هرگام حصاری است به نام دیوارافسوس که ره نیست به آن، بر نیزه های خورشید همو گویی که نیستندمیلیون ها میلیون انسان که آنسوی ترندشبانگاه چون رسد، سپاه بی آشیان سحابمقبره می سازد درآسمان ازبرای ستارگانو تنها قله ی آرزوی تو...کاشدرظلمت شهر سکوت دشنه ی آدرخش فرو آید بردیوارشبوه! این صدای رعد است وسرآسیمگی سکوتو برق که یکباره می کشد نقاب ازشب آنگاه قطره های تند بارانکه جزدرباغ خیال برچهره جاری نمی شوندو این ....تنها هوای تازه است!لحظه ها دیگرلحظه نیست، ساعتها وسالهاستدردی که می برد وجودت را برتابوت لحظه ها....آخ....این ناله و فریادِ هم داستان توست درد صدایش شکسته تکرارلحظه ها بی هیچ سایه ایتا انتهای سکوت می رود و باز می آید... کاش نبود این همدم ...وقتی که نگاهت بازمی کاود بر افقدرپس هرگام حصاری است به نام دیوارو... نامش ... انفرادی.محمد مسعود سلامتیhttp://rozane1.blogspot.com

انتخابات مجلس می تواند آزاد و منصفانه باشد؟


آیت الله جنتی رئیس شورای نگهبان بدون شک این روزها به عنوان قدرتمندترین مرد سیاست ایران سرنوشت سیاسی ملت را به دست گرفته است. ایشان به لطف شغل حساسشان، سالهاست که جریان سیاسی کشور را اداره می کنند. هم ایشان بارها وبارها نظرات شخصی، سیاسی و جناحی خود را مقدم بر قانون دانسته است و شخصیتهایی سیاسی و هوادار آنان را از دستیابی به حقوق مسلم خود بازداشته اند.
قانون اساسی کشور در بند 37خود به صراحت کافی مشخص می نماید که افراد بی گناه اند تا زمانی که خلاف آن به اثبات برسد اما متاسفانه این اصل مقدس از نظر آقای جنتی از پشتوانه منطقی کافی برخوردار نیست. ایشان در آخرین سخنرانی خود در کنگره روئسای شورای نگهبان استانها به طور علنی گفتند" عده ای هنوز وجود دارند که اصل برائت افراد را باور دارند و این اصلاً توجیه قانونی ندارد." . جالب این است که این سخنرانی در خصوص انتخابات مجلس دوره هشتم ایراد می شد.
اگر نگاهی به عملکرد دوره قبل این شورا بی اندازیم متوجه می شویم که چرا تا این اندازه نگرانیها افزایش یافته است. در دوره هفتم طبق آمار و گزارش های خود شورای نگهبان، بیش از چهار هزار ایرانی رد صلاحیت شده اند. بیش از هزارو چهارصد نفر از این افراد طبق بند یک ماده 28 قانون انتخابات، رد صلاحیت شده اند. این ماده قانونی حکایت از رد صلاحیت افرادی می دهد که اعتقاد عملی به دین اسلام ندارند. اما جالب توجه این است که 89 نفر از رد صلاحیت شدگان، نمایندگان مجلس دوره ششم بودند و همگی بر اساس این بند قانونی رد صلاحیت شده اند. اینکه چطور می توان ظرف چند سال خدمت در مجلس شورای اسلامی، اعتقاد عملی به دین اسلام را از دست داد، دیگر از آن موضوعاتی است که شورای نگهبان هیچگاه پاسخی به آن نداده است و نخواهد داد.

حالا چه مقدار می توان امیدوار بود به انصاف و بی طرفی آیت الله جنتی برای این دوره هشتم مجلس؟ همانطور که حتماً می دانید بخش بسیاری از گروهای اصلاح طلب پیشاپیش نگرانیهای خود را از اوضاع اعلام کرده اند. تبعیض فاحش برای تایید صلاحیت افراد آنقدر تاثیر گذار شده است که حتی بسیاری از افراد متعلق به پیکره سیاسی و عقیدتی نظام هم بی پروا نگرانی خود را اظهار می کنند.
اما حضور نظامیان در ساختار اداری و کنترلی انتخابات یکی دیگر از نگرانیهایست که متاسفانه کمتر سیاسیتمداری در ایران شجاعت اعتراض به آن را دارد. به طور مثال رئیس اداره انتخابات استان تهران آقای صفر علی براتلو همان آقای براتلویی هستند که تا اواسط سال هشتادو پنج رئیس تشکیلاتی بسیج بوده است. هر چند که ایشان تنها مسئول نظامی موجود در ساختار اداری انتخاباتی امروز کشور نیستند.
نگرانی آنقدر زیاد هست که بسیاری از آقایان و علما حتی جرات نکردند خودشان را کاندید کنند. ترس از رد صلاحیت شدن و یا کاندید ناتوان و بی اثر بودن در گفتار و رفتار سیاسی همگان موج می زند. گویا غالباً می دانند آبروی سیاسی و خانوادگی شان در خطر است. نماینده شدن اگر چه کار ساده ای نیست اما هنوز به لطف رفتار و گفتار ولایت پسند، ممکن است. آقایان بهتر است فکر فردای بعد از انتخابات باشند. تکرار شعارهای انتخاباتی و قولهای تهی از عمل، آبروی نظام را برده است و امروز خطیب جمعه تهران و در گذشته خود مقام رهبری اعلام کردند، کاندیدها مراقب بد اخلاقی انتخاباتی باشند.
آقای رئیس جمهور هم چه کودکانه درصدد سفارش برآمدند و حکومت آمریکا را به برگزاری انتخابات آزاد توصیه کردند. ایشان به لطف انتخابات آزاد هرگز نمی توانستند چنین موجب شرمندگی و فقر کشور شوند. آقای دکتر احمدی نژاد بهتر است فکر برگزاری انتخابات آزاد و مطمئن در کشور خودمان باشند و فراموش نکنند که بنیانگذار این نظام میزان را رای مردم می دانست.

سید احمد طباطبایی
بیست و سوم دی ماه هزار سیصدو هشتادو شش

بیانیه جمعی از زنان آذربایجان



هم اكنون كشور ما در شرايطي به سر مي برد كه روز به روز بر محدوديتهاي فردي، اجتماعي، سياسي و اقصادي در آن افزوده مي‌شود. اين تضييقات، پيامدهاي بسيار نامطلوب‌تري را گريبانگير جامعه خواهد كرد. زنان آذربايجاني اعتراض خود را به ادامه اين روند اعلام نموده و خاطرنشان مي‌كند:
1 ـ تشديد فيلترينگ سايتها و و توقيف نشريات و اخطار به آنها مبني بر اجتناب از طرح مسائل جدي اجتماعي و ... موجب به بن بست كشيدن روند دمكراتيزه كردن جامعه و بي محتوايي مطبوعات و جرايد شده و نهايتا جريانات اجتماعي را به سوي حركات افراطي‌ سوق خواهد داد. ما زنان آذربايجاني اعتراض خود را به توقيف نشريات، از جمله توقيف ماهنامه" ديلماج" كه به تحليل معضلات آذربايجان و انعكاس قابليتهاي آن مي پرداخت و در صدد ارتقا بار تئوريك فعالان اجتماعي آن بود و علاوه بر آن تريبوني آزاد براي جنبش مستقل زنان آذربايجان نيز محسوب مي‌شد، اعلام مي كنيم. نمونه‌هاي متعدد ديگري را مي توان برشمرد، از جمله نشريه دانشجويي "تلنگر" كه براي طرح مسائل زنان با انتشار اولين شماره خود توقيف شد! و هيئت تحريريه ومدير مسئول آن به حراست دانشگاه تبريز فرا خوانده شدند.
ما خواستار رفع لغو امتیاز و توقیف نشریات مستقل آذربایجان و پایان دادن به ارعاب مدیران مسئول مطبوعات هستیم و اخطار به ماهنامه‌ها و فصلنامه‌هايي كه برخي شماره‌هاي خود را به طرح مسائل زنان اختصاص مي‌دهند، محكوم مي كنيم.
2 ـ جنبش زنان آذربايجان همچنان كه از پيشتازان " كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان" بود- چنان چه در ابتدا بيشتر شهرهاي پبشتازاين حركت، بعد از تهران از شهرهاي آذربايجان بودند ـ معتقد است آشنايي زنان با حقوق داشته و نداشته‌شان، مهمترين راه براي تعيين و تثبيت خواسته‌هاي آنان به شمار مي‌آيد. ما كماكان حامي كمپين به عنوان كف مطالبات زنان هستيم واين را حق مسلم و ابتدايي هر كسي مي‌دانيم كه ذيل خواستهاي خود را امضا كند. ما هر گونه تهديد يا دستگيري و ارعاب فعالين جنبش زنان را محكوم مي‌كنيم.
3 ـ احقاق حقوق زنان، هدف مشترک فعالین جنبش زنان است. در حالي که زنان ترک ، کرد، عرب و...خواسته‌های مدنی خود را با دیگر زنان فعال در جنبش زنان پیوند زده‌اند، در راستاي احقاق حقوق ملي خويش و... نيزمبارزه مي‌کنند و بیشترین هزینه‌ها را متحمل می ‌شوند. چنان چه در ماههای گذشته شاهد دستگیری زنان دگراندیش ترک در نقاط مختلف آذربایجان بوده‌ایم؛ زنانی که هم دغدغه برابری زنان ومردان را دارند و هم دغدغه برابری حقوق اقوام و ملل ايراني را. اما آن چه تامل‌برانگيز است، عدم پوشش خبری مناسب دستگیریهای فوق چه
از جانب جنبش زنان ایران و چه از جانب دیگر گروهها و فعالین سیاسی است که نتیجه اتخاذ چنین رویکردی بازگذاشتن دست سرکوب گران است که با خیال راحت و به‌دور ازنظارت ناظرین حقوقی و افکار عمومی، به اتهامات واهي تجزیه‌طلبی و بدون در نظر گرفتن کمترین حقوقي، با بیرحمانه ترین برخوردها، اين افراد را دستگیر و روانه زندان می‌كنند و همین امر ظلمی مضاعف در حق این فعالان است.
جنبش زنان آذربايجان، ضمن ابراز نارضايتي خود از تهديد، بازداشت و شكنجه فعالان اجتماعي و سياسي آذربايجان كه اغلب آنها در شرايط بسيار بدي بسر مي برند، معتقد است، ادامه اين روند بر كينه و نفرت مردم اين خطه افزوده و باز تاكيد مي‌كنيم، راه را براي حركات افراطي هموار مي‌‌كند. ما زنان عميقا درك مي‌كنيم كه خانواده‌ها و همسران اين زندانيان از جمله عطيه طاهري همسر سعيد متين‌پور، رقيه عليزاده همسر عباس لساني و خانواده‌هاي رضا متين پور و جليل غني‌لو و... بسيار معذب تر از خود آنها هستند.
ما خواهان آزادي اين زندانيان، به ويژه آزادي فوري و بدون قيد و شرط ليلا حيدري هستيم كه به هنگام ملاقات با همسر زنداني خود، بهروز صفري (از فعالان سياسي آذربايجان) بازداشت و اكنون پنجمين ماه دستگيري خود را در بند209 زندان اوين در حالي مي‌گذراند كه به‌ گفته منابع خبری و بنا به گزارشِ گزارشكران حقوق بشر، بارها در زندان دچار حمله‌های قلبی و میگرن شده است، بطوری که دو بار در حین بازجویی، بیهوش شده و حتي مسئولان بهداري نسبت به وضعيت او هشدار داده‌اند.
لذا، ما زنان آذربایجانی فعال در جنبش زنان، ضمن تاکید و توجه بر حقانیت مطالبات قومی (ملي)، خواستار آزادی هر چه سریعتر لیلا حیدری، باتوجه به وخامت وضعیت سلامتی وي هستیم و از تمامی فعالین جنبش زنان و نهادهای مدنی و فعالین سیاسی انتظارداریم با امضای بیانیه برای آزادی لیلا حیدری، با ما همصدا شده و زنان آذربایجان را یاری دهند.
فعالين جنبش زنان آذربايجان 29/10/86




مهندس طبرزدی : نیروهای دموکراسی خواه حق دارند انتخابات غیر دموکراتیک را تحریم کنند


خبرگزاري جبهه متحد دانشجوييحشمت اله طبرزدي كه 65 روز از بازداشت اخيروي بدون تفهيم اتهام جديد مي گذرد درپاسخ به ديدار نمايندگان گروههاي سياسي از خانواده اش ضمن قدرداني از اين ابراز همدلي درزمينه سناريوي انتخابات رژيم پيامي به اين قرار ارسال نمودپیش از هر چیز لازم می دانم از نهادهای مدنی و کوشندگان حقوق بشر و شخصیت های محترم که با حضور در خانه ی من و ابراز محبت به این سرباز راه آزادی موجبات دلگرمی برای خانواده و خودم را فراهم ساختند، صمیمانه سپاسگزاری کنم.بیم آن هست که اگر بخواهم از یکایک با ذکر نام و عنوان سپاسگزاری کنم نام برخی عزیزان از قلم بیفتد،به همین دلیل به همین میزان بسنده می کنم و برای آنها آرزوی پیروزی می کنم.همانگونه که انتظار می رفت مساله انتخابات به عنوان یک سناریو برای حاکمیت درآمده است .در این سناریو ،هریک از مسئولین و نهادهای انتصابی،تبلیغی،امنیتی،نظامی و ... نقشی را برعهده دارند.وظیفه اصلی شورای نگهبان اما ،رد صلاحیت کاندیداهای غیر خودی است .نقش دستگاه تبلیغی هموار ساختن زمینه تصمیمات شورای نگهبان است .برخی با در اختیار داشتن رسانه های جمعی،مخالفان و کاندیداهای مستقل را به عوامل دشمن متهم می کنند و یک درخواست قانونی و دمکراتیک برای نظارت نهادهای موجه بین المللی در انتخابات را بی شرمی برمی شمرند.واین سناریو با استفاده از امکانات عمومی برای تبلیغ کاندیداهای سرسپرده جناح حاکم تکمیل خواهد شد و آخرالامر معلوم نیست حاکمیت یک دسته به دور از ناظران بیطرف و نمایندگان واقعی ملت چه چیز از صندوق ها بیرون بکشد ؟بنابراین در یک انتخابات استصوابی که با ارعاب تبلیغی حاکمیت نیز همراه است،تنها فاکتوری که موضوعیت ندارد،انتخابات آزاد،عادلانه و دموکراتیک است.پس باید به احزاب مستقل و نیروهای دموکراسی خواه حق داد که از شرکت در این انتخابات خودداری کرده و این نمایش انتخابی را تحریم کنند.توده های مردم نیزبه دلیل سرخوردگی های اقتصادی،سیاسی و اجتماعی ، گرایشی برای شرکت در این نمایش ندارند،جز حاکمیت و طرفداران آن که کمتر از ده درصد جامعه را تشکیل می دهند ،هیچ کس به آزاد بودن و مؤثر بودن این انتخابات باور ندارد.همچنین در آستانه ی 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب بهمن 1357 قرار گرفته ایم.نظر به همزمانی نمایش انتخاباتی با سالگرد انقلاب ،علاقه مندم نکته ای را به طرفداران مردم سالاری دینی گوشزد کنم .طرفداران مردم سالاری دینی و اصلاح طلبان پیشرو،همگام با سایر لایه های اجتماعی از وضعیت موجود ابراز نارضایتی می کنند،اما همزمان به تجلیل از انقلاب و نقش آیة اله خمینی در آن پرداخته و از رژیم جمهوری اسلامی دفاع می کنند.به نظر من آنها دچار یک تناقض تاریخی و معرفتی اند .برای اینکه جمهوری اسلامی یا مردم سالاری دینی ،ثمره انقلاب و میراث آیِة اله خمینی است. مادامی که رژیمی دینی باشد،حتما در آن شورای نگهبان ،تشخیص مصلحت نظام ،ولایت فقیه ،اجرای احکام شرعی مثل قصاص ، قطع دست و پا ،سنگسار ،پرتاب از کوه ،تفتیش عقاید،نظارت استصوابی،سلول انفرادی،چشم بند،شکنجه و سانسور نیز هست. برای اینکه رژیم دینی ،ملزم به اجرای قوانین و احکام ایدئولوژیک ولو با زور سرنیزه است.تفاوتی ندارد چه کسانی در چنین نهادهایی مسئولیت داشته باشند،مهم این است که آنها باید از نظام دینی محافظت کنند و احکام شرع را اجرا نمایند،در غیر اینصورت رژیم دینی نخواهد بود اصلاح طلبان دینی که از مردم سالاری دینی حمایت می کنند،لابد می دانند که اگر به جای جناح حاکم ،آنها نیز در مصادر امور قرار بگیرند ،ناگزیر برای اجرای احکام شریعت و حفظ نظام و اسلامیت آن،باید رفتاری کم و بیش شبیه اقتدارگرایان داشته باشند .مگر نه اینکه آنان در دوره ی اصلاحات ،مجلس و قوه ی مجریه را در اختیار داشتند،آیا اتفاق خاصی افتاد ؟بنابراین باید بپذیریم که تنها و تنها چالش اصلی ملت ایران ،مساله ی جدایی دین از سیاست است.اگر دین از سیاست جدا نشود ،هیچ امیدی به برقراری دموکراسی ، حاکمیت عدالت و رعایت حقوق بشر نخواهد بود .به نظر من اصلاح طلبان ، بیهوده آب در هاون می کوبند .برای اینکه دین با دموکراسی سازگاری ندارد .واقعیت این است که ثمره ی اصلی و عینی انقلاب بهمن 57 و میراث آیة اله خمینی ،یک نظام دینی است که همگی شاهد عملکرد آن هستیم .اصلاح طلبان نمی توانند از یک سو مدعی دفاع از دموکراسی و حقوق بشر باشند و از دیگر سو به تجلیل از مردم سالاری دینی و انقلاب و رهبری آن بپردازند.این یک تناقض آشکار است .نظارت استصوابی نیز حاصل همین انقلاب و همین رژیم دینی است.باور من این است که مساله اصلی اپوزسیون اعم از طرفداران لیبرال دموکراسی یا سوسیال دموکراسی وجمهوری خواه و مشروطه خواه ،پیش از هر چیز ،مساله ی تفکیک دین از سیاست است .اگر این مساله حل شود ،مشکلات اصلی نیز برطرف خواهد شد.به جای پرداختن به مسائل فرعی و دامن زدن به اختلافات یا حتی دل خوش کردن به نفوذ گروهی از اصلاح طلبان به درون نهادهای حکومتی ،می بایست حول این مساله اتحاد لازم را به وجود آورد.وقت آن رسیده است که اصلاح طلبان دموکرات نیز راه خود را از اصلاح طلبان حکومتی جدا کرده و به جبهه ی دموکراسی خواهی بپیوندند.در یک مردم سالاری دینی ،حقوق مردم به نفع حکومت گران سلب خواهد شد.اعم از اینکه اصلاح طلبان حاکم باشند یا اقتدارگرایان. زندانی حشمت اله طبرزدی ایران/تهران/زندان اوین /بند 350 24 دیماه 1386 خوشیدی